-
روایت زنانی که با ایمان زیستند و با عزت جان را تقدیم کردند
شهادت، همیشه در میدان جنگ رقم نخورده است؛ گاه در نیمهشبهای خلوت، میان اشک و دعا متولد میشود، گاه در کلاس درس و خدمت فرهنگی، و گاه در ازدحام جمعیتی که تنها برای ادای احترام آمدهاند.
اخبار ویژه سرویس
-
جزئیاتی از حضور بدل صدام در جنگ عراق و ایران
محمد الجنابی متوجه نگاههای محبتآمیز من به سعدون شد و هنگامی که او به ما نزدیک شد، به طرف او حمله کرد و او را به زمین انداخت. محافظان او را گرفتند و به عقب بردند و به بازرسی از او پرداختند. دعا میکردم که او را اذیت نکنند؛ اما نگران هم بودم که مرا شناخته باشد.
-
پیام رهبر انقلاب اسلامی به کنگره ملّی «شهدای غریب اسارت» +فیلم
رهبر انقلاب در پیامی به کنگره ملی «شهدای غریب اسارت» در مشهد مقدس این شهدا را گوشهای از مظلومیت و غربت ملت ایران در کنار رشادت و ایمان و پایداری در دوران دفاع مقدس دانستند.
-
سرداری که تا شهادت گمنام ماند
آنچه که در متن میخوانید گفتوگو با مهدیه شادمانی تنها دختر سردار علی شادمانی است که در جریان نبرد ۱۲روزه به شهادت رسید.
-
شهید محسن حاجیزاده؛ از جهاد تبیین تا گودال قتلگاه +فیلم
خبر شوکهکنندهای در میان این همه اخبار تلخ اینروزها، دل همه بروبچههای خبرگزاری دفاع مقدس را خون کرد؛ شهادت برادر یکی از همکارانمان؛ «محسن حاجیزاده» که علمدار جهاد تبیین بود؛ شهید مظلومی که قصه شهادتش، صحنه گودال قتلگاه را مسجل میکند.
-
روایتی از سلاخی پلیسی که حق تیر نداشت +فیلم(۱۸+)
سرکوبگر صدایش کردند مأموری را که نه سلاح داشت نه دفاع؛ همان داعشیهای از خدا بیخبر که پیکرش را قطعهقطعه کرده و به آتش کشیدند.
-
ابوحلمای گیلان؛ شهیدی که در دفاع از مردم «اربا اربا» شد
ابوحلمای گیلان شهید «حمید سلمانی پیشه» بسیجی سپاه رشت در شب حمله تروریست ها با رشادت مثال زدنی «اربا اربا» شد و نشان داد که ایستادگی در راه وطن حتی در دل آتش الگویی برای تاریخ است.
-
روایتی از داغداران امنیت؛
گفتوگو با خانواده شهید شیرپور در اسلامشهر/ او رفت تا فریاد آشوب در گلو خفه شود +فیلم
خانواده شهید مدافع امنیت مصطفی شیرپور در اسلامشهر از فرزند سرباز خود روایت میکنند.
-
فیلم/ مادری که جلوی چشم فرزندش شهید شد
روایت خانواده شهیده فریده خوشنام از شهادت فرزندشان به دست تروریستهای اغتشاشگر در ۱۹ دی ۱۴۰۴ را ببینید.
-
روایتی از فرمانده ایرانی مجاهدین عراقی در تیپ بدر / مبارزی که به تمام معنا متشرع بود
شهید ابومهدی المهندس گفت: شهید دقایقی از میزان آگاهی بالایی برخوردار بود. از رفتار مجاهدین عراقی بهشدت مراقبت میکرد. میتوان گفت که آنها را زیر ذره بین داشت و ذهن و فکر آ نها را از نظر اعتقادی پرورش میداد. با وجودی که یک شخص نظامی بود، اما به تربیت عقیدتی خیلی اهمیت قایل بود.
-
روایت بسیجی ۱۶ ساله که از پشت هدف تیر قرار گرفت +عکس
بابرادرش ازمسجد راهی خانه بود که چند تروریست مسلح ناجوانمردانه او را از پشت با تیر هدف قرار دادند برادر فریاد زد وکمک خواست ازبالای یک ساختمان شخصی فریاد زد که اینها بسیجی هستند کمکشان نکنید تا بمیرند
-
جگرگوشههایم را از من گرفتند
گفتوگو با پدری که همسر و فرزندش را در حمله رژیم منحوس صهیونیستی به تهراننو از دست داد.
-
حماسهسازی بانوی ایرانی در عملیات کربلای ۵
فرمانده گروه توپخانه ۶۱ محرم در دوران دفاع مقدس گفت: یکی از رانندهها زن بود. با شوهرش از خراسان آمده بود و هرکدام یک تریلی داشتند. بدون این که کسی چیزی به او بگوید، پشت فرمان تریلی اش نشست و به سمت آتش بارها حرکت کرد.
-
به یاد "علیرضا وفایی" سرباز وظیفه زندان اوین که در نبرد ۱۲روزه به شهادت رسید
سربازی که مداح شهیدان شد
دولتآباد تهران، محله عراقیها اولین شهرک عربنشین ایرانی در پایتخت است. روز نوزدهم دیماه سال ۸۲ چادر هلالاحمر برای کمک به زلزلهزدگان بم هنوز برپا بود که زن بارداری میان غم و بغض زلزله راهی بیمارستان شد. غروب سرد زمستان توی راسته غذافروشیهای عربی نشست. آقای وفایی جعبهای باقلوای عربی خرید و راهی بیمارستان شد. پسری گندمگون با پیشانی بلند را در آغوش گرفت.
-
روایت همسری که عشق را در وصیتنامه شهیدش یافت +تصاویر
«ابراهیم جعفری» نخستین شهید دریایی بنادر هرمزگان، مردی بود که ایستادن را از کودکی آموخت؛ هنوز دو ساله نشده بود که پدرش را از دست داد و همان روز فهمید زندگی مسیری است که باید با پای خود پیمود و قد کشید؛ مسیری که با دعای مادر آغاز شد و تا روزهای پرآتش آزادسازی خرمشهر ادامه یافت.
-
گفتوگو با همسر شهید جعفر شهبازی اندبیلی از کارکنان نیروی هوایی ارتش در مقابله با رژیمصهیونی؛
سروان شهبازی تا آخرین لحظه به فکر نجات همرزمانش بود
چون هر دو دخترمان در بچگی پدرشان را دیر به دیر میدیدند، هر وقت جعفر بچهها را بغل میکرد آنها با دیدن پدرشان غریبی میکردند. یک روز دخترم زهرا که بغل داداشم بود و همسرم آمد بغلش کند، گریه کرد و برادرم با شوخی گفت: «نترس نترس آدم خوبیه باباته.» آنجا همگی زدیم زیرخنده و برای ما یک خاطره ماندگار شد
-
گفتگوی مشرق با فرزند خانواده شهیدان«حاجی سلطانی»؛
شبی در محله نارمک که زمان برای خانوادهای ایستاد/ مهماندار هواپیمایی که توسط اسرائیل شهید شد!
محمود حاجی سلطانی با صداقتی دردناک، از وابستگی عمیق خانوادگی، خاطرات روزمره شیرین، شخصیتهای منحصربهفرد والدین و خواهر، فرآیند کشف اجساد، و تلاش برای ادامهٔ زندگی در سایهٔ این فقدان عظیم میگوید.
-
نگاهی به وصیتنامه شهید مهدی نعمتی از شهدای تجاوز رژیم صهیونیستی؛
راهگشا بود و خدا هم راهش را تا شهادت باز کرد
زمانی که جنگ با داعش و گروههای تروریستی در سوریه به اوج رسیده بود، شهید نعمتی چند بار به آنجا اعزام شد. او وصیتنامه خود را قبل از یکی از همین اعزامها نوشته بود. ابتدا هم ذکر کرده بود قبل از «اعزام مجدد» این وصیتنامه را مینویسد؛ در سحرگاه روز پرفیض عرفه که شهید نعمتی به گرامیداشت این روز و شرکت در دعای عرفه توجه زیادی داشت
-
انتشار برای نخستین بار؛
دستخط حاج قاسم سلیمانی در مورد مقابله با دشمنان ایران؛ اگر این سد بشکند…
شهید حاجقاسم سلیمانی در اوج جنگ با داعش و جریانهای تکفیری در سوریه و عراق در اواسط دهه ۹۰، در نامهای مفصل خطاب به دخترشان، منطق حضور نیروی قدس سپاه در خارج از مرزهای کشور را تشریح کردند.
-
گفتوگویی با همسر شهید ستوان سوم محسن آین از کارکنان نیروی هوایی ارتش در مقابله با رژیمصهیونی؛
جانش را فدا کرد تا مانع گسترش خسارات شود
در حمله دوم جنگندههای دشمن آقای آین با من تماس گرفت و گفت بروم خانه داداشم تا خیالش راحت باشد. ممکن است دشمن پایگاههای مسکونی اینجا را بزند. هر دفعه که تماس میگرفت از ما حلالیت میگرفت و به من میگفت ببخشید که به خاطر کارم چند سال در بوشهر دور از زادگاهت با من زندگی کردی...
-
فرماندهانی که میدان جهاد را در امداد به مردم یافتند
سحرگاه پنجم دیماه ۱۳۸۲، زلزله ۶.۶ ریشتری بم را لرزاند و حضور میدانی شهیدان حاج قاسم سلیمانی و حاج احمد کاظمی در ساعات اولیه، به مدیریت امدادرسانی کمک کرد.
-
محتوای جلسات فرماندهی عملیات کربلای ۴ برای نخستینبار منتشر شد
بعد از گذشت ۳۵ سال از عملیات کربلای ۴، برای نخستین بار متن جلسات فرماندهی این عملیات در قرارگاه خاتمالانبیاء منتشر شد.
-
روایت بلندترین شب سال در سنگرهای ایثار
شب چله در جبهههای دفاع مقدس تصویری ماندگار از فرهنگ ایثار مقاومت و معنویت را در تاریخ معاصر ایران ثبت کرده است.
-
تداوم خون؛ از شهادت پدربزرگ در راه انقلاب تا جانباختن نوه در جنگ ۱۲ روزه
سرباز وظیفه «علیرضا وفایی» متولد ۱۹ دی ۱۳۸۲ در تهران، از جمله شهدای جنگ ۱۲ روزه است که در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۴ در حمله وحشیانه رژیم غاصب صهیونیستی به زندان اوین به شهادت رسید.
-
استخارهای که قاتل شهیدان "زینالدین" را گرفتار کرد
سردار شهید «مهدی زینالدین» ۲۷ آبان سال ۱۳۶۳ در حالی که به همراه برادرش مجید، مسئول اطلاعات و عملیات تیپ ٢ لشکر ۱۷، برای شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت در حرکت بودند، در پیچ دارساوین بر اثر کمین ضد انقلاب به شهادت میرسند.
-
لحظه شهادت در برج ۱۶ طبقه
روایتی برگرفته از زندگی و زمانه شهیده نیلوفر قلعهوند از شهدای غیرنظامی حمله رژیم صهیونیستی به منطقه نوبنیاد تهران را مطالعه میکنید.
-
روایتی از بزرگترین اعزام نیرو به جبهه از خراسان
تابستان سال ۱۳۵۷ بود با با با عجله به خانه آمد. به عمو علی اکبر گفت: فوراً ماشینت را روشن کن حاج آقا کافی را نزدیک قوچان کشتن. عمو علی اکبر ماشین فولکس واگن سفید داشت. با زن عمو توی سه خانه انتهایی زندگی میکردند چهار تا دختر داشت و برای همین و بین حیاط دیوار کشیدند تا محرم و نامحرمی بین دختر عموها و پسر عموها حفظ شود.
-
روشهای خلاقانه شهید "چمران" در دفاع و عملیاتهای نامتقارن
دکتر مصطفی چمران نقش برجستهای در آموزش و تربیت رزمندگان چریکی داشت و تا پایان جنگ، روشهای نوآورانهای در دفاع و عملیات نامتقارن ارائه کرد.
-
ماجرای نفوذ اطلاعاتی ایران در اتاق فرماندهی صدام
سالها بعد از پایان جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، روشن شد که یکی از اسیران ایرانی که بهعنوان مترجم نزد صدام حاضر شده بود، در واقع مأمور اطلاعاتی ایران بوده و با فریب دستگاه ضداطلاعات عراق خود را افسر ارتش معرفی کرده بود؛ حقیقتی که استخبارات بغداد تنها پس از تبادل اسرا به آن پی برد.
-
داستان ۱۰۰۰ روز رنج ابوعباس در زندان عراق
با اینکه عراق طبق توافق باید مدتها پیش ابوعباس را به ایران منتقل میکرد، اما ۱۰۰۰ روز است او در زندانی آلوده و بیامکانات عراق به خاطر فشار آمریکاییها مانده است.
-
گفتوگوی با همسر شهید جواد رسولی و مادر مداح اهلبیت (ع) حاجمهدی رسولی؛
فرزندانم را در مسیری تربیت کردم که شهید میخواست
مداحی حاجمهدی از همان مدرسه و از کلاس دوم ابتدایی شروع شد. هر هفته بچهها را جمع میکرد و دعای توسل میخواندند. الان هم همیشه در مراسم روضه آقامهدی شرکت میکنم، هرجا بروند من هم میروم، ما از اول همینطور با هم و خانوادگی بودیم و حالا هم با هم هستیم. ما حتی در برنامههای ایشان در کربلا هم شرکت میکنیم