به گزارش مشرق، ارتش ایران در زمان پهلوی درحال تبدیلشدن به نیروی زیرمجموعه آمریکا بود. ایران برای ساخت سلاحهای جدید و کاهش قیمت آنها، سلاحهایی از آمریکا میخرید که لزوماً منطبق با نیازهایش نبودند.
بزرگترین مثال آن خرید جنگنده اف-۱۴ بود. در دهه ۱۹۷۰میلادی نیروی دریایی آمریکا برای حفاظت از ناوهای هواپیمابر خود اف-۱۴ را توسعه داد و نیروی هوایی این کشور به سمت جنگنده اف-۱۵ حرکت کرد. درحالیکه متحدان آمریکا با انتخاب درست، جنگنده اف-۱۵ را خریداری کردند، ایران برایآنکه طرح اف-۱۴ به ثمر رسیده و هزینههای تولید آن برای نیروی دریایی آمریکا کاهش یابد، این جنگنده ناونشین را خریداری کرد.
قیمت جنگنده اف-۱۵ چهار برابر کمتر از اف-۱۴ بود، سیستمهایش مشابه سیستمهای قبلی نیروی هوایی مانند اف-۴ بود و ازاینرو سرعت و سهولت بهکارگیری داشت و مهمتر، در رزمهای نزدیک هوایی مؤثرتر بهحساب میآمد. ارتش در دوره نظام سابق اما باوجوداین شرایط، اف-۱۴ را با پرداخت رشوه خریداری کرد. برای پوشش این رسوایی، بعدها این افسانه ساخته شد که آمریکا اف-۱۴ را به هیچ کشوری به جز ایران تحویل نداده است.
ارتش ایران در آن برهه برای نجات متحدان غرب به عملیات میپرداخت و در مواردی در منطقه شام و عمان مستقر شد. این مسئله باعث شد تا افسران متدین و وطنپرست ارتش و بهطور ویژه نیروی هوایی که ارتباط بیشتری با آمریکا داشت، پی به توطئهها و روحیه واشنگتن برده و ضمن پیوستن به مبارزات انقلابی، در روزهای منتهی به انقلاب، وضعیت را برای پهلویها دشوار سازند.
پس از انقلاب این نیرو در سرکوب ضدانقلاب و مقابله با تجاوز دشمن بعثی و درگیری دریایی با آمریکا که در ماههای آخر جنگ رخ داد، کارایی خود را اثبات کرد.
نیرویی که بهجای بهترین انتخابها، در موارد متعددی خرید انبوه سلاحهای غیرمطلوب به آن تحمیل شده و به مأموریت بر اساس خواستههای آمریکا میپرداخت، پس از انقلاب و روی کارآمدن جمهوری اسلامی ایران، وارد فضایی دیگر شد.
تلاش برای خودکفایی در نگهداری و تولید سلاح در داخل، آزادی عمل در بررسی و تحقیق از سلاحهایی که توسط ایران خریداری شده و در دوره پهلوی با فشار آمریکا ممنوع بود و عمل بر اساس منافع ملی باعث شد ارتش جمهوری اسلامی ایران به وضعیتی جدید ارتقا یابد.
این نیرو در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، حملات دوربرد و ویژهای علیه دو قدرت اتمی و متعارف بزرگ انجام داد. ارتش رژیم صهیونیستی گرچه در فقدان آمریکا نیروی مؤثری نیست، اما طی سالهای اخیر و بهویژه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، با دریافت انبوه سلاحها و تجهیزات، بهشدت مسلح شده است.
ارتش جمهوری اسلامی ایران در چنین وضعیتی در کنار دیگر شاخههای نیروهای مسلح، موفق شده ضرباتی دردناک به دشمن وارد کند؛ دشمنی که برای مدتها گفته میشد چین و روسیه نیز در برابر آنها، دست پایین را خواهند داشت.
عملکرد جنگی ارتش
در این بخش به بررسی عملکرد ارتش در جنگ و توانایی آن در درگیریهای محتمل آتی پرداخته شده است.
۱- نقش نیروی دریایی ارتش در عملیات علیه محاصره دریایی ایران
نیروی دریایی سپاه وظیفه حراست از خلیجفارس و نیروی دریایی ارتش مسئولیت حراست از سواحل دریای عمان را برعهده دارند.
در جنگ رمضان، سیاست ایران کنترل تنگه هرمز بود که نظارت بر آن شامل محدوده خلیجفارس و حوزه نیروی دریایی سپاه میشد. در دور جدید تنشها، آمریکا قصد محاصره دریایی ایران را دارد که محدوده اجرای آن، دریای عمان است. آمریکا به دلیل اشراف ایران بر تنگه هرمز، قادر به استقرار در این منطقه و یا ورود و خروج به خلیجفارس نیست.
دشمن برای محاصره دریایی اعلام کرده چندین لایه برای رهگیری کشتیهای ایرانی در آبهای دوردست ایجاد خواهد کرد؛ اما درهرحال اصلیترین نقطه برخورد، دریای عمان است.
لایهبندی دریاها برای رهگیری کشتیهای تجاری یک کشور، دشوار است و دشمن چارهای جز تجمع قوای خود در دریای عمان نخواهد داشت تا در محدودهای کوچکتر و نزدیک، پیش از تقسیم کشتیهای تجاری به مسیرهای مختلف، در مسیر آنها اخلال ایجاد کند.
در این درگیری، نیروی دریایی ارتش دو راهکار پیش روی خود دارد؛ نخستین راهکار اسکورت کشتیهای تجاری است که نیازمند به راهانداختن کاروانی از کشتیهای تجاری است که توسط یک یا چند ناو اسکورت شوند. این راهکار مشکلاتی دارد؛ حرکت کشتیهای تجاری در قالب کاروانی با حضور چند کشتی، کار شناسایی و توقیف را برای آمریکاییها راحتتر میکند، درحالیکه حرکت انفرادی آنها میتواند مانع از شناسایی آنها شود. ازسویدیگر حرکت کاروانی، نیازمند اختصاص یک یا دو ناو است که احتمال ازدسترفتن آنها را در پی دارد. آنچه اما محتمل است، استقرار نظامیان روی کشتیهای تجاری برای حفاظت از آنها در قالب اقدامات ترکیبی است. تعدادی از نظامیان با موشکهای دوشپرتاب ضدهوایی، موشکهای ضد زره و مسلح به سلاحهای انفرادی در کشتیهای تجاری برای مدتی موقت مستقر میشوند، تا مانع از نزدیکشدن بالگردهای دشمن برای تخلیه نیرو شده و از حرکت قایقهای دشمن برای انتقال کماندو جلوگیری کنند. این اقدام مؤثر است؛ اما باید در ترکیب با دیگر فعالیتها صورت گیرد که نیازمند یک راهکار دوم است.
در راهکار دوم، نیروی دریایی میتواند بهتنهایی و یا در قالب اقدامات ترکیبی، از راه دور کشتیها را در محدوده خطر دریا عمان، حفاظت کند. در این سیاست، نیروی دریایی ارتش با استفاده از اشراف اطلاعاتی خود در دریای عمان، با نزدیکشدن ناوهای دشمن به کشتیهای تجاری، به سمت این ناوها شلیک میکند.
این راهکار چند مشکل دارد؛ احتمال دارد تمام حرکتهای دشمن قابلشناسایی نباشد و یا آنکه با استفاده آمریکا از بالگرد برای نزدیکشدن به کشتیهای تجاری، امکان واکنش از ایران سلب شود؛ میتوان در فاصله ۵۰۰ کیلومتری از سواحل ایران ناوهای دشمن را شناسایی و به آنها شلیک کرد، اما شناسایی یک بالگرد که در ارتفاع پایین پرواز کرده و ابعاد کوچکی نسبت به ناو دارد، در این فاصله غیرممکن است. باید درنظر داشت حتی اگر بالگردها شناسایی شوند، در فاصله دور، شلیک به آنها ممکن نیست.
باتوجهبه شرایط نیروی دریایی ارتش، محیط عملیاتی و توجه به مزیتها و مشکلات هر دو راهکار موجود، بهترین وضعیت اجرای ترکیبی هر دو راهکار است.
کماندوهای نیروی دریایی ارتش با تسلیحات برای درگیریهای نقطهای سوار بر کشتیهای تجاری شده تا با بالگردها و قایقهای دشمن مقابله کنند و نیروهای مستقر در سواحل، با وسایل نظارتی و موشکهای دوربرد برای تهاجم به ناوهای بزرگ ارتش آمریکا، این راهکار ترکیبی را اجرا میکنند. نیروی دریایی ارتش توانایی اجرای این راهکار ترکیبی را دارد؛ اما بااینحال سیاستهای کامل آن اعلام نشدهاند.
۲- توان هوایی ارتش
توان هوایی ایران در تمام شاخههای نیروهای مسلح توزیع شده است. برای حملات موشکی و پهپادی نیروهای هوایی، دریایی و زمینی در سپاه و ارتش، دارای توانمندی هستند.
برای حملات دوربرد پهپادی، اگر سپاه بر پهپاد انتحاری شاهد-۱۳۶ اتکا دارد، ارتش به پهپاد انتحاری آرش متکی است. برد، وزن و موتور هر دو پهپاد یکسان است؛ برد این دو ۲ هزار کیلومتر و وزن آنها ۲۰۰ کیلوگرم است. تفاوت شاهد و آرش، در وزن کلاهک و سرعت است. شاهد از یک کلاهک ۵۰ کیلوگرمی و آرش از یک کلاهک ۳۰ کیلوگرمی بهره میگیرند. در سرعت، شاهد دارای سرعت نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت و آرش دارای سرعت نزدیک به ۳۰۰ کیلومتر است.
پهپاد آرش برای هدفگیری دقیق، از نسخه ضدرادار برای شناسایی امواج راداری استفاده میکند که با تعیین منبع انتشار امواج، محل استقرار رادار را تشخیص داده و آنها را منهدم میکند. برای انهدام اهداف متحرک، بهویژه ناوها و کشتیها، آرش از کاونده فروسرخ استفاده میکند که با شناسایی منبع تولید حرارت، هدف را تشخیص داده و مورد اصابت قرار میدهد. در خصوص اهداف ثابت، این پهپاد برای نابودی اهداف غیرمحافظتشده به کار میرود.
نیروی هوافضای سپاه، با وجود تعداد بالاتر پهپادهای انتحاری نسبت به موشکهای بالستیک و کروز، از نظر ارزش عملیاتی برای حملات دوربرد بیشتر بر موشکهای بالستیک متمرکز است. ارتش با وجود برخورداری از موشکهای بالستیک در دو حوزه کوتاهبرد تاکتیکی و میانبرد برای حمله به اهداف در بردهای بیشتر از ۵۰۰ و یک هزار کیلومتر، برای حملات دوربرد خود متکی به پهپادهای انتحاری است.
ارتش پهپادهای انتحاری دیگری نیز دارد که طی سالهای اخیر وارد سازمان رزم این نیرو شدهاند. پهپاد امید یا محرم و پهپاد اخگر یا امین، دو پهپاد بالمثلثی پیشرفته و دقیقترند که نسبت به آرش، نسل جدیدتری به حساب میآیند.
ارتش تاکنون از این پهپادها در جنگ ۱۲ روزه و رمضان استفاده نکرده است. به نظر میرسد این نیرو با هدف حفظ کارتهای خود برای نبردهای احتمالی بعدی و مؤثر بودن پهپاد آرش در این دو جنگ، فعلا از ذخایر پهپادهای جدید خود شلیکی صورت نداده است.
۳- قدرت زمینی
نیروی زمینی ارتش مأموریت مهمی در حراست از مرزهای زمینی کشور دارد. باتوجهبه تغییر وضعیت نبردها بهویژه طبق آنچه در جنگ قرهباغ، جنگ اوکراین و نبردهای لبنان طی سالهای اخیر به دست آمده، نیروی زمینی ارتش به انواع سلاحهای جدید مسلح شده است.
پهپادهای شناسایی-رزمی برد بلند کمان-۹۹ و میانبرد ابابیل-۵ و کوتاهبرد ابابیل-۳ برای گشتزنیهای مرزی و عملیات در مرزها، پهپادهای ضد زره و کوادکوپترهای انتحاری سلاحهاییاند که در اختیار یگانهای ارتش و بهویژه نیروی زمینی قرار گرفتهاند.
ارتش با این توانمندیها میتواند به پایگاههای دشمن در اطراف ایران حمله کرده و مراکز تجمع تروریستها و تجزیهطلبان را هدف قرار دهد.





۰۰:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۳۱