به گزارش مشرق، کانال تلگرامی پژوهشکده ابرار معاصر تهران نوشت:
جامعه سیاسی اروپا ابتکاری است که در سال ۲۰۲۲ توسط امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، پس از آغاز جنگ اوکراین مطرح شد تا یک چهارچوب گفتوگوی ژئوپلیتیکی فرااروپایی ایجاد کند. این ابتکار یک پلتفرم مشورتی غیررسمی و بدون تعهد حقوقی (فاقد تصمیمات الزامآور) است که شامل بیش از ۴۰ کشور اروپایی و همسایه (بهجز روسیه و بلاروس) میشود. هدف از این اجلاس دورهای، تقویت گفتوگوی سیاسی و امنیتی، بازاندیشی و تطبیقپذیری راهبردی با شرایط متحول جهانی، مدیریت بحرانهای قارهای و ایجاد همگرایی میان اعضای اتحادیه اروپا با هم و با کشورهای غیرعضو است.
اجلاس ایروان که در ۴ می ۲۰۲۶ برگزار شد، هشتمین و یکی از مهمترین نشستهای این ابتکار از آغاز شکلگیری آن بود؛ چراکه نخستین نشست در قفقاز جنوبی بود، نزدیک به ۵۰ کشور در آن حضور داشتند، شاهد مشارکت بیسابقه یک بازیگر غیراروپایی -کانادا- بود و مهمتر از همه اینکه در میانه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برگزار شد.
یکی از موضوعاتی که اجلاس ایروان را به شدت تحت تاثیر قرار داد، جنگ ایران بود. این جنگ و تحولات مرتبط با آن موجب شد تا اجلاس ایروان به محفلی برای بازاندیشی و تطبیقپذیری راهبرد اروپایی در شرایط امنیتی جدید تبدیل شود. این بازاندیشی در چهارچوب سه محور کلیدی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت: ۱. تلاش برای مهار بحران؛ ۲. اهمیت بازتعریف نظم جهانی؛ و ۳. ضرورت خودمختاری راهبردی اروپا. سه محوری که در عین تمایز، بهطور عمیق درهمتنیدهاند و یک چهارچوب واحد از تفکر راهبردی اروپا را شکل میدهند.
در *محور نخست* یعنی مهار بحران، اروپا جنگ ایران را نهصرفاً بهعنوان یک درگیری منطقهای، بلکه بهمثابه یک بحران بالقوه سرایتپذیر میپندارد که میتواند به سرعت به سایر حوزههای ژئوپلیتیکی، بهویژه خلیج فارس، قفقاز و حتی بازارهای جهانی انرژی گسترش یابد. از این منظر، یکی از محورهای کلیدی اجلاس ایروان، تلاش جمعی در راستای کنترل دامنه و پیامدهای جنگ ایران بود. عمده بحثها در این زمینه شامل خودداری اروپا از مداخله نظامی، جلوگیری از تشدید تنش و تلاش برای حفظ مسیرهای دیپلماتیک بهویژه دیپلماسی چندجانبه، مدیریت پیامدهای بحران از طریق ابزارهای غیر تنشزا و غیرنظامی و تنظیم و کنترل فشارهای اقتصادی بود. این اجلاس با تأکید عمده بر هزینههای اقتصادی جنگ برای اروپا، عملاً نشان داد که مهار بحران برای اروپا بیش از آنکه یک انتخاب ژئوپلیتیکی باشد، یک ضرورت اقتصادی و اجتماعی است.
*محور دوم،* حول اهمیت و ضرورت بازتعریف نظم جهانی بود. مشارکتکنندگان در اجلاس ایروان، جنگ ایران را نشانهای از تضعیف نظم مبتنی بر قواعد و افزایش گرایش به زور و یکجانبهگرایی ارزیابی کردند. این برداشت، بهویژه در سخنان مکرون که اروپا را «ستون ثبات در جهانی با قواعد فرسوده» توصیف کرد، بهخوبی نمایان است. همچنین هشدار مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، درباره جایگزین شدن «قدرت به جای قواعد» بیانگر این نکته راهبردی بود که نظام بینالملل در حال ورود به مرحلهای از گذار است. بنابراین در این اجلاس تأکید شد که اروپا باید این دوره گذار را بهخوبی درک کرده و خود را بهعنوان بازیگری تعریف کند که نهتنها از نظم مبتنی بر قواعد دفاع میکند، بلکه در بازسازی آن نیز نقشآفرین است.
*محور سوم،* پیرامون تأکید مجدد بر ضرورت دستیابی اروپا به خودمختاری راهبردی برای پاسخ به آسیبپذیریهایی بود که جنگ ایران بار دیگر آنها را آشکار کرد. یکی از محورهای مورد اجماع اجلاس ایروان این بود که جنگ ایران بار دیگر نشان داد وابستگی اروپا به منابع انرژی مناطق بیثبات و نیز اتکای امنیتی آن به ایالات متحده، میتواند در شرایط بحران به یک نقطه ضعف کلیدی تبدیل شود. تأکید اورسلا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، مبنی بر اینکه «امنیت انرژی بخشی از امنیت راهبردی است» و نیز اظهارات مکرون مبنی بر «ضرورت توان دفاعی مستقل اروپا»، تصریحی بر نکته پیشگفته بود. در اجلاس ایروان تاکید شد که زمان آن فرا رسیده است که خودمختاری راهبردی از قالب یک شعار سیاسی خارج شده و به یک پروژه عملی در حوزههای دفاعی، انرژی و حتی صنعتی با هدف کاهش وابستگیهای ساختاری و افزایش ظرفیت اروپا برای کنش مستقل تبدیل شود.
در مجموع، همزمانی اجلاس جامعه سیاسی اروپا در ایروان با جنگ ایران موجب شد تا کشورهای اروپایی این فرصت را مغتنم شمرده و با تمرکز بر پیامدهای امنیتی، ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک این جنگ، به تبادل نظر، هماندیشی و اجماعسازی در مورد مدیریت پیامدهای فوری جنگ، بازتعریف جایگاه خود در نظم جهانی و آمادهسازی برای آیندهای نامطمئن بپردازند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




