کد خبر 1780303
تاریخ انتشار: ۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۱

به گزارش مشرق، میلاد جلیل‌زاده فعال رسانه نوشت:

چنانکه از صحبت‌های بعضی دستگیرشدگان حوادث اخیر مشخص می‌شود، بسیاری از این افراد متأثر از القائات رسانه‌های بیگانه، خصوصاً ۲ شبکه ایران‌اینترنشنال و منوتو بوده‌اند که تأثیر این ۲ شبکه هم بیشتر از طریق فضای مجازی و خصوصاً اینستاگرام اعمال می‌شده است. در گفت‌وگو با اغلب این افراد مشخص می‌شود آنها هیچ کانال خبری و محتوایی دیگری غیر از همین رسانه‌ها را دنبال نمی‌کردند و این، اگرچه به نظر نکته‌ ساده‌ای می‌رسد اما بسیار تعیین‌کننده است.

یک‌سویه بودن ارتباط چنین افرادی با چنین رسانه‌هایی می‌تواند به آن رسانه‌ها اجازه‌ هر نوع شانتاژ خبری و دروغ‌پراکنی واضح را بدهد. مثلاً در روزهای اول اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، ابتدا اعلام شد فردی توسط نیروهای امنیتی کشته شده ‌است و این خبر در این فضاها به‌سرعت و با بسامد بالا چرخید. پس از مدت نسبتاً کوتاهی، آن فرد که اساساً کشته نشده بود، در رسانه‌ها اعلام کرد زنده است و این اخبار صحت ندارد.

رسانه‌های فارسی‌زبان معاند تکذیبیه‌ خبر اول‌شان را کار نکردند و مخاطبان‌شان هم رسانه‌های رسمی داخل را که به تکذیب این خبر پرداخته بودند دنبال نمی‌کردند. به شکل مضحکی دیده شد کلیپ‌های متعددی منتشر شد و در صدر اخبار کشته‌شدگان وقایع اخیر، نام همان فرد که زنده بود می‌آمد و هیچ‌کس حتی کوچک‌ترین اعتراضی به این موضوع نمی‌کرد.

باید توجه داشت که در این زمینه با چه نوع مخاطبانی طرف هستیم. به یکی از دستگیرشدگان حوادث اخیر وقتی تصویر رضاخان را نشان دادند و نامش را پرسیدند، پاسخ داد او محمدرضاست و وقتی نام پدر محمدرضا را پرسیدند نمی‌دانست. از یکی دیگر هم نام کوچک ولیعهد پهلوی پرسیده شد که پاسخ داد نامش «جاوید» است و ظاهرا بر اساس شعار «جاوید شاه» این تلقی برایش ایجاد شده بود. این نمونه‌ها که فراوان هم هستند، نشان می‌دهند یارگیری دشمنان ایران این بار از طیف موسوم به آمبیسیلیست جامعه است؛ کسانی که در شرایط عادی به طور کل دور از متن اصلی حوادث سیاسی و اجتماعی قرار می‌گیرند و دعواهای داغ سیاسی در سطوح جدی‌تر جامعه، برای آنها کاملا بیگانه است.

دسترسی به بیگ‌دیتای فضای مجازی به دشمنان ایران اجازه داده که بتوانند چنین افرادی را تحلیل روان‌شناختی و اجتماعی کنند و طریقه فعال‌سازی ظرفیت آنها به نفع خودشان را دریابند. اینها افرادی نیستند که خبرگزاری‌های ما را بخوانند یا حتی اخبار را از تلویزیون دنبال کنند و در حبابی قرار گرفته‌اند که امثال اینترنشنال و منوتو برای آنها ساخته‌اند. بنابراین شیوه‌های معمول تبیین هم درباره آنها کارگر نیست. مثلا درس‌گفتارها یا روشنگری‌ها درباره ماهیت رژیم پهلوی هیچ تاثیری روی این افراد ندارد، چون اساسا مخاطب این روشنگری‌ها قرار نمی‌گیرند و ممکن است چیز چندانی هم از آنها نفهمند.

برای مقابله با وضعیتی که در آن هستیم، باید مختصات واقعی آن، که چنین چیزی است را درک و بر اساس آن رفتار کنیم. اینکه آنها در رسانه‌های خودشان دروغ بگویند و ما در رسانه‌های خودمان تکذیب کنیم، تا ابد راه به جایی نخواهد برد و باید از طریقی دیگر، مسیری برای ورود به ذهن این افراد و شکستن دیواری که بین آنها و واقعیت وجود دارد، پیدا کرد.

در دهه‌های پیش گاهی دیده می‌شد رسانه‌های عمومی سرگرمی‌ساز، مثل سریال‌های طنز، آیتم‌های طنز یا فیلم‌های کمدی، با زبان شوخی و تمسخر، ماهیت توهم‌آلود این قبیل رسانه‌ها را برملا می‌کردند و اتفاقاً جایی که فارغ از فضای خبری، ممکن است دنبال‌کنندگان یک‌سویه‌ رسانه‌هایی مثل اینترنشنال و من‌وتو هم مخاطب تولیدات داخلی شوند و آبی به صورت‌شان پاشیده شود تا از توهم و نشئگی بیرون بیایند، همین سرگرمی‌های عامه‌پسند است.

این البته چیزی نیست که در سال‌های اخیر اهتمامی جدی به آن صورت گرفته باشد اما در سال‌های قبل که چند نمونه از تولیدات سرگرمی ایرانی به زبان طنز، فعالیت رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین را زیر سؤال بردند، اثر محسوسی در سطح عمومی جامعه داشتند. در ادامه به مرور تعدادی از این آثار پرداخته شده، اگرچه پرتعداد نیستند اما به عنوان الگوهایی نادر و در عین حال مؤثر، می‌توانند الهام‌بخش تولید آثاری به‌روزتر برای شرایط امروز جامعه‌ ایران باشند.

۳ نمونه‌ای که در این زمینه به عنوان شاهد مثال انتخاب شده و در ادامه به آنها پرداخته می‌شود، در سینما، تلویزیون و شبکه نمایش خانگی پخش شده‌اند که نشان می‌دهد در همه‌ قالب‌ها می‌توان از این روش بهره برد. یک نکته که توجه به آن قبل از مرور این آثار لازم به نظر می‌رسد، تولید بعضی آثار کوتاه متناسب با فضای مجازی است. برنامه‌ای تحت عنوان «دی‌بی‌سی» که به تمسخر بی‌بی‌سی فارسی می‌پردازد، یکی از نمونه‌هاست. اما این برنامه تنها ایده‌ای یک‌خطی داشت که در برخورد اول جالب به نظر می‌رسید و پس از دنبال کردن چند قسمت ممکن است طراوت اولیه را از دست بدهد و ثانیاً جای آن در همان فضای مجازی بود، نه تلویزیون. موارد دیگری هم در فضای مجازی تولید می‌شوند که در حد متلک‌هایی بانمک و گذرا کار می‌کنند و تولید جامع و فکرشده‌ای که در سینما یا صنعت سریال‌سازی به این سمت می‌روند، قطعاً اثرات عمیق‌تری دارند و به‌علاوه، بریده‌هایی از آن می‌توانند در فضای مجازی هم منتشر شوند.

دایره زنگی و اپوزیسیون مفلوک

یک روز جمعه در تهران؛ محمد و شیرین تا بعدازظهر فرصت دارند به تنهایی هزینه صافکاری ماشین تصادفی را که سوار آن هستند تأمین کنند. شیرین جرأت ندارد ماشین پدر را که یواشکی از خانه بیرون آورده و با آن تصادف کرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهی خانه‌ای در شمال شهر می‌شوند تا با کاری که انجام می‌دهند، پول مورد نیاز را تأمین کنند و این کار نصب دیش‌های ماهواره‌ای است که نام فیلم، یعنی «دایره زنگی» هم بر اساس آن انتخاب شده. این نخستین و تا به حال تنها فیلم پریسا بخت‌آور در سینماست که پیش از آن در تلویزیون سریال‌هایی از قبیل «من یک مستأجرم»، «یادداشت‌های کودکی»، «پشت کنکوری‌ها» و «افزونه‌خواه کوچک» را کارگردانی کرده بود و سناریوی این فیلم را هم همسرش اصغر فرهادی برای او نوشت؛ چنانکه خیلی‌ها این کار را بیشتر اثری از فرهادی می‌دانستند.

دایره زنگی فیلم بسیار پرستاره‌ای بود و چهره‌هایی از قبیل مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، گوهر خیراندیش، نیما شاهرخ‌شاهی، نیلوفر خوش‌خلق، اکرم محمدی، محمدرضا شریفی‌نیا، امیر نوری، کیانوش گرامی، مهدی پاکدل، حامد بهداد، ملیکا شریفی‌نیا و نگار فروزنده در آن حضور داشتند که از عوامل فروش بالای آن در گیشه شد. دایره زنگی نقدهای طنازانه و ظریفی به مسائل طبقه متوسط شهری و برخورد آنها با پدیده‌ای مثل ماهواره داشت و از آنجا که مهران مدیری هم در این اثر بازی کرد، می‌توان احتمال داد مسائل طرح شده در این فیلم روی ذهنیت او برای طراحی و تولید برنامه یک ساعته «بمب خنده» موثر بوده است؛ مثلا اینکه والدین در این طبقه از طرفی علاقه دارند فرزندان‌شان مودب تربیت شوند اما از طرف دیگر ماهواره بدآموزی‌هایی برای‌شان دارد.

تاثیرات ماهواره بر مناسبات زندگی طبقه متوسط شهری هم در این روایت مورد توجه قرار گرفته. پدری که در خانه‌اش ماهواره دارد و برخلاف شیوه‌های سنتی زیست ایرانی، پخش تصاویر نیمه‌برهنه رقص آواز را در خانه‌اش مجاز می‌داند، با پافشاری روی اصول سنتی‌اش نمی‌تواند بپذیرد دخترش با پسری غریبه قراری عاشقانه بگذارد. در بخشی از فیلم دایره زنگی کاراکتری که بهاره رهنما نقش آن را بازی می‌کند و ظاهری به‌شدت اگزجره دارد، اهل شعر گفتن است اما شاعری او می‌تواند نمادی از رفتارهای نمایشی این طبقه باشد. او با یکی از کانال‌های ماهواره‌ای تماس تلفنی برقرار می‌کند تا شعر بخواند و وسط قرائت شعر برایش مشکلی پیش می‌آید که باعث قطع ارتباطش می‌شود. مجریان ماهواره هم این قضیه را به هجوم نیروهای امنیتی ربط می‌دهند و می‌گویند «دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم». این صحنه یکی از بهترین نمونه‌ها برای تمسخر فضای توهم ‌زده این نوع شبکه‌های ماهواره‌ای است. کاراکتر دیگری که یک پیرمرد فرتوت است و به عنوان پدر یکی از اهالی ساختمان در آنجا حضور دارد، نمادی از اپوزیسیون فرتوت ایران در آن دوره است.

او هر روز منتظر است جماعت پرشماری که به لحاظ سیاسی همراه رای و نظرش هستند به خیابان بیایند و تظاهرات کنند و این حکومت واژگون شود و به دختر و پسر جوان فیلم هم می‌گوید اگر به میان جمعیت رفتند، به جای او با اتومبیل‌شان چند تا بوق بزنند. چنین چهره مفلوکی از اپوزیسیون را طی سال‌های اخیر در سینمای ایران به‌ندرت می‌توان یافت یا حتی نمی‌توان دید؛ حال آنکه در سال‌های دهه ۸۰ نمونه‌های دیگری غیر از دایره زنگی هم وجود داشتند؛ از جمله چیزی که در «سن‌پترزبورگ» به کارگردانی بهروز افخمی دیده شد.

* بمب خنده و اپوزیسیون بی‌ادب و دیوانه

زن و شوهری که نادر سلیمانی و شقایق دهقان نقش‌شان را بازی می‌کنند، به همراه ۲ فرزندشان به تازگی ماهواره خریده‌اند. آنها سعی می‌کنند بچه‌های‌شان را با ادب تربیت کنند اما با آمدن ماهواره و کانال‌های بدآموز خنده‌دار این کار مشکل است. آنها ۱۲ کانال را عوض می‌کنند و هر بار با برنامه‌ای مخرب‌تر و ناهنجارتر روبه‌رو می‌شوند. این موضوع برنامه‌ای یک‌ساعته با عنوان «بمب خنده» بود که به کارگردانی و با بازی مهران مدیری، سال ۸۹ منتشر شد. بمب خنده مهران مدیری پس از «قهوه تلخ» یکی از دی‌وی‌دی‌های دیگرقاب کتابی بود که در گوشه و کنار خیابان‌ها یا در سوپرمارکت‌ها به فروش رسید. این اثر در «کریسمس»، سال ۲۰۱۱ مصادف با دی‌ماه سال ۱۳۸۹، به عنوان هدیه کریسمسی مهران مدیری منتشر شد اما بعدها عنوان شد به دلیل استفاده از الفاظ بد و مسائل منشوری، مجوز پخش دریافت نکرده است.

واکنش مهران مدیری به توزیع «بمب خنده» این بود که با نگارش نامه‌ای خطاب به مخاطبانش، توضیحاتی را درباره «سی‌دی‌»ای که به تازگی منتشر شده بود، ارائه دهد. او در این نامه نوشت: «در اردیبهشت‌ سال ۱۳۸۷، یعنی حدودا یک‌ ماه پس از پخش سریال «مرد هزار چهره»، طراحی چند سی‌دی برای تولید در شبکه نمایش خانگی را شروع کردم که یکی از آنها موضوع ماهواره بود. پس از مرحله نگارش، فیلمبرداری را شروع کردیم که شهریورماه سال ۸۷ به اتمام رسید. قبل از اینکه مونتاژ، ساخت تیتراژ و موسیقی این آثار شروع شود، پیشنهاد ساخت سریال «مرد دوهزار چهره» به ما داده شد و ساخت این سریال آغاز شد و کلا از پخش این سی‌دی‌ها منصرف شدیم، تا اینکه چند هفته پیش، یکی از همکاران در پروژه «قهوه تلخ»، سی‌دی ماهواره را برای من فرستاد و گفت از یک دستفروش خریداری کرده است. نمی‌دانم چگونه این سی‌دی به بیرون راه پیدا کرده، به شبکه قاچاق رسیده و با این سرعت توانسته‌اند برای آن جلد بسازند، اسم بگذارند و حتی امضای من در «قهوه تلخ» را پشت آن چاپ کنند. این موضوع به‌شدت در حال پیگیری است که به‌زودی توسط مطبوعات به اطلاع شما خواهد رسید».

ظاهرا جو سنگینی که آن روزها علیه این برنامه طنز یک‌ساعته به علت بعضی صحنه‌ها یا به کار بردن بعضی عبارات ایجاد شد، باعث شد مهران مدیری انتشار آن سی‌دی را گردن نگیرد اما بعدها هم هیچ‌وقت عنوان نشد که انتشار آن کار کس دیگری بوده است. واقعیت این است که سویه انتقادی این برنامه، متوجه بی‌ادبی و لمپنیسم موجود در کانال‌های ماهواره‌ای بود و وجود بعضی الفاظ و برخی صحنه‌ها در آن از این جهت طبیعی به نظر می‌رسید. واقعیت این است که ظرفیت کافی برای درک چنین مسائلی و برخورد با آنها در آن ایام وجود نداشت و حالا خیلی از همان کسانی که آن روزها شدیدترین هجمه را علیه برنامه‌ای مثل بمب خنده کردند، آرزو دارند که چیز دیگری شبیه به آن در فضای امروز تولید شود تا بتواند در برابر هجوم همه‌جانبه رسانه‌های بیگانه کاری بکند.

به جان هم افتادن اپوزیسیون در خنده‌بازار

برنامه خنده‌بازار که از حوالی سال ۹۰ روی آنتن تلویزیون رفت، ابتدا شوخی و سر به سر گذاشتن با انواع برنامه‌های خود تلویزیون در آیتم‌های گوناگون را در دستور کار قرار داد و هم نقادی‌های ریز و طنازانه‌ای می‌کرد و هم به نوعی باعث تبلیغ انواع برنامه‌های تلویزیون می‌شد. خنده‌بازار گاهی سراغ مسائل اجتماعی هم می‌رفت و در آیتم‌های خود چیزهایی را به زبان شوخی نمایش می‌داد که حرف دل عموم مردم بود و از این طریق غیر از سرگرم‌کنندگی، محبوبیت هم داشت. این مسائل در مجموع باعث شده بود این برنامه طنز تلویزیونی مخاطبانی انبوه پیدا کند و تقریبا کسی نبود که اگر در خنده‌بازار به موضوعی پرداخته می‌شد، بالاخره در جریان آن آیتم قرار نگیرد.

در سال ۱۳۹۱ یکی از آیتم‌های طنز خنده‌بازار به تمسخر برنامه «میز خبر» در شبکه تلویزیونی منوتو پرداخت و کار از هر لحاظ به قدری خوب و سنجیده و قوی بود که باعث شد خود مجریان شبکه منوتو هم به تحسین آن بپردازند. در اتاق خبری که خنده‌بازار بازسازی کرده بود، با عبارت اپوزیسیون جوری شوخی می‌شد که در آن ایام سر زبان عموم مردم افتاده بود. یکی از بازیگران برنامه این کلمه را طوری ادا می‌کرد که تمسخر خشم و جدیت مضحک میهمانان همیشگی این نوع شبکه‌ها بود. در بخش دیگری از این آیتم که یکی از بازیگران مرد خنده‌بازار با زن‌پوشی تیپ یکی از مجریان منوتو را بازسازی می‌کرد، نتیجه کار به قدری نمکین و جذاب شده بود که حتی متعصبانه‌ترین نگاه‌های سیاسی هم نمی‌توانستند در برابر آن جدیت‌شان را حفظ کنند و به خنده می‌افتادند. بازسازی اتاق خبر منوتو با بازسازی بعضی میزگردهای سیاسی این شبکه در خنده‌بازار ادامه پیدا کرد و صحنه‌های به‌شدت جذابی خلق شد.

گروه‌های اپوزیسیون در این اتاق به جان هم می‌افتادند و چنان خدمت هم می‌رسیدند که انگار دشمن اصلی‌شان همان کسی است که روبه‌روی‌شان قرار دارد، نه نظام سیاسی ایران. این به جان هم افتادن و دعواهای دائمی، خصوصیت اپوزیسیون ایران از سال‌ها قبل بوده که تا امروز هم امتداد پیدا کرده و شدت آن خیلی بیشتر شده است و البته توانست دستمایه خیلی خوبی برای طنازی خنده‌بازاری‌ها فراهم کند. خنده‌بازار تقریبا آخرین برنامه قابل توجهی بود که در سینما، تلویزیون و شبکه نمایش خانگی ایران به موضوع رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور به طور جدی و موثر پرداخت و از آن روز تا به حال هیچ اهتمام جدی و قابل توجهی نسبت به این موضوع دیده نشده است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 13
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۰۸:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    0 1
    💐😂
    • IR ۱۲:۴۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
      2 0
      صد در صد بهشون اموزش فرار از مجازات هم دادند
  • IR ۰۸:۵۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    12 0
    اونی که میگه اسمش جاویده به نظرم ایستگاه دوستان رو گرفته بود. اینقدر ساده از اینها نگذرید! بعضی از همین افراد کم سن و سال که بعد از دستگیر شدن مظلوم میشن قبل از دستگیری ملتو سلاخی کردن
  • IR ۰۹:۴۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    0 0
    سلام و عرض ادب در این مقاله به برنامه پاورقی یا نمک نشنال اشاره ای نشده است.
  • IR ۰۹:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    5 0
    آموزش دیدن بعد دستگیری ابراز پشیمانی و ندامت کنند اکثرشون مجرم اند این دفع رو قصر در برند دفعه بعد معلوم نیست چه بلای سر ملت بیارن
  • IR ۱۰:۵۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    4 5
    کسی که می خواهد پیامش توسط مردم پذیرفته شود باید درجه ای از حقانیت داشته باشد. شما فاقد چنین ویژگی هستید.
  • حسین IR ۱۱:۲۱ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    4 0
    ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کاری بود بر گوسفندان،به هیچ کدام از این جنایت کار ها و تروریست ها رحم نکنید ،اونهایی که جرمشان محرض شده باید کیفر اعمالشان رو ببینند.
  • مهدی IR ۱۱:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    0 0
    مقاله جالبی بود برام خیلی سوال بود که چطور باید با این دست افراد صحبت کرد و براشون روشنگری کرد ، ممنون از مطلب خوبتون
  • IR ۱۲:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    3 1
    مسخره ترین کار ممکنه و مدیریت نشستید نگاه کردید عوامل دست به دست هم و اینترنت قطع و تقصیر دشمن ؟؟؟؟ سناریو نخ نما فک کنم هدف از قطع اینترنت هم از بین بردن تحمل مابقی مردمی هست که بسیاری مخالف شما و مزخرفات شمان ولی چون اغتشاش قبول ندارن شرکت نکردن
  • IR ۱۳:۰۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    1 0
    یعنی اینهمه رو بخونیم ؟! چرا لقمه رو دور سرتون می چرخونید؟
  • IR ۱۸:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۴
    0 0
    من هنوزم اون طنز مهران مدیری درمورد ماهواره رو میبینم و میمیرم از خنده خیلی خوب بود بود 😂😂😂
  • IR ۰۰:۲۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۵
    1 0
    این جماعت بی عقل فقط لختی گری را می‌فهمند
  • IR ۰۰:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۵
    1 0
    تو اینستا دقیقا در میارن سلایق این بی عقل ها رو

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس