تو شهر ما این بچه ها مراسم اجرا میکردم، حدود 10 نفری رفتن رو جایگاه، 2 تاشون خیلی بامزه بودن، یکیشون پرچم ایران رو تکون میداد، اون یکی عروسک دستش بود، اندازه همین دختر بچه توی این مطلب (عکس اول)، من هم نگاه میکردم، نمیدونستم بخندم یا گریه کنم، یه لحظه خنده یه لحظه بغض، عکس رفیقای شهیدم رو میدیدم و یاد بچه هاشون میوفتادم