به گزارش مشرق، علی بیگدلی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در روزهایی که غبار جنگ بر منطقه سایه افکنده، شاهد پارادوکسهای تلخی در عرصه بینالملل هستیم. بحرین، کشوری که با در اختیار قرار دادن پایگاه و فضای سرزمینی خود، به یکی از بازوهای لجستیکی حمله آمریکا به ایران تبدیل شد، در مسیری وارونه، دست به دامان سازمان ملل میشود تا علیه ایران قطعنامه صادر کند. این رفتار، مصداق بارز وقاحت سیاسی و فرار رو به جلو است. اما در این میان، وظیفه دستگاه دیپلماسی و حقوقی ایران چیست؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: تهاجم حقوقی
امروز مطالبه عمومی ملت ایران، فراتر از پاسخهای نظامی، پیگیری حقوقی جنایاتی است که آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی ملت ایران را نشانه رفته است. میبایست متولیان امر سیاست خارجی، یک کیفرخواست جامع بر اساس اساسنامه سازمان ملل و کنوانسیونهای بینالمللی تدوین و ارائه نماید. الگوبرداری از اقدام شجاعانه آفریقای جنوبی در دادگاه لاهه علیه نسلکشی طبق کنوانسیون ۱۹۵۲، نشان داد که میتوان از ظرفیتهای حقوقی برای به انزوا کشاندن متجاوز استفاده کرد. ایران نیز باید با همین فرمان، جنایات اخیر را در تراز جنگ علیه بشریت به جهان معرفی کند.
نقطه ثقل این کیفرخواست، اظهارات بیشرمانه مقامات آمریکایی، به ویژه ترامپ در قالب مصاحبه ها، سخنرانی و توئیتها است. تهدید به نابودی تمدن ایران، حمله به مدرسه دخترانه میناب و شهادت حدود ۱۸۰ شهید دانش آموز در آنجا و هدف قرار دادن غیرنظامیان، تنها یک لفاظی سیاسی نیست؛ بلکه طبق حقوق بینالملل، مصداق بارز نسلکشی و جنایت جنگی است. وقتی تمدنی با قدمت چندین هزار سال تهدید به نابودی میشود، این تنها جنگ با یک جغرافیا نیست، بلکه اعلان جنگ علیه میراث بشریت است. ایران باید نشان دهد که حمله به مدرسه دخترانه، بر اساس کدام اصل از حقوق بینالملل توجیه شده است؟
این شکایت حقوقی نباید تنها به آمر اصلی محدود شود. بلکه کشورهایی که در این جنایت شریک دولت تروریست آمریکا، یعنی کشورهای عربی همچون عربستان سعودی، امارات، قطر و بحرین، که پایگاه آمریکا در خاک آنها مستقر بوده و به کشور عزیز ایران حمله کردند؛ طبق ماده ۱۶ طرح مسئولیت بینالمللی دولتها (کمیسیون حقوق بینالملل)، باید در این پرونده به عنوان شرکای جرم حضور داشته باشند. طبق قوانین بینالمللی، هر کشوری که قلمرو خود را برای ارتکاب تجاوز در اختیار دیگری قرار دهد، در مسئولیت بینالمللی آن فعل شریک است. سکوت در برابر کشورهایی که نان و نمک همسایگی را خورده و در وقت حادثه، زمین بازی متجاوز شدهاند، دیگر جایز نیست.
برخی ممکن است بپرسند که آیا این شکایت در ساختار قدرتمحور سازمان ملل به نتیجه میرسد؟ واقعیت این است که آوردهی این اقدام، تنها در صدور حکم خلاصه نمیشود. نخستین دستاورد، تثبیت روایت مظلومیت و اقتدار ایران در اسناد رسمی تاریخ است. دوم، ایجاد فشار دیپلماتیک بر کشورهایی است که با هزینه کم، علیه امنیت ملی ما اقدام کردهاند. این شکایت، هزینهی همراهی با متجاوز را برای همسایگان بالا میبرد و به دنیا میفهماند که ایران هیچ تعرضی به حریم تمدنی و انسانی خود را بدون پاسخ حقوقی باقی نخواهد گذاشت.
زمان آن فرا رسیده است که دیپلماسی ما از حالت تدافعی خارج شده و با تکیه بر اراده عمومی، کیفرخواستی تنظیم کند که آیندگان به آن استناد کنند. ما نه تنها برای امروز، بلکه برای صیانت از تاریخ و تمدن خود موظف به پیگیری حقوقی هستیم. این مسیر، سخت و طولانی است، اما قطعا برای صلح پایدار و بازدارندگی همهجانبه، در آینده آورده خواهد داشت. ایران باید ثابت کند که خون دانشآموزان و حرمت تمدناش، کالایی نیست که در راهروهای سازمان ملل مورد معامله یا فراموشی قرار گیرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




