به گزارش مشرق، تنش جدی بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی، توجه اغلب رسانهها و محافل سیاسی جهان را جلب کرده است. رسانههای ترکیه نیز در این میان، به شکل جدی بر این موضوع تمرکز کردهاند. چرا که ترکیه با هر دو طرف، روابط گستردهای برقرار کرده و در عین حال، در چندین پرونده منطقهای، با هر دو آنها سابقه اختلاف نظر و رقابت منجر به تنش داشته است.
به قول مهمت بوزکوش تحلیلگر روزنامه اوداک، جنگهای نیابتی بین عربستان و امارات، جنگ قدرت در یک منطقه حساس است و ترکیه نیز به دقت، این اوضاع را زیر نظر دارد. آن هم در شرایطی که به باور کارشناسان مرکز تحقیقاتی اُرسام در ترکیه، این اختلافات فضای مانور استراتژیک را برای آنکارا بیش از پیش فراهم کرده و با هر دو طرف، در حال توسعه همکاریهای دفاعی است.

یکی از پچیدهترین چالشهای سیاست خارجی ترکیه، این است که تعیین سطح رابطه و میزان فاصله و نزدیکی با هر دو کنشگر عربی مهم منطقه یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی، پیچیده است.
ترکیه به سرمایه گذاری و حمایت مالی هر دو آنها نیاز دارد، اما هر دو سو، در مورد انتقال سرمایه به ترکیه محتاط هستند. از این گذشته، با وجود زمینههای مساعد برای ارتقای سطح رابطه، مفهوم مهم رقابت منطقهای نیز در میان است. به ویژه امارات متحده عربی اغلب در تحلیلهای ترکیه به عنوان یک بازیگر منطقهای رقیب دیده میشود که غالباً در تضاد با اهداف آنکارا عمل میکند.
روزنامه ینی شفق چاپ آنکارا در گزارشی به این اشاره کرده که تنش بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی در یمن، رقابت اقتصادی و استراتژیک میان دو کشور را دوباره شعلهور کرده و در سوق دادن این رقابت به سمت خشونت، موضوعات سیاسی – امنیتی و مداخله موذیانه رژیم صهیونیستی، تاثیر به سزایی دارد.
اما روزنامه نیویورک تایمز بر این باور است که محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی از ارتقای موقعیت تجاری منطقهای و فرامنطقهای دبی و ابوظبی نگران است و به دنبال آن است که نقش ریاض و جده در معادلات منطقه، به مراتب برجستهتر از نقش دبی و ابوظبی باشد. محمد بن سلمان، به شکل آشکار به شرکتهای بینالمللی فشار آورد تا مقر خود را به ریاض منتقل کنند وگرنه از قراردادهای دولتی بهرهمند نخواهند شد.

اما اختلافات و رقابت خشونتآمیز عربستان سعودی و امارات متحده عربی در منطقه، به چه شکلی با منافع سیاسی – اقتصادی ترکیه ارتباط پیدا میکند و چه تاثیری بر موقعیت آنکارا دارد؟
این موضوع مهمی است که از سوی چندین تحلیلگر ترکیهای مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. از زمانی که در ماه دسامبر، شورای انتقالی جنوب با حمایت امارات متحده عربی به سمت جنوب و شرق یمن پیشروی کرد و کنترل مناطق نفتخیز را به دست گرفت، اندیشکدههای نزیک به دولت و حزب حاکم ترکیه، بر تحولات مزبور تمرکز بیشتری کردند و مرکز تحقیقات خاورمیانه در آنکارا اعلام کرد که اقدامات گروه تحت حمایت امارات در یمن، از دید مقامات ریاض، تهدیدی امنیتی علیه پادشاهی سعودی است.
همچنین روزنامه قرار گازته سی چاپ آنکارا و از جراید نزدیک به عبدالله گل و احمد داود اوغلو، از آن دسته جرایدی است که تنش بین عربستان و امارات را به موضوع تجارت ربط داده و چنین تیتری به کار برده است: «ریاض به تخت تجاری دبی، چشم طمع دوخته است».

گزارش روزنامه قرار گازته سی میگوید: «هم محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی و هم محمد بن زاید، رهبر امارات متحده عربی، برای مقامات واشنگتن، چهرههای مهمی هستند که هر دو آنها در زمره رهبران اصلاحطلبِ اقتدارگرا محسوب میشوند. این دو در سال ۲۰۱۵ برای مداخله در یمن و ایستادگی در برابر قطر، شریک شدند. اما امروز، این دو رهبر در سراسر خاورمیانه، آفریقا و فراتر از آن در رقابت هستند. حالا به وضوح میتوان دید که برنامههای شاهزاده محمد برای تبدیل ریاض به یک مرکز تجاری جهانی، تهدیدی برای دبی، مرکز مالی امارات متحده عربی، محسوب میشود. یکی دیگر از عرصههای رقابت، سودان است. امارات متهم به حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) است که با ارتش سودان میجنگند، در حالی که عربستان سعودی از ارتش سودان حمایت میکند و میزبان مذاکرات صلح است. به قول مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، یکی به آنها پول میدهد، دیگری سلاح! این اختلاف بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی یک مشکل جدی برای واشنگتن ایجاد میکند».
کاراگُل: ترکیه باید مداخله کند
ابراهیم کاراگل تحلیلگر روزنامه اخوانی ینی شفق چاپ آنکارا، تفسیری طولانی درباره تنش بین عربستان و امارات نوشته و میگوید: این منطقه، به مداخله مستقیم ترکیه، عربستان سعودی و مصر نیاز دارد. باید در این سه منطقه مداخله کنند. حمله عربستان سعودی به محموله سلاحها و خودروهای زرهی امارات، یک اولتیماتوم جدی بود که منطقه را به آشوب کشید. البته امارات تسلیم شد و خروج خود را اعلام کرد و از ائتلاف با عربستان، خارج شد. تسلیم فوری امارات، این واقعیت را به یادمان آورد که قدرت، به راحتی همه بازیها را به هم میزند.

کاراگُل در ادامه با رویکردی جانبدارانه افزوده است: «امارات متحده عربی حاضر است حوثیهای یمن را برای حمله به پروژه نئوم عربستان تشویق کند. در همین حال، اسرائیل نیز در کنار امارات است و این دو، حتی عربستان سعودی را نیز محاصره کردهاند. ترکیه سالهاست این خطر را پیشبینی کرده است. اسرائیل از امارات به عنوان اسب تروا در قلب جهان اسلام استفاده میکند و به همین دلیل، امارات از حامیان مهم کودتای نافرجام گولن در ترکیه در سال ۲۰۱۶ بود. امارات به منظور همدستی با اسرائیل علیه منافع ترکیه، با یونان، قبرس و ارمنستان نیز همدستی کرده است. حتی استقرار موشک اسرائیلی در قبرس علیه ترکیه، پروژه امارات است. اسرائیل، در صورت هر نوع حمله احتمالی، نه قدرت و نه قصد محافظت از امارات متحده عربی را دارد. یک موشک که ممکن است منحرف شود و در دبی فرود آید، به افسانه امارات پایان میدهد. بنابراین لازم است، ترکیه، عربستان و مصر قبل از حمله اسرائیل اقدام کنند. در یمن، سوریه، سومالی و سودان، دست امارات باید قطع شود. طبیعتاً این امر دست اسرائیل را نیز قطع خواهد کرد. ترکیه، مصر، عربستان سعودی و کل منطقه باید از طریق مداخلات نظامی مشترک، بساط امارات-اسرائیل را پاکسازی کنند و این دو کنشگر، از آبراههای استراتژیک مانند باب المندب و کانال سوئز حذف شوند».
ترکیه به دنبال کدام فرصت هاست؟
از دید تحلیلگران آنکارا و استانبول، اختلافات عربستان سعودی و امارات متحده عربی، میتواند برای منافع ترکیه، پیامد مثبت داشته باشد. اول این که افزایش تنش بین این دو کنشگر در یمن، فرصتی برای آنکارا است تا از طریق کمکهای بشردوستانه و دیپلماسی در یمن نفوذ پیدا کند. دوم این که عربستان به دنبال حفظ رهبری خود در اوپک پلاس است و امارات سیاستهای تولید مستقلتری را دنبال میکند و این امر، برای ترکیه، فرصت استفاده از نوسانات قیمت انرژی ارزانتر را به وجود میآورد.

از نظر کارشناسان شورای آتلانتیک، ترکیه میتواند به طور جداگانه به ریاض و ابوظبی نزدیک شود و از هر دو طرف، خواهان همکاری اقتصادی و فرصتهای سرمایهگذاری باشد و در عین حال از وابستگی بیش از حد به هر قدرت واحد خلیج فارس اجتناب کند.
ولی تحلیلگران داخلی ترکیه میگویند، کار با امارات آسان نیست و برچیده شدن شبکه گسترده جاسوسی اماراتیها در آنکارا، استانبول و ازمیر، نشان دهنده آن است که سرویس اطلاعاتی امارات، ترجیح میدهد در ترکیه، اهداف پنهانی و غیرقابل کنترل را دنبال کند.
برخی از تحلیلگران همچنین رقابت هویتی و مسابقه در به کارگیری قدرت نرم را برجسته میکنند. به این ترتیب که ترکیه خود را به عنوان صدای پیشرو برای اسلام سیاسی و استقلال استراتژیک منطقهای معرفی میکند، ولی امارات مایل است خود را به عنوان یک مرکز مهم و مدرن در خلیج فارس نشان دهد که به تجارت و فناوری اهمیت میدهد اما با یک مدل سیاسی متفاوت، اداره میشود.
بسیاری از تحلیلگران استدلال میکنند که علیرغم فراز و نشیبهای تاریخی، ترکیه و عربستان سعودی از اوایل سال ۲۰۲۳ به سمت نزدیکی پیش رفتهاند که ناشی از منافع مشترک در روابط اقتصادی، ثبات منطقهای و عادیسازی دیپلماتیک پس از سالها تنش است.
دیدارهای سطح بالا و توافقات اقتصادی - از جمله ورود بالقوه سرمایههای خلیج فارس به ترکیه - اغلب به عنوان شواهدی ذکر میشوند که ریاض به دنبال همکاری پایدارتری با آنکارا است. ولی امارات، مداوماً به دنبال افزایش نفوذ است و با توجه به خوی رقابتی، بعید است در میان مدت، با ترکیه روابط گرمتر و نزدیکتری برقرار کند.





۰۷:۱۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵