به گزارش مشرق، کانال تلگرامی گام دوم نوشت:
حمله سوم ژانویه آمریکا به کاراکاس، حملات هوایی به پایگاههای هوایی ارتش و ربایش نیکولاس مادورو، شوک بزرگی به ونزوئلا بود. قاعدتاً هر حمله خارجی موجی از ملیگرایی و انسجام داخلی را در کشور مورد حمله قرارگرفته ایجاد میکند. با این وجود، واکنشهای دولت و جامعه ونزوئلا به حملات آمریکا واقعیت دیگری را نشان داد. هم در دولت کنونی ونزوئلا مواضع متضادی دیده میشود و هم جامعه ترکیبی از واکنشهای مثبت، منفی و خنثی به اقدام آمریکا است.
پیامهای متضادی که از دولت مخابره میشود
تا هنگامی مادورو در قدرت بود، نشانههای اندکی دال بر شکاف میان اعضای کابینه دیده میشد و پس از آن نیز کابینه حداقل انسجام ظاهری خود را حفظ کرده است. با این وجود، مواضعی که اعضای کلیدی دولت گرفتهاند حکایت از تفاوت رویکردی آنها دارد. به عنوان نمونه از یک سو، دلسی رودریگز، رئیس جمهور موقت ونزوئلا طی پیامی از ایالات متحده دعوت کرد تا برای «تقویت همزیستی پایدار... در دستور کاری مبتنی بر همکاری و توسعه مشترک با ما همراه شود.« که سیگنال مثبتی به ترامپ برای مصالحه بود.
اعضای دیگر کابینه همچون وزیر کشور، کابِیو و وزیر دفاع، پادرینو، همچنان موضع سختگیرانهتری دارند. وزارت دفاع یک روز پس از ربایش مادورو اعلام کرد که «دکترین مونرو» و «ایدئولوژی استعمارگرایانه» تحمیلی بر آمریکای لاتین را رد میکند. کابِیو نیز مواضع مشابهی دارد و مردم را تشویق به اعتراضات ضدآمریکایی میکند. به نظر میرسد در بدنه کابینه ونزوئلا دو دیدگاه طرفدار و مخالف نزدیکی به آمریکا وجود دارد.
واکنش جامعه ونزوئلا: خشم، امید و ترس
همانطور که پیشتر در یادداشتی عنوان شده بود، دیدگاه جامعه ونزوئلا نسبت به اقدام نظامی آمریکا ترکیبی نسبتاٌ برابر از مخالفت، حمایت و موضع خنثی بود. این نگاه پیچیده خود را پس از عملیات نظامی آمریکا نیز نشان داد. پس از ربایش مادورو، بخشی از جامعه ونزوئلا به خیابان آمده و ضمن محکومیت اقدام آمریکا خواستار آزادکردن مادورو بودند. از آنجا که طبق پیمایشها حتی بخشی از مخالفین مادورو نیز مخالف حمله آمریکا بودند میتوان گفت این تظاهراتها ترکیبی از حامیان اقلیت و مخالفین دولت بوده که نتیجه افزایش احساسات ملیگرایانه ناشی از جنگ است.
بخش دیگری از جامعه ساکن ونزوئلا که همچون اکثریت دیاسپورای ونزوئلایی همواره از اپوزوسیون حمایت میکردهاند در ابتدا امیدهایی به تغییر وضعیت سیاسی داشتند. کنار رفتن مادورو از صحنه سیاست ونزوئلا به عنوان شخصی که بیش از یک دهه قدرت را در انحصار خود نگه داشته بود برای این بخش از جامعه رضایتبخش بود و تحولی مثبت قلمداد شد، هر چند شرایط سیاسی ونزوئلا اجازه ابراز خوشحالی عمومی را به آنان نمیداد. با این وجود، به نظر میرسد امید نخستین مخالفان مادورو پس از عقبنشینی ترامپ از گزینه تغییر نظام سیاسی تبدیل به یأس شده باشد.
اما تمامی جامعه شهروندان ونزوئلا لزوماً واکنشی سیاسی به اتفاقات چند روز گذشته نداشتند. سالها بحران اقتصادی باعث شده است بخشی از مردم تنها دغدغه بقا و اداره زندگی روزمره خود را داشته باشند و اخبار تحولات را نه با خوشحالی یا خشم، بلکه با ترس دنبال کنند. آنها بیشتر نگران این هستند که یک جنگ احتمالی چگونه میتواند وضعیت اقتصادی را وخیمتر کند. با توجه به نبود چشمانداز مثبت در روابط آمریکا و ونزوئلا، چنین ترسی برای این بخش از جامعه همچنان تداوم دارد.
تهاجم آمریکا به ونزوئلا نهتنها فعلاً به انسجام ملی منجر نشد، بلکه شکافهای موجود در دولت و جامعه را آشکارتر کرد. در سطح حاکمیت، همزمان شاهد پیامهای آشتیجویانه و مواضع تند ضدآمریکایی هستیم که از وجود دو رویکرد متضاد در کابینه حکایت دارد. در جامعه نیز واکنشها متکثر است: بخشی با انگیزههای ملیگرایانه به خیابان آمدند و از دولت ونزوئلا حمایت کردند، بخشی از مخالفان به تغییر سیاسی امید بستند اما بهسرعت ناامید شدند و گروهی دیگر، تحت فشار بحران اقتصادی، تحولات را با ترس و نگرانی صرفاً از منظر معیشت دنبال میکنند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




۲۰:۴۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۹