ترامپ

اصل دیگر ترامپیسم، «بزرگ‌نمایی» همان نمایش قدرت است. ترامپ معتقد است برای جلب نظر مردم و فشار بر حریف، باید از اغراق به‌عنوان یک ابزار استفاده کرد.

به گزارش مشرق، «هرگز قابل پیش‌بینی نباشید» این مهم‌ترین اصل ترامپ است؛ موضوعی که دال مرکزی کتاب او «هنر معامله» است. به‌نظر می‌رسد یک نسخه از این کتاب در اختیار پایگاه‌هایی مثل فیگارو و آکسیوس قرار گرفته است. روز گذشته روزنامه فرانسوی فیگارو گزارش عجیبی منتشر کرد که بیشتر شبیه به سبد متنوعی از دروغ‌های راهبردی بود. گزاره‌های غیرواقعی که نباید با شیطنت‌های رسانه‌ای رایج یکی‌انگاری شوند؛ چرا که در پس همه آن‌ها دو هدف مشخص وجود دارد.

نخست، درهم‌کشیدن انسجام ملی و دوم شلیک اطلاعات غیرواقعی ضدونقیض به‌منظور غبارآلودکردن اتمسفر اطلاعاتی ایران.

به‌موازات این گزارش، خبر عجیب دیگری نیز منتشر شد که مدعی خروج محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات از کشور بود. موضوعی که بلافاصله تکذیب شد و حتی صحبت‌هایی از سوی خاتمی با محوریت انسجام ملی انتشار یافت. این اولین‌بار نیست که ترامپ هم‌زمان با مذاکره، نمایش‌های میدانی و رسانه‌ای را پیش می‌برد؛ اما نکته مهم اینجاست که بدانیم این گزارش‌های رسانه‌ای مهم‌ترین لایه از دکترین تسلیم تحمیلی ترامپ است.

نوبت فیگارو

گزارش منتشرشده در روزنامه فرانسوی «فیگارو» با طرح ادعایی عجیب مبنی بر انتقال عملی اختیارات ریاست‌جمهوری به علی لاریجانی، مستقیماً مرجعیت اجرایی کشور را هدف قرار داد. این گزارش با اتکا به منابعی که آن‌ها را «آگاه» می‌نامد، مدعی است که مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور ایران، از دایره تصمیم‌گیری‌های کلان کنار گذاشته شده و علی لاریجانی به‌عنوان دبیر شورای‌عالی امنیت ملی، اکنون عملاً سکان هدایت کشور را در دست دارد. این سناریوسازی فراتر از ارائه فکت غلط، یک پروژه «مشروعیت‌زدایی» است. با برجسته‌کردن این ادعا که «رئیس‌جمهور هیچ‌کاره است»، رسانه تلاش می‌کند پیوند میان رأی مردم و حاکمیت را سست نشان داده و تصویر یک «دولت موازی» یا «حاکمیت دوگانه» را در ذهن مخاطب حک کند.

عمق فاجعه‌بار این روایت زمانی آشکار می‌شود که فیگارو به بازخوانی یک سناریوی تخیلی تحت عنوان «کودتای نافرجام روحانی -ظریف» می‌پردازد. گزارش مدعی است که درست در اوج ناآرامی‌های دی‌ماه ایران، حسن روحانی و محمدجواد ظریف با همراهی تعدادی از روحانیون قم و عناصری از سپاه پاسداران، تلاشی را برای تغییر ساختار تصمیم‌گیری آغاز کردند. فیگارو مدعی است که این طرح تنها به دلیل مخالفت علی لاریجانی شکست خورده است. این روایت با ذکر جزئیاتی نظیر «حبس خانگی چندروزه روحانی و ظریف» و بازداشت چهره‌های اصلاح‌طلب، سعی دارد شکافی در بدنه حاکمیت القا کند. هدفش هم ایجاد حس بی‌اعتمادی در میان لایه‌های مدیریتی و تضعیف انسجام ملی است. همچنین یک هدف مهم دیگر نیز پشت این پروژه است. با القای اینکه در ایران کودتای ناموفقی صورت‌گرفته و ترکیب آن با بخش‌های دیگر گزارش، دست نیروی مهاجم برای حمله به کشور باز می‌شود و یک بال مشروعیت حملات را به حرکت درمی‌آورد.

در ادامه نام علی شمخانی، دبیر شورای دفاع نیز به‌عنوان یک عضو هم‌رده با لاریجانی مطرح شده تا سبد جایگاه‌های مهم فیگارو تکمیل شود. این تاکتیک برای این است که مخاطب تصور کند در مرکز قدرت ایران، هیچ‌کس به دیگری اعتماد ندارد و کشور در آستانه یک فروپاشی ساختاری از درون است. همه این تاکتیک‌ها ریشه در افکار شناخته‌شده ترامپ دارند که در کتاب «هنر معامله» به‌تفصیل درباره‌اش توضیح داده است.

هنر مداخله

برای فهم دقیق چرایی هم‌زمانی این گزارش‌ها با تحولات سیاسی، باید به کتاب «هنر معامله» دونالد ترامپ رجوع کرد. این کتاب مانیفست یک نبرد روانی برای تسلیم کردن طرف‌هاست. ترامپ در کتابش بر اصولی تأکید می‌کند که رسانه‌های جریان اصلی اکنون در قبال ایران به کار بسته‌اند.

اولین اصل، «بزرگ فکرکردن» است. ترامپ سخنان تکراری زیادی دارد که یکی از مشهورترین آن‌ها «we make a big deal» به معنی «ما معامله بزرگی انجام دادیم» است. رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال یک - به قول خودش - «معامله بزرگ» است که نه‌تنها برنامه هسته‌ای، بلکه توان موشکی و ارتباطات منطقه‌ای ایران را شامل شود.

گزارش فیگارو با القای اینکه ایران در وضعیت «کودتای داخلی» و «فروپاشی ساختاری» است، در واقع می‌خواهد این موازی‌کاری با واشنگتن را پی بگیرد که ایران در موضع ضعف مطلق است و اکنون زمان مطالبه آن معامله فرا رسیده است. با این حال استیو ویتکاف در مصاحبه اخیر خود فاش کرد که ترامپ به او گفته: «متحیرم که چرا بااین‌همه فشار ما و امکانات و نیروهای نظامی که به منطقه فرستادیم ایران تسلیم نمی‌شود.»

اصل دیگر ترامپیسم، «بزرگ‌نمایی» همان نمایش قدرت است. ترامپ معتقد است برای جلب نظر مردم و فشار بر حریف، باید از اغراق به‌عنوان یک ابزار استفاده کرد. گزارش فیگارو درباره «کودتای داخلی» دقیقاً مصداق همین اغراق است؛ آن‌ها یک نقل‌قول داخلی معمولی در ایران - که بلافاصله تکذیب شد - را به یک درگیری تمام‌عیار در سطح سران نظام تبدیل می‌کنند تا اهرم فشار ایجاد کنند.

بدترین کار «مشتاق به‌نظررسیدن» است

ترامپ چند بار گفته «بدترین کار، مشتاق به‌نظررسیدن است.» رسانه‌ها با تکرار پالس‌های ضدونقیض درباره جنگ‌وصلح، سعی می‌کنند ایران را طرف مشتاق و نیازمند به توافق جلوه دهند. وقتی یک روز از «آمادگی برای جنگ» سخن می‌گویند و روز دیگر لاریجانی را در حال تدوین «طرح‌های جایگزین برای صلح» معرفی می‌کنند، در واقع در حال اجرای تکنیک «غیرقابل‌پیش‌بینی بودن» هستند.

این پیش‌بینی‌ناپذیری، ابزاری برای ایجاد خستگی استراتژیک در طرف مقابل است. ترامپ در کتابش می‌گوید: «از رسانه‌ها به‌عنوان بلندگو استفاده کن.» گزارش‌هایی مانند آنچه در فیگارو دیدیم، نقش همین بلندگو را بازی می‌کنند تا ثبات ذهنی مسئولان و جامعه را برهم بزنند. آن‌ها می‌خواهند با ایجاد نوسانات خبری لحظه‌ای، هزینه تصمیم‌گیری مستقل را برای ایران بالا ببرند. این دکترین تلاش می‌کند این حس را القا کند که هیچ ثباتی در ایران وجود ندارد و تنها راه خروج از این وضعیت، تن‌دادن به شرایطی است که ترامپ بر میز معامله می‌گذارد. رسانه‌های غربی با اجرای این تاکتیک، عملاً به پیاده‌نظام دکترین «هنر معامله» تبدیل شده‌اند تا با ایجاد غبار در فضای سیاسی، مسیر را برای باج‌خواهی‌های آتی هموار کنند.

ریشه «آمریکا حمله کن» کجاست؟

یکی از ظریف‌ترین و درعین‌حال خطرناک‌ترین لایه‌های عملیات روانی در گزارش فیگارو و مشابه آن که این روزها تعدادشان کم نیست، حرکت به سمت «داخلی‌سازی بحران‌ها» است. این راهبرد می‌کوشد فشارهای بین‌المللی و تحریم‌های سنگین علیه ایران را از کانون توجهات خارج کند. رسانه‌های غربی با اصرار بر «جنگ قدرت در تهران»، «کودتای نافرجام» و «بی‌کفایتی اجرایی رئیس‌جمهور»، سعی دارند تمام مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم ایران را محصول مستقیم اختلافات داخلی جلوه دهند. در این سناریو، نقش مخرب «فشار حداکثری» آمریکا و تروریسم اقتصادی غرب به‌کلی سانسور می‌شود.

اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر دسترس‌ناپذیری رهبر ایران برای مذاکره و گفت‌وگو [با خودش] در همین پارادایم تحلیل می‌شود.

این استراتژی با هدف جابه‌جایی جایگاه متهم و شاکی در افکار عمومی طراحی شده است. وقتی مخاطب ایرانی و جهانی مدام با اخباری مواجه می‌شود که مدعی است «مشکل اصلی ایران، نزاع میان لاریجانی و پزشکیان است» یا «رئیس‌جمهور توسط هسته سخت قدرت کنار گذاشته شده»، به‌تدریج به این باور تحمیلی می‌رسد که منشأ «تمام» بن‌بست‌ها عدم کفایت در داخل است. تبرئه آمریکا از عواقب تحریم‌ها، مقدمه‌ای است برای اینکه در هرگونه مذاکره احتمالی، ایران در موضع ضعف اخلاقی و سیاسی قرار گیرد. هدف این است که به مردم القا شود: «اگر توافقی حاصل نمی‌شود، به‌خاطر کارشکنی‌های داخلی و جنگ قدرت است، نه زیاده‌خواهی‌های واشنگتن.»

وقتی بخشی از جامعه تصور کند که دشمن اصلی در داخل است، نتیجه‌اش می‌شود تسلیم در برابر مداخله خارجی تا به‌زعم خود از شر بحران‌های داخلی خلاص شود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد عملیات روانی آن‌چنان که می‌خواسته، کار کرده است.

خاتمی رفت!

یکی از نمونه‌های بارز تاکتیک تولید وحشت، انتشار خبر کذب خروج محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات از کشور بود که بلافاصله تکذیب شد. جالب است که در همان لحظات خبر صحبت‌های خاتمی منتشر شد که در آن ابراز امیدواری کرده بود آمریکا و ایران با درک انگاره‌ها و انگیزه‌های خطرناک اسرائیل، در دام توطئه‌ای که آتش آن به‌نحوی همه جهان را خواهد گرفت، نیفتند.

هدف از این شایعه القای حس فرار چهره‌های سیاسی بود. این رویکرد در روزهای جنگ ۱۲‌روزه نیز پیاده شد و طبق گفته مقامات کشور، تماس‌هایی با برخی از آن‌ها برای خروج از کشور صورت گرفته بود.

این شایعات زرد یک نقطه مشترک با گزارش‌های فیگارو و اینترنشنال دارد و آن‌هم اینکه هر دو پروژه می‌خواهند بگویند مرکزیت قدرت در ایران از دست رفته و هر کسی به دنبال راهی برای نجات خویش است.

عملیات روانی با پیتزا

در سناریوی احتمال جنگ میان ایران و آمریکا موضوعات عجیب‌وغریب زیادی فعالند، از جمله «شاخص پیتزای پنتاگون». روز گذشته خبرنگار فاکس‌نیوز از پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا در این باره پرسید: «یک حساب کاربری در X وجود دارد که سعی می‌کند بر اساس میزان شلوغی پیتزافروشی‌های اطراف پنتاگون، اقدام نظامی را پیش‌بینی کند... آیا شما به این فکر کرده‌اید که شاید فقط به سلف غذاخوری بروید؟»

هگست در پاسخ گفت: «از آن حساب خبر دارم. به رفتن به سلف فکر نکرده بودم. اما به این فکر کرده‌ام که در برخی شب‌ها مقدار زیادی پیتزا سفارش بدهم تا همه را گیج کنم. مثلاً یک شب جمعه وقتی تعداد زیادی سفارش از «پیتزا دومینو» ببینید، ممکن است فقط من باشم که از یک اپلیکیشن سفارش داده‌ام تا کل سیستم را به هم بریزم. این‌طوری همه را در حالت حدس و عدم تعادل نگه می‌داریم.»

تروریسم خبری

گزارش‌ها و خبرهای دروغینی مذکور بخشی از معماری امنیتی دشمن برای نفوذ به لایه‌های ادراکی جامعه ایران محسوب می‌شوند تا مغز ملی ما را ضعیف کنند. ما باید بپذیریم که در این بازی، دشمن از «هنر معامله» به‌عنوان ابزاری برای جنگ استفاده می‌کند و هدف غایی او چیزی جز درهم‌شکستن انسجام حاکمیتی و اراده ملی نیست.

در این نبرد روایت‌ها، پیروزی با طرفی است که با رصد ناوگان‌های واقعی دشمن، اجازه نمی‌دهد غبار اخبار فیک، دیدگانش را تیره کند و باتکیه‌بر انسجام داخلی، سدی محکم در برابر تروریسم خبری ایجاد می‌کند.

منبع: روزنامه فرهیختگان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس