به گزارش مشرق، کانال تلگرامی گام دوم نوشت:
«ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... اگر من به جای اینها بودم این چراغانیها را منع میکردم؛ میگفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند؛ بالای سر خانهها بزنند؛ چادر سیاه بالا ببرند. عزّت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند... ملّت ایران را از سگهای آمریکا پستتر کردند... ما زیرچکمه آمریکا برویم، چون ملّت ضعیفی هستیم؟!»
اینها بخشهایی از سخنرانی طوفانی امام خمینی رحمهالله در آبان ۱۳۴۳ است. زمانی که هیچ خبری از قیام مردمی و انقلاب نبود. دستگاه پهلوی آرامآرام در حال قدرت گرفتن بود و صدای هر مخالفی در نطفه خفه میشد.
خمینی کبیر رحمهالله که تا پیش از این به کلیاتی درباره حفظ استقلال کشور اشاره میکرد و در یکی دو سال گذشته به جز در مواردی مانند لایحه نفوذ اسرائیل و بهاییان در هیئت حاکمه پهلوی که استقلال ایران و مردمش را به خطر میانداختند موضعگیری تندی نکرده بود به یکباره در برابر اعطای مصونیت قضایی به مستشاران آمریکایی در ایران چنین طوفانی برپا میکند. پهلوی در فروختن ایران تا جایی پیش رفته بود که حالا به تعبیر امام خمینی رحمهالله خود ایران و ملّت مسلمان آن را فروخته و آن را تبدیل به یکی از مستعمرههای آمریکا کرده بود.
برخلاف بسیاری از تحلیلگران ناآگاه که خصومت ضدّاسرائیلی و ضدّآمریکایی انقلاب اسلامی را از عوارض بعد از انقلاب میدانند که مایه دردسر شده و باید اصلاح شود، اما تاریخ نشان میدهد که انقلاب اسلامی زاییده مواضع استقلالطلبانه امام خمینی رحمهالله در مخالفت با نفوذ و سلطه اسرائیل و آمریکا در ایران بود. اولین نقاط اصطکاک ایشان با دستگاه پهلوی از ابتدای دهه ۴۰ شمسی مخالفت شدید با سلطه اسرائیل و آمریکا و عمال آنها بر کشور بود. مخالفتهای غیرتمندانه و استقلالطلبانهای که در ادامه با استقبال میلیونها ایران روبهرو شد و قطار انقلاب اسلامی را راهاندازی کرد.
زمان زیادی از زخمی که آمریکاییها و انگلیسیها در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به ایران زده بودند نگذشته بود. به همین علّت هم فریاد استقلالطلبانه و دعوت به انقلابی برای خدا به گوش ایرانیان نشست و تا عمق جانشان ریشه دواند. خمینی کبیر رحمهالله آنها را به عمق فطرتشان دعوت کرده و در مقابل هم در برابر قلدرهایی که عزت و منابع و شرافتشان را به حراج گذاشته بودند به قیام دعوت میکرد. اشارات ضداستعماری امام خمینی رحمهالله از ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ به بعد ضمیر روشن پیدا کرد: اسرائیل و آمریکا! استعمارطلبان قرن بیستم که چشم طمع به نه تنها ایران بلکه به هر ملک و جامعه ضعیفی داشتند.
خمینی کبیر رحمهالله پیشتر هم در اسفند ۱۳۴۱ به دستگاه پهلوی گفته بود که «تا من هستم نمیگذارم دستگاه جبار، استقلال این ملّت را بر باد بدهد.» خمینی رحمهالله، صدای فروخفته ملّتی بود که بیش از یک قرن از ابتدای قاجار تا پهلوی دوم تحقیر شده و غارتش کرده بودند و حالا میرفت که به سینه آمریکا بهعنوان استعمار جدید دنیا پس از انگلیس دست رد بزند و زد.
ایشان ۱۵ سال بعد در خرداد ۱۳۵۹ زمانی که انقلاب اسلامی پیروز شده و شاه مخلوع از کشور اخراج شده بود هنوز از دردِ تحقیر ملّت ایران در کاپیتولاسیون که نقطه شروع نهضت ضدآمریکایی مردم ایران بود در رنج بود و آن را بزرگترین جنایت در حق ملّت ایران میدانست: «مستشاران آمریکا در مقدرات کشور مظلوم ما دخالتهای مستقیم داشتند. تحمیل کاپیتولاسیون بر ملّت مظلوم ما به وسیله شاه مخلوع سابق از بزرگترین جنایات آمریکا بود که با مخالفت روحانیون و ملّت متدین مواجه گشت و از آن پس چه ستمها و چه جنایات که بر ملّت ما وارد نشد.» (صحیفه امام، جلد ۱۲، صفحه ۳۷۰)
ایشان در گفتوگوی دیگری با یکی از رسانههای آمریکایی، شاه را عامل اصلی آمریکاییها در ایران دانسته و رفتن او را باعث قطع ید آمریکا از ایران توصیف کرده و میگویند: «اگر معنای ضدیت با آمریکا این است که ما میخواهیم وابسته به آمریکا نباشیم، آری ما ضد آمریکایی هستیم! و اگر ترس آمریکا از این است، آری باید بترسند! ...، چون آمریکا با وجود شاه، همه چیز ایران را میبُرد و با رفتن شاه این دیگر میسر نیست.» (صحیفه امام، جلد ۵، صفحه ۳۳۷)
جرم ملّت ایران و جمهوری اسلامی این است که نمیخواهند مقدرات ایران بزرگ توسط دست اجنبی رقم بخورد. جرم شان این است که میخواهند ایرانی برای ایران تصمیم بگیرد. نقطه اصلی دشمنی آمریکا با ایران هم همین است.
آمریکاییها یک بار در ۲۸ مرداد ۳۲ موفق شدند این موج را مهار کنند؛ موج انقلاب اسلامی، اما بزرگتر از عِده و عُده آنهاست. این را ۴۷ سال قدرت گرفتن و بالیدن انقلاب اسلامی با وجود دشمنی روزافزون ۴۷ ساله آمریکا با امواج استقلالطلبانه ایرانیان مسلمان اثبات میکند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۵:۰۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۴