به گزارش مشرق، حسین قاهری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
تحولات اخیر در تنگه هرمز، بار دیگر نقش بیبدیل این گذرگاه راهبردی را در امنیت انرژی و تجارت جهانی برجسته ساخته است. در چنین شرایطی، ضروری است تحلیلها و پیشنهادهای سیاستی، با نگاهی عمیق، متوازن و آیندهنگر، از سطح واکنشهای مقطعی فراتر رفته و در چارچوبی پایدار و قابل اتکا سامان یابند.
واقعیت آن است که تنگه هرمز، صرفا یک مسیر عبور دریایی نیست، بلکه بخشی از یک ساختار پیچیده ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک است که مدیریت آن نیازمند تلفیق ملاحظات امنیتی، حقوقی و اقتصادی است. ازاینمنظر، هرگونه رویکردی که این موقعیت را به ابزارهای کوتاهمدت یا درآمدهای محدود تقلیل دهد، ممکن است در بلندمدت با چالشهایی در حوزه کارآمدی و پذیرش بینالمللی مواجه شود.
در دورههای بحرانی، اتخاذ برخی تدابیر کنترلی برای مدیریت ریسک و تامین امنیت قابل درک است. بااینحال، در افق پساجنگ، حرکت بهسمت سازوکارهایی که بر «قابلیت پیشبینی»، «اعتمادسازی» و «همکاری منطقهای» استوار باشند، از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود.
تجربههای بینالمللی نیز نشان میدهد که پایداری در مدیریت گذرگاههای حیاتی، بیش از هر چیز به ایجاد تعادل میان منافع ملی و الزامات کشتیرانی بینالمللی وابسته است.
درهمینراستا، توجه به چارچوبهای حقوقی موجود و تلاش برای بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای آن، میتواند به تقویت جایگاه ایران کمک کند. حتی در مواردی که اختلافنظرهای حقوقی وجود دارد، اتخاذ رویکردی مبتنیبر تفسیرهای مسئولانه و همسو با عرف بینالملل، به کاهش تنشها و افزایش مشروعیت اقدامات کمک خواهد کرد.
ازسویدیگر، تعامل با بازیگران مهمی همچون کشورهای آسیایی، مستلزم درک دقیق از اولویتهای آنان است. این کشورها عموما به دنبال ثبات، امنیت و تداوم جریان انرژی هستند و هرگونه افزایش نااطمینانی میتواند به بازتعریف مسیرها و کاهش وابستگی منجر شود. از اینرو، تقویت نقش ایران بهعنوان یک «تامینکننده امنیت و تسهیلگر عبور ایمن» میتواند بستر مناسبی برای گسترش همکاریها فراهم آورد.
در سطح راهبردی، میتوان سه جهتگیری مکمل را مدنظر قرار داد:
۱. تقویت همکاریهای دوجانبه و منطقهای
بهویژه با کشورهایی مانند عمان، با هدف طراحی سازوکارهای مشترک برای مدیریت تنگه و ارتقای ایمنی و کارآمدی کشتیرانی؛
۲. توسعه خدمات دریایی و لجستیکی در سواحل جنوبی کشور
بهگونهای که ارزشآفرینی اقتصادی از مسیر ارائه خدمات پایدار و رقابتی محقق شود؛
۳. ادغام مدیریت تنگه در یک راهبرد کلانتر کریدوری
که بتواند نقش ایران را در اتصال شبکههای تجاری و انرژی منطقهای و فرامنطقهای تقویت کند.
درمجموع، شرایط کنونی را میتوان فرصتی برای بازاندیشی در الگوی حکمرانی تنگه هرمز تلقی کرد. بهرهگیری بهینه از این فرصت، مستلزم پرهیز از نگاههای کوتاهمدت و حرکت بهسمت رویکردی است که ضمن حفظ منافع ملی، به ثبات منطقهای و اعتماد بینالمللی نیز یاری رساند. چنین رویکردی میتواند جایگاه ایران را نه صرفا بهعنوان یک بازیگر اثرگذار، بلکه بهعنوان یکی از اضلاع اصلی شکلدهی به نظم پایدار در این گذرگاه حیاتی تثبیت کند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۶:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۶