حسن رشوند

دی ماه ۱۴۰۴ را باید نه نقطه بحران، بلکه نقطه افشای یک خطای راهبردی دیگر در کارنامه آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست که در آرزوی بی‌ثبات‌سازی ایران با شکست خفت‌باری مواجه شدند.

به گزارش مشرق، حسن رشوند طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه‌، اگرچه در نگاه نخست می‌توانست بخشی از یک روند ناآرامی اجتماعی تلقی شود، اما بررسی دقیق‌تر ابعاد زمانی، رسانه‌ای و عملیاتی آن نشان می‌دهد که این تحرکات در چارچوب یک پروژه طراحی‌شده برای ایجاد بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی در ایران تعریف شده بود. ‌ آمریکا و رژیم صهیونیستی با اتکا به برآوردهای نادرست از جامعه ایران، تصور می‌کردند که می‌توانند با مدیریت و هدایت این پروژه، به نتیجه مطلوب خود برسند. اما واقعیت‌های میدانی و پیامدهای پس از این وقایع نشان داد که این محاسبات نه‌تنها دقیق نبوده، بلکه با شکستی چندلایه و پرهزینه برای طراحان آن همراه شده است.

۱- نخستین و اساسی‌ترین اشتباه آمریکا و رژیم صهیونیستی، برداشت نادرست از ساخت اجتماعی و سیاسی جامعه ایران است. تجربه بیش از چهار و نیم دهه پس از انقلاب اسلامی نشان داده است که جامعه ایران، اگرچه دارای مطالبات اقتصادی و اجتماعی زیادی است، اما همین مردم میان «اعتراض مدنی» و «اغتشاش سازمان‌یافته با منشأ خارجی» تمایز قائل می‌شوند. در اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی ماه، شواهد میدانی از جمله نوع شعارها، الگوی تخریب و تمرکز بر نمادهای حاکمیتی نشان داد که هدف اصلی، تبدیل نارضایتی‌های محدود به بحران امنیتی فراگیر بوده است. این همان مدلی است که پیش‌تر در سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نیز آزموده شده بود و هر بار با واکنش هوشمندانه جامعه ایران مواجه ‌شد. چرا که اشتباه بزرگ آمریکا و رژیم صهیونیستی، برداشت نادرست از ساخت اجتماعی و سیاسی ایران بود. این بار هم آمریکا و متحدانش تصور کردند شکاف به مرحله گسست رسیده است؛ در حالی که واقعیت اجتماعی ایران پیچیده‌تر و مقاوم‌تر از این برآوردهای ساده‌انگارانه است.

۲- یکی از نشانه‌های غیرقابل انکار در اغتشاشات اخیر، هماهنگی بی‌سابقه رسانه‌های فارسی‌زبان وابسته به غرب و رژیم صهیونیستی بود. شبکه‌هایی مانند اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا، پیش از شکل‌گیری میدانی اغتشاشات، با ادبیات تحریک‌آمیز و بزرگ‌نمایی هدفمند، بستر روانی آن را فراهم کردند تا بتوانند با یک هماهنگی رسانه‌ای و کمک‌های مالی سرویس‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی و آمریکا -به ظن غلط خود- بستر را برای تغییر و براندازی فراهم کنند.

نکته قابل توجه این بود که این رسانه‌ها با شگرد جنگ روانی، به‌دنبال برجسته‌سازی اعتراضات و تبدیل آن به اغتشاش بودند و در طراحی‌های خود، سه اقدام را انجام دادند:

الف) حجم پوشش رسانه‌ای این شبکه‌ها چندین برابر ابعاد واقعی ناآرامی‌ها بود تا عوامل داخلی اغتشاشگر، با بزرگنمایی صحنه‌های اغتشاش و آشوب، برای اقدامات تندتر و جنایت‌های بیشتر آماده ‌باشند و مردم نیز مقهور رعب و وحشت عوامل میدانی اغتشاشگران شده و کار نظام را تمام شده تلقی کنند.

ب) تصاویر قدیمی یا تقطیع‌شده در این رسانه‌ها بارها بازنشر شد تا آنجا که درگیری‌ها و شورش‌های کشورهای دیگر را با هوش مصنوعی و ابزارهای نوین ارتباطی به عنوان درگیری‌های خیابان‌های تهران و شهرهای ایران دستکاری کرده و نشر می‌دادند.

ج) رسانه‌های دشمن همه تلاش خود را انجام دادند تا در وهله اول یک روایت واحد و هماهنگ را بدون تحلیل انتقادی پخش کنند. آنها این کار را می‌کردند تا مخاطب در مسیر دریافت انبوهی از اطلاعات نادرست، قدرت تمیز و تشخیص را از دست بدهد و پس از موفق شدن در تسخیر ذهن مخاطب، تحلیلی متناسب با همین اطلاعات نادرست و غلط ارائه دهند تا مخاطب مقهور این نگاه‌های غلط تحلیلی آنها شود. این الگو پیش‌تر نیز در پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی کشورهای دیگر از زمانی که پروژه انقلاب‌های رنگی در دهه ۹۰ میلادی در دستور کار قرار گرفت مشاهده شده بود و به‌عنوان یکی از ابزارهای جنگ شناختی (Cognitive Warfare) این بار هم پیاده‌سازی شد. شکست این پروژه در دی ۱۴۰۴ نشان داد که جامعه ایران نسبت به این عملیات رسانه‌ای، آگاهی یافته و مصونیت بیشتری پیدا کرده است.

۳- یکی از اهداف اصلی طراحان اغتشاشات، تبدیل تحرکات محدود به موج سراسری در همه کشور بود. اما برخلاف انتظارات آمریکا و رژیم صهیونیستی، این اتفاق رخ نداد. بر اساس گزارش‌های رسمی و مشاهدات میدانی؛ اغتشاشات در هر شهر به چند نقطه محدود خلاصه می‌شد و شعارهای داده شده در حمایت از عنصر مفلوک پهلوی بازتاب پیدا نکرد و با وجود آنکه عوامل صحنه و کف خیابانی دشمن تلاش می‌کردند همین اندک شعاردهندگان را با خود به خیابان‌ها بکشند تا با کشته‌سازی بیشتر، گام بعدی اغتشاش و تسخیر اماکن حساس را در اختیار بگیرند، موفق نشدند. چراکه بدنه اصلی جامعه، از همراهی با آنها خودداری کردند و کسب‌وکارها و مراکز عمومی به‌سرعت به روال عادی خود بازگشت و عملا دشمن در ایجاد موج فراگیر اجتماعی ناکام ماند. این مسئله نشان داد که سرمایه اجتماعی نظام، با وجود فشارهای اقتصادی، تنگنای معیشت مردم و تحریم‌ها، همچنان فعال و تعیین‌کننده است. محاسبه نادرست دشمن بر این پایه استوار بود که مشکلات معیشتی لزوماً به رفتار براندازانه منجر می‌شود؛ در حالی که تجربیات گذشته و حوادث اخیر، خلاف این فرض را ثابت کرد.

۴- یکی از نشانه‌های شکست محاسبات غرب در اغتشاشات داعش‌گونه‌، تناقض آشکار در مواضع رسمی مقامات آمریکایی و اروپایی پس از اغتشاشات بود. از یک‌سو، ادعای حمایت از «مردم ایران»- بخوانید اغتشاشگران و آدمکشان حرفه‌ای- را مطرح می‌کنند و از سوی دیگر، به صراحت از قاتلانی که شهروندان عادی و پرستاری که در بیمارستان در حال خدمت و یا کودک ۳ ساله‌ای در خیابان همراه والدین بهت‌زده به جنایات آنها نگاه می‌کند را با گلوله به قتل می‌رسانند و پلیس را زنده زنده آتش می‌زنند و مجامع جهانی را به سخره می‌گیرند، حمایت می‌کنند.

۵- نکته مهم دیگر اینکه شکست پروژه اغتشاش در ایران‌، صرفاً یک ناکامی داخلی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی نبود، بلکه پیامدهای منطقه‌ای مهمی نیز به همراه دارد که در آینده شاهد آن خواهیم بود. این شکست، ادعای توان آمریکا در «مهندسی تحولات داخلی ایران» را زیر سؤال برد و همچنین نشان داد که فشار ترکیبی (تحریم‌، اغتشاش‌، جنگ رسانه‌ای) آمریکا به بن‌بست رسیده است. این شکست، در حالی که تروریست‌های داعشی بار دیگر توسط سرویس‌های جاسوسی و عوامل مزدور درون حاکمیت خودخوانده جولانی در حال سازماندهی شدن هستند تا بار دیگر منطقه را به آتش بکشند، این پیام را به محور مقاومت داد که در شرایطی که دشمن برای اجیر کردن تروریست‌های اجاره‌ای خود میلیاردها دلار هزینه می‌کند، ملت‌های منطقه نباید به سرنوشت خود و مواجهه با چنین پدیده‌های شومی شبیه آنچه در ایران اتفاق افتاد، بی‌تفاوت باشند. این روزها با آمدن دولت ضدآمریکایی

«نوری مالکی» در عراق و عصبانیت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها از حضور وی در ساختار قدرت عراق‌، آن‌هم پس از شکست پروژه اغتشاش در ایران و حضور مقتدرانه حشدالشعبی در مرزهای شمالی عراق و ایجاد سد در مقابل تروریست‌های سازماندهی شده داعش را باید در راستای همین پیامدهای منطقه‌ای شکست پروژه اغتشاش دانست. در واقع، این ناکامی بخشی از یک روند بزرگ‌تر است که از افول قدرت مداخله‌گر آمریکا در غرب آسیا حکایت دارد.

۶- امروز نه تنها اندیشمندان کشورهای همسو، بلکه مؤسسات و اندیشمندان غربی هم اعتراف می‌کنند آمریکا در مواجهه با ایران شکست خورده است. در رابط با همین اغتشاشاتی که پشت سر گذاشتیم مؤسسه واشنگتن در بیان دلایل ناکامی اغتشاشات می‌نویسد: «نبود رهبری منسجم- با وجود اینکه مکرر از پهلوی به‌عنوان رهبر اپوزیسیون نام می‌بردند -‌، پایداری هسته سخت قدرت و وفاداری و انسجام نهادها، عدم همراهی مردم با اغتشاشگران، نتایج معکوس فشار خارجی- تا آنجا که تحریم‌ها و تهدیدها به جای تضعیف حاکمیت ایران سبب انسجام داخلی ملت ایران شد-‌، توهم فروپاشی سریع جمهوری اسلامی و...، باعث شکست پروژه آشوب و هرگونه تغییری در ایران گردیده است». یا «فرانسیس فوکویاما» متخصص اقتصاد سیاسی و صاحب اثر معروف «پایان تاریخ و آخرین انسان» که هر به‌هم ریختگی سیاسی - اقتصادی در کشورها را در راستای تحقق نظریه پایان تاریخ خود می‌داند، درباره شکست پروژه فروپاشی اعتراف می‌کند: پروژه مشترک آمریکا و اسرائیل برای فروپاشی ایران از مسیر جنگ ارزی و فشار اقتصادی با شکست مواجه شده است و آمریکا به دلیل وجود تنگه هرمز، انزوای منطقه‌ای‌، ضعف در جنگ زمینی و بدهی ۳۸ تریلیون دلاری نمی‌تواند حمله مستقیمی به ایران داشته باشد و هرگونه تلاش در این زمینه محکوم به شکست خواهد بود.

۷- اکنون که چند روزِ پرالتهاب و بحران بی‌سابقه در کشور را پشت سر گذاشته‌ایم‌، اگر تاملی از سر دقت به کل این حوادث تلخ بیندازیم‌، درمی‌یابیم‌، اغتشاشات و اقدامات دشمن‌، بیش از آنکه نشانه ضعف ایران باشد، به آینه‌ای برای نمایش خطاهای محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. از شناخت نادرست جامعه ایران گرفته تا اتکای بیش از حد به جنگ رسانه‌ای و امید داشتن به مشتی تروریست داعشی تا اتکا به پیرپسر بی‌خرد پهلوی که عمری را همچون حیوان خورده و متوهّمانه و مستانه در خواب‌، تاجگذاری و بر تخت سریر قدرت خود را می‌بیند، همه و همه نشان از عدم شناخت آمریکا و اسرائیل نسبت به ملت ایران و محاسبات غلطی است که مقامات کاخ سفید و تل‌آویو از ایران اسلامی دارند. واقعیت این است که ایران، با وجود چالش‌هایی که دارد، از بلوغ اجتماعی، تجربه امنیتی و انسجام راهبردی برخوردار است؛ مؤلفه‌هایی که همچنان محاسبات دشمن را برهم می‌زند. بنابراین؛ دی ماه ۱۴۰۴ را باید نه نقطه بحران، بلکه نقطه افشای یک خطای راهبردی دیگر در کارنامه آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست که در آرزوی بی‌ثبات‌سازی ایران با شکست خفت‌باری مواجه شدند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 5
  • در انتظار بررسی: 4
  • مسعود دیپلمات IR ۰۹:۳۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
    1 0
    در طراحی مهندسی جنگ سخت با ایران، نقشه دشمن این بود که جنگ به مدت 7 تا 8 ماه ادامه یابد تا ایران کاملا ضعیف و مردم کاملا ناراضی شوند، سپس لشکر کشی تروریستی اخیر را اجرا و کار نظام را یکسره کنند! ولی بحول و قوه الهی و همت حضرت آقا و آتش پر حجم موشک ها، فقط 12 روز توانستند مقاومت کنند و نقشه آنها نقش بر آب شد. فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ
  • IR ۱۰:۲۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
    1 0
    در همین جنگ شهری دو روزه آمریکا هزینه ی بالایی بودجه بندی کرده بود به خیال خودشون هزینه ی انسانی کمتری داشتند و میلیاردها دلار هزینه کردند ولی نتیجه نگرفتند نه از کشته سازی هاشون ،نه از سلاحها ونه از استارلینک وماینر .تمام هزینه هاشون دود شد رفت . خیلی داخل خودشون به هم ریخته ست دارند فقط رسانه هاشون رو وادار به دروغ سازی وشایعه پراکنی های بیشتر کردند ولی خودشون اذعان به شکست دارند . پشت پرده ی شبکه من وتو و اینترنشنال کرکر خنده واسه دروغهاشونه
  • IR ۱۰:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
    1 1
    شاهد بی ثباتی اقتصادی و اجتماعی می باشیم، نا امیدی به آینده شدیداً در جامعه موج می زند متوجه باشید که دلخوشی الکی ندهید
  • IR ۱۱:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
    0 1
    شاهد بی ثباتی اقتصادی و اجتماعی می باشیم، نا امیدی به آینده شدیداً در جامعه موج می زند متوجه باشید که دلخوشی الکی ندهید
  • IR ۱۵:۰۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸
    1 1
    طوفانی عظیم و علیم( هوشمند) در راه است.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس