به گزارش مشرق، حسین نجفی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در نظم متحول ژئوپلیتیکی پساجنگ، ترامپ با درکی آشفته از واقعیتهای میدانی، سناریوی فشار بر پکن را برای مهار ایران در سفر اخیرش در دستور کار قرار داده است. تصور ترامپ آن است که میتواند با تهدید یا تطمیع، چین را وادار سازد تا اهرمهای اقتصادی و سیاسی خود را برای امتیازگیری از کشورمان در پرونده هستهای و موضوع تنگه هرمز به کار گیرد. این راهبرد اما پیش از آنکه نشانه قدرت باشد، آشکارکننده استیصال راهبردی سران کاخ سفید است. کشوری که پس از ناکامی در میدان نبرد مستقیم با جمهوری اسلامی ایران، اکنون به دنبال میانجی اجباری میگردد تا شکست خود را ترمیم کند، غافل از اینکه مناسبات تهران و پکن نه از جنس وابستگی تاکتیکی، که مبتنی بر پیوندهای عمیق راهبردی و نگاه مشترک به ساختار ناعادلانه نظام بینالملل است.
پکن با ارزیابی دقیق میدانی، جنگ اخیر را نه یک پیروزی مقطعی، که یک شکست راهبردی تمامعیار برای ماشین نظامی و اعتبار سیاسی آمریکا تحلیل میکند. در محاسبات راهبردی چین، آمریکا با تحمیل این جنگ، هم توان نظامی خود را در برابر اراده یک ملت، ناتوان و ضعیف دید و هم شکافهای سیاسی داخلی و متحدانش را تعمیق بخشید. از این منظر، هرگونه تلاش برای تغییر این وضعیت به سود واشنگتن، نه تنها کمکی به ثبات منطقهای نمیکند، بلکه دستاوردهای ژئوپلیتیکی پکن را در همراهی با جبهه مقاومت خنثی خواهد ساخت. چین به خوبی میداند که وادار کردن ایران به عقبنشینی از حقوق حاکمیتی خود، به مثابه تضعیف یکی از ستونهای اصلی موازنه قوا در غرب آسیاست؛ موازنهای که اکنون به شدت به زیان آمریکا تغییر کرده است.
تلاش مذبوحانه واشنگتن برای بازنگری روابط چین و ایران نیز سرابی بیش نیست. پکن در این نبرد، نه فقط یک شریک اقتصادی، بلکه یک همتراز راهبردی را در تهران یافته است که توانست هیمنه آمریکا را در یکی از حساسترین نقاط جهان به چالش بکشد. اصرار کاخ سفید بر قطع این پیوند، نادیده گرفتن اراده مستقل دو تمدن کهن است که مسیر همکاریهای خود را فارغ از دیکتههای خارجی ترسیم کردهاند. برنامههای جامع همکاری درازمدت، فراتر از معادلات مقطعی، تضمینکننده تداوم این مسیر است و چین به هیچ وجه منافع کلان خود را فدای التیام زخم اعتبار آمریکا نخواهد کرد.
برای جمهوری اسلامی ایران، این پویایی دوگانه، هم فرصت و هم هشدار راهبردی دارد. از یک سو، شکاف میان آمریکا و چین، فضایی برای کاهش فشارهای یکجانبه ایجاد میکند. از سوی دیگر، ایران نباید صرفاً بر حمایت چین در برابر واشنگتن حساب کند، زیرا پکن در نهایت دنبالکننده منافع ملی خود است. بهترین پاسخ ایران، تقویت دیپلماسی فعال با همسایگان و کاهش تنشهای قابل مدیریت در تنگه هرمز و پرونده هستهای است تا بازیگران جهانی بهانهای برای گره زدن آینده ایران به رقابتهای بزرگ نیابند.
در حال حاضر مثلث فشار آمریکا بر چین، مقاومت راهبردی ایران و بلوغ ژئوپلیتیکی چین، معادلهای را شکل داده که در آن برگ برنده در دست ایران و متحدان شرقی آن است. جنگ اخیر ثابت کرد که دوران یکهتازی واشنگتن به سر آمده و هر سناریویی برای وادارسازی قدرتهای مستقل به عقبنشینی، محکوم به شکست خواهد بود. ایران با تکیه بر توان بازدارندگی بومی و اتحادهای هوشمند شرقی، نه تنها از حقوق مسلم خود کوتاه نخواهد آمد، بلکه نظارهگر فرسایش بیشتر راهبرد شکستخورده آمریکا در منطقه خواهد بود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۲۰:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۹