به گزارش مشرق، زیمان یسرائیل در مقالهای در این رابطه اعتراف کرد که تحریمهای اعمال شده از سوی نهادها، سازمانها و مردم و نیز کشورها علیه اسرائیل روز به روز گسترده تر میشود.
در این مقاله آمده است: نخست وزیر، چشماندازی برای اسرائیل ارائه داد که آن را «سوپر اسپارت» نامید: (و مدعی شد) ساختاری خودکفا که تمام نیازهای خود را تولید میکند و بنابراین میتواند از جهان منزوی بماند.
اما دولت-شهر یونان باستان اسپارت، انزوا را انتخاب نکرد؛ این انزوا به آن تحمیل شد و در نهایت منجر به سقوط آن شد.
نویسنده این مقاله در ادامه آورده است: آمارها نشان میدهد که اسرائیل واقعاً در این مسیر (مسیر انزوا و سقوط) قرار دارد. هیچ تحریم جهانی جامعی علیه اسرائیل وجود ندارد، و حتی ترسی از آن هم وجود ندارد، اما روندی در جریان است که در آن انزوای اسرائیل در حال افزایش است و به تدریج به یک تحریم جزئی بین المللی تبدیل میشود.
در ظاهر، هر گام در این فرایند «نمادین» به نظر میرسد، اما در مجموع، آنها در حال تغییر وضعیت اسرائیل هستند.
انزوا یک فرایند مداوم است، نه یک رویداد ناگهانی، و بنابراین هنوز فرصتی برای متوقف کردن آن وجود دارد، اگرچه این فرصت به تدریج در حال از بین رفتن است.
- چگونه اسرائیل به تدریج به انزوا کشیده شد؟
انزوای سیاسی لزوماً از اعلام یک تحریم جامع جهانی یا بینالمللی ناشی نمیشود. انزوای اسرائیل از طریق مجموعهای از گامهای کوچک شکل میگیرد که هر کدام در پسزمینه رویدادهای روزانه محو میشوند. برای درک واقعی آن، باید تصویر بزرگتر را در طول زمان در نظر گرفت.
اولین گام در این فرایند انزوا: تحریم پایدار در جهان عرب و مسلمان است، اسرائیل از زمان اعلام موجودیت (ادعایی) خود، در انزوای نسبی از اکثر کشورهای منطقه ما زندگی کرده است.
برخی از کشورهای با اکثریت مسلمان (مانند عراق و پاکستان) هیچ رابطهای با اسرائیل ندارند؛ برخی دیگر (مانند عربستان سعودی) فقط روابط پنهانی دارند؛ و برخی دیگر، مانند مصر، اردن و ترکیه، روابط آشکاری دارند، اگرچه بسیاری از سازمانها در درون آنها، اسرائیل را تحریم میکنند.
سطح دوم: تحریم داوطلبانه فرهنگی و دانشگاهی جهانی. جنبش بایکوت، عدم سرمایهگذاری و تحریم (BDS) سالهاست که تحریم فرهنگی، دانشگاهی و اقتصادی اسرائیل را در سراسر جهان، از جمله در غرب، ترویج میکند. تا همین اواخر، این تحریم تنها موفقیت محدودی داشت و اکثر مشاغل، هنرمندان و مؤسسات دانشگاهی همچنان به حفظ روابط نزدیک با اسرائیل ادامه دادند. با این حال، اوضاع در دو سال گذشته تغییر کرده است و تحریمهای داوطلبانه شروع به گسترش کردهاند.
سطح سوم: تحریمهای اعمال شده توسط دولتهای غربی علیه افراد اسرائیل است.
اتحادیه اروپا، بریتانیا، کانادا، نروژ و سایر کشورها، تحریمهایی را علیه سازمانها و افرادی که شهرکسازی، خشونت علیه فلسطینیها در کرانه باختری و مانعتراشی در رساندن کمک به غیرنظامیان در غزه را تشویق میکنند، مانند Order ۹، Nahala، Regavim و فعالان آنها، اعمال کردهاند.
اتحادیه اروپا به موازات تحریمهای اعمال شده علیه چهرههای برجسته حماس، برخی تحریمها را نیز اعمال کرده است (اگرچه اتحادیه اروپا برابر دانستن شهرک نشینان اسرائیلی با اعضای حماس را رد کرده است).
برخی از کشورهای اتحادیه اروپا، مانند فرانسه و اسلوونی، به دنبال گسترش تحریم اروپایی یا به طور جایگزین، اعمال تحریمهای اضافی خود هستند.
سطح چهارم: تحریم وزرای کابینه.
چندین کشور غربی، از جمله بریتانیا، استرالیا و کانادا، تحریمهای شخصی علیه وزیر امنیت داخلی، ایتمار بن گویر، و وزیر دارایی، بتسلئیل اسموتریچ، اعمال کردهاند.
اتحادیه اروپا در حال بررسی تحریم وزرای افراطی است، اما به دلیل ملاحظات متحدان اسرائیل، مانند جمهوری چک، هنوز تصمیمی در این مورد گرفته نشده است.
این نشان دهنده یک تغییر اساسی است که وزرای ارشد اسرائیل را در کنار رهبران منفور در سراسر جهان، قرار میدهد.
سطح پنجم: تحریمهای عملی اعمال شده توسط کشورهای غربی است. در سالهای اخیر، چندین کشور غربی سطح روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل کاهش دادهاند، تحریمهای تسلیحاتی اعمال کردهاند و تحریم بینالمللی (که رسماً برای دههها برقرار بوده است) کالاهای شهرکها و تجارت با شهرکنشینان را به طور مؤثر اجرا کردهاند.
کشورهای غربی که تحریمهای جزئی را به درجات مختلف اعمال کردهاند عبارتند از فرانسه، اسپانیا، نروژ، اسلوونی، نیوزیلند و دیگران.
به زعم نویسنده، هر گام در مسیر انزوای بینالمللی به خودی خود "وحشتناک" نیست. اما در کنار هم، آنها یک خط مشخص ترسیم میکنند و می تواند طیفی از انزوای افراد، از طریق وزرا، تا تهدید به تجارت را در بر بگیرد.
گام ششم رویدادی است که هنوز رخ نداده است: لغو توافقهای گسترده تجاری، علمی و اجتماعی با اتحادیه اروپا، که اکنون به اسرائیل جایگاه یک ساختار "شبه عضو" در اتحادیه اروپا را میدهد.
احزاب و کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای این تحریم لابی میکنند و فشار در حال افزایش است.
تغییر دولت در مجارستان یکی از عواملی بود که اقدامات انزواطلبانه اتحادیه اروپا را تسریع کرد. دولت قبلی مجارستان، به رهبری ویکتور اوربان، به طور خودکار برخی از اقدامات اتحادیه اروپا علیه اسرائیل را وتو کرده بود.
نخست وزیر جدید، پیتر ماگیار، بلافاصله پس از انتخاب خود اعلام کرد که چنین وتویی را دوباره تکرار نخواهد کرد. در نتیجه، چندین تحریم که بیش از یک سال در انتظار تصویب بودند، ظرف چند هفته تصویب شدند.
از این تحول، میتوان درس استراتژیکی گرفت که فراتر از این تحریمهای خاص است: اگر اسرائیل روابط سیاسی خود را بر وفاداری شخصی یا حزبی به یک رهبری خاص بنا کند، آن روابط نیز با آن از بین خواهد رفت.
زیمان یسرائیل بعد از آن به زیانهای اقتصادی این مطرود شدن پرداخت و نوشت: یک نکته مثبت هم وجود دارد: انزوای اسرائیل همچنان بسیار جزئی است.
(و با وجود تمامی جنایاتی که در غزه، لبنان و ... مرتکب شده) همچنان شریک تجاری ترجیحی اتحادیه اروپا است، همکاریهای امنیتی، اقتصادی و تحقیقاتی را با بسیاری از این کشورهای حفظ کرده و البته همچنان از ایالات متحده کمکهای سخاوتمندانهای دریافت میکند.
در اتحادیه اروپا، یک «بلوک مخالف» متشکل از کشورهایی مانند آلمان وجود دارد که با تحریمهای کامل یا کاهش روابط مخالف است. وضعیت اسرائیل کاملاً متفاوت از کشورهایی است که تحت تحریمهای واقعی بینالمللی مانند روسیه و ایران قرار دارند. اسرائیل همچنان یک ساختار بحثبرانگیز است، نه طرفی که واقعاً تحریم شده باشد. این تمایز بسیار مهم است.اما این تمایز شکننده است.
روابط با ایالات متحده اکنون به روابط با دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه بستگی دارد، همانطور که روابط با اتحادیه اروپا زمانی به روابط با دولت ویکتور اوربان و حق وتوی خودکار آن بر اقدامات علیه اسرائیل بستگی داشت.
نخستوزیر ایتالیا که زمانی از اسرائیل در اتحادیه اروپا دفاع میکرد، اکنون از آن فاصله میگیرد. هر «سپر»ی که به سخاوت یک دولت خارجی واحد متکی باشد، ذاتاً موقتی است.
«سوپر اسپارت» یک رؤیای خیالی نیست، بلکه توصیفی از مخمصهای است که شهر باستانی همنام اسپارت به آن دچار شد و سپس فرو ریخت.
یکی از سوالاتی که انتخابات پیش رو برای ما مطرح میکند این است: آیا ما همچنان از بیتفاوتی به انزوا فرو خواهیم رفت؟




