به گزارش مشرق، حنیف غفاری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
وزیر خارجه آمریکا در یکی از تازهترین اظهارات خود، نسبت به نفوذ چین در نیمکره غربی دنیا هشدار داده و آن را مانعی بزرگ در مسیر تحولات جهانی (از دید مقامات آمریکا) تلقی کرده است. اگرچه رویکرد سلبی واشنگتن نسبت به پکن و قدرتنمایی قطبهای جدید در حوزه روابط بینالملل مساله تازهای نیست اما بیان این موضوع در قالب یک هشدار صریح از سوی رئیس کنونی دستگاه دیپلماسی آمریکا قابل تامل است. به عبارت گویاتر، مواضع اخیر مارکو روبیو نقطه آشکارساز احساس خطری نزدیک و ملموس از سوی سیاستگذاران کاخ سفید و دیگر صاحبان آشکار و پنهان قدرت در آمریکاست.
مقامات آمریکا چه بخواهند، چه نخواهند، شاهد دگرگونی و در مواردی دگردیسی نظم غربی در جهان هستند. این نظم پوچ و ادعایی، پس از پایان جنگ سرد در چارچوب «نظام تکقطبی» شناخته میشد. در آن دوره، آمریکا به عنوان قدرت مسلط، نقش تعیینکنندهای در معادلات سیاسی، امنیتی و اقتصادی جهان ایفا میکرد و نیمکره غربی، از آمریکای لاتین تا حوزه کارائیب، به طور سنتی در حوزه نفوذ مستقیم واشنگتن تعریف میشد اما امروز، با افزایش حضور و نفوذ بازیگران غیرغربی در همین جغرافیا، نشانههای روشنی از اضمحلال نظم تکقطبی و شکلگیری آرایش جدیدی از قدرت مشاهده میشود. رشد اقتصادی و فناورانه قدرتهای نوظهور، گسترش شبکههای مالی و تجاری خارج از مدار غرب و افزایش استقلال راهبردی بسیاری از کشورها موجب شده الگوی تصمیمسازی راهبردی واشنگتن با چالشهای ساختاری و عملیاتی عمدهای مواجه شود. افزایش تعاملات اقتصادی میان کشورهای آمریکای لاتین با قدرتهای آسیایی، توسعه همکاریهای فناورانه و انرژی و تنوعبخشی به شرکای راهبردی، همگی نشاندهنده تغییر موازنه قدرت است.
شناسایی نیمکره غربی جهان به عنوان حیاط خلوت آمریکا، ریشه در دکترین «جیمز مونرو» رئیسجمهور اسبق آمریکا داشت اما در سالهای اخیر، بازیگران غیرغربی با رویکردی اقتصادی، زیرساختی و فناورانه وارد این فضا شدهاند. سرمایهگذاری در پروژههای بندری، انرژی، معادن، حملونقل و فناوری دیجیتال در کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب نشان میدهد این منطقه دیگر یک حوزه نفوذ انحصاری نیست، بلکه به عرصهای برای رقابت چندلایه بازیگران تبدیل شده. واشنگتن در بسیاری از این رقابتهای چندلایه و پیچیده، در نهایت بازنده بوده است. یکی از عوامل کلیدی در تغییر نظم جهانی، گسترش اقتصاد شبکهای و زنجیرههای ارزش فراملی است. در چنین ساختاری، کشورها میکوشند وابستگی خود را به یک قطب واحد کاهش دهند و روابط اقتصادی خود را متنوع کنند. بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین در سالهای اخیر تلاش کردهاند با توسعه روابط تجاری و سرمایهگذاری با قدرتهای آسیایی و سایر بازیگران غیرغربی، فضای مانور راهبردی خود را افزایش دهند. این روند موجب کاهش شدید انحصار ژئواکونومیک قدرت آمریکا شده و زمینه را برای شکلگیری نظمی چندمرکزی فراهم کرده است.کاهش قدرت مانور آمریکا در نیمکره غربی، صرفاً از بعد اقتصادی قابل تحلیل و ارزیابی نیست و پیامدهای ژئوپلیتیک آن را نیز باید مدنظر قرار داد. وقتی یک کشور در حوزه زیرساختهای حیاتی، ارتباطات یا انرژی با بازیگری غیرغربی همکاری گسترده برقرار میکند، این همکاری به طور طبیعی در معادلات امنیتی و سیاسی نیز بازتاب مییابد. در نتیجه، نیمکره غربی از یک فضای نسبتاً یکدست، به محیطی متکثر با پیوندهای متنوع بینالمللی تبدیل شده است. در نظم تکقطبی، امنیت نیمکره غربی عمدتاً از منظر منافع آمریکا تعریف میشد اما امروز، با تنوع بازیگران و منافع، مفهوم امنیت و مصادیق آن در این حوزه جغرافیایی و استراتژیک نیز در حال بازتعریف است.
در چنین شرایطی، اصرار آمریکا بر احیای دکترین مونرو یا حتی خلق دکترینی ترکیبی و ناموزون از سوی رئیس جمهور متوحش و سردرگمش، اساساً نمیتواند زمینهساز احیای جسد نیمهجان واشنگتن در نیمکره غربی باشد. آنچه ترامپ و روبیو را شدیدا وحشتزده کرده، معطوف به ناتوانی آنها در جلوگیری از خلق مناسبات جدید در آمریکای لاتین و نظام بینالملل است. گذار از غرب، تبدیل به یک الگوی گفتمانی-راهبردی در حوزه کارائیب و آمریکای لاتین شده و جریانهای مخالف امپریالیسم با وجود تغییر نسلی که در کشورهایی مانند کوبا، ونزوئلا، بولیوی، اکوادور، برزیل، پرو، کلمبیا و... رخ داده، بر اصول و قواعد ترسیمشده از سوی افرادی مانند فیدل کاسترو، هوگو چاوز، چه گوآرا و سیمون بولیوار اتفاق نظر دارند. حتی این روند با وجود ظهور دولتهای غربگرا در آمریکای لاتین که محصول مداخله سیاسی آمریکا هستند، متوقف نشده و در لایه های عمیق و زیربنایی جوامع آمریکای مرکزی و جنوبی جریان دارد. صورت مساله گویاست: تلاش آمریکا برای جلوگیری از تحقق «قدرت انتخاب» کشورهای نیمکره غربی شدیدا کاهش یافته و این قدرت انتخاب، جایی برای تنفس مسموم واشنگتن در این حوزه راهبردی باقی نگذاشته است. بنابراین نگرانی مطرح شده از سوی وزیر خارجه دولت تروریست آمریکا را نمیتوان متاثر از دغدغه های کوتاهمدت یا مقطعی اتاقهای فکر و تصمیمسازان حوزه سیاست خارجی این کشور تلقی کرد. عمق فاجعه در نیمکره غربی برای واشنگتن به مراتب بیشتر از حد تصور سیاستمداران آمریکایی است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۵:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۳