به گزارش مشرق، رامین نصیری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در تاریخ ملتها، برخی بزنگاهها لحظاتیاند که روح یک ملت دوباره متولد میشود. زمانی که مردم به صورت جمعی تصمیمات تاریخی را اتخاذ میکنند. مثل زمانی که ایرانیان سال 57 انقلاب کردند یا زمانی که مردم ایران در زمان قاجار در برابر امتیازات استعماری توتون و تنباکو، مقاومت و ایستادگی کردند. اما امروز هم مردم ایران تصمیم جمعی محکمی گرفتند. تصمیمی که برای دوستان مایه مسرت و امید و اطمینان و غرور و افتخار بود و برای دشمنان به مانند کابوسی بدل شده است که هر شب ناگزیر آن را نظاره گر هستند. آنچه در متن «جنگ رمضان» در حال وقوع است، از همین جنس است؛ یک بعثت اجتماعی، یک بازتعریف هویت ملی و انقلابی در میانه آتش و تهدید، یک تصمیم مهم و حیاتی برای آینده تمامیت سرزمینی ایران، یک خرد جمعی بعثت یافته خداوندی، یک انتخاب آگاهانه برای کنار وطن بودن، یک بازسازی شرافت ملی و میهنی.
اکنون بیش از هشتاد شب از حضور مستمر مردم در خیابانها و میادین میگذرد. سومین ماه این حضور نفسگیر و کمسابقه رو به پایان است؛ حضوری که نه با بخشنامه آغاز شد، نه با تبلیغات رسانهای شکل گرفت و نه با اجبار ادامه یافت. این مردم بودند که پس از سحر تلخ دهم اسفند و اعلام شهادت رهبر انقلاب، خودجوش به میدان آمدند؛ مردمی که فهمیده بودند دشمن در کنار حملات جنایتکارانه نظامی، برای شکستن ستون فقرات اجتماعی ایران برنامهریزی کرده است.
سادهلوحانه است اگر کسی تصور کند دشمن متجاوز برای روزهای جنگ، در داخل کشور نقشهای نداشته است. مگر میشود اتاقهای فکر امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بهترین فرصت برای فعالسازی آشوب، ترور روانی، عملیات ادراکی و فروپاشی اجتماعی را در بحبوحه ناامنی جنگی نادیده گرفته باشند؟ طبیعتاً آنان حساب ویژهای روی خستگی مردم، ترس عمومی، فرسایش اجتماعی و خالی شدن خیابانها باز کرده بودند. سناریو روشن بود: جامعه باید خسته میشد، میدان باید رها میشد و سپس پروژه فشار از بیرون با آشوب از درون تکمیل میگردید. فروپاشی رقم میخورد و آن چه که لقلقه دهان سگ زرد و سگ دوبرمن آمریکاییها در منطقه است، یعنی تغییر رژیم (رژیم چینج) انجام میشد.
اما یک اتفاق مهم رخ داد؛ ملت ایران وارد میدان شدند و به بهترین وجه از ایران دفاع کردند. از نیروهای مسلح و حکومت الهی ایران پشتیبانی کردند. این حضور یک نکته مهم و حیاتی هم دارد و آن این است که ملت با بصیرت ایران در این حضور خود خستگی هم نشان ندادند. یک احساس زودگذر و عمل انفجاری نبوده است. این حضور مردم یک انتخاب و یک تصمیم انقلابی و مبتنی بر عقلانیت و شور و شعور بوده است. این نکته بسیار با اهمیت است که ملت ایران در این مدت خستگی را خسته کردند و نگذاشتند که میدان حتی برای یک شب خالی بماند.
این حضور هشتاد شبه مومنیین و ایرانیان واقعی در میادین یک پیام تاریخی هم دارد. مردمی که شبها به میدان میآیند، در واقع دارند اعلام میکنند که جنگ را فقط در آسمان و مرزها تعریف نمیکنند. آنان فهمیدهاند که حفظ روحیه ملی، حفظ انسجام اجتماعی و زنده نگه داشتن میدان، بخشی از خودِ نبرد است. به همین دلیل است که از روزهای نخست، وقتی هنوز التهاب حملات و فضای شوک بر جامعه حاکم بود، مردم با خود عهد بستند که خیابان را خالی نکنند. شاید پر بیراه نباشد اگر بگوییم این پایداری، مهمترین سرمایه راهبردی جمهوری اسلامی در جنگ رمضان بوده است.
در این بیش از هشتاد شب، اتفاقات بزرگی رخ داده است؛ از دوران شورای رهبری تا اعلام رهبری امام سید مجتبی خامنهای (حفظه الله)، از موج حملات غرورآفرین سپاه تا درخشش پدافند، از شکست پروژه «طبس ۲» و زمین گیر شدن دشمن متجاوز در قلب ایران زمین تا عبور کشور از پیچهای خطرناک امنیتی و سیاسی. اما در کنار همه این رخدادها، یک عنصر ثابت وجود داشت که مقوم و پشتیبان مقاومت و ایستادگی ملی بوده است و آن چیزی جز حضور و ایستادگی ملت با بصیرت ایران نبوده است.
مردمی که با همه تفاوتهای ظاهری، سبک پوشش، سلیقهها و حتی انتقاداتشان، حول یک حقیقت مشترک ایستادند؛ «ایران». این همان نقطهای است که بسیاری از تحلیلگران بیرونی هنوز قادر به فهم آن نیستند. آنان جامعه ایران را از پشت دادهها و نمودارها میبینند، اما ملت ایران را نمیشناسند. نمیفهمند که چگونه در سختترین شرایط، یک ملت میتواند دوباره بعثت پیدا کند و از دل تهدید، انسجام بسازد. در این میان، نقش هیئات، مداحان، مواکب مردمی، نیروهای بسیج، انتظامی، شهرداری و حتی ساکنان محلهای تجمع نیز قابل توجه است. خادمانی که هشتاد شب بدون خستگی پای کار ایستادند تا این میدان همچنان فعال و کنشگر و انقلابی بماند و مهمتر از همه اینکه هیچ اتفاق نامبارک و بدی هم در این دوران در میادین رخ ندهد و امنیت و آرامش برای ملتی که سوگواری میکردند و برای ملتی که فریاد انتقام و مقاومت و ایستادگی میدادند رخ ندهد.
به تحقیق اما دشمن روی فرسوده شدن مردمی حساب کرده بود؛ روی اینکه مردم بعد از چند شب خسته میشوند، روی اینکه تاب آوری مردم کم است و شاید تفاوتهای اعتقادی و فرهنگی و ارزشی مردم ناگزیر باعث کم رنگتر شدن این تجمعات حمایتی از نظام خواهد شد و ناگزیر مردم و حامیان نظام به خانه بازمیگردند و میدان خالی میشود. اما حالا پس از گذشت هشتاد شب، این دشمن است که با واقعیتی غیرمنتظره روبهرو شده است: جامعهای که نهتنها فرو نپاشید، بلکه در متن بحران، خود را بازسازی کرد. انسجام ملی افزایش پیدا کرد و امروز ایران 90 میلیون نفری حریف دشمنان و متجاوزین به خاک میهن است.
از پیامها و تاکیدات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی امام مجتبی خامنهای در هفتههای اخیر نیز به خوبی میتوان دریافت که این ملت مبعوثشده، صرفاً برای عبور از یک جنگ و بحران کنونی به میدان نیامده است. این مردم باید در معماری آینده ایران نقش داشته باشند. ملتی که در سختترین روزها ایستاد، حق دارد در فردای پیروزی نیز سهم اصلی را داشته باشد. بهرحال تاریخ ایران ثابت کرده است که به هر نحوی جنگ رمضان با پیروزی ملت ایران به پایان خواهد رسید و دشمن دست از پا درازتر مجبور به عقب نشینی و شکست خواهد شد اما آن چه که این جنگ را برجستهتر از دیگر جنگها کرد این است که در تاریخ ثبت شد که سوخت موشکها و پدافند ایران زمین، مردم ایران زمین بودند که با تجمعات شبانه خود برای هشتاد و اندی روز متوالی، دشمنان را در جنگ ترکیبی و پیشرفته قرن بیست و یکمی شکست دادند و به راستی تاریخ سازی کردند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۲۱:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱