به گزارش مشرق، کانال تلگرامی پژوهشکده ابرار معاصر تهران نوشت:
اکنون که برخی مسئولان کشور به فیض شهادت نائل آمدهاند، گریزی از انتصاب افراد جدید در جایگاه آنان نیست. این جایگزینی البته که دشوار است؛ بهویژه در کرسی دبیری شورای عالی امنیت ملی، شهید لاریجانی بهگونهای توقعات نخبگان و مردم را ارتقا داده و با خون خود، این توقع را تثبیت کرده که شخص جایگزین او کار دشواری خواهد داشت. اما این رسم روزگار است. بهنظر میرسد برای انتصاب مسئولان جدید، باید به مختصات و ویژگیهای کنونی و آینده کشور و منطقه نگریست و براساس آن، به انتصاب افراد همت گماشت. براین اساس دو الزام زیر ارائه میشود؛
۱. اعتقاد راسخ به سهگانه خیابان، تنگه و جنگ منطقهای؛ دشمن برای تسلیم ایران، گزینه «آسمان- خیابان» را در پیش گرفت؛ آسمان باید زمینهساز انهدام توان موشکی ایران میشد و خیابان بسترساز تغییر نظام. البته از جایی به بعد کوشید این دو را با حمله به نهادهای امنیتی و انتظامی و ایستهای بازرسی همراستا سازد که کمترین توفیقی نداشت و عملاً تاکنون هیچکدام از اینها رخ نداده، اگرچه هزینهها انکارناپذیر است. درمقابل، ایران علاوهبر منطقهایسازی جنگ، گزینه «خیابان- تنگه» را در دستورکار قرار داد؛ خیابان با حضور مردم، نهتنها محلی برای جولان مزدوران نشد که قدرت مردمی جمهوری اسلامی ایران را فریاد زد، و کنترل تنگه هرمز نیز زمینهساز اعمال فشار ژئوپلیتیکی و اقتصادی بر آمریکا و غرب را فراهم ساخت. تاکنون سهگانه خیابان، تنگه و جنگ منطقهای، با همه هزینههای وارده، حفظ سرزمین و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی را باعث شده و با تداوم این شرایط و تشدید آن، پیروزی محتملتر از هر گزینه دیگری است. بنابراین کسی که مسئولیت میپذیرد، باید به این سهگانه باور داشته باشد و مدبّرانه آن را در شرایط کنونی تحکیم بخشد.
۲. طراحی یک نظم جدید؛ جنگ روزی به پایان خواهد رسید. طبیعی است که تلاش جمهوری اسلامی ایران آن است که آن روز، برتری نسبی از آنِ او باشد. جدای از اینکه باید برای چنین روزی از اکنون کوشید تا بتوان مختصات موردنظر خود را بر دشمن تحمیل کرد، باید برای آن برنامهای واقعبینانه و البته طلبکارانه داشت. این جمله که «چون بقای ما در مقابل دو قدرت هستهای حفظ شده، پس پیروز هستیم!» اگرچه بخشی انکارناپذیر و گرانبها از واقعیت است، اما اتکای صرف به آن، بدون داشتن طرحی برای اعمال اقتدار در منطقه که ضامن منافع و امنیت ایران باشد، خیلی زود سایه جنگ را دوباره بر سر ایران خواهد آورد. بنابراین نه میتوان اسیر طرحهای تخیلی برای پایان جنگ شد و نه با یک واقعگرایی حداقلبین که بقا را صرفاً برای چندروز بیشتر تضمین کند! به پایان جنگ اندیشید. آنچه جمهوری اسلامی اکنون درحال انجام آن است، درصورت تداوم و پیروزی نهایی، زمینه یک نظم جدید را فراهم میسازد که امنیت و توسعه در شمال و جنوب خلیج فارس، عمیقاً به یکدیگر وابسته خواهد شد. مسئولان جدید و مشخصاً کسی که بر کرسی دبیری شورای عالی امنیت ملی تکیه میزند، باید به چنین نظمی باور داشته و با توان و مهارتهای خود برای آن بکوشد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۰۰:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۹