به گزارش مشرق، کمیل سوهانی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در زندگی ملتها، لایههایی وجود دارد که عمیقتر از سیاستهای روزمره، فراتر از تصمیمهای کوتاهمدت و ماندگارتر از نسلهاست.
این لایهها همان ریشههای فرهنگی و تمدنیاند؛ همان قواعد نانوشتهای که حتی وقتی مردم از وجودشان آگاه نیستند، در همه شئون زندگی آنان جاری است. از اقتصاد و تجارت گرفته تا سبک زندگی، از اخلاق و معماری تا جنگ و صلح. گویی هر ملت، خانهای است که همه اجزای آن رنگ و بوی صاحبخانه را دارد؛ چنانکه ضربالمثل اراکی میگوید: «چهل چیز خانه به صاحبخانه میرود».
از این منظر، شیوه جنگیدن یک ملت نیز ادامه طبیعی شیوه زندگی اوست. ملتها همانگونه میجنگند که قرنها زیستهاند؛ با همان حافظه تاریخی، همان ترسها و امیدها، همان تجربههای اقلیمی و همان تکنولوژیهای برآمده از ضرورت بقا.
اگر بخواهیم به ریشههای شیوه کنونیِ مواجهۀ انسان ایرانی با جهان، از جمله با قدرتهایی چون ایالات متحده آمریکا و اسرائیل بنگریم، باید به یکی از اصیلترین مفاهیم زیست چند هزار ساله انسان ایرانی بازگردیم: قنات.
تمدن ایرانی در دل کویر و بر پهنۀ خشکیهای کمآب متولد شد. مهمترین مسئله وجودی انسان در این سرزمین، تدبیر برای بقا در برابر حقیقتی عریان و بیامان بود: خشکی. این مواجهه مستقیم با طبیعت، بهمرور ساختاری از تفکر و تکنولوژی را پدید آورد که در آن، «نگهداری از ارزشمندترین دارایی حیاتبخش» به اصلی هستیشناختی تبدیل شد.
قنات، این شاهکارِ مهندسیِ عقل ایرانی برای محافظت از گوهرِ حیات در برابر تابش سوزاننده خورشید پدید آمد. آب که همان زندگی و قدرت بود، از معرض دید بیرون رانده شد تا در دلِ زمین، در راهروهایی تاریک و طولانی، از گزندِ تباهکننده روزگار مصون بماند.
این اولین درس قنات برای انسان ایرانی بود: «داراییِ راهبردی را از روی خِرد از چشمِ دشمن پنهان کن». قنات برای انسان ایرانی صرفاً یک سازه مهندسی نیست؛ یک جهانبینی است.
قنات در حقیقت، ترجمه عملی یک فلسفه زیستی است، قنات، تکنولوژی شتاب نیست؛ تکنولوژی پایداری است. این تجربه جمعی، رابطهای عمیق میان انسان ایرانی و مفهوم صبر ایجاد کرد.
صبر به معنای حرکت آرام و پیوسته در مسیر هدف. قنات بیش از یک تکنولوژیِ حفاری، اخلاقی زیستبنیان را به انسان ایرانی هدیه داد: اخلاق صبر و صلح. کشیدن یک رشته قنات گاه چند دهه به طول میانجامید.
مقنیان، روزها و سالها، با تیشه بر سر سنگ میزدند، در تاریکی مطلق، با محاسباتی دقیق و عقلانی، راه را از میان بستهترین و سختترین زمینها میگشودند تا سرانجام، قطرهای از نور و روشنایی و سرسبزی را به روی زمین بیاورند.
این «صبرِ فعال»، که در آن هر ضربۀ تیشه، گامی در مسیری دشوار بود، در ناخودآگاهِ تاریخی ایرانیان به «خوی صبر» بدل شد. چنین صبری از سرِ درکِ عمیق نسبت به زمانِ «شدن» و «پدیدار شدن» بود. از سوی دیگر، همین قنات که ثمره عمری صبر بود، میتوانست در جریان یک هجوم بیگانه در عرض چند روز نابود شود.
این شکنندگیِ دستاوردِ سالها تلاشِ صبورانه، به انسانِ ایرانی آموخت، تا آنجا که میتواند از جنگ اجتناب کند؛ زیرا جنگ، حاصلِ صبرِ چندین نسل را در یک لحظه نابود میکرد.
صلحطلبیِ ایرانی ریشه در سنت صیانت از برساختههایِ پُرصبرِ تمدن دارد.
این خردِ زیستبومیِ ایرانی، تنها به قنات محدود نمیماند، بلکه در سراسر عرصههای معیشت و کشاورزی او جاری بود.
انسان ایرانی همواره «انتخابهای بهینه» را متناسب با کمبودهای اقلیمی و حقیقت عینیِ طبیعت برمیگزید. مثلاً آنگاه که میخواست در زمینهای خشک و کمآب، هندوانهای پرآب و شیرین پرورش دهد، ریشۀ آن را به ریشۀ خار پیوند میزد؛ زیرا ریشههای عمیق خار، که تا اعماق زمین میرفتند و از رطوبتِ لایههای زیرین تغذیه میکردند، آن ساختارِ پنهان و ریشهدار را برای رشدِ هندوانه فراهم میآوردند.
این «پیوندِ محصولی شیرین بر ریشهای سخت و عمیق»، استعارهای تمامعیار از روش ایرانی در مواجهه با محدودیتهاست: به جای رویاروییِ مستقیم و پرهزینه با خشکی، از ساختارهای موجود و ریشهدارِ طبیعت برای رسیدن به هدفی والا بهره میگیرد.
شیوههای آبیاری نیز همواره در بهینهترین وضعیت ممکن و متناسب با کمبودها و واقعیتهای اقلیمی طراحی میشدند. این سنتِ «انتخابِ بهینه»، که ریشه در زیستِ عقلانیِ هزاران ساله دارد، بخشی از ناخودآگاه تمدنی ایرانی را شکل میدهد که بعدها در عرصههای دیگر، از جمله دفاع و جنگ، خود را بازمییابد.
این پیشینه تمدنی، در امروزِ جنگِ ایران با جبهه استکبار یعنی آمریکای جهانخوار و اسرائیل کودککش به شکلی شگرف بازتولید شده است.
انسانِ ایرانیِ امروز نیز مانند مقنیِ کهن، از میان تمامی تکنولوژیهای دفاعی، «بهینهترین» و «متناسبترین» را با شرایطِ اقلیمیِ اقتصادی و تحریمها برگزیده است. او به جای تقلید از الگوهای پرهزینه و آسیبپذیر، تکنولوژی موشکی را برگزید.
تکنولوژیای که خود، تجسمِ عینیِ «صبرِ قناتی» است. توسعه این فناوری، نه در هیاهو، که در سکوتِ کارگاهها و در مسیری گامبهگام و پُرصلابت، همانند کندن تونلی در دلِ سنگ، طی دههها به بلوغ رسید.
سپس، همانگونه که آبِ حیاتبخش در قنات پنهان میشد، ارزشمندترین داراییِ دفاعیِ خود را، یعنی توانِ موشکی، در «شهرهای زیرزمینی» پنهان ساخت. این شهرهای موشکی، چیزی جز ادامه همان دالانهای قنات در دوران مدرن نیستند؛ نشان از آن ناخودآگاهِ تمدنی که میگوید: «گوهرِ قدرتِ دفاعی خود را از تابشِ سوزانِ چشمِ دشمن در عمقِ زمین محافظت کن». این انتخابِ راهبردی، نه یک تاکتیک نظامی که یک «منش» تمدنی است.
این منشِ تمدنیِ انسانِ ایرانی، محدود به جغرافیای ایران نمانده، بلکه به همپیمانان قهرمانش نیز صادر شده است.
تجلی این «صبر قناتی» را میتوان در رفتار راهبردی حزبالله قهرمان در یک سال گذشته به خوبی مشاهده کرد: موجودیتی که در برابر ۱۵۰۰ بار عهدشکنیِ رژیم صهیونیستی در نقض آتشبس در یک سال گذشته، نه از سرِ ضعف، که از سرِ «صبرِ هوشمندانه» و «انتظارِ کنشگر» مقاومت میکند؛ اما در روز نبرد، سلحشورانه و قهرمانانه از جای برمیخیزد و اکنون با روزانه بیش از ۵۰ عملیات کوبنده و هراسآفرین، همه معادلات دشمن را در هم میشکند.
همینگونه، دلیرمردان غزه، فرزندانِ مکتب مقاومت، آموختهاند که چگونه با حفر تونلهای زیرزمینی در دلِ محاصره و ویرانی، در برابر وحشیترین انسانِ تاریخ که تمامیِ ظرفیتِ تکنولوژیِ جنگیِ استکبار را در اختیار دارد، نه فقط پایداری، بلکه زیستن و پیروزی را ممکن سازند.
این اشتراکِ روش و منش، نشان از زایش یک «سبک زندگی دفاعی» دارد که ریشه در ناخودآگاهِ تمدنیِ ایران کهن دارد و امروز در محور مقاومت، به مثابه «الگویِ بومیِ بازدارندگی» در برابر هژمونیِ تکنولوژیکِ غرب، بازتولید شده است.
و این همان منشی است که ایرانِ امروز نیز پیش از هرگونه اقدامِ مستقیم، وفادارانه بر آن پای فشرد .ایران امروز که وارثِ این خویِ صلحطلبِ قناتی است، تا آخرین لحظه از درگیری مستقیم با دشمن اجتناب کرد.
این صبر، برآمده از همان خویِ دیرینۀ صیانت از برساختههایِ پُرصبرِ تمدن است. تمامی جهان شاهد بودند که ایرانِ صبور چگونه با بیشرفترین و عهدشکنترین دشمنان خود با متانت تمام رفتار کرد تا آنجا که حجت بر همگان تمام شد.
در عملیاتهای چندگانه وعده صادق این «صبرِ قناتی» در سطحی تاکتیکی نیز تکرار شد. نیروهای مسلح ایران، علیرغم تحمل بزرگترین ضربات روحی و عاطفی در روزهای آغازین جنگ، از شهادت رهبر عزیز و فرماندهان بزرگِ محور مقاومت تا جنایتهای هولناکِ دشمن در میناب و ناو دنا، دچار هیجانزدگی و دستپاچگی نشدند.
آنها با همان متانت و صبرِ مقنیانی که سالها تیشه میزنند تا به آب برسند، در چارچوب برنامهای دقیق و گامبهگام، پدافند دشمن را «کور» کردند.
آنها نشان دادند که برای انسان ایرانی، جنگیدن نیز «قناتوار» است: با صبر، با محاسبه دقیق، با تحمل تاریکی و سختی درازمدت، برای رسیدن به نقطهای که بتواند در زمانِ موعود، آسمانِ دشمن را بیدفاع کند و نورِ حق را بر زمین بگستراند.
این پیوستگیِ میان «زیستن» و «جنگیدن» در فرهنگ ایرانی، حقیقتی عمیقتر از استراتژیهای نظامی است. ما آنگونه میجنگیم که هزاران سال زیستهایم. امروز، انسان ایرانی در برابر دروغگوترین انسانهای تاریخ ایستاده است؛ انسانهایی که عهدشکنی در ذات آنها نشسته و هر لحظه را به دروغ میآلایند.
در چنین شرایطی، نامی که انسان ایرانی بر عملیات سرنوشتساز خود نهاده، چه نیکو و شایسته است: «وعدۀ صادق». این نام، خود روایتی از تمام آن زیستهزاران ساله است؛ تأکیدی بر این حقیقت که انسان ایرانی، فرزند قنات و پیوند صبری است که با راستی و وفای به عهد معنا یافته است.
تکنولوژی قنات، که خود متواضعترین و فروتنترین فناوریهاست، آب را از دل زمین میآورد بیآنکه کمترین آسیبی به پیکر طبیعت وارد کند. این فناوری انسان ایرانی را نیز فروتن و متواضع بار آورده است.
قنات فناوریای فروتن است. بیصدا، بیهیاهو و هماهنگ با طبیعت. برخلاف سازههای عظیم و نمایشی، قنات در سکوت عمل میکند. این فروتنی، بخشی از شخصیت تمدنی ایرانی را شکل داده است.
در برابر این افتادگی و تواضع، گاه تصویر قدرتهای جهانی قرار میگیرد که بر نمایش قدرت و برتری تأکید دارند. این تقابل، تنها سیاسی نیست؛ تقابل دو جهانبینی است: جهانبینی فروتنی و پایداری در برابر جهانبینی نمایش، میل به تسلط و برتریطلبی. دشمن امروزِ انسان ایرانی مجسمۀ تمامعیار استکبار و خودبزرگبینی است؛ غروری که از تواضع گریزان است و دروغی که راستی را برنمیتابد.
براستی این رویارویی، تقابل دو جهانبینی است: از یک سو شرافت، راستی، صداقت، فروتنی و خردی که ریشه در اعماق تاریخ و تمدن دارد، و از سوی دیگر دروغگویی، استکبار و پیمانشکنی که جز تباهی برنمیآورد.
پیروزی در این نبرد، نه یک احتمالِ خوشبینانه که ضرورتی تاریخی است؛ زیرا تمدنی که هزاران سال با صبر و راستی و تواضع در دل خشکی زندگی را آفریده، قطعا و بی هیچ شک و شبههای در برابر دروغ و استکباری که ریشه در هیچ معنایی ندارد، پیروز خواهد شد.
این جنگ، قطعاً جنگ پیروزی شرافت و راستی و صداقت و فروتنی و خرد است بر دروغگویی و استکبار و رذالت. و این، همان وعدهای است که تاریخِ زیستبنیانِ ایرانی، وعدهاش را صادقانه داده است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۰۶:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۰