کد خبر 778987
تاریخ انتشار: ۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۶
برجام

حسن روحانی و محمدجواد ظریف، چهره هایی که از دهه شصت تا به امروز نقش های تاثیرگذاری در سیاست خارجی ایران داشته اند.

به گزارش مشرق، روند پرونده هسته ای ایران در اوایل دولت یازدهم به ناگهان تغییر کرد و خوشبینی و اعتماد به آمریکا و دیدن کدخدا برای حل مشکل، اساس کار مذاکرات شد. مذاکراتی که به برجام ختم شد ولی پس از دوسال، ترامپ قصد دارد آنرا پاره کند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در میانه گفتگوهای دولت ایران و 1+5 که با آب و تاب زیادی همراه بود، در بیاناتی راه حل خروج از مشکلات اقتصادی را در داخل کشور ارزیابی کردند:«کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور است و همه باید مسئولیت های متفاوت خود را در تقویت تولید داخلی به عنوان تنها راه علاج مشکلات اقتصادی انجام دهند.»( 9/2/ 94) البته تجربه نیز به عینه همین امر را ثابت کرده و دستاوردهایی که با اتکا به دانش و توان ایرانی به سرانجام رسیده اند، در حال حاضر به ابزارهای قدرت و پرستیژ کشور تبدیل شده اند. از جمله توان موشکی ایران که باعث بهت جهان شده است.

روابط ایران و آمریکا با وقوع انقلاب وارد بحران و درنهایت قطع روابط شد. مخالفت و تلاش برای براندازی حکومت اسلامی از جمله اهداف اولیه دولت واشنگتن در تقابل با ایران بوده و همچنان نیز به روش هایی در حال انجام است. ولی این خصومت ها و وجود دیوار بی اعتمادی باعث نشد تا پالس هایی از دو سو برای برقراری روابط و حل برخی از مسائل ساطع نشوند. اما بر اساس یک سنت دیرینه، هر زمان که مسئولانی در کشور برای بهبود روابط، خروج از مشکلات اقتصادی و ... با آمریکا ارتباطاتی چه مستقیم و چه غیرمستقیم گرفته اند، نتیجه همین سرنوشتی است که برای برجام در حال رقم خوردن است.

مرور برخی از این تحولات، خالی از لطف نیست و سوال اساسی تر این است که چرا با وجود چنین شکست هایی بازهم برخی اصرار بر ادامه این راه اشتباه دارند و چرا با تبلیغات و اظهاراتی سعی در ایجاد حسی در میان افکار عمومی دارند که تمامی راه حل مشکلات در ارتباط با آمریکا ست؟

*از بیانیه الجزایر تا بیانیه سه جانبه احمدی نژاد، اردوغان، داسیلوا

دولت موقت برای خروج از بحران تسخیر لانه جاسوسی و آزادسازی اموال ایران در آمریکا، راه مذاکره با مقامات آمریکایی در الجزایر را در پیش گرفت که در نهایت منتهی به بیانیه الجزایر شد. به موجب آن واشنگتن متعد شد تا در امور داخلی ایران دخالت نکند، مجازات های مالی و تجاری را لغو، دارایی ها مسدود شده را آزاد و مانع از مسدود کردن دارایی های ایران توسط دادگاه های ایالاتی شود.

صرف‌نظر از دعاوی بین این دیوان حتی اصول اولیه این قرارداد نیز نقض شده است آمریکا دخالت‌های فراوانی را در چارچوب اجرای پروژه‌های جاسوسی خود در ایران انجام داده است. تحریم‌های فراوانی مالی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از جمله تحریم نفت به اجرا درآمده است. از سوی دیگر عملا به دلیل بازنگشتن اموال و دارایی‌های شاه و پرداخت یکجای بدهی‌های ایران نظام جمهوری اسلامی ایران در بعد مالی نیز در این باره زیان‌های فراوانی دید.

همچنین طرح کودتای نوژه برای براندازی حکومت اسلامی، از جمله موارد دخالت در امور داخلی ایران بود که در سال 1359 در حال اجرا بود و سیا در آن نقش اصلی را داشت. مورد نقش سازمان «سیا» و سایر کشورهای خارجی در این کودتا، ستوان ناصر رکنی در اعترافاتش می گوید:" دو الی سه ماه بعد از پیروزی انقلاب، اولین تماس بین مأمورین سیا و یکی از دوستان بنی عامری در اروپا برقرار می شود و آنها بنی عامری را با بختیار مرتبط می سازند. تمامی هماهنگی های لازم بین کشورهای عضو بازار مشترک اروپا و ستاد دکتر بختیار در پاریس از طریق «سیا» انجام می گرفته است. هماهنگی بین اسرائیل و کشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان، مصر و عراق، توسط نماینده سازمان «سیا» که در دفتر دکتر بختیار در پاریس است انجام می گرفته است."

با وجود خصومت ها دولت هاشمی رفسنجانی در سال 1369 که اتفاقا محمدجواد ظریف نیز در آن دخیل بود به جورج بوش پدر اعتماد کرد و باعث آزادسازی گروگان های آمریکایی در لبنان شدند. ایران بر اساس وعده جورج واکر بوش، رئیس جمهور آمریکا قرار شد در ماجرای آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان میانجیگری کند و آمریکا نیز از سوی دیگر حسن نیت نشان دهد. در کتاب «آقای سفیر»، محمدجواد ظریف نیز به این بدعهدی اشاره شده است.

او نوشته «آمریکایی‌ها پیغام داده بودند: اگر شما به آزادی گروگان‌های آمریکایی کمک کنید، ما حسن‌نیت خواهیم داشت، که به‌معنای آزاد کردن دارایی‌های ایران و از این‌گونه کارها بود. اما به قولشان عمل نکردند. هشت گروگان آمریکایی آزاد شدند. این یکی از نشانه‌های عدم پایبندی آمریکایی‌ها به تعهداتشان بود که در مرحله آخر گفتند به‌دلایل انتخاباتی نمی‌توانند قولشان را عملی کنند.»

در دولت اصلاحات نیز؛ اصلاح طلبان علاوه بر تئوریزه کردن لزوم عادی سازی روابط با آمریکا، در عمل نیز به روش های مختلف سعی داشتند تا این عمل انجام شود. هرچند تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان باعث سقوط طالبان شد، ولی کمک های اطلاعاتی ایران نیز نقش مهمی داشت و در کنفرانس بن که به بازسازی افغانستان اختصاص داشت، ایران به ریاست محمدجواد ظریف توانست بخشی از منافع کشور را تامین کند.

با این حال دولت اصلاحات با خوشبینی به آمریکا می نگریست و پالس هایی را از طریق سفارت سوئیس برای بهبود روابط می فرستاد. پاسخ آمریکا به پالس های فرستاده شده قرار دادن ایران در محور شرارت و تهدید نظامی علیه جمهوری اسلامی بود. جورج دبلیو بوش در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ در سخنرانی سالیانه خود در کنگره ایالات متحده آمریکا، علی رغم حسن نیت دولت تهران، ایران را در محور شرارت قرار داد.

شروع حمله نظامی آمریکا به عراق و فشار بر برنامه هسته ای ایران، آغاز عقب نشینی های دولت اصلاحات بود. پس از فشار آمریکا به کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان برای محدود کردن فعالیت های هسته ای ایران که با عقب نشینی تیم مذاکره کننده وقت به ریاست حسن روحانی، دبیر شورای عالی امنیت، تصویب توافقنامه تهران و تعلیق فعالیت های هسته ای را به همراه داشت، آمریکایی ها گام های تهاجمی خود را با شتاب بیشتری برداشتند و با تهدید نظامی ایران، خواهان تعطیلی کامل فعالیت های هسته ای ایران شدند.

درحالیکه ایران کلیه فعالیت های هسته ای خود را تعلیق کرده بود با این حال غرب به وعده های خود عمل نکرد و تحت فشار آمریکا، آژانس بین المللی انرژی اتمی، پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل ارسال کردند.
نکته: در اردیبهشت سال ۱۳۸۲ ، صادق خرازی معاون وزیر خارجه وقت ایران ، با نگارش نامه ای تلاش کرد تا خواسته هم حزبی هایش در مجلس ششم از رهبر انقلاب ـ یعنی همان عقب نشینی از مواضع انقلابی ـ را خود اجرا کند . وی در این نامه که با وساطت سفارت سوئیس به وزارت خارجه وقت آمریکا ارسال شد ، نوشته بود که در ازای “خروج نام ایران از محور شرارت” و “فروش قطعات هواپیما به ایران” از سوی آمریکا ، ایران هم متعهد می شود “فعالیت های هسته ای خود را شفاف کند” و از “خلع سلاح حماس و حزب الله” حمایت کند.

خروج از بن بست هسته ای به دولت احمدی نژاد رسید و همزمان با حضور اوباما در کاخ سفید، دولت خوشبین بود تا با میانجیگیری ترکیه و برزیل پرونده هسته ای به سرانجام برسد. در اردیبهشت 1389، ایران، ترکیه و برزیل توافقنامه ای را امضا کردند که بر اساس مفاد توافق، برای تسهیل همکاری های هسته ای، جمهوری اسلامی ایران موافقت می کند که 1200 کیلوگرم اورانیوم کمتر غنی شده در ترکیه به امانت بگذارد.

در حالیکه دو کشور ترکیه و برزیل با چراغ سبز اوباما به میانجیگری در این پرونده پرداخته بودند، مخالفت هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا با این توافق نامه، همه را از جمله لولا دا سیلوا رئیس جمهور برزیل را شوکه کرد.

*از ژنو تا وین و دستاورد حسن روحانی در برجام

در بسیاری از تحولات سیاست خارجی کشور در چند دهه اخیر دو چهره در اکثر موارد حضور مستقیم یا غیرمستقیم داشته اند. حسن روحانی و محمدجواد ظریف، چهره هایی که از دهه شصت تا به امروز نقش های تاثیرگذاری در سیاست خارجی ایران داشته اند. با بازگشت مجدد پرونده هسته ای به حسن روحانی همزمان با شروع دولت یازدهم، وی علنا، راه حل را در مذاکره مستقیم با آمریکا دید.

هرچند او و تیمش شخصا نسبت به بدعهدی های آمریکا در چند دهه قبل آگاه بودند و حتی در مذاکرات و برقراری ارتباط نیز دخیل نیز بودند. ولی این درس ها هرگز مانع اعتماد مجدد به آمریکا نشد. اعتمادی که در حال حاضر مستمسک، فردی در کاخ سفید شده که هر آن ممکن است بسیاری از روندها را تغییر دهد.

در خلال مذاکرات هسته ای بارها و بارها دولت آمریکا به مفاد مذاکرات و عهدهای خود پشت پا زد اما دستورکار دولت اعتماد سازی با وجود موانع بود. گمان می رفت با حل پرونده هسته ای، دیگر مسائل فی مابین نیز به سرعت حل خواهند شد و دولت روحانی با فراغ بال بیشتری در عرصه بین المللی و تجارت بین الملل نقش آفرینی خواهد کرد. اشتباه محاسباتی که نشانه هایی از آن در ژنو و لوزان نیز مشخص شدند.

آمریکا در حالی در آذر سال 92 به همراه دیگر طرفین مذاکره تعهد کرده بود هیچ تحریم جدیدی در دوره 6 ماهه وضع نکند اما در همان زمان، وزارت خزانه داری آمریکا چند شرکت و نهاد ایرانی را وارد لیست تحریم ها کرد که با واکنش خاصی از سوی مقامات وزارت خارجه ایران همراه نشد. در لوزان نیز این بدعهدی مشهود بود در همان دوران امضا قانون نظارت کنگره بر مذاکرات توسط اوباما و تحریم 2 شرکت عربی به دلیل فروش هواپیما به ایران صورت گرفت.
با این حال توافق هسته ای در 23 تیر 94 به امضا رسید.

توافقی که چه در سال انتهای زعامت اوباما و چه در آغاز دوره دونالد ترامپ، بارها نقض شده است. محدودیت صدور روادید برای مسافران ایران، تصویب توسط کنگره و امضا توسط اوباما؛ تمدید 10 ساله قانون ایسا توسط کنگره و سنا و امضا توسط اوباما، وضع تحریم های جدید علیه 13 فرد و 12 نهاد مرتبط با ایران ، مصادره دارایی های ایران در دادگاه لوکزامبورگ و تحریم دهها شرکت و فرد دیگر در کنار تحریمی به نام مادر تحریم ها، از جمله این موارد است.

حال این سوال مطرح است با وجود چنین تاریخی از بدعهدی ها و اتلاف هزینه های زیاد از سوی دولت های جمهوری اسلامی، چرا این روند اصلاح نمی شود و حتی کسانی چون ظریف و روحانی که در دوره های مختلف طعم این شکست ها را چشیده اند، مجددا بازی ارتباط با آمریکا و حل مسائل از طریق واشنگتن را پیگیری می کنند؟

منبع: جهان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 1
  • غیر قابل انتشار: 0
  • محمد IR ۰۶:۳۰ - ۱۳۹۶/۰۷/۰۴
    7 1
    سیاستهای قجری امتیاز دادن به شیطان وانتظار بی پایان امتیاز دادن شیطان

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس