به گزارش مشرق، محمدمهدی خیرجو فعال رسانه در تلگرام نوشت:

نشست غیرمستقیم اخیر میان نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده با میانجیگری پاکستان در اسلام‌آباد، نشان‌دهنده تداوم بن‌بست در ادراک راهبردی و دیپلماتیک در واشنگتن نسبت به تهران است. بررسی روند مذاکرات حاکی از آن است که رویکرد هیئت آمریکایی به سرپرستی ونس، بیش از آن که بر مبنای انعطاف برای حل مسائل باشد، بر پایه تلاش برای رد ۱۰ پیش‌شرطِ ایران -که ترامپ آن را پذیرفته بود- و تحمیل گزاره‌های زیاده‌خواهانه استوار بوده است.

تغییر اهداف راهبردی آمریکا در ابتدای جنگ رمضان از اسقاط ساختار سیاسی به تمرکز بر تغییر رژیم حقوقی تنگه هرمز و تلاش آشکار و پریشان برای بازگشایی آن، ابتدا از راه جنگ و سپس آتش‌بس، نشان‌دهنده ناکارآمدی سیاست‌های دولت ترامپ است. در شرایط حاضر، کاخ سفید با متغیر ژئوپلیتیکی به نام انسداد آبراهی مواجه است که تا پیش از تنش‌زایی‌های اخیر، جریانی آزاد داشت و اکنون بازگشت به وضعیت پیشین امکان‌پذیر به نظر نمی‌رسد، مگر آن که ترامپ به خواسته‌های تهران گردن بگذارد.

پافشاری تیم آمریکایی در اسلام‌آباد بر مفروضات پیشین، مانع از دستیابی به هرگونه توافقی بود؛ همچنین اصرار واشنگتن بر جدا کردن محور مقاومت در این آتش‌بس و سپس خلف وعده همزمان در تعهدات، نشان‌دهنده نادیده گرفتن تغییرات ساختاری در توازن قوای منطقه‌ای پس از رویدادهای جنگ رمضان و جنایت‌هایی است که این کشور با همدستی رژیم تروریستی صهیونیستی در ایران و منطقه مرتکب شده است.

در همین راستا، دنیس سیترونوویچ، مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، عامل اصلی بن‌بست کنونی را تفاوت در ارزیابی طرفین از جایگاه خود و مفهوم پیروزی در مناقشه اخیر می‌داند. در حالی که ایالات متحده با پیش‌فرض ضعف ساختاری تهران وارد روند دیپلماتیک شد، ایران با اتکا به دستاوردهای میدانی و از موضع تثبیت قدرت، لزومی برای تن دادن به مصالحه‌های بنیادین احساس نکرده است.

این شکاف در باورهای میان دو تیم مذاکره‌کننده و بن‌بست ادراکی دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده، ترامپ و هیئت حاکمه این کشور را پس از ناکامی در میدان، در یک معمای راهبردی در میز مذاکره قرار داده است. از منظر نظامی نیز، ارزیابی‌های چهره‌ها و رسانه‌های غربی نظیر نیویورک‌تایمز نشان می‌دهد که استفاده از نیروی نظامی -مانند آنچه در ماجرای ونزوئلا رخ داد- به عنوان اهرم فشار، دیگر یک انتخاب کارآمد در سیاست‌گذاری ترامپ محسوب نمی‌شود.

از طرفی ضدونقیض‌گویی‌ها، عصبانیت و برهم‌ریختگی مشهود ترامپ در روزهای منتهی به آتش‌بس موقت، نشان از فشار روانی سنگین و خردکننده‌ای دارد که او را وادار به پذیرش شروط ایران برای اعلام آتش‌بس کرد؛ هرچند که رئیس‌جمهور آمریکا به سبک اسلافش سعی کرد با دبه کردن و برگرداندن ورق مذاکرات، بدل بزند. این واقعیت قطعی است که ترامپ بعد از شکست در اهداف و بالا رفتن تلفات نظامی، به تصور کنترل تبعات اقتصادی نظیر نوسانات قیمت انرژی، جلوگیری از کمبود کالاهای استراتژیک و پایین آوردن حجم انتقادها، مجبور به این آتش‌بس شد و می‌خواست ناکامی‌های جنگ را در میز مذاکره یک‌جا جبران کند که نشد؛ حالا گزینه بازگشت به منازعه نظامی گرچه بسیار محتمل است، اما چالش‌های فراوانی به همراه خواهد داشت که با نیمه اول جنگ متفاوت خواهد بود.

برای نمونه، داده‌های منتشر شده توسط پایگاه اقتصادی بلومبرگ حاکی از تداوم ایجاد شوک عرضه در بازار انرژی است؛ به گونه‌ای که در یک هفته، از میان بیش از ۴۰ درخواست خرید ثبت‌شده، تنها ۴ مورد با عرضه فیزیکی مواجه شده و قیمت قراردادهای آتی نفت از مرز ۱۴۰ دلار در هر بشکه عبور کرده است. از سوی دیگر، تحلیل‌گران بازار در آمریکا و اروپا هشدار می‌دهند که گسترش دامنه درگیری‌ها و ادامه آن می‌تواند به رکود تورمی بی‌سابقه در اقتصاد کشورهای غربی منجر شود.

حال زمان به سرعت علیه ترامپ می‌گذرد و دست برتر ایران مشهود شده است؛ حتی چهره‌هایی چون آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده پیشین آمریکایی، نیز تأکید می‌کنند که تهران با در اختیار داشتن اهرم‌های ژئوپلیتیک نظیر تسلط بر آبراه‌های استراتژیک و توسعه برنامه هسته‌ای، از مزیت نسبی در میز مذاکره برخوردار است و نیازی به عجله نمی‌بیند.

برای تثبیت اقتدار حاصله، ضروری است متولیان امر، طبق دستورات رهبر معظم انقلاب حضرت‌ آیت‌ا... سیدمجتبی خامنه‌ای(حفظه‌ا...) برای مدیریت تنگه هرمز و رژیم حقوقی جدید این شاهراه مهم، زیرساخت‌های قانونی و اجرایی حاکمیت مردم ایران در این زمینه را مستحکم کنند. همچنین به نظر می‌رسد تا زمانی که این توهم در سر مقامات کاخ سفید است که چون گذشته ابرقدرت بلامنازع جهان هستند، هرگونه مذاکره باید منوط به پذیرش رسمی موازنه قدرت جدید توسط واشنگتن باشد. آمریکا باید بداند ایران به پیش از جنگ رمضان باز نمی‌گردد و دوره سیاست تهدید و وعده و وعید در قبال امتیازات نقد، گذشته است.

در سطح کلان نیز با توجه به حماسه پایمردی مردم غیور ایران و سلحشوری رزمندگان اسلام، باید با تعمیم الگوی موفق مقاومت و بازدارندگی به سایر حوزه‌های راهبردی، هزینه هرگونه خطای محاسباتی دشمن را افزایش داد. این هم‌افزایی نهادی میدان و سایر اجزای حکمرانی، تنها راه صیانت از خون شهدا، دستاوردهای دو جنگ اخیر و وادار ساختن دشمن به پذیرش واقعیت‌های جدید است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 3
  • در انتظار بررسی: 0
  • ناشناس IR ۰۵:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    0 1
    باب المندب و تنگه هرمز تا سال 2028 بسته باید بمونه مین ریزی و مین گذاری اعزام تکاورررر و اعزام 20 میلیون نفرررر جنوب تیربارررر کالیبرررر 50 تقویت. پدافند ها تولید روزانه 1000 موشک تولید روزانه 1000 پهباد تولید بازسازی تقویت ارتقا مهندسی معکوس
  • alire IR ۰۵:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    2 0
    ضمن هوشمندی در تمام جبهه ها، حواستون به تحلیل گران خارجی که عمدتا ضد ترامپ هستند که او را شکست خورده و ناتوان می دانند، باشد، که ما را وارد تله برآورد غلط نکنند!
  • IR ۰۶:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۶
    1 1
    ایران نباید بره مذاکره چون بعدش حمله می کنن و می‌خوان بگن ایران عمل نکرد و زدیمش تا افکار عمومی را به دست بیاره. ایران باید بگه که آمریکا درصد عمل به مفاد آتش بس را اعلام کنه تا تصمیم گیری کنیم.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس