به گزارش مشرق، علیرضا حقیقت فعال رسانه در تلگرام نوشت:
سال ۲۰۰۳ میلادی، آمریکا بعد از اشغال افغانستان و حضور در مرزهای شرق ایران، به عراق حمله کرد و در مرزهای غرب ایران، یک حضور بیسابقه با انباشت نظامی و تسلیحات را رقم زد. بعدها مشخص شد پس از این ۲ کشور همسایه، ایران تارگت نهایی برای تولد نظم منطقهای آمریکا که چند سال بعد خاورمیانه جدید نام گرفت، تعیین شده بود اما این جنگ، به بزرگترین باتلاق نظامی آمریکا در تاریخ ۲۵۰ ساله آن کشور تبدیل شد و به جای خاورمیانه جدید آمریکایی-صهیونی، «محور مقاومت» متولد شد. آمریکا ناخواسته بزرگترین خدمت را به ایران کرد و بزرگترین مانع تهران، یعنی حکومت بعث عراق را سرنگون کرد و به این ترتیب بزرگترین رقیب منطقهای جمهوری اسلامی به دست بزرگترین دشمنش از میان برداشته شد. این همان چیزی است که دونالد ترامپ چند ماه قبل در گفتوگو با مجله «تایم» به آن اذعان کرد و دولتهای بوش و اوباما را به باد انتقاد گرفت که با حذف صدام، اشغال عراق و سیاستهای نادرست در این کشور، ایران را قدرت اول منطقه کردند. البته رئیس جمهور آمریکا این اشتباه را خود نیز تکرار کرد تا نشان دهد کوچکترین فهمی از تاریخ و درسهای سیاست خارجی واشنگتن ندارد و میرود که به یکی از عبرتهای بزرگ تاریخ تبدیل شود.
جنگ انتخابی و غیرضروری ایالات متحده در ۲۸ فوریه/ ۹ اسفند علیه ایران، شاید تاثیراتی فراتر از اشغال عراق در ۲۰۰۳ در نظم آینده غرب آسیا داشته باشد؛ جنگی که از همان ابتدا هم در اهداف و راهبردها و هم در تاکتیک یک فاجعه محض بود و دامی بود که نتانیاهو برای آمریکای ترامپ تدارک دیده بود؛ هدفی که نخستوزیر جنگطلب رژیم صهیونیستی ۲ دهه برای آن در راهروهای کاخ سفید لابی کرده و به در بسته خورده بود.
زوج ترامپ- بیبی، صبح ۹ اسفند را با اطمینان از یک پیروزی قاطع علیه ایران شروع کردند و طبق برآوردها قرار بود در کمتر از ۵ روز نسخه ایران پیچیده شود اما ۸ برابر آن ۵ روز گذشت و نتیجه چیزی شد که پروفسور «رابرت پایپ» استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد در نیویورکتایمز آن را ظهور قدرت چهارم جهان یعنی ایران در کنار آمریکا، چین و روسیه نامید و «رابرت کیگان» هم در آتلانتیک مشابه همان استنتاج را وعده داد.
حالا ایران بعد از نظم جدیدی که با تسلط بر تنگه هرمز در منطقه اعمال کرد، شامگاه یکشنبه یک قاعده جدید دیگر در غرب آسیا وضع کرد. ایران برای اولینبار پس از حمله اسرائیل به خاک کشوری دیگر (لبنان)، به سرزمینهای اشغالی حمله کرد.
از یکشنبه شب مواضع مقامات صهیونیست حول یک دال مرکزی چرخیده است: اجازه معادله جدید در منطقه را به ایران نخواهیم داد. افی دفرین، سخنگوی ارتش اشغالگر دقایقی بعد از آغاز حملات موشکی ایران اظهار کرد: ایران در تلاش است با شلیک مستقیم به خاک ما(!) در پاسخ به حملات ارتش اسرائیل به لبنان، معادله جدیدی ایجاد کند. ما اجازه این کار را نخواهیم داد.
روز گذشته نوبت بنیامین نتانیاهو بود که با هراس از تغییر قاعده بازی صحبت کند. کسی که پیشتر بارها وعده داده بود نقشه منطقه را تغییر خواهد داد، دیروز در موضعی دفاعی گفت در ۲۴ ساعت گذشته ایران و حزبالله تلاش کردند معادله جدید و غیرقابل قبولی را بر ما تحمیل کنند؛ این اتفاق نخواهد افتاد.
حمله شامگاه یکشنبه ایران، بسیاری را در فلسطین اشغالی غافلگیر کرد. این تشدید تنش همچنین واکنشهای زیادی را از سوی سیاستمداران و تحلیلگران در سراسر رژیم برانگیخت. برخی، از سیاستهای نتانیاهو انتقاد کرده و نسبت به عواقب احتمالی ماجراجوییهای کابینه صهیونیستی هشدار دادند و برخی مفسران اسرائیلی نیز از نتانیاهو به دلیل واگذاری تصمیمات امنیتی به رهبران خارجی انتقاد کردند.
بن کسپیت، روزنامهنگار مشهور صهیونیست در روزنامه معاریو از این شکایت کرد که امنیت اسرائیل «خصوصیسازی» شده و تا حدی به ترامپ واگذار شده که تصمیمات نظامی نیاز به تأیید واشنگتن دارد.
همکارش، آوی اشکنازی نیز گفت اسرائیل نباید دیکته آمریکا را بپذیرد و افزود: این امر میتواند موجودیت اسرائیل را به خطر بیندازد.
با وجود انتقاد از نفوذ ترامپ، دیگر تحلیلگران، وقایع اخیر را به عنوان مدرکی دال بر شکست جنگ مشترک اسرائیل و آمریکا علیه ایران در اوایل امسال تلقی کردند.
دنی سیترینوویچ، کارشناس امور ایران در اسرائیل از موسسه مطالعات امنیت داخلی رژیم (INSS) نوشت تشدید تنشها «نشان میدهد کارزار اخیر علیه ایران تا چه حد یک شکست استراتژیک آشکار بوده است».
وی در پستی در حساب کاربری ایکس خود افزود: اسرائیل اکنون با یک دوراهی سرنوشتساز روبهرو است؛ پاسخ دهد و خطر رویارویی مستقیم با رئیس جمهور آمریکا را بپذیرد، یا از انجام این کار خودداری کند و خطر محدود شدن حملات اسرائیل به لبنان را بپذیرد.
سیترینوویچ ادامه داد: پس از آنکه جنگ اسرائیل و آمریکا نتوانست حکومت ایران را سرنگون کند، «اسرائیل خود را با آزادی عمل کمتر، ایران را با اعتماد به نفس بیشتر و آمریکا را با تمایل فزاینده برای حل بحران از طریق یک توافق دیپلماتیک میبیند».
عاموص هارل، تحلیلگر امور نظامی روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز گفت نتانیاهو پس از آتشبس آوریل «به طور مداوم برای از سرگیری جنگ» علیه ایران تلاش میکرد و افزود: تشدید تنش دیشب نمادی از شکاف فزاینده بین نخستوزیر اسرائیل و رئیس جمهور آمریکاست. در سطح جهانی، تریتا پارسی، عضو اندیشکده کوئینزی تحلیل کرد: «حمله ایران بدان معناست که خطوط نبرد جابهجا شده است. بازدارندگی ایران پیش از این به این معنا احیا شده بود که اسرائیل میدانست هرگونه حملهای به ایران با پاسخ مواجه خواهد شد اما اکنون، ایران ثابت کرد به حملات اسرائیل به لبنان نیز پاسخ خواهد داد. این اولینبار در چندین دهه گذشته است که یک قدرت منطقهای، ابزار، ظرفیت و تمایل لازم را برای به کارگیری قدرت سخت در برابر مانورهای نظامی یا تجاوزات اسرائیل علیه یک طرف سوم دارد».
پارسی ادامه داد: «این امر بویژه از آن جهت حائز اهمیت است که ترامپ سیگنالهایی مبنی بر تلاش برای مهار اسرائیل و جلوگیری از ادامه تنشها ارسال کرده است اما اینکه آیا این وضعیت به فلسطین نیز تعمیم خواهد یافت یا خیر، هنوز مشخص نیست اما اگر چنین شود، میتواند بازی را به طور کامل تغییر دهد. اسرائیل تاکنون توانسته بدون مواجهه با هیچ عواقب واقعی، اراضی دیگران را ضمیمه خاک [اشغالی] خود کند و مرتکب نسلکشی و جنایات جنگی شود، چرا که غرب از برخورد با آن خودداری کرده و هیچ قدرت منطقهای نیز قدرت سخت لازم را برای تحمیل هزینه به تلآویو نداشته است. اگر این معادله تغییر کند، آینده منازعه اسرائیل و فلسطین احتمالاً دستخوش چرخشی بزرگ خواهد شد». آنچه در پسزمینه اهمیت دارد، زمینه ژئوپلیتیکی است که در رخدادهای یکشنبهشب اتفاق افتاد. ایران اراده کرده یک نظم منطقهای جدید بر پایه قواعد تازه ایجاد کند. ویژگی قابل توجه این نظم این خواهد بود که تهران تعیین میکند اسرائیل و آمریکا چه کارهایی میتوانند انجام دهند و چه کارهایی نمیتوانند! ایران دور تازه درگیری را نه به دلیل حمله به خاک کشورمان، بلکه برای تلاش جهت محدود کردن اقدامات نظامی اسرائیل در لبنان آغاز کرد. ۶ ماه پیش، اسرائیل میتوانست بدون مداخله هیچ طرفی در لبنان هر اقدامی انجام دهد اما اکنون، به خاطر جنگ رمضان، تهران به اندازهای احساس قدرت میکند که تلاش کند برای اقدامات اسرائیل حتی در نزدیکی مرزهای فلسطین اشغالی محدودیت تعیین کند. همین الگو در تنگه هرمز نیز اعمال شده و کنترل بر این آبراهه راهبردی نیز بخشی از نظم منطقهای جدید ایران است.
در این رابطه، الجزیره روز گذشته نوشت ایران به رقبای خود میگوید: «طبق خواسته ما عمل کنید، اگرنه ما فشار خود بر اقتصاد جهان را افزایش میدهیم». اقدامات آمریکا نشان میدهد واشنگتن دست کم در مقطع زمانی فعلی ترجیح میدهد ادامه این وضعیت را بپذیرد، به جای آنکه برای تغییر آن تلاش کند. جنبه دیگر این نظم جدید منطقهای، گسترش روشهای ایران برای وارد کردن هزینه به دشمنانش است تا آنها را به پذیرش این نظم تازه وادار کند. ایران نشان داده میتواند اسرائیل را موشکباران کند، به زیرساختهای کشورهای حوزه خلیج فارس که در جنگ علیه ایران با آمریکا همکاری میکنند، حمله کند، سربازان آمریکایی را هدف قرار دهد و اقتصاد جهانی نفت را مختل کند؛ بدون آنکه با خللی مواجه شود.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۲:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۳