به گزارش سرویس جهان مشرق، دکتر دمیتری ترِنین، در وبگاه خبرگزاری راشاتودی، از دستاورد راهبردی ایران تا همینجای جنگ نوشت و از درسهای این جنگ گفت، گرچه این تحلیل را عمدتا از «چشمانداز روسی» صورت داده است.
دیمیتری ترنین، استاد تحقیق در دانشکده عالی اقتصاد و محقق ارشد در موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین الملل. او همچنین عضو شورای امور بین المللی روسیه است.
بازنشر گزارشها و مقالات رسانههای خارجی از باب اطلاعرسانی است و به معنی تایید تمامی محتوای بازنشرشده توسط مشرق نیست.

دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در نهایت راهی برای خروج از وضعیتی یافت که خود با آغاز یک جنگ نابخردانه علیه ایران ایجاد کرده بود. تهدید به نابودی یک تمدن کامل، بهانه لازم را برای عقبنشینی در اختیار او گذاشت.
مذاکرات غیرمستقیم بین تهران و واشنگتن که از طریق واسطههایی، عمدتاً پاکستان و پشت سر آن چین، انجام شد، به آتشبس منجر شده است. ترامپ ممکن است ادعا کند که ایران از تهدیدهای او ترسیده است، اما واقعیت چیز دیگری است.
آتشبسی که در شرایطی برقرار میشود که تنگه هرمز همچنان تحت کنترل ایران است، نشان میدهد که تهران عقبنشینی نکرده است. واشنگتن، در عمل، عقبنشینی کرده است.
صحبت از هر «عصر طلایی» ناشی از این مذاکرات زود است. اما خطوط کلی نتیجه درگیری از هم اکنون قابل مشاهده است.
ایران محکم ایستاده است.
برای دههها، ایران با تهدید تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل روبرو بود. این تهدید اکنون آزمایش شده و نتوانسته تهران را درهم بشکند. نه واشنگتن و نه تلآویو توانایی تحمیل اراده خود از طریق زور را ثابت نکردند.
نتیجه روشن است: ایران جایگاه خود را به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای تثبیت کرده و در کنار اسرائیل، یکی از بازیگران تعیینکننده در خاورمیانه است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس رسوا شدهاند
پادشاهیهای عرب حاشیه خلیج فارس هم آسیبپذیری و هم وابستگی خود را کشف کردهاند. در درگیری بین آمریکا/اسرائیل و ایران، آنها نتوانستند از منافع خود دفاع کنند. از سوی دیگر، پایگاههای آمریکایی در قلمروشان، به جای تضمین امنیت، به اهداف جذب آتش برای حملات تلافیجویانه ایران تبدیل شدند.
نتیجه: تضمینهای امنیتی آمریکا غیرقابل اعتماد بودن خود را نشان دادهاند. این درس برای متحدان واشنگتن از دست نخواهد رفت.
قدرت نظامی برتری خود را دوباره تثبیت کرده است
این درگیری بر یک حقیقت گستردهتر در مورد نظم بینالمللی در حال ظهور تأکید میکند: قدرت نظامی بر اهرمهای اقتصادی و مالی برتری دارد.
همانطور که پوشکین نوشت:
"همه چیز از آن من است بر روی زمین، گفت طلا. همه چیز از آن من است، گفت آهن سرد. همه چیز را خواهم خرید، گفت طلا. همه چیز را خواهم گرفت، گفت آهن سرد."
ایران تحریمشده که گرفتار مشکلات اقتصادی است، در برابر یک ابرقدرت جهانی به طور مؤثر مقاومت کرده و از نظر راهبردی آن را شکست داده است. در همین حال، همسایگان بسیار ثروتمندتر جنوبیاش به چیزی بیش از تماشاگر، یا بدتر از آن، اهداف حملات تبدیل نشدهاند.
نتیجه: در جهان امروز، قدرت سخت، تعیینکننده نتایج است.
موضع روسیه
مسکو این درگیری را با درجهای از انضباط راهبردی مدیریت کرده است. اصول خود را حفظ کرده، به صراحت از تجاوز گفت، با ایران ابراز همبستگی کرده و آنچه را که قطعنامهای نامتوازن در شورای امنیت سازمان ملل درباره تنگه هرمز میدانست، وتو کرده است.
در عین حال، روابط کاری خود را با بازیگران کلیدی حفظ کرده است: موضع خود را برای شرکای خلیج فارس توضیح داده، از رویارویی مستقیم با ترامپ اجتناب کرده و از آسیب رساندن به روابط با اسرائیل خودداری کرده است.
پیامدهای گستردهتر درگیری - افزایش موقت قیمت نفت، تنش در روابط فراآتلانتیک و انحراف بیشتر توجه آمریکا از اوکراین - تا حد زیادی مستقل از دخالت مستقیم روسیه رخ داده است.
چشمانداز آینده
این جنگ فرصتهای جدیدی را برای مسکو گشوده است. ایران که آزمونی سخت را پشت سر گذاشته، جایگاه منطقهای و بینالمللی خود را تقویت کرده است. این امر شرایطی را برای همکاری نزدیکتر بین روسیه و تهران ایجاد میکند.
به طور گستردهتر، خطوط کلی یک معماری امنیتی جدید اوراسیایی در حال نمایان شدن است. روسیه، چین، ایران - در کنار کشورهایی مانند بلاروس و کره شمالی - هسته این سیستم در حال ظهور را تشکیل میدهند.
در جنوب، ایران عملاً پیشروی ژئوپلیتیک آمریکا را متوقف کرده است. در غرب، روسیه به دنبال انجام همین کار در اوکراین است. در شرق، چین به گسترش تواناییهای نظامی خود و همزمان به پیشبرد دستور کار دیپلماتیک خود ادامه میدهد.
از طریق این تحولات است - نه اعلامیهها، بلکه تغییرات در قدرت و همترازیها - است که جهان چندقطبی در حال شکل گرفتن است.





۰۷:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۰