کد خبر 436367
تاریخ انتشار: ۱۱ تیر ۱۳۹۴ - ۰۱:۵۵

محمدرضا طهماسبی در محضر رهبر انقلاب قصیده ای مرتبط با مسائل روز جهان و خاورمیانه خواند که پس از اتمام شعرخوانی او رهبری به شعرا توصیه کردند که نسبت به مسائل روز بی توجه نباشند.

به گزارش مشرق، محمدرضا طهماسبی به شعر خوانی خود در شب گذشته نزد رهبر انقلاب اشاره کرد و گفت: در دیدار شعرا با رهبر انقلاب که هر ساله در نیمه رمضان برگزار می شود من نیز قیده ای در محضر ایشان خواندم.

وی افزود: این قصیده 60 بیت داشت که من 20 بیت آن را خواندم. بعد از اتمام این قصیده، رهبر انقلاب این که شاعران به اتفاقات روز واکنش نشان می دهند را تحسین کردند و فرمودند: «این ایستادگی نشانه همان مسئولیت شناسی است و امروز هر شعری که بر ضد ظلم و در راستای اهداف امت اسلامی از جمله درباره یمن، بحرین، لبنان، غزه و فلسطین، و سوریه گفته شود، مصداق شعر حکمت آمیز است.

طهماسبی گفت: ایشان در همین زمینه، دعوت به «بی طرفی شاعر در دعوای حق و باطل» را بی معنی خواندند و تأکید کردند: اگر شاعر و هنرمند نسبت به جنگ حق و باطل بی طرف باشد، در عمل استعداد و نعمت خدادادی خود را ضایع کرده و چنانچه در خدمت جبهه باطل قرار بگیرد، کار او خیانت و جنایت است.«
 

شراب هجر تو بر جان عاشقان زده اند

بیا که نوبتی آخرالزمان زده اند

 

به زلف پنجره ها خاک مرده پاشیدند

به روی آینه ها سنگ ناگهان زده اند

 

بیا که تشت زر آورده اند و جام شراب

بیا که بر لب خورشید خیزران زده اند

 

به کربلا به همین خاورمیان بیا

ببین به پیکر حر نیزه و سنان زده اند

 

بخوان زخوان فلسطین و میهمانانی

که نان خود همه در خون میزبان زده اند

 

به افسران و مدال شجاعتی بنگر

که روی سینه ز کشتار کودکان زده اند

 

بخوان حکایت جانسوز آن شهیدانی

که رنگ سرخ بر این کهنه خاکدان زده اند

 

بخوان حماسه غواص های گمنامی

که خود شبانه ز کارون به بیکران زده اند

 

ز دست بسته بخوان و  ز چشم باز بخوان

که زین مکان همگی راه لامکان زده اند

 

ببین چگونه هراسان حرامیان حریف

به گوشه گوشه شامات پادگان زده اند

 

بگو به این همه تر دامنی که در نیرنگ

هزار طعنه به زنار و طیلسان زده اند

 

که بر صفوف شما نیز عاشقان بزنند

چونان که بر صف صفین و نهراون زده اند

 

که از شراب هزار و دویست ساله تو

گرفته جرعه نور و به جام جان زده اند

 

سپاه شب همه در کهکشان وهم گم اند

به خاوران نه که دزدان به کاه دان زده اند

 

به خرمن خودشان اوفتد نه بر تبریز

شراب فتنه که بر بلخ و بامیان زده اند

 

حریم  آیه نفی سبیل این خاک است

که بانگ عز و شکوهش به آسمان زده اند

 

به پیش آمده دستی به دوستی سوی ما

به دست دیگر خنجر به گرده مان زده اند

 

ز پنجه چدنی شدنی شان چکد دمادم خون

اگرچه دستکشی مخملین بر آن زده اند

 

نه بازرس همه جاسوس های موسادند

که بر جبین خود از بردگی نشان زده اند

 

بگو به کارشناسان خدعه و نیرنگ

که حدس بیهده بر طوس و طابران زده اند

 

هر آن دهان که بلافد یلان ایرانی

به این چنین دهنی مشتی آنچنان زده اند

 

قبیله ای که به خورشید خیره مینگرند

به آفتاب نه بر چشم خود زیان زده اند

 

که برکه اند اگر برکه ای گل آلودند

که جنگلند اگر جنگلی خزان زده اند

 

اذان بگو و ارحنا که مسلمین امروز

به قله پرچم عزت از این اذان زده اند

 

شمیم دلکش صبح ظهور میشنوم

بیا که نوبتی* آخرالزمان زده اند

*نوبتی = نقاره زدن نوعی خیر مقدم گفتن برای حاجیان در قدیم
منبع: فارس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس