به گزارش مشرق، در حالی که جامعه بینالمللی هنوز در شوک توافق اولیه ایران و آمریکا و بند نخست آن یعنی پایان جنگ در تمام جبههها از جمله لبنان به سر میبُرد، واقعیت میدانی روایتی دیگر را فریاد میزند. رژیم صهیونیستی به روال سنت مالوف خود نه تنها به هیچ آتشبسی پایبند نمانده، بلکه همزمان با پیشروی در جنوب لبنان، مناطق مسکونی از جمله شهر نبطیه را هدف بمبارانهای کور قرار داده است. گزارشها از تخلیه برخی مناطق این شهر از جمعیت غیرنظامی حکایت دارند؛ تصویری که نشان میدهد منطق به اصطلاح «جنگ برای صلح» در این کابینه، وارونه و جنایت، نه استثنا، بلکه یک رویه است.

در مرکز این ماشین تخریب، شخصیتی قرار دارد که اظهارات و رفتارش حتی در میان طیف راست افراطی اسرائیل نیز بیسابقه است. ایتمار بن گویر، وزیر امنیت داخلی، دیگر صرفاً یک سیاستمدار جنجالی نیست؛ او به نماد اضمحلال اخلاقی و حقوقی یک رژیم بدل شده است. روز جمعه و پس از اعلام خبر کشته شدن چهار نظامی اسرائیلی در جنوب لبنان، بن گویر در واکنشی عصبی گفت: «تمام لبنان باید بسوزد.» این جمله یک تهدید نظامی ساده نیست؛ بلکه فراخوانی آشکار به تخریب جمعی و مصداقی از جنایت جنگی بر اساس کنوانسیونهای ژنو است. اما او به همین کلام بسنده نکرد و در اظهارنظری دیگر که لایههای عمیقتری از نفرت نژادپرستانه وی را افشا میکند، تأکید کرد: «در برابر اشک هر مادر اسرائیلی، هزار مادر لبنانی باید گریه کنند.» این گزاره، فراتر از یک لفاظی انتخاباتی، اعتراف به سیاست مجازات دستهجمعی است.
با این حال، بن گویر یک استثنا در کابینه کنونی بنیامین نتانیاهو نیست؛ چرا که او ضامن بقای سیاسی بنیامین نتانیاهو است. برای درک این پیوند شوم، باید به ساختار ائتلاف حاکم نگریست. نتانیاهو که برای فرار از پروندههای فساد خود و ادامه حیات سیاسی خود، به احزاب راست افراطی و مذهبی متکی است، عملاً بقای خود را در راس قدرت در میدان دادن به طیفهایی میبیند که بن گویر و اسموتریچ آنها را نمایندگی میکنند. این وزیر امنیت داخلی با پایگاه رأی شهرکنشینهای کرانه باختری، برگ برنده نتانیاهو برای جلوگیری از فروپاشی کابینه است. به همین دلیل، هر بار که توافقی بینالمللی مانند آتشبس لبنان یا تفاهمهای دیپلماتیک مطرح میشود، بن گویر با تشدید مواضع جنونآمیز خود، فضایی از هرجومرج و تعصب را دامن میزند تا هم پایگاه افراطی را راضی نگه دارد و هم به نتانیاهو یادآوری کند که بدون او، هیچ قدرتی ماندگار نیست.
اما کارنامه سیاه بن گویر به اظهارات میدانی محدود نمیشود. رفتارهای نمادین او در نهادهای رسمی، پرده از ماهیت واقعی یک رژیم آپارتایدی برمیدارد. پس از تصویب طرح اعدام اسرای فلسطینی در کنست، تصویری از این وزیر نژادپرست صهیونیست منتشر شد که با شادی وافر در راهروهای پارلمان شیرینی پخش میکرد. گویی تصویب مرگ، برایش جشن پیروزی است. اندکی بعد، تصویری از کیک تولدش فضای مجازی را شوکه کرد؛ کیکی که طرح آن، اعدام یک اسیر فلسطینی را به نمایش میگذاشت. این ژستهای بیمارگونه، یادآور اعدامهای خیابانی گروههای تکفیری است، نه رفتار یک مقام رسمی که ادعای نمایندگی «تنها دموکراسی خاورمیانه» را دارد. این اضمحلال اخلاقی، بزرگترین شکست روایی رژیم صهیونیستی در افکار عمومی جهان است؛ شکستی که طیف افراطی به رهبری بن گویر، ناخواسته آن را تسریع میکند.

آنچه در جنوب لبنان و در نطقهای نفرتبار بن گویر میگذرد، یک پارادوکس راهبردی را نیز نمایان ساخته است: خشونت و رجزخوانی این وزیر امنیت داخلی، نه نشانه قدرت، که نماد استیصال و فروپاشی دکترین بازدارندگی اسرائیل است. ارتشی که روزگاری ادعای «شکستناپذیری» داشت، اکنون در باتلاق لبنان دستوپا میزند و وزیر کابینهاش برای هر چهار نظامی کشته شده نه به فکر پاسخگویی، که به دنبال سوزاندن یک ملت است. شاید به همین خاطر است که رژیم اشغالگر، دیگر ابتکار عمل میدانی را از دست داده و به تهدیدهای توخالی علیه غیرنظامیان لبنانی روی آورده است.
از منظر حقوق بینالملل، بن گویر یک متهم بالقوه است. فراخوان او برای به آتش کشیدن لبنان، تشویق به مجازات جمعی، و جشن گرفتن برای اعدام اسرا، همگی مصادیق «جنایت علیه بشریت» و نسلکشی هستند. این اظهارات، اعترافات زندهای هستند که میتوانند و باید در پروندههای جاری در دیوان کیفری بینالمللی علیه مقامات این رژیم مورد استناد قرار گیرند. سکوت مدعیان حقوق بشر در برابر این فاشیسم علنی، خود گواه دیگری بر استانداردهای دوگانه نظام بینالملل است.
نویسنده: پوریا لوایی،کارشناس حوزه بین الملل




