کد خبر 377338
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۰

من نقشه‌ها و كاغذها را جمع كردم و يك راست به كاخ سلطنتي رفتم و به اتاق داخل شدم و گفتم عرايضي دارم. چند دقيقه بعد شاهنشاه وارد شدند در حالي كه من نقشه‌ها را روي ميز پهن كرده بودم.

گروه تاریخ مشرق- رضاشاه پهلوي ارتفاعات آرارات در غرب ايران را به تركيه، قسمت‌هائي از شرق ايران را به افغانستان و منطقه سوق الجيشي اروند رود (شط العرب) را به عراق بخشيد.

سرلشكر ارفع كه در سفر رضاشاه به تركيه عضو هيأت همراه وي بود، خاطراتي از اين سفر در زمينه نوع نگرش رضاشاه نسبت به اختلافات مرزي ايران با همسايگان دارد كه خواندني است.

ارفع در خاطرات خود مي‌گويد:«من عضو هيأت تحديد حدود و حل اختلافات بودم. در اين هيئت كساني چون محمدعلي فروغي و رشدي آراس شركت داشتند. يك روز كه من و يك سرهنگ ترك بر سر موضوعي مورد اختلاف با حرارت بسيار بحث مي‌كرديم رشدي آراس گفت:«ما ترك‌ها به نظر اعليحضرت شاهنشاه اطمينان و اعتقاد كامل داريم، سرهنگ ارفع پرونده‌ها و نقشه‌ها را به حضور ايشان ببرد هرچه فرمودند ما قبول داريم».

من نقشه‌ها و كاغذها را جمع كردم و يك راست به كاخ سلطنتي رفتم و به اتاق داخل شدم و گفتم عرايضي دارم. چند دقيقه بعد شاهنشاه وارد شدند در حالي كه من نقشه‌ها را روي ميز پهن كرده بودم. همين كه نقشه‌ها را ديدند فرمودند:«موضوع چيست؟» من شروع كردم به توضيح دادن كه فلان تپه چنين است فلان منطقه چنان است، آن‌جا سخت مورد نياز ماست، و از اين حرف‌ها... ولي پس از مدتي كه با حرارت عرايضي كردم با كمال تعجب ديدم اعليحضرت چيزي نمي‌فرمايند. وقتي سرم را بلند كردم ديدم شاه با حالت مخصوصي به من نگاه مي‌كند گويي به حرف‌هايم چندان توجهي ندارد و تنها چشم به چشم من دوخته است تا ببيند من چه مي‌گويم. من سكوت كردم. فرمودند: معلوم است منظور مرا نفهميدي... بگو ببينم اين تپه اين جا از آن‌ تپه كه مي‌گويي بلندتر نيست؟ عرض كردم: «بلي قربان»... فرمودند: «آن را چرا نمي‌خواهي؟ اين يكي چطور؟» عرض كردم «بلي». فرمودند: «منظور اين تپه و آن تپه نيست. منظور من اين است كه دو دستگي و جدايي كه بين ايران و تركيه از چندين صد سال وجود دارد و هميشه به زيان هر دو كشور و به سود دشمنان مشترك ما بوده است از ميان برود. مهم نيست كه اين تپه از آن كه باشد. آنچه مهم است اين است كه ما با هم دوست باشيم.»

من شرمنده شدم و كاغذها و نقشه‌ها را جمع كردم و به وزارت خارجه كه محل تشكيل هيئت بود برگشتم. همه منتظر من بودند تا وارد شدم پرسيدند اعليحضرت چه فرمودند؟ گفتم: « فرمودند ما دوست هستيم اين موضوعات در كار نيست. تقسيم كنيد اين طرف تپه كه رو به «قطور» است مال ما باشد و آن طرف مال ترك‌ها». اين واقعاً درس بزرگي بود براي من و دريافتم كه شاهنشاه ايران تا چه اندازه نظر بلند و با گذشت و خواهان دوستي و صلح و صفا هستند.»

به اين ترتيب رضا شاه پهلوي ارتفاعات آرارات را به تركيه و قسمت‌هائي از شرق ايران را به افغانستان و شط العرب را به عراق بخشيد. در خاطرات سرلشكر ارفع كه عضو كميسيون تحديد حدود مرزي بوده چگونگي اين واگذاري را بيان مي‌نمايد... بنابراين پيمان سعدآباد از هر لحاظ به زيان ايران بوده است.

تاريخ بيست ساله ايران، حسين مكي، نشر ناشر، 1362، جلد 6، ص 153

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 8
  • در انتظار بررسی: 4
  • غیر قابل انتشار: 4
  • ۱۱:۲۳ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
    0 8
    خوب. مثل شیرزاد فکر می کرده است. از نظر اقتصادی نگهداشتن یک آب باریکه اروند رود هم ارزش جنگ با عراق نداشت! و درآمد حاصل از اروند رود تا صدها سال هم خسارات جنک را جبران نمی کند!
  • یوسی ۱۱:۴۵ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
    5 1
    خاک عالم تو سرت
  • ۱۲:۲۱ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
    7 1
    من حرصم در اومد اینو خوندم حیف که مشرق فحشو نشون نمیده قزاق احمق وطن فروش
  • پسر ۱۲:۲۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
    7 1
    خاک بر سر نحسش نکبت به این نمیگن صلح دوست میگن وطن فروش خیانتکار
  • سوسان ۱۳:۱۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
    3 1
    رضا کوردپالانی فقط به کوردستان تعصب ملی داشت اگه یه کورد شاه بشه ؟
  • چالدران ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۶
    6 1
    احمق بی سواد وطن فروش .ترسوی بزدل
  • ۱۴:۱۴ - ۱۳۹۴/۱۰/۰۴
    3 6
    این دروغها چیه چاپ میکنین
  • هموطن IR ۰۳:۱۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۰۶
    1 0
    لعنت به رضاخان وطن فروش و همه وطن فروشان

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس