به گزارش مشرق، از روزی که شنیدم رهبر معظم انقلاب روز ۱۲ بهمن دیدار دارند، کمی نگران شدم، که در میانه این تهدیدها و تردیدها، رهبری چطور قرار است دیدار مردمی داشته باشند. حتی عده ای در جامعه تردید می کردند که رهبری نه تنها دیدار عمومی، که امسال طبق روال همه ساله شاید در حرم مطهر امام (ره) هم حاضر نشوند. اما معادله مولا و مقتدایمان مطابق روال پیر خمین با این دو دو تا چهار تا فرق دارد و مجری داخل حسینیه امام خمینی(ره) خبر حضور رهبرانقلاب را داد و ناگهان در میانه صحبتهای جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه، صدای شعارها بالا رفت و آقا وارد شد.
در صف که داشتیم داخل می شدیم چند نکته توجهم را جلب کرد، در میانه پرچم های ایران و یا مهدی(عج) نصب شده در بدو ورود به سالن، پاسدارهای خوش اخلاقی که مردم را به صفوف راهنمایی می کردند. نمی دانم پاسدارها بعد از تروریست اعلام شدن توسط اروپایی ها خوش اخلاق شده بودند یا مردم بعد از این اقدام سیاسی و خصمانه اروپا، می خواستند پیامی به پاسداران بدهند؛ اما در گیت های مختلف، مردم مشغول شوخی و خنده با پاسدارها بودند، البته شاید هم روال همیشه همین بوده و این بار این خنده ها دلبری بیشتری داشتند.
مردم از صف فراری کشورمان، در این صف مشغول گپ و گفت بودند، از لابلای حرف هایشان از شرایط جامعه و وضعیت هوا حرف می زدند تا تهدیدات اخیر غربی ها علیه کشورمان.
وقتی آیت الله خامنه ای وارد حسینیه امام خمینی(ره) شد، نمی دانم چرا این حس را داشتم اما انگار پس پرده شعارهای بلند و محکم «حیدر حیدر» و «ای رهبر آزاده آماده ایم آماده» مردم، چیزی شبیه درددل فرزند با پدرش بود. وقتی که پسر را بیرون از خانه اذیت کرده اند یا تهدید کرده اند، شتابان خودش را به پدرش می رساند و در ابتدای دیدار با لحن درددل طور می گوید، «ببین اینها دارند مرا اذیت می کنند». بعد از رفت و امدها و گنده گویی های اخیر غربی ها و آمریکایی ها علیه ایران، انگار مردم خودشان را به پدرشان رسانده بودند تا او مثل همیشه مثل کوه بایستد و بگوید «غلط کرده اند»
آقا هم بعد از بیان جملاتی درباره دهه مبارک فجر و تعبیر جالبی درباره ۱۲ بهمن که تاکنون از ایشان نشنیده بودم که گفتند ۲۲ بهمن (پیروزی انقلاب اسلامی) و ۱۲ فروردین (روز استقرار جمهوری اسلامی)، از برکات ۱۲ بهمن (سالروز ورود امام به کشور) بوده است. آقا در بخش دیگری از مطلع سخنانش درباره پدران پهلوی که الان توهم موج سواری با اتفاقات داخل ایران را دارد هم خاطره ای نقل کردند که اروپایی ها پهلوی را به جلسه ای راه ندادند.
رهبری در بخش دیگری از سخنان شان، در تعریفی یک جمله ای، علت تقابل ۴۷ ساله ایران و آمریکا را توصیف کردند و آن جمله این بود که «آمریکا قصد بلعیدن ایران را دارد و ملت ایران نمی گذارد» شعارهای مردم آرام آرام داشت بیشتر می شد و رهبری برای اینکه زمان صحبت هایشان نگذرد از مردم خواست که برخی شعارهای «مرگ بر آمریکا» را در دل شان بگویند ولی این چیزی از شور و حال مردم وقتی رهبری وارد بحث آمریکا شدند کم نمی کرد.
آقا به موضوع فتنه اخیر اشاره کردند و گفتند که این فتنه نه اولین، نه آخرین فتنه آمریکایی ها در ایران نبوده و نخواهد بود. ایشان فتنه اخیر را با حوادث سال ۱۳۶۰ که منافقین با تیغ موکت بری به جان بسیجی ها می افتادند مقایسه کردند و فتنه اخیر را «آمریکایی-صهیونی» توصیف کردند. رهبری چند خصوصیت فتنه اخیر را پنهان شدن اغتشاش گران پشت اعتراضات بازاریان، شبه کودتایی بودن، طراحی فتنه توسط موساد و سازمان سیا و اقدامات داعشوار عده ای در آن برشمردند. رهبری به تعداد کشته ها هم اشاره کردند و گفتند «دل انسان برای این جوانان غافل و بیتوجه میسوزد.»
و اما بخش پایانی بیانات آقا درباره آمریکا بود. ایشان سناریوی اخیر پهلوی و فریادهای بی وطنان برای درخواست از آمریکا جهت حمله به مردم ایران که برای عده ای سوال برانگیز بود را خیلی جالب توصیف کردند که آمریکایی ها و ترامپ دنبال تسلط بر منابع از دست رفته شان در ایران هستند که در دوره پهلوی زیر سر داشتند. رهبری حرف ها و تهدیدهای آمریکا را تکراری خواندند و گفتند «ملت ایران را نباید از این چیزها بترسانید.» جالب بود برایم وقتی شبیه این حرف ها را چند روز قبل از زبان چند نفر دیگر با این مضمون که «ملتی که شهادت را افتخار می داند را نباید از موشک و حمله و ناو و ...» بترسانی شنیده بودم.
اقا مثال بامزه ای هم درباره مطامع آمریکا در ایران زدند که شبیه به جوانی است که به خواستگاری رفت و وقتی آمد از او نتیجه را پرسیدند گفت «۵۰ درصد ماجرا اکی است و ۵۰ درصد باقی مانده؛ ما می گوییم این دختر را می خواهیم و آنها می گویند غلط کردی!» صدای خنده و سپس کف مردم در حسینیه امام خمینی(ره) بلند شد. رهبرانقلاب کمی بعد گفتند که اگر جنگی به راه بیافتد، جواب ایران محکم و همه جانبه و جنگ منطقه ای خواهد بود. ملت کف و سوت زدند و شعارهای «حیدر حیدر» مردم بلندتر از دفعات قبلی در حسینیه طنین انداز شده بود. انگار دل شان قرص شده بود، با خنده بهم نگاه می کردند و خوشحال بودند و دلگرم. در همین حال دوباره صدای آقا پشت میکروفن آمد که با خنده ای شیرین فرمودند «والسلام و علیکم و رحمة الله و برکاته»
*محمدرضا کارگزار



