به گزارش مشرق، مسعود پیرهادی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
جهانِ امروز، بیش از هر زمان دیگر، صحنه رقابت روایتها و ارادههاست. چندجانبهگرایی، اگر قرار است معنا و کارکردی واقعی داشته باشد، نمیتواند صرفا در بیانیهها و نشستهای دیپلماتیک باقی بماند. بحرانهای منطقهای و جهانی، از جنگها و منازعات امنیتی گرفته تا بیثباتیهای اقتصادی و انرژی، آزمونی جدی برای اضلاع اصلی این نظماند؛ آزمونی که در آن، انفعال مساوی با حذف تدریجی از معادلات است.
در سالهای اخیر، ساختار قدرت جهانی بهسمت نوعی گذار حرکت کرده است. یکجانبهگراییِ فرسوده، دیگر توان مدیریت بحرانها را ندارد، اما چندجانبهگرایی نیز هنوز به بلوغ عملی نرسیده است. این خلأ، همان جایی است که بازیگران بزرگ باید نقشآفرینی کنند؛ نه با احتیاط بیش از حد، بلکه با درک این واقعیت که هزینههای عدم حضور فعال، کمتر از هزینههای ورود مؤثر نیست.
چین و روسیه، بهعنوان دو ضلع مهم در معادلات جهانی، بیش از دیگران در معرض این آزمون قرار دارند. آنها اگر بخواهند در نظم در حال شکلگیری سهمی واقعی داشته باشند، ناگزیرند از سطح «ناظر منتقد» عبور کنند و به «کنشگر مسئول» تبدیل شوند. جهان، دیگر به بازیگرانی که صرفا در بزنگاهها موضعگیری میکنند، امتیاز ویژهای نمیدهد. میدان، متعلق به کسانی است که در لحظه تصمیم، هزینه میدهند و در مسیر حل بحران، ابتکار عمل به خرج میدهند.
واقعیت این است که چندجانبهگراییِ بدون اقدام، بهسرعت به شعاری بیخاصیت تبدیل میشود. اگر قرار باشد در برابر بحرانهای بزرگ، تنها یک ضلع بهصورت فعال وارد میدان شود و دیگران به ملاحظات تاکتیکی بسنده کنند، نتیجه چیزی جز بازتولید همان نظم نامتوازن گذشته نخواهد بود. در چنین شرایطی، حتی ادبیات انتقادی نسبت به یکجانبهگرایی نیز کارایی خود را از دست میدهد، چراکه فاقد پشتوانه عملی است.
چین با ظرفیتهای اقتصادی و نفوذ فزاینده در زنجیرههای تأمین جهانی و روسیه با وزن ژئوپلیتیک و نقشآفرینی امنیتی خود، ابزارهای لازم برای ایفای نقشی مؤثرتر را در اختیار دارند. اما این ابزارها، زمانی معنا پیدا میکند که در قالب ابتکارات مشخص، حضور میدانی و مسئولیتپذیری در قبال پیامدهای بحرانها بروز یابد. صرفِ مخالفت با سیاستهای یکجانبه، بدون ارائه راهحلهای عملی و بدون پذیرش سهمی از هزینهها، نهتنها توازن ایجاد نمیکند، بلکه به تعمیق شکافها نیز میانجامد.
جهانِ در حال گذار، صبر چندانی برای بازیگران مردد ندارد. تجربههای تاریخی نیز نشان داده است که در بزنگاههای بزرگ، جایگاه کشورها نه با شعار، بلکه با میزان اثرگذاری واقعی آنها در مدیریت بحرانها تعیین میشود. چندجانبهگرایی، اگر قرار است بهعنوان بدیلی جدی برای نظمهای پیشین مطرح شود، نیازمند اضلاعی است که در لحظههای حساس، از سایه خارج شوند و مسئولیت بپذیرند.
در غیر این صورت، آنچه از چندجانبهگرایی باقی میماند، تنها نامی خواهد بود بر وضعیتی که در عمل، تفاوت چندانی با گذشته ندارد. چین و روسیه، اگر نخواهند در حاشیه این نظمِ نوظهور قرار گیرند، باید اکنون تصمیم بگیرند برای حضور فعال و مؤثر، یا تماشای شکلگیری نظمی که دیگران قواعد آن را مینویسند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




