به گزارش مشرق، سیدمصطفی فاطمی نسب فعال رسانه در تلگرام نوشت:
اتفاقی که هر شب در شهرهای ایران میافتد، حقیقتاً در تاریخ انقلاب اسلامی کمنظیر است. جمعیت در مشهد مقدس و بسیاری از شهرهای کشور (مطابق با ویدئوهای منتشر شده) هر شب بیشتر از شبهای گذشته است و شور و نشاط منحصر به فردی در مکانهای تجمع دیده میشود.
ابتدا بهعنوان یک ایرانی و سپس بهعنوان یک خبرنگار در این تجمعات شرکت میکنم و هر شب دریافتهای تازهای از خصوصیات این اجتماعات انسانی کسب میکنم که مایلم آنها را با مخاطبان عزیز در میان بگذارم.
قشر قابل توجهی از شرکتکنندگان و حتی در مناطقی، بیش از نیمی از جمعیت را زنان و دختران تشکیل میدهند. چادریها اکثریت هستند؛ اما عده قابل توجهی هم پوششهای متفاوتی دارند.
در هر دو طیف عکس رهبر شهید در دست گرفته شده و شعارهای انقلابی و مذهبی سر داده میشود. مشخص نیست مکانیزم انتخاب شعارها چیست و تولیدشان چقدر سرعت دارد؛ اما نسبت به جنگ ۱۲ روزه تغییر چندانی پیدا نکرده و حجمشان هم به قدری است که هر ۱۰ دقیقه نهایتاً تکرار میشوند. با اینکه در فضای مجازی تولیدات زیادی دیده میشود، ظاهراً ارتباط یا تمایلی برای تجدید شعارها و تنوع بخشیدن به آنها با مراکز تولید وجود ندارد.
به این فکر میکنم که هر کدام از این مردمی که در این تجمعات شرکت میکنند، حتماً دارای یک یا چندین هنر هستند که نوع برگزاری مراسم، اجازه ظهور و بروز آنها را نمیدهد؛ از خط خوش گرفته تا عکاسی، موسیقی، سرود، تئاتر، شعرخوانی، مداحی و... . حالا همه دور هم جمع شدهایم و شعارهای هر شب را تکرار میکنیم. آن همه گروه سرودی که در این سالها شکل گرفته، الان کجاست؟ تئاتر خیابانی کجاست؟ شاهنامهخوانی کجاست؟ موسیقی زنده حماسی کجاست؟ چرا مردم خودشان در سرود و ترانههای میهنی مشارکت نکنند و اشعار حماسی را با یکدیگر نخوانند؟ صرفنظر از تنوع و زیبایی این هنرها، مفاهیم ملی میهنی آنها برای نسل جوان بسیار جذاب و باارزش است.
وسط تجمع به این فکر میکنم که چرا از انسان ایرانی در معنای وسیع آن نشانهای یافت نمیشود؟ مگر ایران مورد هجمه قرار نگرفته است؟ مگر کاری را که الان جمهوری اسلامی دارد انجام میدهد، قهرمانان ملی ایران مانند سورنا، آریوبرزن، ستارخان، باقرخان و نهضت ملی سربداران انجام نمیدادند؟ چقدر بد است که ما خودمان را در یک تاریخ ۴۷ ساله کوچک محصور کردهایم و عملاً ریشههای خودمان را از یاد بردهایم. در حالی که حفظ ایران، شرط اول حفظ ارزشهای انسانی و اخلاقی موجود در آن است.
در روانشناسی اجتماعی چیزی هست به نام آرکیتایپ یا همان کهنالگو. اهالی سخن و بلاغت برای اثرگذاری یک پیام میگویند باید از حافظه جمعی و مشترک یک جامعه سخن گفت تا سخنان و شعارهای ما در عمق جامعه نفوذ کند و اثر بگذارد.
این قهرمانان و آن اشعار حماسی همان کهنالگوهای مشترک ذهنی ما ایرانیان هستند که امروز به فراموشی سپرده شدهاند. انسان ایرانی باید در شعارهای این شبها تمامی هویت ایرانی خودش را ببیند نه فقط یک برش مداحیمحور از آن را. در این صورت است که فضای اجتماعی، شاهد ورود تمامی ایرانیانی خواهد بود که هویت خودشان را در تقابل با مهاجم بیرونی تعریف کردهاند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۴:۲۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۴