سرویس جهان مشرق - در حالی که در روایت رسمی دولتهای غربی و بسیاری از رسانههای جریان اصلی، همچنان ایران، بهدروغ، منشأ بیثباتی در خاورمیانه معرفی میشود، افکار عمومی جهان روزبهروز بیشتر به این واقعیت پی میبرد که اتفاقاً این رژیم صهیونیستی است که تحت سایهی حمایت تمامقد همهی قدرتهای غربی، با امتناع از پایان دادن به اشغال فلسطین و حمله به کشورهای همسایه و حتی دورتر از آن، به آتش بیثباتی و درگیری در خاورمیانه میدمد.
با همهی اینها، روایت درستتری که ایران را به جای جایگاه متهم در جایگاه مدعی مینشاند، رفتهرفته در حال پخش در جهان است و مذاکرات کنونی با آمریکا نیز به ترویج این روایت کمک کرده است. در حالی که دونالد ترامپ تا کنون دهها بار از ناوهای هواپیمابر و ناوگان دریاییای گفته که با هدف جنگ با ایران به سمت خاورمیانه اعزام شدهاند، جمهوری اسلامی همچنان تعهد تزلزلناپذیر خود به دیپلماسی را به جهان اثبات میکند و رویکرد اصولی خود در قبال راهحل برقراری صلح در خاورمیانه را به گوش جهانیان میرساند.
«سید عباس عراقچی» وزیر خارجهی ایران، ۷ فوریهی ۲۰۲۶، در هفدهمین نشست سالانهی «انجمن الجزیره» در دوحهی قطر سخنرانی میکند. عراقچی در این سخنرانی راهحل دستیابی به صلح جامع و پایدار در خاورمیانه را به رسمیت شناختن کشور فلسطین و حقوق فلسطینیان و پایان اشغالگری و توسعهطلبی رژیم صهیونیستی معرفی کرد. (+)
در همینباره بخوانید:
›› اندیشکده آمریکایی: منشأ بیثباتی در خاورمیانه اسرائیل است، نه ایران
«جفری دی. سَکس» استاد دانشگاه سرشناس آمریکایی، مدیر سابق مرکز توسعهی پایدار در دانشگاه کلمبیا، و رئیس کنونی «شبکهی راهحلهای توسعهی پایدار» سازمان ملل، اخیراً با انتشار گزارشی تحت عنوان «پیشنهاد صلح جامع ایران به ایالات متحده[۱]» در پایگاه تحلیلی آمریکایی «کامن دریمز» توضیح میدهد که چگونه سخنرانی اخیر «سید عباس عراقچی» وزیر خارجهی ایران در نشست «انجمن الجزیره» میتواند مبنایی برای برقراری صلح جامع و پایدار در خاورمیانه باشد؛ پیشنهادی که به عقیدهی سَکس، جهان باید آن را غنیمت بشمارد و آمریکا آن را سرلوحه قرار دهد. آنچه در ادامه میخوانید، ترجمهی مقالهی سَکس است.
در همینباره بخوانید:
›› خاورمیانه عاری از سلاح هستهای؛ ابتکاری که میتواند جایگزین برجام شود
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست.
تاریخ گاهی اوقات لحظاتی را پیش میآورد که در آنها حقیقت دربارهی یک درگیری آنقدر آشکار بیان میشود که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. سخنرانی ۷ فوریهی [۱۸ بهمن] عباس عراقچی، وزیر خارجهی ایران[۲]، در دوحهی قطر (متن سخنرانی به انگلیسی) باید از همین دست لحظات باشد. اظهارات مهم و سازندهی عراقچی پاسخی به دعوت ایالات متحده برای مذاکرات جامع بود، و او طرحی سنجیده برای صلح در سراسر خاورمیانه ارائه کرد.
پیشتر، «مارکو روبیو» وزیر خارجهی آمریکا، خواستار برگزاری مذاکرات جامع میان کشورش و ایران[۳] شده بود: «اگر ایرانیها بخواهند دیدار کنند، ما آمادهایم.» روبیو پیشنهاد داده بود این گفتوگوها شامل مسئلهی هستهای، توانمندیهای نظامی، و حمایت ایران از گروههای نیابتی در منطقه باشد. این پیشنهاد، در ظاهر، جدی و سازنده به نظر میرسد. بحرانهای امنیتی خاورمیانه به یکدیگر مرتبط هستند و راهحل دیپلماتیکی که مسئلهی هستهای را از متغیرهای گستردهتر منطقهای سوا کند، بعید است پایدار بماند. ۷ فوریه، وزیر خارجهی ایران در پاسخ به پیشنهاد ایالات متحده دربارهی صلح جامع [منطقهای] سخن گفت.
وی در سخنرانیاش در «انجمن الجزیره[۴]» به ریشهی اصلی بیثباتی در منطقه پرداخت: «فلسطین… مسئلهی محوری عدالت در آسیای غربی و فراتر از آن است»؛ و سپس، مسیری روبهجلو پیشنهاد داد.
«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، تحت فشار رژیم صهیونیستی میخواهد هرگونه توافق هستهای با ایران را منوط به گنجاندن محدودیت در زمینهی برنامهی موشکی و متحدان منطقهای تهران کند. اگرچه مسائل خاورمیانه پیچیدهتر از آن هستند که با یک توافق صرفاً هستهای به پایان برسند، اما ترامپ عامدانه جای اشتباهی به دنبال راهحل میگردد. راهحل درگیریهای چند دههی اخیر در خاورمیانه پایان اشغالگری و توسعهطلبی رژیم صهیونیستی است که بارها منطقه را به آتش کشیده است. (+)
سخنان وزیر خارجهی ایران درست است. عدم حل مسئلهی تشکیل کشور فلسطین، از سال ۱۹۴۸ تا کنون به تمامی درگیریهای بزرگ منطقهای دامن زده است. جنگهای عربی-اسرائیلی، ظهور گروههای شبهنظامی ضداسرائیلی، قطبیشدن منطقه، و چرخههای مکرر خشونت، همگی از عدم ایجاد یک کشور فلسطینی در کنار کشور اسرائیل ناشی شدهاند. [جنگ کنونی در] غزه صرفاً ویرانگرترین فصل این درگیری بوده است؛ فصلی که در آن اشغال وحشیانهی فلسطین توسط اسرائیل منجر به حملهی حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و سپس اقدام اسرائیلیها به نسلکشی مردم غزه شد.
عراقچی در سخنرانیاش پروژهی توسعهطلبانهی اسرائیل[۵] را که «تحت پرچم امنیت دنبال میشود»، محکوم کرد. همچنین نسبت به الحاق کرانهی باختری هشدار داد؛ اقدامی که مقامات دولت اسرائیل، از جمله بنگویر وزیر امنیت ملی[۶]، مدام خواستار آن میشوند و کنست نیز پیشاپیش طرحی دربارهاش تصویب کرده[۷]. عراقچی همچنین به بُعد بنیادین دیگری از راهبرد اسرائیل نیز اشاره کرد: تلاش برای دستیابی به برتری نظامی دائمی در سراسر منطقه. وی گفت پروژهی توسعهطلبانهی اسرائیل مستلزم آن است که «کشورهای همسایه (از نظر نظامی، فناوری، اقتصادی، و اجتماعی) تضعیف شوند تا رژیم اسرائیل به طور دائمی دست بالا را داشته باشد.»
ساکنان منطقهی «شیخ رضوان» در شهر غزه، ۷ فوریهی ۲۰۲۶، به تماشای اعضای نیروی دفاع مدنی ایستادهاند که در میان آوار بمباران رژیم صیهونیستی به دنبال اجساد احتمالی میگردند. آنچه در نوار غزه اتفاق میافتد، نتیجهی سلطهی کامل رژیم صهیونیستی بر یک منطقه و مردم آن است. اگر این رژیم به هدف خود، یعنی برتری کامل بر کشورهای خاورمیانه، دست پیدا کند، تمام این کشورها و ملتهایشان سرنوشتی مشابه فلسطینیان ساکن باریکهی غزه پیدا خواهند کرد. (+)
در همینباره بخوانید:
›› ایتامار بنگویر کیست؟ / تروریستی که نتانیاهو را به قدرت برگرداند
این سیاست در واقع همان دکترین «گسست کامل[۸]» [و پایان تلاشها برای دستیابی به صلح با اعراب] منسوب به نخستوزیرْ نتانیاهوست[۹] که به حدود ۳۰ سال پیش بازمیگردد. ایالات متحده با ارائهی ۱۰۰ میلیارد دلار کمک نظامی به اسرائیل از سال ۲۰۰۰، پوشش دیپلماتیک در سازمان ملل از طریق وتوهای مکرر، و خنثیسازی مداوم سازوکارهای مجازات اسرائیل به خاطر موارد متعدد نقض حقوق بشردوستانهی بینالمللی، بهشدت از این رویکرد حمایت کرده است.
در نتیجه، مصونیت اسرائیل منطقه را بیثبات کرده و به رقابت تسلیحاتی، جنگهای نیابتی و چرخههای انتقام دامن زده است. این روند همچنین هرآنچه را هم که از نظم حقوقی بینالمللی باقی مانده تضعیف کرده. زیر پا گذاشتن حقوق بینالملل توسط آمریکا و اسرائیل، در حالی که بخش عمدهای از اروپا نیز سکوت اختیار کرده، منشور سازمان ملل را بهشدت تضعیف نموده و این سازمان را در آستانهی فروپاشی قرار داده.
عراقچی در بخش پایانی سخنانش، راهحلی سیاسی و مسیری روبهجلو به ایالات متحده پیشنهاد کرد: «مسیر دستیابی به ثبات روشن است: عدالت برای فلسطین، مجازات جنایتها، پایان اشغال و آپارتاید، و نظمی منطقهای مبتنی بر حاکمیت، برابری، و همکاری. اگر جهان به دنبال صلح است، باید به حمایت از تجاوزگری پایان دهد. اگر جهان به دنبال ثبات است، باید از زمینهسازی برای توسعهطلبی دست بردارد.»
«دونالد ترامپ» (راست) رئیسجمهور آمریکا، و «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی. دکترین «گسست کامل» توسط شماری از نومحافظهکارهای آمریکایی، از جمله «ریچارد پرل»، در سندی تحت عنوان «گسست کامل: راهبردی جدید برای تأمین امنیت قلمرو» برای اندیشکدهی «مؤسسهی مطالعات پیشرفتهی راهبردی و سیاسی» مستقر در بیتالمقدس، تهیه شد و سال ۱۹۹۶، کمی پیش از آغاز اولین دورهی نخستوزیری نتانیاهو، در اختیار او قرار گرفت. اگرچه این سند یک سند راهبردی رسمی محسوب نمیشود، اما سیاستهای رژیم صهیونیستی طی سالهای گذشته تا حد زیادی با محتوای این سند مطابقت داشته است. از جمله پیشنهادهای سند «گسست کامل» سرنگونی صدام حسین، بیثباتسازی سوریه، و تضعیف ایران با هدف تغییر موازنهی قدرت در خاورمیانه به نفع اسرائیل بود. آمریکا نیز فارغ از اینکه چه کسی رئیسجمهور است، در تمام این مراحل، تمامقد از رژیم صهیونیستی حمایت کرده است. (+)
این عبارات، پاسخی معتبر و سازنده به دعوت روبیو برای دیپلماسی جامع هستند. چنین چارچوبی میتواند تمامی ابعاد درهمتنیدهی منازعات منطقه را پوشش دهد. پایان توسعهطلبی اسرائیل و اشغال فلسطین و بازگشت اسرائیل به مرزهای ۴ ژوئن ۱۹۶۷، میتواند به تأمین مالی و تسلیح گروههای نیابتی در منطقه پایان دهد. تشکیل یک کشور فلسطینی در کنار اسرائیل، امنیت اسرائیل و همسایگانش را نیز تقویت خواهد کرد. احیای یک توافق هستهای با ایران که فعالیتهای هستهای این کشور را مطلقاً به مقاصد صلحآمیز منحصر کند و، همزمان، با لغو تحریمهای آمریکا و اتحادیهی اروپا همراه شود، ستون مهمی برای ثبات منطقهای خواهد بود. ایران یک دهه قبلتر با چنین چارچوبی در قالب «برنامهی جامع اقدام مشترک» (برجام) که شورای امنیت نیز به موجب قطعنامهی ۲۲۳۱ آن را تصویب کرد[۱۰]، موافقت کرده بود. ایالات متحده در دورهی نخست ریاستجمهوری ترامپ بود که از توافق خارج شد[۱۱]، نه ایران.
صلح جامع بر مبنای بنیانهای دکترین مدرن امنیت جمعی، از جمله منشور سازمان ملل، استوار است. صلح پایدار مستلزم به رسمیت شناختن متقابل در حوزههای حاکمیت، تمامیت ارضی، و تضمینهای امنیتی برابر برای همهی کشورهاست. امنیت منطقهای مسئولیتِ مشترکِ همهی کشورهای منطقه است و هر یک از این کشورها اکنون با مسئولیتی تاریخی روبهرو هستند. این پیشنهاد صلح جامع، پیشنهاد جدیدی نیست؛ دهههاست سازمان همکاری اسلامی (شامل ۵۷ کشورِ دارای اکثریت مسلمان) و اتحادیهی عرب (شامل ۲۲ کشور عربی) آن را مطرح میکنند. از زمان طرح ابتکار صلح عربی[۱۲] در سال ۲۰۰۲ تا کنون، همهی این کشورها هر سال چارچوب «زمین در ازای صلح» را مجدداً تأیید کردهاند. کشورهای مهم عربی و اسلامی، که متحدان آمریکا نیز هستند، نقش مهمی در تسهیل دور اخیر مذاکرات میان واشینگتن و تهران در عمان داشتند.
علاوه بر این، عربستان بهصراحت به آمریکا یادآوری کرده که تنها در صورتی روابط خود را با اسرائیل عادیسازی خواهد کرد که یک کشور فلسطینی تشکیل شود.
«ریحان حازم شراب» آوارهی ۳۲ سالهی فلسطینی، در آستانهی ماه مبارک رمضان، که از ۱۷ فوریه آغاز میشود، مقابل چادر محل زندگیاش در محلهی «المواصی» در خانیونس در جنوب نوار غزه، با استفاده از جعبههای باقیماندهی کمکهای بشردوستانه، فانوسهای دستساز میسازد. در حالی که تمام جهان از حق یهودیان برای داشتن یک «خانهی ملی» صحبت میکنند، کمتر صدایی در حمایت از حق حیات فلسطینیان که ساکنان اصلی این سرزمین هستند، بلند میشود. (+)
در همینباره بخوانید:
›› آنچه باید درباره جاسوسافزار صهیونیستی «پگاسوس» بدانید
›› «جاسوسِ داخل گوشی شما» / همدستی امارات و عربستان با اسرائیل در نقض حقوق بشر +دانلود مستند
ایالات متحده اکنون با لحظهای [و سؤالی] سرنوشتساز روبهروست: آیا واقعاً به دنبال صلح است یا میخواهد از افراطگرایی اسرائیل پیروی کند؟ دهها سال است که آمریکا بیچونوچرا از اهداف نادرست اسرائیل پیروی میکند. فشارهای سیاسی داخلی، شبکههای قدرتمند لابیگری، محاسبات راهبردی اشتباه، و چهبسا حتی اندکی باجگیری پنهان در پروندهی اپستین (از کجا معلوم؟)، همگی دست به دست هم دادهاند تا دیپلماسی آمریکا از جاهطلبیهای منطقهای اسرائیل تبعیت کند. تبعیت آمریکا از اسرائیل به نفع تأمین منافع ملی این کشور نیست. این رویکرد، ایالات متحده را به جنگهای مکرر منطقهای [در خاورمیانه] کشانده، اعتماد جهانی به سیاست خارجی آمریکا را خدشهدار کرده، و نظم حقوقی بینالمللیای را که خود واشینگتن پس از سال ۱۹۴۵ در شکلگیری آن نقش داشت، تضعیف نموده است.
برقراری یک صلح جامع فرصتی نادر برای آمریکا فراهم میکند تا مسیر خود را اصلاح نماید. آمریکا با مذاکره بر سر [و دستیابی به] یک صلح جامع منطقهای مبتنی بر حقوق بینالملل، میتواند دیپلماسی واقعی را احیا کند و ساختار امنیتی باثباتی را در منطقه بنیانگذاری نماید که به سود همهی طرفها، از جمله اسرائیل و فلسطین، باشد.
«دونالد ترامپ» (راست) رئیسجمهور فعلی آمریکا، و «جفری اپستین» مجرم جنسی یهودی آمریکایی، سال ۱۹۹۷، در عمارت «مارئهلاگو» متعلق به ترامپ. اگرچه هنوز چیزی اثبات نشده، اما با توجه به سابقهی اپستین در سوءاستفادهی جنسی از کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی، و دوستی صمیمی ترامپ با او، موضوع رابطهی ترامپ با چنین کودکانی نیز قابلبررسی است. از سوی دیگر، برخی گمانهزنیها حاکی از همکاری اپستین با سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است. آیا اپستین اطلاعاتی از دونالد ترامپ در اختیار داشته که اولاً سر خود او را به باد داده و دوماً اطاعت بیچونچرای ترامپ از اوامر تلآویو را توضیح میدهد؟ (+)
تصاویری از ناحیهی گردن «جفری اپستین» مجرم جنسی آمریکایی، از جلو (چپ) و پشت سر (راست) کمی پس از مرگ او در زندان. اگرچه روایت رسمی ادعا میکند اپستین خودش را با ملحفههای زندان به دار آویخته، اما شکستگی استخوان لامی او نشان میدهد این حادثه ممکن است در نتیجهی «خفه شدن» با زور باشد و نه حلقآویز شدن. اپستین سال ۲۰۱۸ به روزنامهی نیویورکتایمز گفته بود ویدیوها و اطلاعات زیادی دربارهی برخی «افراد قدرتمند» دارد که این افراد «دلشان نمیخواهد علنی شوند.» «گیلین مکسول» دوستدختر و همدست اپستین، نیز میگوید جزیرهی خصوصی اپستین، که بسیاری از جرائم جنسی او و نزدیکانش در آن اتفاق میافتادند، به طور کامل مجهز به دستگاههای شنود و تصویربرداری بوده است. همهی این شواهد نشان میدهند افراد زیادی ترجیح میدادهاند اپستین پیش از اینکه لب به افشای اسرار آنها بگشاید، کشته شود. (+)
در همینباره بخوانید:
خاورمیانه نیز بر سر یک دوراهی بین جنگ بیپایان و صلح جامع ایستاده است. چارچوب لازم برای صلح وجود دارد. این چارچوب پیش و بیش از هر چیز مستلزم تشکیل کشور فلسطین، ارائهی تضمینهای امنیتی به اسرائیل و سایر کشورهای منطقه، توافق هستهای صلحآمیز بر مبنای توافقی که یک دهه پیش در سازمان ملل تصویب شد، لغو تحریمهای اقتصادی [علیه ایران]، اجرای بیطرفانهی حقوق بینالملل، و ایجاد ساختار دیپلماتیکی است که همکاری امنیتی را جایگزین زور نظامی کند. جهان باید در حمایت از یک چارچوب جامع متحد شود و از این فرصت تاریخی برای دستیابی به صلح منطقهای استفاده کند.
کودکان آوارهی فلسطینی در یک آشپزخانهی عمومی در خانیونس در جنوب باریکهی غزه برای تهیهی غذا تلاش میکنند. شکی نیست که رژیم صهیونیستی در نوار غزه مرتکب جنایات جنگی و ضدبشری متعددی شده است که نسلکشی و ایجاد قحطی عمدی علیه یک جمعیت غیرنظامی فقط برخی از آنها هستند. (+)
«هدایة المطوق» مادر فلسطینی ساکن غزه، ۲۱ جولای ۲۰۲۵، کودک ۱۸ ماههاش «محمد زکریا ایوب المطوق» را که از سوءتغذیهی شدید رنج میبرد و در معرض خطر مرگ قرار دارد، در آغوش گرفته است. این تصویر، تنها یکی از تصاویری است که از جنایت رژیم صهیونیستی علیه مردم نوار غزه ثبت شده است، اما انتشار آن جهان را تکان داد. (+)
در همینباره بخوانید:
[۴] «انجمن شبکهی رسانهای الجزیره» انجمن سالیانهای است که «مرکز مطالعات الجزیره» وابسته به سازمان قطری «شبکهی رسانهای الجزیره» با حضور مقامات عالیرتبه بینالمللی برگزار میکند. این نشست که معمولاً در دوحهی قطر برگزار میشود، علاوه بر مسائل خاورمیانه به سایر مسائل بینالمللی روز نیز میپردازد.
[۶] Ben Gvir says he will propose ‘immediate’ West Bank annexation in response to Western recognition of Palestine Link













