به گزارش مشرق، در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، روابط اروپا و آمریکا وارد مرحلهای پرتنش و غیرقابل پیشبینی شده است.
سیاستهای تعرفهای آمریکا، فشارهای اقتصادی و سیاسی غیرمنتظره بر متحدان، و تلاش برای بازتعریف اولویتهای واشنگتن، اکنون اروپا را به بازنگری در راهبردهای امنیتی و اقتصادی خود واداشته است.
در سطح جهانی، تصویر رایجی از رابطه اروپا و آمریکا وجود دارد که بیشتر شبیه وابستگی است تا شراکت برابر. به جز موارد محدود، مانند مخالفت فرانسه با جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، اغلب کشورهای اروپایی در موضوعات بینالمللی مهم، مواضع آمریکا را پذیرفته و حتی در اجرای آن مشارکت کردهاند؛ از افغانستان و لیبی گرفته تا خاورمیانه و جنگ علیه غزه.
یکی از نمونههای شاخص این همکاری، هماهنگی سهجانبه میان آمریکا، فرانسه و بریتانیا در شورای امنیت است که منتقدان معتقدند گاهی باعث تعویق در ایفای نقش مؤثر این شورا و حتی تشدید بحرانها در جهان شده است.
ریشه این همکاری به جنگ جهانی دوم بازمیگردد و در دوران جنگ سرد، بهعنوان بخشی از جبهه سرمایهداری علیه بلوک شوروی تقویت شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و با صعود مجدد روسیه در هزاره جدید، اروپا بار دیگر به حمایت آمریکا به عنوان گزینهای ایمن برای مقابله با جاهطلبیهای روسیه روی آورد.
اما با آغاز دوره دوم ترامپ، عواملی که اروپا را به این اتحاد متکی کرده بود، کاهش یافته و تهدیدات مستقیم علیه منافع اروپایی افزایش یافته است. سیاستهای غیرقابل پیشبینی واشنگتن اکنون اروپا را به جستوجوی راهبردهای جدید اقتصادی و تجاری سوق داده است.
هشدار به پرهیز از تنش مستقیم با آمریکا
با وجود افزایش اختلافات، اروپا همچنان تلاش میکند رابطه خود با آمریکا را با احتیاط مدیریت کند تا از درگیری مستقیم یا قطع روابط پرهزینه جلوگیری شود. واقعیت این است که در بسیاری از موضوعات منطقهای و جهانی، از خاورمیانه تا آمریکای لاتین و آفریقا، هنوز زمینههای توافق گستردهای میان طرفین وجود دارد.
جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، در یکی از اجلاسهای اروپایی در بروکسل گفته است که مواجهه مستقیم با ترامپ خطر بزرگی است و میتواند زیانهای جبرانناپذیری برای اروپا به همراه داشته باشد. از همین رو، باید با احتیاط و هوشیاری با سیاستهای غیرقابل پیشبینی او برخورد کرد.
در عین حال، تشدید اختلاف میان آمریکا و اروپا میتواند به نفع روسیه و چین باشد و مشروعیت و اثرگذاری ابتکارات و پروژههای آمریکایی در سطح جهانی را کاهش دهد.
فرانسوا اولاند، رئیسجمهور سابق فرانسه، میگوید: «مردم آمریکا هنوز دوستان اروپا هستند، اما دولت ترامپ دیگر بهعنوان متحد مورد اعتماد اروپا عمل نمیکند.» این جمله نشان میدهد که هدف واقعبینانه اروپا در این مرحله، گذر از دوره ترامپ با کمترین خسارت ممکن است و منتظر شکلگیری دوباره صحنه سیاسی در واشنگتن میماند.
تعرفهها و فشار اقتصادی واشنگتن بر اروپا
بار دیگر، دونالد ترامپ سیاستهای محافظهکارانه تجاری را در دستور کار قرار داده و تهدید کرده که تعرفههای بالایی بر واردات اروپایی اعمال کند؛ اقدامی که بهشدت بازارهای اروپایی و صنایع صادراتی این قاره را تحت فشار قرار میدهد. این تعرفهها بهویژه صنایع فولاد و مس را هدف گرفته و موجب نگرانی شرکتهای اروپایی و اتحادیهها شده است.
در واکنش به این تهدیدها، اروپا نشستهای فشرده برگزار کرده و به دنبال راهکارهایی برای کاهش اثرات منفی تعرفهها بوده است. در عین حال، تهدیدهای اقتصادی آمریکا باعث شده کشورهای اروپایی به فکر متنوع کردن شرکای تجاری خود و کاهش وابستگی به بازار آمریکا بیفتند.
اروپا به سوی چندقطبی تجاری: قرارداد با هند و نزدیکی به چین
یکی از مهمترین تحولات اقتصادی، توافق تاریخی اتحادیه اروپا با هند پس از نزدیک به ۱۹ سال مذاکره است. این قرارداد که اخیراً نهایی شد، تعرفهها را کاهش میدهد و انتظار میرود صادرات اروپاییها به هند را حدود دو برابر افزایش دهد و میلیاردها یورو صرفهجویی برای شرکتهای اروپایی به همراه داشته باشد.
وزیر بازرگانی هند نیز اعلام کرده است که ۹۹ درصد صادرات هند به اروپا از روز اول اجرای توافق، بدون تعرفه خواهد بود. تحلیلگران این توافق را نه فقط یک قرارداد اقتصادی، بلکه پیامی ژئوپلیتیک میدانند: اروپا در حال گسترش شبکه شرکای تجاری و کاهش تمرکز بر آمریکا است، اقدامی که میتواند به شکلگیری یک نظم تجاری چندقطبی کمک کند.
همزمان، اروپا روابط تجاری گستردهای با چین دارد و تلاش میکند میان منافع اقتصادی و نگرانیهای سیاسی تعادل برقرار کند. چین بزرگترین شریک وارداتی اتحادیه اروپا است، اما رهبران اروپایی تاکید دارند که نزدیکی به پکن نباید به وابستگی بیش از حد منجر شود و تجارت باید بر پایه بازارهای عادلانه و پیشبینیپذیر باشد.
چشمانداز اقتصادی اروپا: استقلال و تنوع شرکای تجاری
استراتژی اروپا در این دوره، تنوعبخشی به شرکای تجاری و کاهش آسیبپذیری در برابر سیاستهای تکمحوری آمریکا است. پیمان با هند، افزایش روابط با چین و مذاکره با سایر بازارهای بزرگ جهانی، نشان میدهد که اروپا به دنبال تحکیم جایگاه اقتصادی مستقل و مقاومتر است.
این حرکت اقتصادی همزمان با تلاش برای حفظ روابط امنیتی و سیاسی با آمریکا انجام میشود؛ مسیری که سیاستگذاران اروپایی آن را «رقص بر لبه تیغ» توصیف میکنند: حفظ منافع اقتصادی در جهانی در حال تغییر و مدیریت روابط با شریک امنیتی تاریخی.
بنابراین اروپا در حال ساختن یک شبکه تجاری و اقتصادی چندقطبی است که میتواند این قاره را به قطبی اقتصادی مستقلتر و مؤثرتر در نظام جهانی تبدیل کند، بدون اینکه شریک امنیتی دیرینه خود، یعنی آمریکا، کاملاً کنار گذاشته شود.





۰۷:۲۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۴
۰۷:۲۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۴