به گزارش مشرق، کانال تلگرامی پژوهشکده ابرار معاصر تهران نوشت:
حمله به ایران برای پاکستان رخدادی نظمساز است که میتواند معماری امنیتی پیرامون این کشور را بهطور بنیادین دگرگون کند. در این چارچوب، اسلامآباد این جنگ را نه در سطح تاکتیکی، بلکه در سطحی کلان و در پیوند با رقابت قدرتهای بزرگ، امنیت انرژی و بازآرایی کریدورهای ژئوپلیتیکی تحلیل میکند. بنابراین، پرسش اصلی برای پاکستان نه «ورود یا عدم ورود به جنگ»، بلکه «چگونگی مدیریت پیامدهای یک تحول ساختاری» است.
در سطح ادراکی، پاکستان این بحران را از خلال یک پارادوکس بنیادین میبیند: همزمان تهدیدی فوری برای ثبات داخلی و فرصتی بالقوه برای ارتقای موقعیت ژئوپلیتیکی. این دوگانه، بنیان سیاستگذاری اسلامآباد را شکل میدهد. در بعد تهدید، نخستین مولفه، امنیت سرزمینی و شکنندگی پیرامونی است. ایالت بلوچستان مهمترین نگرانی در ساختار امنیت ملی پاکستان است و کاهش تمرکز ایران بر خطوط مرزی شرقی میتواند این نگرانی را جدیتر کند. این سناریو نهتنها کنترل مرزها را دشوارتر میکند، بلکه هزینههای امنیتی و سیاسی بالایی را بر پاکستان تحمیل خواهد کرد.
در بعد اقتصادی، این جنگ میتواند شوکهای چندلایهای به اقتصاد پاکستان وارد کند؛ که هماکنون با محدودیتهای ساختاری، وابستگی به منابع مالی خارجی و آسیبپذیری دربرابر نوسانات جهانی مواجه است. افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تامین و کاهش جریان سرمایهگذاری، عواملی است که میتوانند فشارهای تورمی و کسری تراز پرداختها را تشدید کنند.
پاکستان این بحران را در پیوند با «بازتوزیع فرصتهای ژئوپلیتیکی» میبیند. فرسایشیشدن جنگ میتواند فضاهایی برای بازتعریف نقش پاکستان در شبکههای ترانزیتی و امنیتی منطقه ایجاد کند. بهویژه، جایگاه پاکستان را در اتصالات منطقهای از آسیای مرکزی، چین و آبهای آزاد تقویت کند. در این چارچوب، پروژههای زیرساختی و کریدورهای اقتصادی، از یک ابزار توسعهای صرف، به اهرمهای راهبردی ارتقا مییابند.
باوجوداین، اسلامآباد این فرصتها را بهشدت مشروط و پرریسک ارزیابی میکند. تجربه تاریخی پاکستان نشان داده که بهرهبرداری تهاجمی از بیثباتی پیرامونی، اغلب به «بازگشت ناامنی» به داخل مرزها منجر شده است. از اینرو، ایدههایی نظیر گشایش جبههای در جنوبشرق ایران، اگرچه در برخی گمانهزنیها مطرح میشود، اما در محاسبات عملی، بهعنوان گزینهای پرهزینه، بیثباتکننده و فاقد توجیه راهبردی پایدار تلقی میگردد. ارتش پاکستان، با تمرکز نهادی بر موازنه با هند و حفظ بازدارندگی در جبهه شرقی، انگیزه و ظرفیت محدودی برای درگیر شدن در یک منازعه جدید در غرب دارد.
در سطح سیاست خارجی، جنگ ایران آزمونی برای توانایی پاکستان در «موازنهگری پیچیده» خواهد بود. این کشور همزمان درگیر مدیریت روابط با چهار بازیگر کلیدی است: ایالات متحده بهعنوان یک قدرت جهانی با نفوذ سیاسی و مالی؛ چین بهعنوان شریک راهبردی و ستون فقرات پروژههای زیرساختی؛ کشورهای عربی خلیج فارس بهعنوان منابع حیاتی حمایت اقتصادی؛ و ایران بهعنوان همسایهای با اهمیت امنیتی مستقیم. در چنین محیطی، هرگونه همسویی صریح با یک محور، میتواند به از دست رفتن اهرمهای حیاتی در سایر حوزهها منجر شود. بنابراین، راهبرد بهینه، حفظ «ابهام سازنده» و اجتناب از تعهدات سخت است؛ بهگونهای که پاکستان بتواند با همه طرفها تعامل کند، بدون آنکه بهطور کامل در اردوگاه خاصی ادغام شود.
از نظر عملیاتی، این راهبرد ازطریق چند اقدام کلیدی ممکن است: تقویت کنترل مرزها و افزایش آمادگی امنیتی در مناطق غربی؛ حفظ و حتی تقویت کانالهای ارتباطی با تهران برای جلوگیری از سوتفاهمهای امنیتی؛ مشارکت فعال در ابتکارات دیپلماتیک برای کاهش تنش یا میانجیگری محدود؛ و درعینحال، استفاده از فرصتهای اقتصادی و ترانزیتی که ممکن است درنتیجه بازآرایی مسیرهای منطقهای ایجاد شود. در سطح اطلاعاتی، پاکستان میتواند نقش یک «بازیگر واسط» را ایفا کند که هم در مدیریت جریانهای فرامرزی و هم در تسهیل ارتباطات غیررسمی میان بازیگران مختلف نقش دارد.
درنهایت، این جنگ نه یک فرصت طلایی، بلکه آزمونی راهبردی است که موفقیت در آن، بیش از هر چیز به توانایی مدیریت ریسک، حفظ ثبات داخلی و اعمال سیاست خارجی چندوجهی وابسته است. تهدیدهای کوتاهمدت بهمراتب ملموستر از فرصتهای بلندمدت هستند. ازاینرو، پاکستان بهجای ورود به کنشهای پرریسک، بر تثبیت درون، مدیریت پیرامون و استفاده تدریجی و محتاطانه از تحولات تمرکز کند. در این چارچوب، خویشتنداری فعال نه انفعال، بلکه تجلی محاسبه دقیق درمواجهه با یکی از پیچیدهترین وضعیتهای ژئوپلیتیکی معاصر است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۵:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۴