کد خبر 1804150
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۱

به گزارش مشرق، محمدطاها رحیمی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

در پهنه ادبیات روابط بین‌الملل و مطالعات استراتژیک، مذاکره همواره به معنای ابزاری برای نیل به صلح پایدار قلمداد نمی‌شود، بلکه در بسیاری برهه‌ها، به عنوان یک تاکتیک در دکترین «مدیریت تنش» جهت مهار قدرت‌های نوظهور و خرید زمان برای بازسازی قوای فرسوده هژمون به کار گرفته شده است. نشست اخیر دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در اسلام‌آباد پاکستان را باید دقیقاً در همین چارچوب مفهومی تحلیل کرد. در حالی که ایران با تکیه بر «قدرت میدان» و وزن ژئوپلیتیک کلاهک‌های موشکی خود، چارچوبی ۱۰‌ بندی و ظفرمندانه را به عنوان تنها مبنای مشروع برای هرگونه گفت‌وگو ترسیم کرده است، ایالات متحده با بهانه قرار دادن فرآیند مذاکراتی، در پی تثبیت وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» (Neither War Nor Peace) است. این یادداشت به واکاوی این نقشه شوم و تبیین راهبردهای خنثی‌سازی آن (ابطال‌السحر) بر اساس مولفه‌های قدرت سخت و ژئواکونومیک می‌پردازد.

۱- کلاهک‌های موشکی؛ خاستگاه دیپلماسی تحمیلی و پارادایم ۱۰ بندی

باید با صراحت آکادمیک و دقت تاریخی در اسناد راهبردی ثبت کرد جسارت، اعتماد به نفس و توانمندی تیم دیپلماتیک برای تدوین و ارائه آن منشور ۱۰‌بندی به عنوان چارچوب غیرقابل تغییر مذاکره، تماماً و تأکیداً حاصل قدرت بازدارندگی فعال و توان تخریبی کلاهک‌های موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. در واقع، این قدرت میدان بود که به کلمات دیپلمات‌ها «وزن استراتژیک» بخشید. بدون شلیک‌های دقیق و زیر ضرب گرفتن دارایی‌های راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۴۰ روز مقاومت غیورانه، هیچ قدرت دیپلماتیکی نمی‌توانست طرف مقابل را وادار به شنیدن مطالبات ایران کند اما به دلیل ماهیت عهدشکن حریف و نقض مستمر شرایط آتش‌بس در جبهه‌های مختلف، این مذاکرات «مُرده متولد شد». شکست در دستیابی به توافق، بیش از آنکه نشان‌دهنده ضعف دیپلماسی باشد، نشان‌دهنده هوشیاری ایران در عدم پذیرش توافق تحت فشار است. این شکست ثابت کرد دنیای امروز تنها چارچوبی را می‌پذیرد که از لوله تفنگ و سکوی پرتاب موشک پشتیبانی شود.

۲- استراتژی «نه جنگ، نه صلح»؛ تله‌ شیطان بزرگ برای مهار ایران

هدف بنیادین ایالات متحده از بهانه کردن مذاکرات و طولانی کردن فرآیند گفت‌وگوهای بی‌حاصل، بازگرداندن جمهوری اسلامی ایران به دوران خاکستری و فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» است. واشنگتن پس از شکست در تحقق اهداف اولیه جنگ (مانند غنی‌سازی صفر، نابودی توان موشکی و حذف پیوستگی محور مقاومت)، اکنون به دنبال استفاده از مذاکره به مثابه یک «فریب استراتژیک» است. ابعاد این تله عبارتند از:

ایجاد لکنت در محاسبات میدان: آمریکا تلاش می‌کند با باز نگه داشتن نیم‌بند درهای دیپلماسی، ایران را در پاسخ‌دهی قاطع نظامی دچار تردید کند.

تضعیف یکپارچگی محور مقاومت: مذاکره در شرایطی که لبنان، غزه و یمن زیر آتش سنگین هستند، پیوند ارگانیک ایران با بازوان دفاعی‌اش (حزب‌الله و انصارالله) را هدف قرار داده است. هدف دشمن این است با جدا کردن پرونده ایران از جبهه مقاومت، «تجزیه امنیتی» را محقق کرده و بازوان دفاعی ایران را در شمال و جنوب سرزمین‌ شغالی سلب کند.

ریسک خطای محاسباتی در تیم مذاکره‌کننده: اگر دیپلمات‌ها بر شروط حیاتی (نظیر آتش‌بس کامل در لبنان) تا انتها پایبند نمانند، دشمن این را به معنای اثرگذاری فشارها تعبیر کرده و بر شدت اقدامات خصمانه خود خواهد افزود.

۳- ابطال‌السحر؛ دکترین تهاجم ترکیبی و درهم‌ شکستن نقشه دشمن

برای درهم شکستن این فضای فرسایشی و ابطال نقشه شوم شیطان بزرگ، راهبرد ملی ایران باید از حالت تدافعی به «اقدام پیش‌دستانه ژئوپلیتیک» تغییر فاز دهد. باطل‌السحر این وضعیت در ۳ محور عملیاتی و راهبردی نهفته است.

الف- حاکمیت قاطع بر گلوگاه‌های انرژی جهانی

عمل به حکم حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر حکیم انقلاب اسلامی مبنی بر مسدود یا محدود نگه داشتن تنگه هرمز، کلیدی‌ترین ابزار فشار بر شریان‌های حیاتی هژمونی است. وقتی ایران نشان دهد امنیت تجارت جهانی و رفاه بین‌المللی مستقیماً به امنیت ملی و لغو تحریم‌هایش گره خورده است، پارادایم «تحریم علیه امنیت» فرومی‌پاشد.

ب- انسداد مسیرهای جایگزین ترانزیت نفت

سلب امکان صادرات نفت از مبادی جایگزین و دست‌نشانده مانند بندر ینبع و الفجیره، به معنای خلع سلاح ژئواکونومیک رقبای منطقه‌ای است که در زمین آمریکا بازی می‌کنند. این اقدام عملاً ثابت می‌کند هیچ نقطه امنی برای تامین انرژی جهانی در صورت تداوم دشمنی با ایران و جبهه مقاومت وجود نخواهد داشت.

پ- هم‌سرنوشتی میدانی و وحدت فرماندهی (ایران یعنی لبنان)

در ساحت عمل، باید این واقعیت تثبیت شود که جبهه مقاومت یک موجودیت واحد و تجزیه‌ناپذیر است. هرگونه تفکیک میان امنیت تهران با بیروت یا صنعا، بازی در زمین دشمن است. شعار راهبردی این مرحله باید این باشد: «لبنان امروز، یعنی خود ایران». تثبیت این گزاره، مانع سلب بازوان دفاعی ایران در مرزهای رژیم صهیونیستی خواهد شد.

۴- پیامدهای ژئواکونومیک و استراتژیک اقتدار نوین ایران

این اقتدار دیپلماتیک که ریشه در «میدان» دارد، آثار عمیقی بر ساختار اقتصادی و امنیتی منطقه و جهان بر جا می‌گذارد که تبیین تفصیلی آنها ضروری است.

نخست- نگاه جبهه‌ای به امنیت اقتصادی در محور مقاومت

تثبیت این نگاه در کل جغرافیای تحت نفوذ مقاومت (از ایران و عراق تا سوریه، لبنان و یمن)، باعث می‌شود امنیت اقتصادی به یک «کالای جمعی» تبدیل شود. این امر ۲ ثمره بزرگ دارد.

تسهیل همکاری‌های درون‌شبکه‌ای: زیرساخت‌های اقتصادی در این پهنه وسیع، تحت چتر حمایتی موشک‌های ایران ایمن می‌شوند و راه برای توسعه تجارت بدون نیاز به نهادهای تحت سلطه غرب هموار می‌شود.

هزینه‌مند کردن امنیت‌زدایی: هرگونه اقدام علیه رفاه و آرامش یک عضو (مثلاً تحریم جدید علیه یمن یا فشار مالی بر لبنان) با واکنش شبکه‌ای و جبهه‌ای کل محور علیه منافع اقتصادی اخلال‌گران در سراسر منطقه مواجه خواهد شد.

دوم - پیوند رفاه جهانی با ثبات و امنیت ایران

با تسلط قاطع بر گلوگاه‌های راهبردی هرمز و باب‌المندب، ایران موفق شده است «امنیت ملی» خود را به «امنیت زنجیره تأمین جهانی»

(Global Supply Chain) پیوند زند. در این نظم جدید، هرگونه تعرض، تحریم یا تهدید علیه ایران، مترادف با به خطر افتادن منافع اقتصادی قدرت‌های بزرگ از چین و ویتنام در شرق تا آلمان و فرانسه در غرب است. آمریکا که زمانی با ۵۰۰ تحریم جدید در ۲۰۰ روز به دنبال خفقان اقتصادی ایران بود، اکنون خود را در برابر واقعیتی می‌بیند که در آن، استمرار فشار بر ایران مساوی با بحران جهانی قیمت انرژی و فروپاشی بازارهای مالی بین‌المللی است.

نتیجه‌گیری: تثبیت نظم نوین بر پایه اراده میدان

مذاکرات اسلام‌آباد، به‌رغم عدم دستیابی به توافق رسمی، یک پیروزی بزرگ برای دکترین مقاومت بود، چرا که چارچوب ۱۰‌بندی ایران را به عنوان تنها «منطق پذیرفته‌شده برای صلح» به جهان تحمیل کرد. واشنگتن اکنون در بن‌بستی گرفتار شده که در آن، نه توان جنگ مستقیم دارد و نه می‌تواند با ابزار تحریم، اراده ایران را بشکند. خنثی‌سازی فریب آمریکا در تداوم فضای «نه جنگ، نه صلح»، در گرو پافشاری غیرقابل انعطاف بر شروط ۱۰گانه، حفظ یکپارچگی آهنین با حزب‌الله و انصارالله و اعمال قدرت قاطع بر شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی است. ایران با این رویکرد، نه‌تنها از حقوق هسته‌ای و موشکی خود عقب‌نشینی نخواهد کرد، بلکه با تکیه بر کلاهک‌های موشکی، نظم نوین منطقه‌ای را به گونه‌ای بنا خواهد کرد که رفاه جهان تنها در سایه احترام به اقتدار جمهوری اسلامی ایران میسر باشد. این، همان پیشروی سیاسی‌ای است که میدان نبرد را به میز مذاکره دیکته کرده است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 4
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۰۷:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    5 0
    ۲۱۰۰ نفر در لبنان کشته شدن مگه لبنان نقض آتش بس نبود ،چرا ایران ب اسرائیل حمله نمیکنه
  • IR ۰۹:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    1 0
    لبنان را تنها بگذارید از این به بعد تنها خواهید ماند ودیگه هیچکس به ما اعتماد نمیکنه
  • IR ۰۹:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    1 0
    لبنان را تنها بگذارید از این به بعد تنها خواهید ماند ودیگه هیچکس به ما اعتماد نمیکنه
  • IR ۰۹:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    0 0
    لطفا بمب اتم و سلاح هسته ای تولید کنید تا کشورمان را از چرخه حملات مکرر خارجی و آتش بس موقت نجات دهید. خواهش می کنیم به خاطر بچه های میناب

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس