به گزارش مشرق، مهدی محمدی مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی در تلگرام نوشت:
صحنه نظامی بهسرعت در حال تشدید است. آنچه از ۲۱ خرداد آغاز شده، صرفاً یک حمله مقطعی نیست، بلکه ورود به یک کمپین عملیاتی مستمر و شبانه با آمریکاست که بهنظر میرسد تا اطلاع ثانوی ادامه یابد. ارزیابی از شواهد میدانی نشان میدهد که با یک تغییر راهبردی در ماهیت درگیری مواجه شدهایم: گذار از درگیریهای زیرآستانه به یک رویارویی نظامی پایدار و هدفمند.
۱. تصویر میدان نبرد: عملیات مقدماتی دشمن برای تغییر جغرافیا
در شب گذشته، دشمن حملات متمرکزی را بر سواحل و جزایر جنوبی و نیز حملات نقطهای در مرکز کشور (از جمله کرج) طراحی کرد. تمرکز اصلی او بر اختلال در شبکه نظارتی ایران بر تنگه هرمز بود؛ همانطور که در بیانیه سنتکام نیز منعکس شد. این نشان میدهد که ذهنیت عملیاتی طرف مقابل، کماکان معطوف به «باز کردن تنگه هرمز» و خنثیسازی سیطره اطلاعاتی و عملیاتی ایران بر این آبراه حیاتی است. حملات در مرکز کشور نیز صرفاً سیگنالرسانی در باب «امکان گسترش جغرافیای جنگ» و تهدید زیرساختها بود، اما دشمن بهخوبی آگاه است که در مراحل اولیه، جرأت ورود به جنگ تمامعیار زیرساختی را ندارد.
۲. پاسخ راهبردی ایران: تنبیه فرامرزی و جهش عملیاتی
نقطه عطف شب گذشته، پاسخ قدرتمند و متفاوت ایران بود. جمهوری اسلامی بهجای تمرکز صرف بر دفاع از جنوب، اردن را که به پلتفرمی برای شلیک موشکهای کروز و هواپایه به سمت ایران تبدیل شده بود (با همکاری اسرائیل و برخی کشورهای عربی)، هدف تنبیه اساسی قرار داد. تخریب جدی زیرساختهای نظامی اردن حامل این پیام روشن بود که ایران تصمیم گرفته در نقاط دوردست با قدرت تخریب بالا ضربه بزند. این عملیات نشاندهنده جهش قابلتوجه در برنامه موشکی و پهپادی و خلاقیت در طرحریزی شلیک از مبادی متنوع است. شدت آتش ایران در دریا نیز تقویت اساسی یافته است. همین مجموعه عوامل بود که موجب توقف موقت عملیات از سوی ترامپ شد، اما تصور نمیرود این کمپین پایان یافته باشد.
۳. تحلیل راهبردی: نبرد با جغرافیا و توهم «تغییر وضعیت جنوب»
هدف اصلی دشمن در این فاز، آمادهسازی مقدمات عملیاتی برای تغییر جغرافیای جنوب و به چالش کشیدن کنترل ایران بر تنگه هرمز است. این رویایی است که پیشتر در جنگ ۴۰ روزه نیز شکست خورده است. هر فرماندهی بهخوبی میداند که «جنگ با جغرافیا» یعنی باختن پیش از آغاز نبرد. اظهارات اخیر ترامپ درباره «تصرف خشکی» و آمارهای خلاف واقع از عبور نفتکشها، چیزی جز نشانههای تحقیر عمیق یک بازیگر آشفتهحال نیست. ترامپ امروز بهخوبی دریافته که بدون پذیرش و امضای تمام مطالبات اساسی ایران، توافقی در کار نیست؛ او عملاً «کلاه سرش رفته» و فریب ایران را خورده است.
۴. یک پارادوکس داخلی و یک واقعیت تلخ: صلحی در کار نیست
جالب آنکه ترامپ آشکارا میگوید «ایران تسلیم نشده»، در حالی که طی دو هفته اخیر در داخل کشور برخی جریانات، نظام را به «تسلیم» در برابر دشمن متهم میکردند. این تضاد آشکار، ریشه در عمق استراتژیک دیگری دارد: پرونده ایران از روی میز ایالات متحده خارج نخواهد شد. اطلاعات گستردهای این واقعیت را تأیید میکند. سیاست ایران در قبال آمریکا، فارغ از فراز و فرودهای تاکتیکی، در الگوی «تداوم جنگ» تعریف میشود. هر گونه مذاکره، تعامل یا خرید زمان نیز باید در «کانتکس جنگ» تفسیر شود. هر امتیازی که گرفته شود، تاکتیکی و موقتی و مقدمهای برای فاز بعدی درگیری است. باور به حل و فصل نهایی و خارج شدن کیس ایران از دستور کار واشنگتن، خلاف واقعبینی است.
۵. افق پیشرو: گیمچنج در برابر چارچوب محدود دشمن
الگوی مورد نظر دشمن، حفظ یک جنگ محدود و محاسبهشده برای تضعیف تدریجی تسلط ایران بر تنگه هرمز، آسیب به نیروهای نظامی و تداوم محاصره اقتصادی است. فرض او این است که با حفظ این چارچوب طی دو تا سه ماه، میتواند وضعیت ۱۸ دی و اسفند را بازتولید کند. اما استراتژی ایران باید بر هم زدن همین بازی باشد. ما از «پاسخدهی» فراتر خواهیم رفت و اقدامات «گیمچنج» در پیش خواهیم گرفت. اقدام دیشب در انسداد کامل تنگه هرمز، تصمیمی استراتژیک برای خواندن دست دشمن بود. او میخواهد وضعیت جدیدی در جنوب خلق کند تا ما به آن عادت کنیم؛ اما ما اجازه تحمیل چارچوب را نخواهیم داد.
در نهایت، این نبرد نیازمند فیصلهبخشی است. ما باید این فاز را چنان تمام کنیم که دشمن تسلیم خود را بپذیرد. این مستلزم دعا برای رزمندگان، فرماندهان و مسئولانی است که در برابر پیچیدهترین چالشها از حریم ایران عزیز پاسداری میکنند. همانطور که مراحل پیشین را با موفقیت پشت سر گذاشتیم، از این مرحله نیز به فضل الهی عبور خواهیم کرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۰:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۲