سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارشها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژههای مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامههای کشور قرار میدهیم.
در این ویژهنامه، نگاهی به آخرین مواضع جناحهای سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته میشود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافتهای مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.
*********
پرداختن به موضوع قطعی اینترنت بدون طرح پرسش اصلی، عملاً نوعی آدرس غلط دادن به افکار عمومی است. برخی از روزنامه ها با برجسته سازی عدد و رقم خسارت اقتصادیِ ناشی از قطعی اینترنت، تلاش می کند مسئله را به سطح هزینه ـ فایده اقتصادی تقلیل دهد؛ اما عامدانه یا ناآگاهانه، از پاسخ به یک سؤال بنیادین عبور میکند. چرا اینترنت قطع شد؟ چه شرایطی کشور را به این نقطه رساند؟
روزنامه دنیای اقتصاد با عدو و رقم گذاشتن دربرابر قطع اینترنت نوشته است:
در دادههای مصرف خانوار طی ۱۴سال گذشته یعنی از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳، اینترنت عملا از یک کالای کماهمیت به یک کالای ضروری تبدیل شده است. رشدی که هم از سمت عرضه با گسترش زیرساختها، گوشیهای هوشمند و پلتفرمها اتفاق افتاده و هم از سمت تقاضا با توسعه کسبوکارهای دیجیتال، آموزش، سرگرمی و ارتباطات تغذیه شده و بهتدریج سبد فرهنگی و تفریحی خانوار را بازآرایی کرده است. مصرف اینترنت از ابتدای دهه ۹۰ تاکنون بیش از ۳۰برابر شده است.
در ادامه این گزارش آمده است:
همزمان، مصرف بسیاری از کالاها و خدمات فرهنگی و تفریحی سنتیتر مثل کتاب، سینما و برخی سرگرمیهای حضوری ۳۵درصد یافته کاهش است. این کاهش صرفا به معنای مصرف کمتر خدمات فرهنگی نیست، بلکه نشانه تغییر شیوه مصرف است. بخشی از خدمات فرهنگی از طریق سرگرمی، یادگیری، تعامل اجتماعی و حتی هویتیابی در بستر اینترنت تامین میشود و اینترنت در این دوره برای طیفی از اقلام فرهنگی و تفریحی نقش جانشین پیدا کرده است.

روزنامه شرق نیز به تأثیر قطعی اینترنت بر فعالیت خبرنگاران و رسانهها در انعکاس اخبار پرداخته و مینویسد:
از ۱۸ دیماه و همزمان با اعتراضات سراسری در کشور، دسترسی به اینترنت بینالمللی در ایران قطع شد. وضعیتی که با وجود وعدههای مطرحشده از سوی برخی مسئولان، تا زمان تنظیم این گزارش همچنان به طور کامل برطرف نشده و فقط در برخی ساعات روز، آن هم بهصورت محدود و جستهوگریخته، امکان اتصال برای بخشی از کاربران فراهم میشود. محدودیتی که نهتنها ارتباطات روزمره و فعالیتهای اقتصادی را مختل کرده، بلکه دسترسی شهروندان به منابع متنوع خبری را نیز بهشدت کاهش داده است.

وقتی در بازهای کوتاه، شبکهای از تروریست های مسلح و آشوبگران سازمانیافته، با استفاده از بسترهای ارتباطی، هماهنگی میدانی، هدایت خشونت و عملیات روانی را پیش می برند؛ وقتی حمله به مراکز نظامی، امنیتی و زیرساختی در دستور کار قرار می گیرد؛ و وقتی جان مردم عادی و مدافعان امنیت بهطور مستقیم تهدید میشود، دیگر با یک اختلال اجتماعی معمول مواجه نیستیم، بلکه با یک بحران امنیتی تمامعیار روبهرو هستیم و این یعنی شرایط اصلاً عادی نیست.
در چنین شرایطی، تصمیم حاکمیت نه بر اساس میل، بلکه بر اساس ضرورت اتخاذ میشود. قطع یا محدودسازی اینترنت، یک اقدام دلخواه یا سیاسی برای فشار بر جامعه نیست؛ بلکه ابزاری اضطراری برای مهار تهدیدی است که اگر مهار نشود، هزینههای آن نه میلیاردی، بلکه هزاران میلیاردی و حتی غیرقابل جبران خواهد بود.
رسانهای که خسارت روزانه ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان را برجسته می کند، باید صادقانه بپرسد که اگر آن دو روز ترور و آشوب مهار نمیشد، خسارت جانی، مالی و روانی کشور به کجا میرسید؟
واقعیت این است که در همان دو روز، بیش از ۳۰ همت به کشور آسیب وارد شد؛ صدها نفر از مردم بیگناه و نیروهای حافظ امنیت به شهادت رسیدند و زیرساختهای حیاتی هدف قرار گرفت. آیا در چنین شرایطی، اولویت با تداوم بیقید و شرط دسترسی اینترنتی است یا با حفظ جان مردم و جلوگیری از فرو غلتیدن کشور به چرخه خشونت فراگیر؟




۲۰:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۸