کابینه نتانیاهو وضعیت اضطراری را تا 26 خرداد تمدید کرد

در نگاه صهیونیست‌ها، پدیده رادیکالیسم یک «فرصت» برای رژیم صهیونیستی است تا از این طریق شکاف‌های اجتماعی تعمیق شده و یکپارچگی تصمیم‌سازی در ایران نیز تضعیف شود.

سرویس جهان مشرق - در میان غبار جنگ رمضان و هیاهوی تحلیل‌ها، صدایی به گوش می‌رسد که نه از سوی حامیان و دلسوزان جبهه‌ی مقاومت، که از عمق راهروهای مراکز فکر دشمن هدایت می‌شود. صدایی که لباس تعصب یا غیرت به تن کرده، اما نبضش با ضربان شبکه‌ها و سرویس‌های دشمن همگام می‌زند.

ما امروز با یک سناریوی نوشته‌شده در اتاق‌های فکر رژیم صهیونیستی و آمریکا روبرو هستیم که در آن، «رادیکالیسم» نه یک اشتباه، که یک دارایی استراتژیک برای نابودی یک کشور از درون تعریف شده است.

نگاهی به دکترین «هرج‌ومرج سازنده» اتاق‌های فکر آمریکا و اسرائیل/ «رادیکالیسم»؛ دارایی استراتژیک دشمن برای نابودی از درون

دکترین «هرج‌ومرج سازنده»؛ وقتی موساد و سیا برای خودی‌ها کف می‌زنند!

استراتژی رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن در قبال ایران، در یک دهه اخیر دچار یک چرخش اساسی شده است که در آن، حملات نظامی، به تنهایی قادر به شکست جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود و ایجاد شکاف در «اراده» و «انسجام» ملت ایران را نیازمند سلاحی فراتر از یک ابزار نظامی و یا بمباران است. این سلاح، «هرج‌ومرج سازنده» نام دارد.

این دکترین که در اندیشکده‌های صهیونیستی مانند «مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)»، انستیتوی واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک و صدها مراکز فکری صهیونیستی و غربی به آن اشاره شده، یک هدف مرکزی دارد: ایجاد یک بحران دائمی اعتماد میان ملت و حاکمیت.

سناریو این دکترین این است که به‌جای حمله مستقیم، باید گروه‌ها و صداهایی را در داخل تقویت کرد که چهره‌ی نظام را مخدوش کنند و مهم‌تر از آن، «یکپارچگی تصمیم‌سازی» را به سخره بگیرند. حال گاهی این گروه‌ها، از جریانات معاندین، مخالفین سخت حاکمیت و گروه‌های تروریست مسلح بوده و گاه جریان‌هایی هستند که با وجود سبقه انقلابی گری خود، ناخود آگاه دقیقا در همان مسیری قدم بر می‌دارند که اتاق‌ فکرهای دشمن بدنبال آن است و اقدامات جریانات مذکور، در ایجاد شکاف‌های داخلی و خلق فرصت‌های جدید برای دشمن، تاثیر بسزایی دارد.

نگاهی به دکترین «هرج‌ومرج سازنده» اتاق‌های فکر آمریکا و اسرائیل/ «رادیکالیسم»؛ دارایی استراتژیک دشمن برای نابودی از درون

وقتی یک جریان پس از یک دستاورد دیپلماتیک، به‌جای تحلیل واقع‌بینانه، با تهمت «خیانت» و «سازش»، کل یک فرآیند ملی را زیر سؤال می‌برند، عملاً در حال اجرای همان سناریوی سرویس‌های اطلاعاتی دشمن برای ایجاد شکاف و اختلافات داخلی هستند.

جریان‌های رادیکالیسم، با اقدامات «کوچک» خود مثل تهمت‌زنی‌ها در فضای مجازی، دقیقاً همان عناصری هستند که بدون آن‌که حقوقی از موساد و سازمان بگیرند و اصلا متوجه آن باشند که در حال انجام چه کاری هستند، مأموریت «بی‌اعتبار کردن نظام» را اجرا می‌کنند.

آن‌ها بازیگرانی هستند که دشمن نه با پول، که با «روایت» آن‌ها را به خدمت گرفته است. روایتی که می‌گوید: «هر توافقی خیانت است، هر صلحی شکست است، و هر کس جز من، سازشکار است.» این روایت، دقیقا همان چیزی است که سازمان‌هایی مانند سازمان تروریستی موساد برای بی اعتبار کردن ارکان و مهره‌های تاثیرگذار نظام تلاش می‌کنند انجام دهند و گاه در این مسیر، رادیکال‌های داخلی از همان نقطه‌ای به آبرو و اعتبار نظام ضربه می‌زنند که زمین آن توسط موساد و سیا هموار شده است.

شناخت موساد از فرهنگ، عرف و ارزش‌های جامعه ایران و به کارگیری مخرب آن علیه حاکمیت

اگر بخواهیم مشخصا درباره چگونگی ایفای نقش سرویس‌های جاسوسی دشمن در تحولات جاری صحبت کنیم، باید به شناخت این سازمان تروریستی از فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران و به‌کارگیری آن علیه خود جامعه و یا چهره‌های شناخته شده اشاره کرد که جدیدترین مورد آن، اعتراف روزنامه اسرائیل هیوم به اقدام تخریب شخصیتی موساد، علیه شهید رستم قاسمی است.

در قاموس امنیتی رژیم صهیونیستی، سال‌ها واژهٔ «حذف» مترادف با ترورهای فیزیکی و عملیات‌های پیچیدهٔ میدانی بود؛ از بمب‌های کارگذاشته‌شده در تلفن همراه تا حملات پهپادی و انفجارهای هدفمند. اما اکنون گزارش‌های تفصیلی رسانه‌های این رژیم از مقامات امنیتی، از جمله گزارش اخیر روزنامهٔ «اسرائیل هیوم»، پرده از تحولی بنیادین در راهبرد موساد برمی‌دارد؛ تحولی که می‌توان آن را گذار از «ترور فیزیکی» به «ترور شخصیت» نامید.

در این دکترین نوین، هدف، نه جسم، بلکه آبرو، کارنامه و جایگاه اجتماعی مقام‌های ایرانی است و سلاح اصلی، نه گلوله، بلکه دروغ، تحریف و مهندسی افکار عمومی در بستر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است.

پردهٔ اول این اعتراف تلخ اما راهگشا، با پروندهٔ زنده‌یاد، شهید رستم قاسمی، فرماندهٔ پیشین قرارگاه خاتم‌الانبیا، وزیر اسبق راه و از مقام‌های ارشد و کهنه‌کار نظام، گشوده شد.

عملیات «ترور شخصیت»؛ دکترین جدید موساد علیه چهره‌های کارآمد جمهوری اسلامی ایران
وب‌سایت اسرائیل هیوم:
موساد یک عکس خاص را فاش کرد: رستم قاسمی صفحه گوشی خود را باز کرد و چشمانش سیاهی رفت

طبق گزارش «اسرائیل هیوم»، موساد در بحبوحهٔ التهابات اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ و هم‌زمان با اوج اعتراضات، تصویری قدیمی و کاملاً شخصی از شهید قاسمی را در فضای مجازی ایران منتشر کرد.

نهاد اطلاعاتی دشمن آگاهانه این تصویر را که قاسمی را در کنار همسر خویش در یک محفل خصوصی نشان می‌داد، با یک روایت دروغین و مسموم همراه ساخت: «تصویر یک مقام ارشد نظام در کنار زنی بی‌حجاب و غیر از همسرش». این عملیات روانی دقیقاً بر روی گسل‌های اجتماعی ایرانِ آن روز دست گذاشت. تصویری از یک زندگی عادی و حلال، با برچسب «فساد اخلاقی» به خورد افکار عمومیِ ملتهب داده شد.

اندکی پس از این جنجال رسانه‌ای هدفمند، رستم قاسمی از مسئولیت خود کناره گرفت و مدتی بعد، پیکر رنجور او که سال‌ها با سرطان دست‌وپنجه نرم می‌کرد، در میان حزن همرزمانش به خاک سپرده شد.

موساد با افتخار، این جنایت خاموش را محصول «بخش عملیات تأثیرگذاری» خود می‌داند؛ واحدی که در سال ۲۰۲۱، درست در آغاز ریاست داوید بارنیا بر موساد، با مأموریت ضربه زدن به مقام‌های ایرانی از طریق جنگ روانی و رسانه‌ای تأسیس شد.

نگاهی به دکترین «هرج‌ومرج سازنده» اتاق‌های فکر آمریکا و اسرائیل/ «رادیکالیسم»؛ دارایی استراتژیک دشمن برای نابودی از درون

اعتراف فرماندهان سابق موساد در این گزارش، ابعاد فاجعه‌بار و در عین حال فرصت‌طلبانهٔ این دکترین را عیان می‌کند. آنها صریحاً اذعان کرده‌اند که «وقتی فردی به شما آسیب می‌زند، افشای جزئیات خصوصی از گذشته‌اش اغلب واکنش فوری ایجاد می‌کند؛ او را اخراج می‌کنند یا به سمت دیگری منتقل می‌شود. اجرای عملیات تأثیرگذاری که در نهایت منجر به حذف یک نفر شود، بسیار ارزان‌تر و ساده‌تر از عملیات ترور است.»

این جملات، به‌خوبی نشان می‌دهد دشمن به این جمع‌بندی رسیده که ترور فیزیکی فرماندهان و مقام‌های ایرانی که برخی از آن‌ها تحت حفاظت‌های شدید امنیتی قرار دارند، پرهزینه و دشوار است و مهم‌تر از آن، شهادت این چهره‌ها آنها را به قهرمانانی ملی و محرکی برای انسجام اجتماعی بدل می‌کند. در مقابل، «کشتنِ آبرو» و وادار کردن نظام به برکناری یک مقام کارآمد از درون، نه‌تنها کم‌هزینه‌تر است، بلکه تفرقه و بدبینی را در داخل کشور دامن می‌زند.

در واقع برداشت اصلی و کلان تر از این گزارش، این مسئله است که سازمان تروریستی موساد با شناخت افکار، هنجارها و ارزش‌های حاکم در جامعه ایرانی، می‌داند برای تحریک یک بخش از جامعه، از طریق عملیات روانی، رسانه‌ای و ...، چه مفهوم و مولفه‌هایی را پررنگ و کمرنگ کند.

نقشه راه آمریکا و اسرائیل برای شکست مذاکرات

حالا بیایید دقیقاً روی سناریوی مذاکرات و آتش‌بس اخیر تمرکز کنیم. چرا حمله به مسئولان سیاسی ارشد کشور در برهه فعلی که پس از میدان نبرد، درگیر میدانی دیپلماسی شده‌اند، بالاترین خدمت به محور عبری-عربی-غربی است؟

رژیم صهیونیستی و جریان‌های تندرو آمریکایی، از هرگونه توافقی که به رفع تحریم‌ها، بازگشت ایران به اقتصاد جهانی و تنفس سیاسی نظام منجر شود، وحشت دارند، خصوصا آن که هدف اصلی نبردها و توطئه‌های یک سال اخیر از سوی تل‌آویو و واشنگتن، براندازی نظام بوده است نه در نهایت توافقی که منجر به شکست طرح‌ها و اقدامات آن‌ها و به نوعی پیروزی جمهوری اسلام ایران شود. آن‌ها خوب می‌دانند که ثبات و آرامش، دشمن پروژه‌ی «تغییر رژیم» است. آن‌ها نیاز دارند ایران همواره در لبه‌ی پرتگاه «بی‌ثباتی» و «بحران» باشد. بنابراین، یک تیم ویژه در پروژه ایران، مأموریت دارد هرگونه توافق یا تفاهم را، فارغ از محتوایش به چالش بکشد تا کمکی در جهت طرح و هدف اصلی، یعنی شکست هرگونه امکان عملی سازی دستاوردهای نبرد در میدان دیپلماسی باشد.

این تیم، برای موفقیت در کنار تمامی نیازهای خود، در صحنه داخلی نیز نیاز به «بازیگران داخلی ناآگاه» دارد. در ادبیات اطلاعاتی به این تکنیک، «تحریک به خودتحریمی» می‌گویند. آن‌ها نه نیازی به مأمور رسمی دارند و نه نیازی به رد و بدل کردن پاکت پول. کافی است یک روایت جعلی و دوقطبی‌کننده بسازند: «صلح = خیانت»، و «جنگ = تنها راه». سپس این روایت را در کانال‌های خبری خود بدمند تا برخی از جریان‌های داخلی، با شور و حرارت، آن را بازنشر کنند.

راز زیمت، کارشناس ارشد مسائل ایران در موسسه INSS رژیم صهیونیستی، در تحلیل‌های مکتوب بارها به این نکته اشاره کرده است که «گروه‌های فشار تندرو» در ایران، با اقدامات افراطی خود، ناخواسته مشروعیت نظام را در نزد افکار عمومی داخلی و جهانی خدشه‌دار می‌کنند.

به عنوان مثال این کارشناس در گزارشی با عنوان «Overtaking on the Right: The Iranian Ultra-Conservative Challenge and its Implications for Regime Unity» می‌نویسد: تندروهای داخلی در ایران با انتقادهای شدید از سیاست‌های دولت (مثل عدم پاسخ قوی به اسرائیل، شکست در سوریه، و تأخیر در اجرای قوانین حجاب) نه تنها انسجام اجتماعی را تضعیف می‌کنند، بلکه به وحدت الیت حاکم هم آسیب می‌زنند. حتی محافظه‌کاران معمولی نگرانند که این چالش‌ها به انسجام در سطح نخبگان و مقامات ارشد و پایه ایدئولوژیک نظام آسیب بزند و توانایی مقابله با تهدیدهای بزرگ‌تر را کاهش دهد.

نگاهی به دکترین «هرج‌ومرج سازنده» اتاق‌های فکر آمریکا و اسرائیل/ «رادیکالیسم»؛ دارایی استراتژیک دشمن برای نابودی از درون
موسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی:
سبقت از راست: چالش تندروهای ایرانی و پیامدهای آن برای وحدت داخلی نظام ایران

به صورت کلی، در نگاه صهیونیست‌ها، این پدیده یک «فرصت» برای رژیم صهیونیستی است تا از این طریق شکاف‌های اجتماعی تعمیق شده و یکپارچگی تصمیم‌سازی در ایران نیز تضعیف شود.

درواقع وقتی برخی از جریان‌های داخلی فریاد می‌زنند که «این تفاهم خیانت است»، آن‌ها عملاً دارند یک مأموریت دوگانه را برای دشمن اجرا می‌کنند:

۱. تضعیف تیم مذاکره‌کننده ایرانی: دست آن‌ها را در برابر طرف غربی خالی می‌کنند و این سیگنال را می‌فرستند که «در ایران کسی از توافق حمایت نمی‌کند». این یعنی دادن برگ برنده به دشمن.

۲. ارائه خوراک تبلیغاتی به رسانه‌های غربی: شبکه‌های فارسی‌زبان اسرائیل و آمریکا بلافاصله این حملات را برمی‌دارند و تیتر می‌زنند: «حتی نیروهای انقلابی خودشان هم به این دولت اعتماد ندارند! نظام دچار فروپاشی سیاسی شده است.»

این یک حلقه‌ی کامل از فریب است. دشمن با استفاده از تکنیک‌های رسانه‌ای و روانی خود، سم را می‌سازد، جریانات و افرادی از داخل آن را در فضای کشور تزریق می‌کنند و سپس دشمن دوباره از جای زخم، فیلم و گزارش تهیه می‌کند.

کابوس واقعی رژیم صهیونیستی چیست؟ «انسجام»

برای فهمیدن عمق اهمیت این راهبرد دشمن، باید بفهمیم که کابوس واقعی اسرائیل و آمریکا چیست. کابوس آن‌ها نه موشک‌های نقطه‌زن، که «انسجام ملی» در لحظات سرنوشت‌ساز است. دشمن بارها و بارها در اسناد راهبردی خود نوشته است که بزرگ‌ترین نقطه قوت ایران، «اتصال استراتژیک مردم و رهبری» و «یکپارچگی در تصمیم‌سازی» است.

در جدید ترین مورد این مسئله، ‌ گیدئون سعر وزیرخارجه رژیم صهیونیستی صراحتاً گفت «نشانه‌هایی از شکاف و اختلاف میان رهبری سیاسی و نظامی در داخل حکومت ایران دیده می‌شود». او حکومت را «تضعیف‌شده» توصیف کرد و این اختلافات را نشانه‌ای از ضعف کلی رژیم دانست.

نگاهی به دکترین «هرج‌ومرج سازنده» اتاق‌های فکر آمریکا و اسرائیل/ «رادیکالیسم»؛ دارایی استراتژیک دشمن برای نابودی از درون
ادعای گیدئون سعر به اختلافات داخلی در ایران

بنیامین نتانیاهو و دیگر مقامات ارشد این رژیم نیز در یاوه‌گویی‌های اخیر خود بارها در جریان حملات و تنش‌ها، بارها تأکید کرده‌اند که حملات اسرائیل شکاف‌های درونی رژیم (بین گروهی که با «رادیکالیسم» شناخته می شوند و دیگران) را عمیق‌تر کرده و به انسجام مقامات ارشد آسیب زده. نتانیاهو امیدوار بوده که این فشارها به همراه ضربه به نیروهای سرکوب داخلی، شرایط را برای نارضایتی مردمی و تغییر حکومت فراهم کند.

نگاهی به دکترین «هرج‌ومرج سازنده» اتاق‌های فکر آمریکا و اسرائیل/ «رادیکالیسم»؛ دارایی استراتژیک دشمن برای نابودی از درون
ادعاهای نتانیاهو در رابطه با شکاف‌های داخلی در حکومت ایران

حال بیایید این جملات و ادعاها را کنار رفتار حمله به مذاکرات و شکستن انسجام بگذاریم. رهبر انقلاب، به عنوان راهبر این کشتی، فرمان می‌دهد: «همه باید انسجام خود را حفظ کنند.» این یک جمله احساسی نیست؛ این یک ضدحمله مستقیم به نقشه رژیم صهیونیستی است. این یعنی رهبری، نقشه دشمن را خوانده و فرمان دقیق برای خنثی‌سازی آن را صادر کرده است و درست در همین لحظه، جریان رادیکال دقیقاً کاری را می‌کنند که مقامات رژیم صهیونیستی مدعی آن هستند: آن‌ها انسجام را می‌شکنند. آن‌ها ملت را دچار تردید می‌کنند. آن‌ها این سیگنال مخرب را به جهان مخابره می‌کنند که «ایران در اوج بحران، دچار چنددستگی مهلک است.»

چه کسی از این سیگنال خوشحال می‌شود؟ بی‌شک تصمیم‌گیران صهیونیست در تل‌آویو که در رسیدن به اهداف خود در صحنه نبرد ناکام بوده‌اند. چه کسی از این سیگنال برای فشار بیشتر در مذاکرات استفاده می‌کند؟ آمریکایی که تاکنون متحمل چنین شکست نظامی در تاریخ خود نشده بود.

بی شک جریان رادیکال در زمین طرف مقابل بازی می‌کند. این جریان با شعار تند علیه مسئولین و مهره‌های تاثیر گذار حاکمیت، در حال کاشتن بذری است که محصولش را اسرائیل درو خواهد کرد.

سناریوی «رادیکالیسم فرسایشی»؛ جریان رادیکال حلقه آخر زنجیره دشمن

سناریوی دشمن یک چرخه سه‌مرحله‌ای دارد که رادیکالیسم داخلی حلقه آخر آن است: مرحله اول (طراحی در تل‌آویو و واشنگتن) : طراحی یک بحران یا یک سناریوی دیپلماتیک که ایران را در یک دوگانه سخت قرار دهد.

مرحله دوم (بمباران رسانه‌ای و نفوذ) : رسانه‌های معاند و یا رسانه‌هایی که ظاهرا از چهره و نمادهای انقلابی بهره می‌برند، با تیترهای جهت‌دار، یک فضای مسموم از بی‌اعتمادی می‌سازند. آن‌ها واژه‌هایی مثل «تحقیر ملی» و «فروش کشور و انقلاب» را به دایره لغات سیاسی تزریق می‌کنند.

نگاهی به دکترین «هرج‌ومرج سازنده» اتاق‌های فکر آمریکا و اسرائیل/ «رادیکالیسم»؛ دارایی استراتژیک دشمن برای نابودی از درون

مرحله سوم (انفجار از درون) : این واژه‌ها توسط جریانات داخلی که تشنه اثبات غیرت خود هستند، جذب می‌شود. آن‌ها بدون تحلیل، این مهمات را برداشته و به خط مقدم جبهه خودی شلیک می‌کنند. آن‌ها گمان می‌کنند در حال «افشاگری» هستند، غافل از این‌که فقط دارند فشنگ‌های رسانه‌ای دشمن را مصرف می‌کنند.

امروز، در ماجرای آتش‌بس و تفاهم پیش‌رو، این چرخه دقیقاً در حال تکرار است. طراحی از بیرون آمده، رسانه‌های معاند خط «خیانت» را تیتر کرده‌اند، و حالا سم «رادیکالیسم» به میدان تزریق شده است. حالا طی یک فرآیند طراحی شده دقیق در اتاق های فکر آمریکا و اسرائیل، صاحبان نگرش «رادیکال» فکر می‌کنند با حمله به تمام ساختار و ارکان نظام در حال دفاع از دستاوردهای میدان نبرد هستند، اما در حقیقت، در حال اجرای فاز سوم عملیات روانی دشمن برای جبران شکست‌های اخیر خود می‌باشند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس