هودفر از عضو موسس سازمان «ولوم» است؛ شبکه‌ای بین‌المللی برای فمینیست‌های دنیای اسلام. ماموریت هودفر، شبکه‌سازی در میان زنان مسلمان با هدف ترویج فمینیسم و ایدئولوژی‌زدایی تعریف شده است. «زنانه‌کردن چهره مجلس ایران» آخرین پروژه وی بود.

گروه گزارش ویژه مشرق - دستگیری یک استاد نسبتا سالخورده دانشگاه، با تابعیت دوگانه ایرانی و کانادایی، به تیتر بسیاری از رسانه‌های کانادایی و بین‌المللی تبدیل شد. خطی که رسانه‌ها از ماجرای دستگیر او روایت می‌کنند، کمابیش چنین است که یک استاد مجرب و مورد احترام رشته «انسان شناسی» در دانشگاه «کنکوردیا» در مونترئال کانادا، برای پیگیری کارهای شخصی در ماه فوریه به ایران سفر کرد که توسط ضابطان قضایی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر شد. برخی از این رسانه‌ها هم به صراحت این اقدام سپاه را نوعی تضعیف موضع دولت در رابطه با غرب عنوان کردند. بستگان همای هودفر تحرک رسانه‌ای گسترده‌ای را برای تحت فشار قراردادن دستگاه امنیتی-قضایی کشور آغاز کردند.
 

خواهر او، خانم کتایون هودفر، در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی، بارها بر این مساله تاکید کرد که خواهرش یک فرد «غیرسیاسی» است که صرفا برای مسایل شخصی به ایران سفر کرد. طبق معمول عملکرد رسانه‌های غربی در این نوع موارد، فرد دستگیر شده سریعا مبتلا به انواع و اقسام بیماری‌های حاد و خطرناک معرفی می‌شود. کتایون هودفر هم مدعی شد که خواهرش به یک نوع بیماری عصبی نادر مبتلاست و سردردهای میگرنی وحشتناکی دارد. پس، طبق مدعای کتایون هودفر، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران یک استاد محترم دانشگاه که «سن بالا» دارد و از چند نوع بیماری رنج می‌برد، و برای کارهای «شخصی» به ایران سفر کرده را بازداشت کرده است.

 
مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی‌کند.
فایل آن‌را از اینجا دانلود کنید: video/mp4
معرفی کتاب هودفر

اما تناقض‌گویی بلافاصله آغاز می‌شود. «آماندا قهرمانی» (Amanda Ghahremani)، خواهرزاده همای هودفر (Homay Hoodfar) که به عنوان سخنگوی خانواده او با رسانه‌های مصاحبه می‌کند، در اولین اظهارنظر خود در مصاحبه با «سی بی سی نیوز»، به صراحت گفت که خانم هودفر می‌خواست در زمان انتخابات (مجلس و خبرگان) «این امتیاز را داشته باشد که از نزدیک تحقیقات انسان‌شناختی خود را انجام دهد.»

مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی‌کند.
فایل آن‌را از اینجا دانلود کنید: video/mp4
گفتگوی خواهرزاده همای هودفر با شبکه سی‌بی‌سی

از سوی دیگر، «هادی قائمی»، سخنگوی تشکیلات ضد ایرانی «کمپین حقوق بشر برای ایران» در نیویورک (که یکی از منابع اصلی گزارش‌های جانبدارانه احمد شهید علیه ایران است) درباره این دستگیری چنین می‌گوید:

«دستگیری خانم هودفر نشان دیگری از عدم تحمل و سوء ظن نسبت به افراد با تابعیت دوگانه است که به ایران سفر می کنند و تنها می‌خواهند با کار آکادمیک خود به سرزمین مادری خود کمک کنند

روزنامه نیویورک تایمز هم به نقل از خانواده او، هدف از سفر او را «انجام پژوهش تاریخی و انسان شناسی درباره نقش حکومتی زنان (در ایران)» خواند.

تا این جای کار دست کم معلوم شد که برخلاف مدعای خواهر خانم هودفر، مساله «دلایل شخصی» برای سفر به ایران به هیچ وجه در میان نبود. به واقع، او برای پیگیری «پژوهشی» در آستانه انتخابات ایران، پای در «سرزمین مادری» خود گذاشت، که در سال‌های اخیر، در کنار تدریس در دانشگاه کنکوردیا، تمام وقت روی آن متمرکز بود. «مارجی مندل»، استاد اقتصاد و همکار هودفر در این داشنگاه کانادایی، در مصاحبه با روزنامه «گلوبال نیوز» چاپ مونرئال گفت که خانم هودفر 7 روز هفته و 24 ساعت شبانه روز روی تحقیق خود کار می‌کرد:

«او شرایط دشوار و موارد نقض حقوق زنان را مستند می کرد، اما دستاوردهای زنان را هم در زمینه های مختلف، از طریق جنبش ها یا غیر از آن، به دقت ثبت می کرد.»

اما آیا خانم «همای هودفر» صرفا یک پژوهشگر و استاد دانشگاه و عنصری عمیقا غیرسیاسی است؟

همای هودفر، متولد 1329 در تهران، بعد از کسب لیسانس از دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت. او قبل از آن که 30 سال پیش برای تحصیل در مقطع دکتری و زندگی به کانادا مهاجرت کند، مدتی را هم در مصر تحصیل کرد.

هودفر از اعضای موسس سازمان «زنانی که تحت قوانین اسلامی زندگی می‌کنند» (ولومل/ولوم Women Living Under Muslim Laws) یک شبکه همبستگی بین المللی برای فمینیست های سراسر دنیای اسلام در سال 1984 بود. او هم اکنون هم عضو ارشد این سازمان محسوب می‌شود. اما ولوم چیست و چه ماموریتی دارد؟

این سازمان طبق تعریفی که در پایگاه اینترنتی آن آمده، مدت سه دهه است که مسوول «شبکه‌سازی» برای فعالان امور زنان و فعالان حقوق زنان در کشورهای اسلامی زندگی می‌کند. کارویژه اصلی این «شبکه بین‌المللی»، جاگیر کردن و جا انداختن ارزش‌های غربی چون فمینیسم، آزادی‌های جنسی، دگرباشی جنسی در میان زنان مسلمان است. در واقع این موسسه و موسسات همکار و موئتلف آن، کتمان نمی‌کنند که هدف اصلی آن ها سست‌کردن نقش مبانی دینی و باورها و اصول اسلامی حاکم بر زندگی زنان اسلامی (آن چه که خود «بنیادگرایی» می‌خوانند) است: «تامین اطلاعات، پشتیبانی و فضای جمعی برای زنان (فمینیستی) که زندگیشان با قوانین و سنت‌های برگرفته از اسلام شکل گرفته، مشروط شده یا اداره می‌شود.»


تصویر یکی از جلسات و شبکه‌های سازی‌های فمینیستی بنیاد ولوم در ایران که همای هودفر حلقه وصل آن به خارج کشور بود

گرچه این سازمان از شعارهای جذابی چون «توسعه عدالت جنسیتی»، «برابری» و حقوق زنان و به هم پیوند دادن زنان کشورهای مسلمان بهره می‌برد، اما همان‌طور که در جایی دیگری از «شرح اهداف» آن به صراحت بیان شده است، هدف اصلی، چیزی نیست جز «کار کردن با فعالان زن در سرتاسر «جنوب جهانی» (کشورهای در حال توسعه) برای ایجاد یک رهبری فمینیستیِ پایدار و (همزمان) تحول یابنده در خاورمیانه، آفریقا و آسیا.»


این جریان تحت عنوان «منشور زنان ایران» دستورالعمل شبکه‌سازی و سازمان‌دهی فعالان حوزه زنان را تکثیر و ابلاغ می‌کند

ولوم به همراه «مرکز منابع زنان» (با نام اصلی «شرکت گاه» مستقر در پاکستان) و «موسسه توانمندسازی زنان» (آی دابلیو ای) برنامه‌ای مشترک را با عنوان «ارتقاء توانمندی و رهبری زنان برای دموکراتیک سازی» (دابلیو ای ال دی دی) را مدیریت می‌کنند که با هزینه بنیادهای نیمه دولتیِ پنهان در کشورهایی چون ایالات متحده، بریتانیا و هلند، با بودجه‌هایی که معمولا از طرف پارلمان این کشورهای تامین می‌شود، کار ترویج فمینیزم و «ایدئولوژی زدایی» را در میان زنان مسلمان دنبال می‌کنند.

به واقع، از ابتدای دهه 1980، که راهبرد غربی‌ها از تمسخر و تحقیر مستقیم زنان مسلمان به واسطه «حجاب» و سایر ارزش‌های اسلامی، به سوی تلاش برای جذب و «همگرا»کردن این زنان به فرهنگ غربی چرخش کرد، «استحاله از درون» و «مسخ تدریجی» در دستور کار سیاستگذاران فرهنگی غرب در نسبت با جوامع مسلمان قرار گرفت. در این راهبرد جدید، دیگر شاهد توهین مستقیم به دین اسلام و شعائر دینی از قبیل حجاب از سوی دولت‌ها و سیاستمداران غربی و موسسات فرهنگی مورد حمایت این دولت هاف به عنوان یک رویه نیستیم. در پارادایم جدید، هیچ اشکالی ندارد که زن مسلمان، مسلمان باقی بماند و حتی به حجاب به عنوان یک نماد اسلامی پایبند باشد، اما در یک روند خزنده، با کار تشکیلاتی، شبکه‌ای و فرهنگی درازمدت و صبورانه، «محتوای» مسلمانی زنان مسلمان به جای ارزش‌های اسلامی و مبانی زندگی اسلامی، با محتوای غربی جایگزین می‌شود. به بیان دیگر، زنانی که در دایره فعالیت موسساتی مثل ولومل قرار دارند، تا سال‌ها حتی حجاب اسلامی خود (حتی چادر) را حفظ می‌کنند، ولی در درون یک پروسه مغزشویی فرهنگی را از سر می‌گذرانند که در نهایت منجر به شکل گیری یک «ذهنیت کاملا غربی» از مفهوم «زن» و «زنانگی» می‌شوند. و البته وقتی مبنای اعتقادی به مساله‌ای مانند «حجاب» سست شود و فرو بریزد، دیگر فاصله محجبه بودن و کشف حجاب تنها یک تلنگر خواهد بود (نمونه آن را در سال‌های اخیر بسیار دیده‌ایم و می‌بینیم).

خانم «همای هودفر» علاوه بر «ولوم»، عضو هیات مدیره موسسه‌ای به نام «آلترناتیو لینکز» هم هست. خواهر او «کتایون» (که پیشتر ذکرش رفت) هم دیگر عضو هیات مدیره این موسسه است. این بنیاد که طبق معمول این نوع موسسات به عنوان یک بنیاد خیریه و غیرانتفاعی در لندن ثبت شده است، در جهت «ایجاد ارتباط و توانمندسازی جنبش ها و ان جی او های محلی و بومی زنان در کشورهای مسلمان که در زمینه توسعه دموکراسی، برابری جنسیتی و بهبود وضع اقتصادی گروه‌های نابرخوردار کار می‌کنند» فعالیت می‌کند. سه محور اصلی فعالیت «آلترناتیو لینکز» عبارتند از:

1.آموزش زبان انگلیسی و مهارت های فناوری ارتباطات و اطلاعات برای فعالان زن

2.پژوهش برای اقدام

3.توانمندسازی اقتصادی برای گروه های نابرخوردار، با تمرکز بر زنان

«عدم تسلط به زبان انگلیسی معمولا مانعی برای فعالان محلی در کشورهای مختلف در شبکه‌سازی و مشارکت در رویدادهای محلی و بین‌المللی است.» برای همین «آلترناتیو لینکز» در حال تهیه مجموعه‌ای از متون و جزوات انگلیسی ساده است که هدف آن برآورده کردن نیازهای خاص فعالان و علاقه مندان به مسایل حقوق زنان به ویژه در کشورهای جنوب (در حال توسعه) است. باز هم طبق اعلام خود آن، این موسسه تحت مدیریت خانم هودفر، به دنبال آموزش مهارت‌های فناوری ارتباطات و اطلاعات است تا «پیوندها» را افزایش دهد و «تبادل اطلاعات» میان سازمان‌های محلی و فعالان داخلی را با همتایان آن‌ها در «جامعه بین‌المللی» تسهیل کند.


جلسات این بنیاد تنها محدود به ایران نیست و در کشورهای در حال توسعه (مسلمان) و بویژه پاکستان پیگیری می‌شود

خانم «همای هودفر»، در قالب و در موضع یک آکادمیسین، یک استاد دانشگاه که «صرفا» کار علمی انجام می‌دهد، کارگزار چنین موسساتی، با چنین اهداف اعلام شده‌ای است. اما او تنها در چارچوب نقش و عملکرد تعریف شده فرهنگی و علمی خود باقی نمی‌ماند، و بارها بارها به صراحت وارد حوزه سیاست شده و مواضع صریح سیاسی خود را عنوان داشته است. و این البته مسبوق به سابقه است. در ادامه به مصادیقی از کنشگری سیاسی این «پژوهشگر» ایرانی-ایرلندی-کانادایی می‌پردازیم.


گذرنامه ایرانی خانم هودفر

سازمان «ولومل» در سال 1998 کتابی از همای هودفر را با این این عنوان منتشر کرد: «فعالان بخش سلامت در ایران به عنوان فعالان اجتماعی: آیا سازمان های غیردولتیِ حکومتی، می توانند عاملی برای دموکراتی سازی باشند؟»

به بیان دیگر، این خانم «انسان شناس» دانشگاهی، در سال 1998، یعنی زمانی که هنوز مباحثی چون «جنگ نرم»، ابزارهای دیپلماسی عمومی و نفوذ به گستردگی امروز مطرح نبود، فعالان بخش سلامت را در کشورهای در حال توسعه به عنوان عاملان بالقوه پیشبرد یک برنامه سیاسی، یعنی «دموکراتیک سازی» معرفی می‌کند. بعید نیست که وقتی، سال‌ها بعد، «برادران علایی» در قالب پروژه «مبارزه با ایدز» ولی در عمل برای کسب اطلاعات و پیشبرد برنامه های دیگر وارد کشور می‌شدند، کتاب‌ها و دستورالعمل‌هایی همچون این کتاب خانم هودفر را از پیش مطالعه کرده بودند.

در سال 2000، ولومل کتاب دیگری از خانم هودفر منتشر کرد: «مشارکت عمومی در جامعه مدنی: راهنمای فعالیت های سیاسی و اجتماعی»

این چهره آکادمیک غیرسیاسی، در این کتاب که به صورت مشترک با «نیلوفر پذیرا»، فیلمساز و نویسنده کانادایی افغانستانی الاصل (بازیگر فیلم سفر قندهار محسن مخملباف) نوشته، به اصول کلی تدارک و تبلیغ انواع بسیج عمومی، به همراه تحلیل شیوه‌ها و بررسی محدودیت‌ها و تاثیرات هر یک از این شیوه‌های بسیج عمومی حول موضوعات اجتماعی می‌پردازد!

هودفر در مقاله‌ای با عنوان «سیاست اسلامی و جستجوی زنان ایرانی برای برابری» (31/6/2010)، رویکرد خود را نسبت به ایران و جمهوری اسلامی به صراحت بیان می کند. در چکیده این مقاله می خوانیم:

« اتحاد یک حکومت قوی و خودکامه با قوانین و نهادهای مذهبی، پس از انقلاب 1979، منجر به شکل گیری یک ساختار دوگانه حکومت شده است که در آن مقامات و نهادهای غیرانتخابی و غیرپاسخگو، که اکثریت آن‌ها نه به دمکراسی اعتقاد دارند نه به مبنای برابری میان زن و مرد (یا مسلمان و غیرمسلمان) می‌توانند بر مقامات و نهادهای انتخابی نظارت کنند. پرسش اساسی این است که چگونه یک دولت مذهبی قادر خواهد بود که جامعه را دموکراتیک کند و برابری زن و مرد را ایجاد کند.»

او در مصاحبه تلویزیونی خود با «داگ سَویج» از «موسسه امور بین الملل» (آی دابلیو اِی IWA) با موضوع «زنان و سیاست در ایران»(11/11/2010) به صراحت حضرت امام را مخالف حقوق سیاسی و اجتماعی زنان معرفی می کند و معتقد است که پیروزی انقلاب اسلامی، هیچ نتیجه ای جز عقب گرد در وضعیت اجتماعی و حقوقی زنان نداشت. او در جای جای این مصاحبه، با نوعی افسوس از انقلاب سفید شاه ایران یاد می کند، انقلابی که به زعم او زنان ایران را به شدت پیشرفت داد، پیشرفتی که با انقلاب اسلامی متوقف شد.

به عنوان آخرین نمونه از کارکرد سیاسی این عنصر آکادمیک، می توان به انتشار کتاب «سیاست های انتخاباتی و سهمیه بندی جنسیتی» در سال گذشته، پیش از برگزاری انتخابات مجلس در ایران اشاره کرد. او در این کتاب که به زبان انگلیسی نوشته شده، شیوه های ورود زنان به رقابت های انتخاباتی، در جهت کسب کرسی های بیشتر و «زنانه کردن چهره مجلس» را بررسی و توصیه هایی را برای راه اندازی کمپین های اجتماعی و سیاسی زنان در کشورهای در حال توسعه، به ویژه کشورهای اسلامی ارایه می کند.

او در آذرماه سال گذشته، در وبسایت اینترنتی متعلق به «محبوبه عباسقلی زاده»، از چهره های ضد انقلاب شناخته شده و مروج فمینیسم و دگرباشی جنسی، سه درسگفتار خطاب به فمینیست های ایران ارایه کرد: «سیاست های انتخاباتی»، «سیاست‌های انتخاباتی و سهمیه‌بندی جنسیتی در احزاب» و «مبارزات و کمپین‌های زنان برای ورود به عرصه سیاست».

قابل ذکر است که خانوم «هما هودفر»، بارها به عنوان حلقه رابط چهره‌های ضدانقلاب افراطی همچون محبوبه عباسقلی زاده، شادی صدر، مهناز پراکند، مهسا بحرینی و امثال آن‌ها با سازمان‌های اروپایی به اصطلاح حقوق بشر همچون «هیفوس» و «ولومل» و حزب سیاسی دمکراتز66 هلند و حزب سیزهای آلمان و....عمل کرده است. برای مثال، نامه معرفی «شادی صدر»، فمینیست هتاک و ضد انقلاب را به بنیاد «هیفوس»، همین خانم هما هودفر نوشته است.

**مشرق در گزارش‌های بعدی به جزئیات بیشتری از فعالیت‌های این شبکه خواهد پرداخت.

برچسب‌ها