کد خبر 1808513
تاریخ انتشار: ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۵

به گزارش مشرق، حمیدرضا فرتوک زاده فعال رسانه در تلگرام نوشت:

وقوع دو جنگ و تجاوز پر شدت دشمن به خاک کشورمان در بالاترین سطح در فاصله میان خرداد و اسفند ۱۴۰۴ و در خلال مذاکرات تنش‌زدایی میان ایران و آمریکا، ضرورت تامل در اضلاع کلان راهبرد جمهوری اسلامی ایران و بازاندیشی در معادله بازدارندگی ایران را گوشزد می‌کند. صورت‌بندی موثر و کارآمد معادله بازدارندگی ایران قبل از هر چیز در گروی رمزگشایی از معمای امنیت خلیج فارس به عنوان یکی از پیچیده‌ترین کانون‌های کدگذاری ژئوپلیتیکی در دو قرن اخیر است.

صورت‌بندی آنگلوساکسونی از مساله خلیج فارس در خلال تحولات جنگ جهانی اول و بازتعریف موجودیت نوپدیدی به نام خاورمیانه با اکتشاف نفت در چاه نمره یک مسجد سلیمان آغاز گردید و به جابجایی مرکز ثقل منافع راهبردی آنگلوساکسون‌ها از شبه قاره هند به خلیج فارس منجر شد. پس از قرارداد سایکس – پیکو بود که شرکت‌های چندملیتی به عنوان زرسالاران امپراتوری آتلانتیک شمالی با بهره‌مندی از میراث مادی و معنوی کمپانی هند شرقی در سرزمین‌های جنوبی خلیج فارس خیمه زدند و از تجربه‌های دوران استعمار برای دوران پسا استعمار بهره جستند.

واضح بود که حال و هوای قرن بیستم و تحولات اجتماعی و سیاسی داخلی کشورهای غربی اجازه سودجویی‌های عریان استعمارگرانه قرن نوزدهمی را نمی‌دهد و به طراحی و اجرای طرح‌های پیچیده‌تر و برساخت معماهای تودرتو نیازمند است. آنچه که اهمیت داشت پیچیدن و پوشاندن رویه‌ها و ابزارهای سودجویی و بهره‌کشی در بسته‌بندی‌ها و زرورق‌های جذاب بود. به گونه‌ای که بازیگران منطقه‌ای را در افسون بی‌پایانی از ویترین‌های خوش آب و رنگ فرو ببرد و ماهیت نواستعماری بنگاه‌سالاری و زرسالاری نهفته در زیر پوست واحدهای سیاسی نوپدید را از نظرها پنهان سازد.

کدگذاری ژئوپلیتیکی آنگلوساکسونی و آرایش بنگاه سالاری واحدهای سیاسی جنوب خلیج فارس بیش از هر چیز برای ایجاد پوشش امنیتی و موجه‌‎سازی حضور سودجویانه شرکت‌های چندملیتی وابسته به امپراتوری آتلانتیک شمالی در دوران پسا استعمار بوده است.

این آرایش سیاسی اگر چه صورت ظاهری دولت – ملت وستفالیایی دارد، اما در واقعیت امر شکل خاصی از مهندسی ژئوپلیتیکی است که امکان دخل و تصرف حداکثری در همه ظرفیت‌های اقتصادی، جغرافیایی، امنیتی، سیاسی، اطلاعاتی و نظامی سرزمین‌های جنوبی خلیج فارس را بدون پذیرش مسئولیت و با حداکثر اختیارات در اختیار زرسالاران آنگلوساکسونی قرار داده است.

در این میانه جایگاه رژیم صهیونیستی در حد پاسگاه نیابتی و یگان ویژه ترور و وحشت است. همان که ناخواسته بر زبان صدراعظم آلمان تحت عنوان ماموریت کثیف غربی‌ها جاری شد. به بیان دیگر، پیکره رژیم صهیونیستی از ابتدا برای جنگ، ترور، خونریزی و وحشت طراحی و پیاده‌سازی شده و مزیت آن پیشبرد اهداف جنایتکارانه غربی‌ها با حفظ ظاهر و بدون آسیب به وجهه فریبکارانه دولت‌های غربی است. سرزمین ایران به عنوان دیرینه‌ترین موجودیت سیاسی منطقه با برخورداری از عمق راهبردی در جغرافیا، تاریخ، زبان، فرهنگ و اندیشه از همان آغاز ورود کمپانی هند شرقی به منطقه و در طول قرن‌های نوزدهم، بیستم و بیست و یکم همواره مورد سوء ظن آنگلوساکسون‌ها بوده و این سوء ظن در همه ادوار تاریخی با شدت و ضعف ادامه داشته است.

جدایی هرات و قرارداد ۱۸۵۶ پاریس، قرارداد ۱۹۰۷ سن پیترزبورگ، قحطی ۱۹۱۸، مصادره کارخانه ذوب آهن ایران در دوره رضا شاه، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت ملی دکتر محمد مصدق و جدایی بحرین در سال ۱۳۵۰ نشانگرهای آشکاری از این سوء ظن هستند که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون با شدت و حدّت بیشتری استمرار داشته است.

حمایت از رژیم بعثی عراق در جنگ تحمیلی، پشتیبانی از گروه‌های تجزیه طلب، حمله به هواپیمای مسافربری در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی اعلام محور شرارت و دستور اجرایی پنتاگون برای براندازی و نابودی ایران در سال ۲۰۰۱، محاصره اقتصادی و تحریم جامع موسوم به CISADA در سال ۲۰۱۰ ، ترور سردار سلیمانی در سال ۲۰۲۰ و بالاخره، دو جنگ تحمیلی خرداد و اسفند ۱۴۰۴ فهرست مختصری از نشانه‌های تشدید تخاصم آنگلوساکسون‌ها در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که همچنان ادامه دارد.

فهم ریشه‌های عمیق تهدید رژیم صهیونیستی بر علیه جمهوری اسلامی ایران نیز در همین منظومه تخاصم دیرینه میسر خواهد شد. به بیان دیگر، آنگلوساکسون‌ها هم زمان با کدگذاری ژئوپلیتیکی سایکس – پیکویی ۱۹۱۶ نطفه شوم موجودیت بدخیم رژیم صهیونیستی را با بیانیه بالفور ۱۹۱۷ منعقد کردند تا در آینده‌ای که امروز شاهد آن هستیم حافظ منافع زرسالاران و بنگاه سالاران آنگلوساکسونی باشد. این تصویر کوتاهی از داستان بلند معمای برساخته امنیت خلیج فارس و غرب آسیاست. معمایی که امکان ارتکاب جنایت‌هایی همچون دیر یاسین، صبرا، شتیلا، کفرقاسم، غزه و میناب را بدون پذیرش مسئولیت توسط بانیان اصلی آن میسر ساخته است.

همچنان که امکان تسخیر همه ظرفیت‌های سرزمینی شیخ نشین‌های خلیج فارس برای ترور و حملات خصمانه بر علیه ایرانیان بدون پذیرش مسئولیت توسط جنگ سالاران آنگلوساکسونی را فراهم آورده است. توسعه و سرمایه‌گذاری گسترده در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و قابلیت‌های رسانه‌ای آنگلوساکسونی، ایجاد قابلیت‌های ممتاز تجارت خارجی، پولشویی گسترده و کم هزینه و زیرساخت تراکنش‌های مالی، مهندسی اجتماعی و تاسیس دولت‌های بدون ملت با نیروی کار مهاجر فاقد حقوق شهروندی از عوامل تشدید پیچیدگی معمای امنیت خلیج فارس در سال‌های اخیر هستند که صورت‌بندی معادله بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بدون توجه به آن به بیراهه خواهد رفت. چرا که اتاق جنگ اردوگاه دشمن طرح‌های راهبردی خود را در متن و بطن همین معمای امنیت طراحی کرده و به اجرا می‌گذارد. معمایی که با ایجاد فاصله ادراکی میان علت و معلول، سیاست‌گذار امنیتی ایران را در معرض سردرگمی راهبردی قرار می‌دهد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس