کد خبر 1799408
تاریخ انتشار: ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰

به گزارش مشرق، علی طاهری فعال رسانه در تلگرام نوشت:

مقدمه

در پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی غرب‌آسیا، حزب‌الله لبنان به عنوان یکی از بازیگران کلیدی، همواره در کانون توجه تحلیلگران، رسانه‌ها و مراکز قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی قرار داشته است. این سازمان که در جنوب لبنان زاده شد، توانسته است با عبور از چالش‌های متعدد، به یکی از تأثیرگذارترین نیروهای سیاسی و نظامی در منطقه تبدیل شود. با این حال، درک ماهیت قدرت و راهبردهای حزب‌الله همواره با چالش‌هایی روبرو بوده است؛ به ویژه پس از عملیات طوفان‌الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز جنگ غزه، موجی از تحلیل‌ها و روایت‌ها مبنی بر شکست یا تضعیف حزب‌الله در رسانه‌ها و میان نخبگان غربی، صهیونیستی و حتی برخی محافل ایرانی و عربی منتشر شد.

تئوری ضعف حزب‌الله یا صبر راهبردی؟

در حالی که برخی انتظار داشتند پس از طوفان‌الاقصی حزب‌الله با تمام توان وارد درگیری شود، اما جهان شاهد نوعی درگیری محدود و کنترل‌شده در مرزهای جنوبی لبنان بود. پس از این اتفاق، این استدلال مطرح شد که عدم ورود تمام‌عیار حزب‌الله به جنگ، نشانه‌ی ضعف و ناتوانی آن در رویارویی مستقیم با ارتش رژیم صهیونیستی است. ترور فرماندهان حزب‌الله، به ویژه سید حسن نصرالله و سید هاشم صفی‌الدین نیز مزید بر علت شد.

این تصور نادرست از ضعف حزب‌الله، هنگامی تشدید شد که پس از مدتی، آتش‌بس شکننده‌ای میان رژیم صهیونیستی و حزب‌الله برقرار گردید. این آتش‌بس، اگرچه در ابتدا به منظور کاهش تنش و فراهم آوردن فرصتی برای دیپلماسی صورت گرفت، اما در عمل باعث شد تا روایت شکست قوت بیشتری بگیرد. پس از اعلام آتش‌بس، رژیم صهیونیستی علاوه بر در اختیار داشتن پنج نقطه از خاک لبنان، همچنان به حملات هوایی خود علیه حزب‌الله ادامه داد. درنتیجه رسانه‌های همسو با محور غربی و صهیونیستی، از این آتش‌بس به عنوان نشانه‌ای از عقب‌نشینی یا ناتوانی حزب‌الله در ادامه مقاومت یاد کردند. در همین حال، تحولات منطقه‌ای نیز به این فضا دامن زد. شکل‌گیری دولتی در لبنان که به دنبال انحصار سلاح در دست ارتش یا به عبارت بهتر، به دنبال خلع سلاح حزب‌الله بود و همچنین افزایش فشارها بر پشتیبانی تسلیحاتی و زنجیره تامین مالی حزب‌الله که به دستور آمریکا انجام می‌شد، این انگاره را تقویت کرد که حزب‌الله در موضع انفعال قرار گرفته است.

حزب‌الله درمقابل تمام فشارهای داخلی و خارجی صبر پیشه کرد. به نظر می‌رسد آنچه در ظاهر شکست یا انفعال به نظر می‌رسید، در واقع بخشی از یک راهبرد کلان و مبتنی بر صبر راهبردی بود. حزب‌الله با درک درست از معادلات داخلی و خارجی و با اولویت دادن به حفظ انسجام ملی لبنان، از ورود به یک درگیری تمام‌عیار که می‌توانست به آسیب شدید این کشور در آن مقطع زمانی منجر شود، اجتناب کرد. در طول این مدت، حزب‌الله سعی در آگاه‌سازی مردم لبنان (از تمام طوایف و ادیان) داشت و مدام بر وظیفه دولت بر حفظ سرزمین و مقابله با تجاوز خارجی تاکید داشت. این امر برای حفظ بدنه اجتماعی حزب‌الله و همراهی مردم با مقاومت ضروری بود. این رویکرد، نشان‌دهنده‌ی بلوغ راهبردی حزب‌الله و توانایی آن در مدیریت بحران‌های چندوجهی است.

پاسخ‌های قاطع نظامی و شکستن انگاره‌ی ضعف

با ورود به مرحله‌ی جدیدی از درگیری‌ها که با آغاز جنگ رمضان و شهادت رهبر انقلاب اسلامی ایران همزمان شد، معادلات منطقه دستخوش تغییرات تازه‌ای گشت. رژیم صهیونیستی با بهره‌گیری از این فرصت، تلاش کرد تا با وارد کردن ضربه‌ای قاطع به حزب‌الله لبنان، از شکل‌گیری جبهه‌ی جدیدی علیه خود جلوگیری کند و موقعیت منطقه‌ای خود را تثبیت نماید. این اقدام رژیم در واقع نوعی قمار راهبردی بود که بر پایه‌ی تصور اشتباه از ضعف حزب‌الله بنا شده بود. اما حزب‌الله که در طول سال‌ها تجربه‌ی مقاومت همواره توانسته پاسخ‌های کوبنده‌ای به تجاوزات دشمن بدهد، این بار نیز در آمادگی کامل برای اقدام قرار داشت.

در این مقطع حساس، شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، با بصیرت کامل وعده‌ی نبرد آخر را داد و تأکید کرد که رژیم صهیونیستی تنبیه سختی را متحمل خواهد شد. همین مطلب نشان‌دهنده آمادگی بالای حزب‌الله از منظر توان نظامی می‌باشد؛ این وعده، نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه بیانگر اطمینان حزب‌الله به توانمندی‌های نظامی و راهبردی خود بود که در طول سال‌ها، به ویژه در دوران صبر راهبردی، تقویت شده بود.

با شروع حملات گسترده‌ی حزب‌الله علیه مواضع رژیم صهیونیستی، مشخص شد که انگاره‌های شکست و تضعیف حزب‌الله، که در رسانه‌ها و میان برخی نخبگان رواج یافته بود، کاملاً بی‌اساس است. حزب‌الله نه تنها ضعیف نشده بود، بلکه با انجام بازسازی‌های اساسی در توان نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی خود، قادر به وارد کردن ضربات مهلک به دشمن بود. شلیک صدها موشک و پهپاد به سمت اهداف حساس نظامی و اقتصادی رژیم صهیونیستی، ناکارآمد نشان دادن سامانه‌های گنبد آهنین، وارد کردن تلفات جانی و مادی به ارتش و شهرک‌نشینان، همگی نشانه‌هایی از قدرت بازدارندگی و توانایی عملیاتی بالای حزب‌الله بودند. این حملات، نه‌تنها توانایی‌های دفاعی رژیم صهیونیستی را به چالش کشید، بلکه اراده‌ی سیاسی آن را نیز مورد تردید قرار داد. در واقع، تمام این اقدامات نظامی و راهبردی، که حزب‌الله از آغاز جنگ رمضان تا به امروز به کار گرفته است، مهر ابطالی بر انگاره‌های شکست راهبردی و عدم توان این سازمان می‌زند. این پاسخ‌ها، ما را به دو سناریوی اصلی می‌رساند که هردو نشان از قدرت حزب‌الله دارند:

سناریوی اول: بازسازی اساسی پس از طوفان‌الاقصی؛ تلفات و خساراتی که رژیم صهیونیستی در برابر اقدامات اخیر حزب‌الله متحمل شده است، نشان‌دهنده‌ی بازسازی اساسی و افزایش چشمگیر توانمندی‌های حزب‌الله است. این بازسازی نه‌تنها در ابعاد نظامی، بلکه در حوزه‌های اطلاعاتی و راهبردی نیز صورت گرفته است.

سناریوی دوم: راهبرد صبر و آمادگی؛ در این سناریو، حزب‌الله اساساً ضعیف نشده بود، بلکه در حال اجرای راهبرد «صبر راهبردی» بود. این صبر، به معنای انفعال نبود، بلکه به معنای انتخاب زمان و مکان مناسب برای اقدام، با هدف حداکثر کردن تأثیرگذاری و حداقل کردن خسارات جانبی برای لبنان بود. این رویکرد، یک راهبرد مدیریتی هوشمندانه برای حفظ انسجام داخلی و پیشبرد اهداف راهبردی در سطح منطقه‌ای محسوب می‌شود.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • IR ۱۸:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۰
    2 1
    چرا اینها تلگرام دارن؟ اصلن برای کی می نویسن!!! مسخره س

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس