به گزارش مشرق، محمدامین هدایتی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
بامداد یکشنبه به وقت ایران، یک ماجرای امنیتی، باعث لغو نشست ترامپ با اهالی رسانه شد. بر اساس تصاویر منتشر شده و ادعای منابع دولتی آمریکا، عامل این ماجرا با یک اسلحه شاتگان و یک کلت کمری، سعی کرد از گیت ورودی وارد محل برگزاری نشست شود که توسط مأموران پرشمار امنیتی دستگیر شد.
آمریکاییها مدعیاند این فرد «کول توماس آلن» نام دارد؛ ۳۱ ساله، اهل کالیفرنیا.
در آمریکا، تحلیلگران درباره این ماجرا به ۲ بخش تقسیم شدهاند. یک گروه معتقدند این ماجرا یک نمایش برای بازسازی وجهه ترامپ و حتی زمینهسازی برای اقدامات آتی وی است. آنها با اشاره به شکل عملیات، میگویند به خاطر تعداد پرشمار محافظان و حلقههای پرتعداد امنیتی، احتمال اینکه فرد مسلح میتوانست وارد محل برگزاری مراسم شود، بسیار پایین بوده است. بنابراین خطر چندانی ترامپ را تهدید نمیکرد.
البته هنوز انگیزه فرد مسلح مشخص نیست و معلوم نشده آنگونه که نزدیکان و حامیان ترامپ مدعی هستند، هدف این فرد، شخص ترامپ بوده یا فرد یا افراد دیگر. از سوی دیگر، این کارشناسان با توجه به وضعیت و جایگاه ترامپ در افکار عمومی آمریکا، معتقدند این ماجرا باعث میشود وضعیت متزلزل وی در افکار عمومی آمریکا مقداری بهبود یابد.
وی به خاطر سیاستهای اشتباه اقتصادی، مورد انتقاد طیف گستردهای از مردم آمریکاست. ضمن اینکه جنگ علیه ایران باعث شد انتقادات بیسابقهای علیه او شکل بگیرد. نظرسنجیها نشان میدهد محبوبیت ترامپ حتی در بین هسته سخت حامی او یعنی جنبش ماگا نیز به طرز محسوسی مخدوش شده است. تبعات اقتصادی جنگ علیه ایران نیز موج وسیعی از انتقادات را علیه ترامپ به وجود آورده است. به همین خاطر، تا قبل از ماجرای بامداد یکشنبه، وضعیت ترامپ در افکار عمومی آمریکا نامناسب بود.
مجموعه این عوامل باعث شده اکنون بخش زیادی از کارشناسان و اهالی رسانه در آمریکا معتقد باشند ماجرای سوءقصد به ترامپ، یک نمایش برای تغییر وضعیت اجتماعی ترامپ بوده است. این کارشناسان همچنین معتقدند یکی از اهداف احتمالی این نمایش، میتواند زمینهسازی برای اقدامات ترامپ علیه ایران باشد. در شرایط فعلی، مهمترین موضوع و محور انتقادات از ترامپ در آمریکا، جنگ او علیه ایران است.
همانگونه که گفته شد، تبعات اقتصادی این جنگ و افزایش هزینههای جاری مردم آمریکا باعث شده بخش وسیعی از جامعه آمریکا ضمن انتقاد از این اقدام ترامپ، خواستار توقف این جنگ باشند. از سوی دیگر، شکست ترامپ در تحقق اهداف تعیینشده برای این جنگ، باعث شده جریانات سیاسی و رسانههای متعددی در آمریکا این جنگ را یک سیاست و تصمیم اشتباه دانسته و تداوم آن را موجب افزایش هزینهها برای آمریکا بدانند.
ضمن اینکه انسداد تنگه هرمز، باعث افزایش قیمت جهانی نفت و زمینهساز انتقاد فعالان اقتصادی دنیا، همچنین اعتراض کشورهای همپیمان آمریکا شده است. مجموعه این گزارهها باعث شد ترامپ در قبال ادامه جنگ، همچنین برای خروج از آن، در وضعیت نامناسبی قرار گیرد اما آنچه در این حوزه، توجه کارشناسان و صاحبنظران را به خود جلب کرد، همزمانی ادعای سوءقصد به ترامپ با شرایط فعلی او در قبال ایران، بویژه پس از شکست مذاکرات پاکستان است. بعدازظهر شنبه، یعنی ساعاتی قبل از وقوع ماجرای سوءقصد به ترامپ، او اعلام کرد مانع سفر ویتکاف و کوشنر به پاکستان شده است؛ سفری که قرار بود در راستای برگزاری مذاکرات با تیم مذاکرهکننده ایرانی انجام شود اما ناگهان ترامپ مدعی شد پاسخ ایران به پیشنهادات اخیر آمریکا برای توافق، کافی نبوده و او به این نتیجه رسید دلیلی برای انجام سفر ویتکاف و کوشنر به اسلامآباد وجود ندارد.
ممانعت ترامپ از سفر ویتکاف و کوشنر به پاکستان، تقریبا به منزله شکست مذاکرات بود. به همین خاطر، بسیاری از کارشناسان معتقدند ترامپ به بهانه شکست مذاکرات، جنگ علیه ایران را مجددا از سر میگیرد. اگرچه ترامپ پس از اعلام لغو سفر ویتکاف و کوشنر به پاکستان، تصریح کرد این موضوع لزوما به معنای صدور فرمان حمله مجدد نظامی به ایران نیست اما کارشناسان با توجه به شواهد میدانی و ارسال حجم بیسابقه نیرو و تجهیزات نظامی به غرب آسیا، معتقد بوده و هستند ترامپ بهزودی فرمان حمله مجدد نظامی به ایران را صادر خواهد کرد. البته در این بین، یک مانع مهم وجود دارد و آن وضعیت افکار عمومی آمریکا نسبت به از سرگیری جنگ است. پس از ممانعت ترامپ از سفر تیم مذاکرهکننده آمریکایی به پاکستان و افزایش احتمال از سرگیری جنگ علیه ایران، بسیاری از کارشناسان معتقدند انتقادات گسترده افکار عمومی و جریانهای سیاسی آمریکا نسبت به جنگ و تبعات سیاسی و اقتصادی آن، یک مانع بزرگ بر سر راه از سرگیری جنگ علیه ایران است.
دقیقا به خاطر همین شرایط است که بلافاصله پس از ماجرای امنیتی بامداد یکشنبه، بخش قابل توجهی از کارشناسان آمریکایی، بیان کردند این ماجرا کاملا به موضوع جنگ علیه ایران مرتبط و تلاشی است برای موجه کردن از سرگیری جنگ علیه ایران. نکته قابل تأمل اینکه، خود ترامپ نیز در نخستین واکنش به این ماجرا، بلافاصله پای ایران را به میان کشید. ترامپ اگرچه اعلام کرد هنوز مشخص نیست آیا این ماجرا به ایران ربط دارد یا خیر اما همین که در نخستین واکنش، انگشت اتهام را به سمت ایران برد، فرضیه کارشناسان مبنی بر اینکه ماجرای سوءقصد به ترامپ، نمایشی برای فراهم کردن زمینه حمله مجدد نظامی به ایران است، تقویت کرد.
نکته دیگر، وقوع این اتفاق در نشست ترامپ با اهالی رسانه است. به واسطه حضور پررنگ اهالی رسانه و نمایندگان رسانههای اصلی آمریکا در این نشست، قاعدتا این ماجرا ضریب رسانهای بیشتری خواهد یافت، زیرا به واسطه ترس و دلهره اهالی رسانه از این ماجرا، احتمالا آنها روایتی که از این ماجرا ارائه میدهند، تا حدود زیادی همسو با روایت مطلوب ترامپ و تیم او خواهد بود. بنابراین مجموعه این گزارهها باعث شده طیف وسیعی از کارشناسان و رسانهها، بویژه کارشناسان و رسانههای مستقل در فضای مجازی آمریکا، بر این باور باشند ماجرای بامداد یکشنبه در هتل هیلتون واشنگتن، یک نمایش و صحنهسازی برای خارج کردن ترامپ از بحران افکار عمومی و زمینهسازی برای از سرگیری جنگ علیه ایران است.
منفور ایالات
اما در کنار فرضیه ساختگی بودن ماجرای سوءقصد به ترامپ، بخشی دیگر از کارشناسان نیز معتقدند این ماجرا یک واکنش طبیعی نسبت به سیاستهای ترامپ در بیش از یک سال اخیر است. این واقعیت غیر قابل انکار است که ترامپ اکنون یکی از منفورترین سیاستمداران آمریکایی در افکار عمومی این کشور است. طیفهای مختلف و متنوعی از مردم آمریکا دلایل زیادی برای انتقاد، اعتراض و تنفر نسبت به ترامپ دارند. سیاستهای ترامپ چه در دوره نخست ریاستجمهوریاش و چه در دوره دوم ریاستجمهوریاش، باعث شده زندگی بخشهای مهمی از مردم آمریکا تحتالشعاع قرار بگیرد. از سیاستهای اقتصادی و اقدامات ضد مهاجرتی گرفته تا سیاستهای جنگطلبانه ترامپ در سراسر دنیا، به اندازه کافی دلایل تنفر عمومی در آمریکا نسبت به او را به وجود آورده است.
بخش قابل توجهی از مردم آمریکا معتقدند ترامپ نهتنها وجهه آمریکا در دنیا را مخدوش کرده، بلکه بزرگترین خطر برای منافع و حتی موجودیت آمریکاست. ترامپ باعث شد یک دوقطبی بیسابقه در آمریکا به وجود بیاید. از سوی دیگر، توهینهای مکرر او نسبت به منتقدانش، باعث شده اعتراضات و انتقادات نسبت به او به تنفر و خشم فزاینده تبدیل شود. کارشناسان معتقدند مجموعه این عوامل باعث شده در طیفهای مختلفی از آمریکاییها، انگیزه لازم و کافی برای ترور ترامپ به وجود بیاید. بر همین اساس، این دسته از کارشناسان معتقدند دلیل اصلی افزایش موارد سوءقصد به جان ترامپ، همین نفرت فزاینده عمومی نسبت به او است. آنچه بامداد یکشنبه در هتل هیلتون واشنگتن رخ داد، چهارمین اقدام امنیتی علیه ترامپ در کمتر از ۲ سال اخیر است.
اولین و جدیدترین مورد، ژوئیه ۲۰۲۴ در پنسیلوانیا رخ داد. در این حادثه گلوله به گوش راست ترامپ سایش پیدا کرد.
طبق معمول، عامل این ترور که گفته شد فردی به نام توماس کروکس بود، توسط نیروهای امنیتی کشته شد تا ردپای این ترور کور شود. سپتامبر ۲۰۲۴ در وست پالم بیچ نیز یک حادثه امنیتی علیه ترامپ رخ داد. آن زمان ادعا شد فردی به نام رایان وسلی روث با یک تفنگ دوربیندار در نزدیکی زمین گلف ترامپ مخفی شده بود که توسط سرویس مخفی دستگیر و بعداً به حبس ابد محکوم شد. مورد سوم، فوریه ۲۰۲۶ در اقامتگاه شخصی ترامپ در مارالاگوی فلوریدا رخ داد. در این مورد نیز ادعا شد فردی به نام آستین تاکر مارتین با اسلحه و گالن بنزین وارد محوطه شد که توسط ماموران هدف قرار گرفت و کشته شد. حالا نیز چهارمین مورد امنیتی علیه ترامپ در هتل واشنگتن هیلتون رخ داده تا ترامپ در بین روسای جمهور آمریکا، رکورددار بیشترین ترور در یک مدت زمان کمتر از ۲ سال شود.
به اعتقاد عدهای از کارشناسان، این تعدد ترور، نتیجه طبیعی سیاستها و اقدامات و به طور کلی رفتار ترامپ است که باعث شکلگیری موجی کمسابقه از رواج خشونت در آمریکا شده است. بر اساس آمار منتشر شده، خشونت در آمریکا طی سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است. نکته قابل تامل اینکه این افزایش خشونت، دامنگیر مقامات سیاسی آمریکا نیز شده است. سپتامبر ۲۰۲۵ چارلی کِرک، از معروفترین چهرههای جنبش ماگا، هنگام سخنرانی در یکی از برنامههای دانشگاهی سازمان TPUSA در دانشگاه یوتا هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
قتل چارلیکرک، نشانهای آشکار از تشدید خشونت سیاسی در آمریکا بود؛ خشونتی که به اعتقاد کارشناسان، مهمترین دلیل آن سیاستهای دونالد ترامپ است. ترامپ در نخستین واکنش به ماجرای هتل هیلتون گفت از این حیث در بین روسای جمهور آمریکا رکورددار است. به اعتقاد کارشناسان، این واقعیتی است که یکی از پیامدهای طبیعی سیاستها و اقدامات خود ترامپ است. اگرچه جدیدترین ترور دونالد ترامپ باعث به وجود آمدن ۲ دیدگاه کاملا متضاد، یعنی نمایشی بودن این ترور و نفرت عمومی از ترامپ شده اما برخی تحلیلگران نیز بر این باورند اگر حتی بپذیریم این ترور یک صحنهسازی برای پیشبرد سیاستهای داخلی و خارجی ترامپ بوده باشد، باز هم نمیتواند منکر واقعیت نفرت عمومی از ترامپ باشد. حتی میتوان گفت این نمایش ترور، اقدامی است که تنفر عمومی از ترامپ، زمینه آن را فراهم کرده است. ترامپ هم در دوره نخست و هم دوره دوم ریاستجمهوریاش، به گونهای رفتار کرد که خشونت و نفرت را در جامعه آمریکایی رواج داد و طبیعی است حالا بستر این خشونت و ترور، موجب شده تعداد سوءقصدها به جان او بیشتر از سایر روسای جمهور آمریکا باشد یا وجود این فضای خشونت و نفرت عمومی، زمینهساز پیادهسازی سناریوها و نمایشهای ترور او شود.
پای موساد در میان است؟
همانگونه که اشاره شد، برخی صاحبنظران معتقدند این ترور، یک نمایش و زمینهسازی برای پیشبرد سیاستهای ضد ایرانی ترامپ، خاصه از سرگیری جنگ علیه ایران است. اقدام ترامپ در مطرح کردن نام ایران نیز این فرضیه را تقویت میکند. همین موضوع باعث میشود گمانهها سراغ موساد برود. در واقع، این نمایش ترور میتواند طرحی مشترک بین دولت ترامپ و رژیم صهیونیستی بوده باشد تا با متهم کردن ایران، از سرگیری جنگ علیه ایران در افکار عمومی آمریکا موجه شود.
اما در عین حال، میتوان یک فرضیه دیگر را نیز در نظر گرفت؛ فرضیهای که میگوید این نمایش ترور، یک هشدار رژیم صهیونیستی به ترامپ درباره سیاست او در قبال وضعیت جنگ علیه ایران است. حالا این موضوع، یک واقعیت غیرقابل انکار است که هماهنگی و همکاری بیسابقه دولت آمریکا با رژیم صهیونیستی، نتیجه یک زد و بند یا اخاذی پشتپرده بین ترامپ و لابی صهیونیستی یا بین ترامپ و موساد است. عدهای معتقدند لابی صهیونیستی قبل از انتخابات ۲۰۲۴ حمله به ایران را به عنوان شرط حمایت از ترامپ و پیروزی تضمینی او در انتخابات ریاستجمهوری مطرح کرده بود.
کما اینکه نتانیاهو قبل از جنگ ۴۰ روزه، در گفتوگو با فاکسنیوز تصریح کرد ترامپ قبل از انتخابات ۲۰۲۴ تصمیم خود را برای حمله به ایران گرفته بود. در کنار این فرضیه، این احتمال نیز به صورت فراگیر مطرح است که موساد اسناد فساد ترامپ در پرونده اپستین را در اختیار دارد و به واسطه این اسناد، در حال اخاذی از ترامپ است. به عبارتی، بر اساس این فرضیه، دلیل اصلی حمله آمریکا به ایران، اخاذی رژیم صهیونیستی از ترامپ است. این فرضیه به قدری پرطرفدار است که آنتونی بلینکن، وزیر خارجه دولت بایدن نیز اخیرا در مصاحبهای تصریح کرد موساد نوارهای فساد ترامپ در پرونده اپستین را در اختیار دارد و دلیل حمله آمریکا به ایران، همین موضوع است. با در نظر گرفتن این واقعیات، نشانهها و قرائن مختلفی وجود دارد که نشان میدهد موساد برای حفظ تداوم همکاری ترامپ با رژیم صهیونیستی علیه ایران میتواند با طراحی این نمایشهای ترور، هشدارهای لازم را به ترامپ بدهد. کما اینکه از ابتدای شروع به کار دولت دوم ترامپ، بعضا مواردی بوده است که برخی افراد سرشناس، از احتمال ترور ترامپ توسط موساد گفتهاند.
از سوی دیگر، زمانبندی ماجرای هتل هیلتون واشنگتن هم این فرضیه را تقویت میکند. حادثه سوءقصد علیه ترامپ، تنها ساعاتی پس از آن رخ داد که ترامپ مانع سفر ویتکاف و کوشنر به پاکستان شد.
ترامپ البته پس از اعلام خبر ممانعت از سفر ویتکاف و کوشنر به پاکستان، تصریح کرد این اقدام، به معنی از سرگیری جنگ علیه ایران نیست. در واقع او به گونهای موضع گرفت که شکست مذاکرات، لزوما به معنای از سرگیری جنگ تلقی نشود. کما اینکه او پیشتر نیز نشان داده بود در مقایسه با از سرگیری جنگ، بیشتر تمایل دارد اقداماتی مانند محاصره دریایی ایران را دنبال کند.
بدیهی است این موضع ترامپ خوشایند رژیم صهیونیستی نباشد، چرا که از نظر نتانیاهو، شرایط ایدهآل برای رژیم صهیونیستی، از سرگیری جنگ علیه ایران است. بر همین اساس است که برخی تحلیلگران معتقدند نمایش ترور واشنگتن میتواند یک هشدار به ترامپ نیز تلقی شود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۶:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۷