کد خبر 1812815
تاریخ انتشار: ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۲

به گزارش مشرق، سجاد عطازاده فعال رسانه در تلگرام نوشت:

پان‌عربیسم در قرن بیستم، به‌ویژه در دوره ناصری، تلاشی برای فرارفتن از مرزهای دولت-ملت و ایجاد یک واحد سیاسی-هویتی واحد در جهان عرب بود. این پروژه بر فرض هم‌سرنوشتی سیاسی و فرهنگی جهان عرب استوار بود، اما در عمل با سه محدودیت ساختاری مواجه شد: رقابت دولت‌های نوظهور عرب، تقدم منطق بقا بر منطق همبستگی، و ناتوانی در نهادسازی فراملی پایدار. شکست‌های نظامی و سیاسی، به‌ویژه در دهه ۱۹۶۰، این روند فرسایشی را تسریع کرد و به تدریج، دولت‌های عربی را به سمت اولویت دادن به منافع ملی و امنیت رژیم‌ها سوق داد.

در وضعیت کنونی، این فرسایش به نقطه‌ای رسیده است که می‌توان از «پساپان‌عربیسم» سخن گفت. جهان عرب نه یک بلوک منسجم سیاسی است و نه حتی یک فضای هویتی با ظرفیت بسیج جمعی. آنچه باقی مانده، مجموعه‌ای از دولت‌ها است که در عین اشتراک زبانی و فرهنگی، در سطح ژئوپلیتیکی درگیر رقابت‌های عمیق هستند. شکاف‌های جدید دیگر صرفاً عربی-غیرعربی نیست، بلکه درون خود جهان عرب نیز چندلایه و متکثر شده است: رقابت‌های خلیج فارس، شکاف‌های ناشی از بحران‌های داخلی، و هم‌زمانی همگرایی‌های مقطعی با قدرت‌های بیرونی.

در چنین زمینه‌ای، نظم منطقه‌ای از منطق ایدئولوژیک به منطق دولت-محور تغییر ماهیت داده است. امنیت رژیم‌ها، بقا، و موازنه قوا جایگزین پروژه‌های وحدت‌گرایانه شده‌اند. همکاری‌های منطقه‌ای نیز نه بر پایه هویت مشترک، بلکه بر اساس ضرورت‌های تاکتیکی و تهدیدات مشترک شکل می‌گیرند. این وضعیت، خاورمیانه را به فضایی تبدیل کرده است که در آن ائتلاف‌ها سیال، موقتی و چندلایه هستند.

در این میان، جایگاه جمهوری اسلامی ایران در نظم پساپان‌عربیسم نیازمند تحلیل مستقل است. ایران اساساً خارج از منطق پان‌عربیستی تعریف شده و از ابتدا در چارچوب یک هویت سیاسی غیرعربی و راهبردی مستقل عمل کرده است. در خلأ ناشی از افول همگرایی عربی، ایران توانسته شبکه‌ای از روابط امنیتی، سیاسی و غیررسمی در بخش‌هایی از منطقه ایجاد کند که در برخی موارد به شکل‌گیری نوعی «نفوذ شبکه‌ای» انجامیده است. با این حال، این موقعیت با محدودیت‌های ساختاری نیز همراه است؛ از جمله مقاومت متقابل دولت‌های عربی، رقابت شدید با قدرت‌های منطقه‌ای دیگر و دشواری تبدیل نفوذ غیررسمی‌به نظم پایدار.

در سطح کلان، آنچه امروز در خاورمیانه مشاهده می‌شود، نه شکل‌گیری یک هژمونی جدید و نه بازگشت به بلوک‌بندی‌های ایدئولوژیک است. بلکه با نوعی نظم غیرقطبی و چندلایه مواجه هستیم که در آن چند قدرت منطقه‌ای – از جمله ایران، عربستان سعودی، ترکیه و رژیم صهیونیستی – در حال موازنه‌سازی مستمر هستند. این موازنه نه به سمت تثبیت حرکت می‌کند و نه به سمت فروپاشی کامل، بلکه در وضعیت تعلیق دائمی قرار دارد. ویژگی مهم این نظم آن است که بازیگران منطقه‌ای به‌طور هم‌زمان درگیر رقابت و همکاری هستند. این هم‌زیستی متناقض، محصول نبود یک مرکز هویتی یا امنیتی مسلط است. برخلاف دوره‌هایی که یک ایدئولوژی فراملی می‌توانست نظم منطقه‌ای را سازمان دهد، امروز هیچ گفتمان مسلطی قادر به ایجاد انسجام پایدار نیست. در سطح بین‌المللی نیز این وضعیت پیچیده‌تر شده است. قدرت‌های بزرگ نه به‌عنوان هژمون‌های تعیین‌کننده، بلکه به‌عنوان بازیگران مداخله‌گر در یک میدان پراکنده عمل می‌کنند. نتیجه، تشدید سیالیت در ائتلاف‌ها و کاهش قابلیت پیش‌بینی در سیاست منطقه‌ای است.

در نهایت، می‌توان استدلال کرد که پایان پان‌عربیسم صرفاً پایان یک ایدئولوژی نیست، بلکه آغاز یک وضعیت ساختاری پایدار در خاورمیانه است. در این وضعیت، سیاست منطقه‌ای نه حول وحدت یا ایدئولوژی، بلکه حول بقا، موازنه و مدیریت نااطمینانی سازمان یافته است. این تحول، چارچوب تحلیلی جدیدی را می‌طلبد که در آن دولت-ملت نه به‌عنوان یک واحد گذرا، بلکه به‌عنوان شکل مسلط و پایدار سازمان قدرت در منطقه در نظر گرفته شود.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 3
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۰۶:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۱
    4 0
    با سلام بحران خاورمیانه نتیجه نفوذ فزاینده استعمار و پروژه استکبار در این منطقه است.‌ جنگ های اول و دوم منجر به ظهور آمریکا می شود. این کشور عملا با بروز برخی از شاخص های مثبت توان و نیرومندی خود را در رهبری نظام سلطه نشان داد‌. از آن پس منطقه غرب آسیا عرصه دخالت های راهبردی و اقتصادی نظام سلطه می شود‌. در واقع قرن بیستم فرصتی بی نظیر در تاریخ تحولات سیاسی جهان برای رشد آمریکا و کسب منزلت هژمونیک فراهم کرد. قرن بیست و یکم آمریکا با دارایی های سرشاری که از قرن پیشین به ارث برده بودند به استقبال برنامه های نئو محافظه کاران و تثبیت نظام سلطه در جهان می روند. جنگ های ۲۵ ساله برای استعمار نو یافته منطقه عرب آسیا یکی از این پروژه های نئو محافظه کاران است. منطقه غرب آسیا کانون ادیان توحیدی است و یکی از کهن ترین بقع سرزمینی تمدنی در جهان است. علاوه بر این برخوردارترین جغرافیای سرزمینی است که ثروت آن چشمگیر و بی همتا است. با این مشخصه است که پروژه خاورمیانه بزرگ در دستور کار صلیبیان قرار می گیرد. لیکن همزمان پویش های تاریخی و تمدنی این منطقه به سرعت دارایی های ایدئولوژیک خود را برای مقابله با دور جدید استعمار فعال و بسیج کرده و با پرچم داری ج اا جدال نوپدید را رقم می زند.نظام سلطه در غرب آسیا با مقاومت های بسیار جدی و فراتر از انتظار مواجه است و هر روز امکان نو شدن آن دور از انتظار نیست. جنگ رمضان و پیروزی چشمگیر ایران بر علیه نظام سلطه و رژیم های آمریکا و رژیم صهیونیستی دور جدیدتری از مقابله و جدل دیالکتیکی را رقم زده است. در این دور جدید دست برتر ایران و محور مقاومت است. این محور هم اینک با اعتماد به نفس و بلوغ ژئوپولتیک به بازسازی نظام امنیتی منطقه روی آورده است و در ترتیبات پیش روی استقلال منطقه از دست نظام سلطه حاصل می شود.
  • IR ۱۵:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۱
    2 0
    جنگ جدید که حتمیه ایران باید تمام زیر ساخت های انرژی و اقتصادی و فناوری رژیم کودک کش و کشورک های عربی حامی امریکا را بزنه با قدرت بزنه به آتیش بکشه ... اونا از لحاظ نظامی مشکلی ندارن پاشنه آشیل غرب و عربها اقتصاد و انرژیه فقط از این راه بازدارندگی ایجاد میشه مالکیت و حاکمیت تنگه هرمز را با چنگ و دندون برای آینده ایران حفظ کنید تا وقتی جنگ به زمین کشورک های عربی و رژیم کودک کش نکشانیم پیروزی به دست نمیاد
  • IR ۱۸:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۱
    1 0
    قومیت سالاری مانند عرب محوری یا ترک محوری یا کرد محوری و یا محور بودن هر قومیت دیگر فقط مختص مناطق مرکز و غرب آسیا و شمال و شمال شرق آفریقا هست و در مناطق دیگر جهان این چنین عیان ابراز نمی شود و این خود نشانگر اثر نقشه استعمارگران در این مناطق البته با کمک حاکمان و سیاستمداران مزدورشان در این سرزمین ها است!

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس