به گزارش مشرق، مهدی روحانی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
بستهشدن تنگه هرمز، ازطریق سه مکانیسم اصلی، امواج ملیگرایی و منطقهگرایی فناورانه را تسریع میکند و دینامیک جنگ سرد فناوری را تغییر میدهد:
الف) اختلال در پایه فیزیکیِ صنعت میکروالکترونیک (بحران متریال)
تصور رایج این است که تراشهها صرفا از سیلیکون ساخته میشوند، درحالیکه تولید نیمههادیها به محصولات پیشرفته پتروشیمیایی (انواع پلیمرهای خاص، رزینها و حلالهای شیمیایی درجهیک) وابستگی جدی دارد که بخش قابلتوجهی از مواد اولیه آنها از منطقه خلیج فارس تامین میشود. اختلال در تنگه، زنجیره تامین فیزیکی بلوکهای فناوری را با چالش مواجه میکند. این شوک نشان میدهد که تسلط بر لایه «طراحی تراشه» بدون اطمینان از پایداری لایه «مواد شیمیایی پایه» شکننده است. نتیجه این امر، تشدید ملیگرایی فناورانه و تلاش کشورها برای انتقال زنجیره تولید مواد پایه به داخل مرزهای امن خود (Onshoring) خواهد بود.
ب) شوک به اکوسیستم پردازشی و توسعه هوش مصنوعی (AI)
خط مقدم رقابت فناورانه امروز، توسعه مدلهای زبانی بزرگ و هوش مصنوعی است. وجه مشترک این فناوریها، نیاز فزاینده به «انرژی برای تغذیه دیتاسنترهای عظیم» است. با بروز بحران در تنگه هرمز و افزایش قیمت انرژی، هزینه آموزش و نگهداری مدلهای هوش مصنوعی بهشدت افزایش مییابد. در چنین شرایطی، کشوری مزیت رقابتی خواهد داشت که تابآوری پردازشی بالاتری داشته باشد. این رویداد میتواند گذار قدرتهای فناوری از انرژیهای وارداتی متداول به سمت استفاده از «مراکز داده با سوختهای هستهای اختصاصی یا انرژیهای جایگزین» را تسریع کند.
ج) کاهش اهمیت «کارایی اقتصادی» و شکلگیری «بلوکهای امنیتی فناوری»
تا پیش از این، منطق بازار فناوری بر اساس «حداقل هزینه تولید» استوار بود. شوک در شریانهای انرژی میتواند این پارادایم را دگرگون کرده و مفهوم «امنیت زنجیره تامین» را در اولویت قرار دهد. در این حالت، دولتها هزینههای تامین امنیت را در قالب یارانه به بازار تحمیل میکنند و زنجیرههای تامین جهانی، جای خود را به شبکههای محدود و بلوکبندی شده (Friend-shoring) میدهند. استمرار این روند میتواند به «چندپارگی اینترنت و استانداردهای فناوری» (Splinternet) بینجامد؛ جایی که هر بلوک ژئوپلیتیک، سختافزار و شبکههای ایزوله خود را توسعه میدهد تا از شوکهای خارجی مصون بماند.
دلالتها و توصیههای سیاستی
براساس تحلیل فوق، اتکا به رویکردهای سنتی برای کشوری که بر چنین گلوگاه ژئوتکنولوژیکی مسلط است، پاسخگوی پویاییهای جدید نیست. دلالتهای سیاستی زیر برای گذار به یک دیپلماسی و حکمرانی هوشمند پیشنهاد میشود:
دلالت اول: گذار از «کنترل فیزیکی» به «رگولاتوری هوشمند و کنترل دادهمحور»؛
دلالت دوم: فعالسازی دیپلماسی «تهاتر استراتژیک: انرژی دربرابر فناوری»؛
دلالت سوم: دلارزدایی از ترانزیت دریایی و عوارضگیری مبتنیبر «رمزارز ملی/منطقهای»؛
دلالت چهارم: انحصار خدمات ناوبری امن در محیط «جنگ الکترونیک»؛
دلالت پنجم: راهاندازی «بیمه پارامتریک منطقهای» برای شکستن انحصار بیمههای غربی.
نتیجهگیری راهبردی
در اقتصاد جهانی مبتنیبر داده و محاسبات، اهمیت گلوگاههای انرژی فراتر از نقش سنتی آنها در بازار نفت رفته است. تنگه هرمز در چنین بستری میتواند بهعنوان یکی از نقاط اتصال میان ژئوپلیتیک انرژی و ژئوپلیتیک فناوری در نظر گرفته شود.
درک این تغییر پارادایم و حرکت بهسمت حکمرانی هوشمند، چندبعدی و متکیبر ابزارهای فناورانه میتواند جایگاه کشور را در شبکههای منطقهای و زنجیرههای ارزش جهانی ارتقا دهد. در نظم در حال ظهور اقتصادِ فناوری، اهمیت گذرگاههای ژئوپلیتیک نهتنها در تضمین جریان انرژی، بلکه در نقشآفرینی آنها در پایداری زیرساختهای صنعتی و محاسباتی جهان تعریف خواهد شد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.




