به گزارش مشرق، مهدی نیک بین فعال رسانه در تلگرام نوشت:
تفاهم اخیر میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکاییها یک توقف موقت در آتش جنگ نیست؛ بلکه این رخداد، آزمونی برای سنجش وزن واقعی بازیگران در سه سطح فردی، منطقهای و بینالمللی بود.
در سطح فردی، بنیامین نتانیاهو بیش از همه بازنده این صحنه است. او سالها کوشید خود را ضامن امنیت رژیم صهیونی معرفی کند و با تبدیل ایران به محور اصلی تبلیغات سیاسیاش، بقای خود را به پروژه تقابل دائمی گره زد. اما همانگونه که اکونومیست نوشت، نتانیاهو «همه سرمایه سیاسی خود را به کار بست تا رئیسجمهور آمریکا را به جنگ با ایران قانع کند» و حتی به دنبال آن بود که «حکومت حاکم بر ایران را سرنگون کند»، اما در نهایت «دستاورد بسیار کمی» به دست آورد. این اعتراف، نشانه فروریختن تصویری است که نتانیاهو از قدرت بازدارندگی رژیم صهیونی ساخته بود.
در سطح منطقهای، معادله روشنتر است. هدف اعلامنشده تلآویو، شکستن پیوند ایران با مقاومت و تحمیل انفعال بر جبهههای لبنان، فلسطین و دیگر نقاط بود. با این حال، پیام شیخ نعیم قاسم نشان داد که نتیجه معکوس شده است. او با قدردانی از حمایتهای ایران تصریح کرد:«ایران نماد عزت و شرافت است» و تأکید داشت که ایران «یاور حق، مقاومت و مستضعفان است.» این سخنان، به نوعی بازتاب یک واقعیت میدانی است که در آن، ایران توانست هم از ظرفیت بازدارندگی خود بهره ببرد و هم از مسیر مذاکره، توقف درگیری در جبههها، از جمله لبنان، را به بخشی از معادله تبدیل کند.
البته در همین نقطه باید از یک خطای خطرناک پرهیز کرد و آن، تقابلسازی میان مردان میدان و مردان دیپلماسی است. در چنین بزنگاهی، تضعیف دیپلماتها به معنای تضعیف یکی از بازوهای قدرت ملی است. آنان که پشت میز مذاکره نشستند، نه در حاشیه میدان، که در امتداد همان جبهه حرکت کردند. مردان دیپلماسی، پا به پای مردان میدان، با زبان حقوق، منافع، فشار سیاسی و مدیریت بحران، برای منافع ایران قدم برداشتند. نباید تلاش آنان را با شعارهای شتابزده یا رقابتهای جناحی ضایع کرد؛ زیرا هر امتیازی که در میدان تثبیت میشود، برای تبدیل شدن به دستاوردی پایدار، نیازمند دیپلماسی هوشمند است.
در سطح بینالمللی نیز این تفاهم نشان داد که واشنگتن، برخلاف خواست کامل تلآویو، ناچار به پذیرش واقعیت قدرت ایران شده است. اعتراض مقامات صهیونیست به «توافق بد» دقیقاً از همینجا سرچشمه میگیرد. آنان میبینند نه توان موشکی ایران حذف شده، نه محور مقاومت از معادله بیرون رفته و نه رؤیای تغییر نظام محقق شده است.
نتیجه آنکه این رخداد، پیروزی یکجانبه یک ابزار بر ابزار دیگر نیست؛ بلکه پیروزی ترکیب قدرت سخت، انسجام داخلی و دیپلماسی مقاوم است. اگر میدان سپر کشور بود، دیپلماسی زبان تثبیت آن شد. امروز بیش از هر زمان باید فهمید که امنیت ملی با همافزایی ساخته میشود، نه با تخریب کسانی که در شکلی دیگر از نبرد، از منافع ایران دفاع کردهاند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۲۲:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۳۰