به گزارش مشرق، سید حسین خاتمی خوانساری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
پیام رهبر معظم انقلاب آیت الله سیدمجتبی خامنهای در اربعین رهبر عزیز و شهیدمان حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنهای (ره) نه یک پیام تسلیت و تعزیت بلکه یک حرکت بهسوی شناختِ ناشناختهها است. شناخت زوایایی از زندگی قائد شهید که باید رسم انسانیت برای همه ما باشد. نکاتی که از زندگی، روش و منش ایشان در پیام رهبر معظم انقلاب آمده هم یک مدح صرف نیست بلکه ترسیم حقایقی است که تنها به چشمهای ریزبین نمایان شده؛ نکاتی که در پیام آمده بود هر کدام بحثی جداگانه را میطلبد تا ضمن شناخت بیشتر رهبر شهید، الگویی برای مردم جهان و رهبران تاریخ ترسیم شود.
آنچه که رهبر معظم انقلاب مرقوم فرمودند اینچنین میباشد که: «صحبت از مردی است که آنقدر که مشهور بود، شناخته نشد. همه میدانند که قائد شهید ما، فقیهی زمانشناس و بصیر، مجاهدی خستگیناپذیر و، چون کوه استوار و محکم، عالمی عامل و ربانی، اهل ذکر و تهجد و تضرع به درگاه ربوبی و توسل به ذوات مقدسه معصومین صلواتالله و سلامه علیهم اجمعین و از عمق جان، مؤمن به وعدههای الهی بودند. از خصوصیات دیگر ایشان ایراندوستی و تلاش مستمر برای استقلال هرچه بیشتر ایران عزیز بود که در کنار آن بر وحدت کلمه و انسجام ملّی تأکید داشتند. ایشان عمری را در تلاش برای برپائی نظام اسلامی و قوام و بقاء آن طی کردند و در عین حال جمهوری اسلامی بدون مردم از نظر ایشان بیمعنا مینمود...» اولین و مهمترین خصوصیت رهبر شهید «زمان شناس» بودن ایشان است که در پیام رهبر انقلاب مورد تاکید قرار گرفته است.
زمان شناس بودن همان موضوعی است که امام خمینی (ره) و برخی علمای شیعه آن را جزو شرایط اصلی و حساس مرجعیت و ولایت فقیه آوردند. اهتمام به همین این اصل بود که توانسته در قرون متمادی اهل مکتب را از گزند حوادث ناگوار و طاقت فرسا مصون نگاه دارد، علم و عمل را تقویت کند و تفکراتی قوی را بنیان بگذارد. چه بسیار بودند مکتبها و حکومتهایی که میخواستند اصول دینی را در جامعهشان پیاده کنند و حق مردم را از ظالمان بستانند، اما بهواسطه نشناختن مقتضیات روز و نیازمندیهای زمان، دچار ضعف گردیده و رفته رفته زائل شدند. این حکومتها و قدرتها با نشناختن وظایف و تکالیفشان نتوانستند در احقاق حق مردم و جلوگیری از ظلم و ستم به مظلومان و تقویت بنیانهای فکری، علمی و عملی خودشان به رشد و بالندگی برسند و با ظهور قدرتی به روز و پیشرو کنار زده شدند. این در حالیست که امامین انقلاب زمانشناس بودن را اولین شاخصه یک رهبر و حکومت دینی میدانستند و با همین زمان شناسیشان ایران و انقلاب مردمیاش را به قدرتی بالا و مورد احترام رساندند. قدرتی نشأت گرفته از دستورات اسلام و اهلبیت (ع) که در تمام جنبهها ظهور و بروز پیدا کرده است و در یکی دو موضوع متوقف نشده.
آیات و روایات زمانشناسی
زمانشناسی در فرهنگ اسلامی مفهومی بسیار عمیقتر از صِرف «مدیریت زمان» یا آگاهی از ساعت و تاریخ است. زمانشناسی به معنای شناخت دقیق مقتضیات، نیازها، چالشها و فرصتهای عصر و زمانه خود است. امام صادق (ع) در روایتی گهربار میفرمایند: «العالِمُ بِزَمانِهِ، لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ»؛ یعنی کسی که زمان خود را بشناسد، آماج شبهات و اشتباهات قرار نمیگیرد. (تحف العقول، ص ۳۵۶) این شناخت، آدمی را از غفلت از تواناییهای خویش بازمیدارد و زمان را به عنوان سرمایهای الهی تلقی میکند؛ سرمایهای که باید از آن بهرهمند شد. خداوند متعال در قرآن کریم به زمان و زمانه سوگند یاد کرده است. سوره «والعصر» گواهی روشن بر این مطلب است که تمام سرمایههای انسانی در معرض خسران است، مگر کسانی که ایمان آورده، عمل صالح انجام دهند و یکدیگر را به حق و صبر توصیه کنند. سوگند به «عصر» (که هم بهمعنای زمان به طور مطلق است و هم بهمعنای عصر ظهور پیامبر و عصر هر پیامبری که مردم در آن زندگی میکنند.) خود نشان دهنده اهمیت زمان شناسی است. همچنین سوگند به «اللیل» (شب) و «الصبح» (صبح) در آیات ۱۷ و ۱۸ سوره تکویر نیز بر این معنا تأکید دارد.
منابع اسلامی مملو از آیات و روایاتی است که بر ضرورت شناخت زمان و مقتضیات آن تأکید دارند. در قرآن کریم، یکی از برجستهترین مفاهیم مرتبط با زمانشناسی، عبرتگیری از تاریخ و سرگذشت پیشینیان است. خداوند بارها و بارها از مؤمنان میخواهد که در زمین سیر کنند و ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بود. «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ» (انعام/۱۱) این سیر در زمین و مطالعه تاریخ، بخشی اساسی از زمانشناسی است؛ چرا که شناخت گذشته، کلید فهم زمان حال و ترسیم آینده است. تفکر در حالات گذشتگان و در نظر گرفتن سنتهای الهی در تاریخ، از سفارشات مؤکد اسلامی به شمار میآید. در روایات نیز سخن از زمانشناسی بسیار است. امام علی (ع) در نهج البلاغه فرمایشی دارند که: «قَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ عَنُودٍ وَ دَهْرٍ کَنُودٍ یُعَدُّ فِیهِ الْمُحْسِنُ مُسِیئاً»؛ ما به زمانی در آمدهایم کینهتوز و روزگاری ناسپاس، که نیکوکار در آن، بدکار به شمار آید. از آنچه آموختهایم، بهره نمی گیریم و از آنچه نمی دانیم نمی پرسیم. از حوادث باک نداریم تا آن گاه که ما را در خود فرو گیرد. (نهجالبلاغه، خطبه ۳۲) این کلام امام نشان میدهد که شناخت زمان تنها به دانستن زمانه نیست، بلکه شناخت آفات، خطرات و تحولات فکری و فرهنگی حاکم بر جامعه نیز هست. ایشان در روایت دیگری میفرمایند: «إِذَا اسْتَوْلَی الْفَسَادُ عَلَی الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ ثُمَّ أَحْسَنَ الظَّنَّ رَجُلٌ بِرَجُلٍ فَقَدْ غُرَّ»؛ یعنی اگر در زمانی فساد حاکم باشد، حسنظن به افراد خلاف عقل است و موجب فریب میشود. این روایت به وضوح نشان میدهد که نوع روابط و تعاملات انسانها، باید متناسب با شرایط زمانی شان تنظیم گردد و از همه مهمتر باید توجه داشته باشید با چه کسانی در این زمان طرف هستید. نکته ظریف دیگری که در روایات به آن اشاره شده این است که زمان به خودی خود فاسد نمیشود، زیرا زمان امری است که از گردش زمین به دور خورشید حاصل میشود. آنچه فساد میپذیرد، «زمانیات» هستند یعنی انسانها و جوامعی که در ظرف زمان زندگی میکنند. سید رضی (ره) در این باره میفرماید: مردم میگویند زمانه فاسد شده است، در حالی که خودشان فاسد شدهاند!
آری، جمهوری اسلامی با نگاه به ظرفیت و استعداد مردم ایران فهمید که میتواند در تمام موضوعات دینی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و... رشد کند و در هر کدام به بالاترین قدرت برسد. در میان این تلاش و تحرک و زمان شناسی، دشمن شناسی امامین انقلاب هم در بالاترین سطح خود قرار داشت. همانطور که در روایت مولای متقیان علی (ع) آمد، در زمانی که برخی کشورها شرارت میکنند و زمین را به فساد کشیدهاند نباید به آنها حسن ظن داشت. باید با ساخت قدرت در مقابلشان ایستاد. قدرتی که باید در دلها و جانها رسوخ کند و مشتهای امت را گره کند و در دهان دشمن انسانیت و عدالت کوباند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




