به گزارش مشرق، سید محمدعماد اعرابی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:
انگار هنوز صدای امام خمینی(ره) پس از ۴۲ سال از حسینیه جماران به گوش میرسد که ۱۴ خرداد ۱۳۶۲ در جمع مسئولان کشور درباره مواجهه با قدرتهای مستکبر جهانی گفت: «اگر ما یک قدم عقب بنشینیم، آنها صد قدم جلو میآیند.» در تمام این سالها ما این جمله ساده امام(ره) را زندگی کردهایم. دقیقا همین جمله ۱۷ دی ۱۳۹۳ توسط رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) هم طنینانداز شد: «دستگاه استکبار، دستگاه ترحم و انصاف و انسانیت و ملاحظه که نیست؛ هرچه شما عقب بروید، آنها جلو میآیند.» آن روزها هم فضای سیاسی کشور، فضای مذاکرات و توافق بود و دولتمردان وقت، اقتصاد ایران و معیشت مردم را به میز مذاکرات گره زده بودند.
رهبر انقلاب به مسئولان وقت هشدار میداد که دل به مذاکرات نبندند و برای رفع مشکلات مردم فکر اساسی کنند: «فکر اساسی این است که کاری کنید که کشور از اَخم دشمن ضربه نبیند، از تحریم دشمن لطمه نخورد؛ و راههایی هست، کارهایی هست که میشود کرد؛ بعضی را هم کردهاند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ میشود کارهایی کرد؛ میشود این حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنانچه چشم ما به دست دشمن باشد که «آقا، اگر اینکار را نکردی تحریم باقی میماند» [فایدهای ندارد]؛ کمااینکه آمریکاییها با کمال وقاحت دارند میگویند «اگر در قضیّه هستهای ایران کوتاه هم بیاید، تحریمها یکجا و همه برداشته نخواهد شد»، این را صریح دارند میگویند.»
هشدارهای دلسوزانه رهبر انقلاب توسط مسئولان وقت شنیده نشد. حدود ۶ ماه بعد، دولت ایران با پذیرفتن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) از بخش قابل توجهی از برنامه هستهای کوتاه آمد و عقب نشست. قلب راکتور اراک خارج و منافذ آن با بتن پُر شد تا غیرقابل استفاده شود. تأسیسات فردو عملا تعطیل و از چرخه خارج شد. تمامی سانتریفیوژهای پیشرفته ایران نیز از جا کنده و جمعآوری شد و محدودیتهای فراوان دیگری بر برنامه صلحآمیز هستهای ایران اعمال شد. نتیجه اما برخلاف آنچه دولتمردان وقت وعده میدادند «لغو تحریم» نبود. علیرغم عقبنشینی ایران در اجزای کلیدی برنامه هستهایاش، تحریمها بیشتر از قبل شد. طبق برآوردهای بعدی دولتمردان، تحریمهای ۸۰۰گانه ایران پس از پذیرش برجام به ۱۵۰۰ تحریم افزایش یافت!
کار به جایی رسید که در سالهای پایانی دولت وقت، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه گفت: «این بیانصافها و دژخیمان حتی برای غذا و دارو اجازه فروش یک قطره نفت را نمیدهند و اگر هم به فروش میرسد، امکان تبادل مالی نباشد.» کار به جایی رسید که در فرودگاه مونیخ به بهانه تحریم از سوختگیری هواپیمای وزیر خارجه وقت ایران خودداری کردند و کار به جایی رسید که همان وزیر خارجهای که میخواست با «مذاکرات» برای ما «لغو تحریم» را به ارمغان بیاورد، خودش تحریم شد و دست از پا درازتر برگشت!
تاریخ معلم خوبی است اما اغلب دولتمردان ما شاگردان خوبی برای آن نبودهاند. نه فقط هشدارهای حکیمانه و دلسوزانه امام(ره) و رهبر معظم انقلاب که حتی تجربه تاریخی دهههای گذشته به ما نشان داد عقبنشینی و کوتاه آمدن در مقابل خواستههای آمریکا، هرگز شرایط را برای ایران آسان نمیکند. ما این تجربه را بارها دیدیم و بازهم دولتمردان چهاردهم تصمیم گرفتند با چشمپوشیدن از خونبهای حاج قاسم سلیمانی و مطالبات بر زمین مانده برجامی پای میز مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا بنشینند. نتیجه این تصمیم هم هیچ تفاوتی با قبل نداشت.
اگر فقط تحریمهای آمریکا بر شبکه فروش نفت ایران را به عنوان اصلیترین تحریمها حساب کنیم؛ از زمان شروع به کار دولت چهاردهم تا آغاز دور اول مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در ۲۳ فروردین ۱۴۰۴ در مسقط، دست کم ۲۱۴ تحریم بر شبکه فروش نفت ایران اعمال شد. پس از دور اول مذاکرات، آمریکا ۱۲ تحریم دیگر نیز بر شبکه فروش نفت ایران اعمال کرد. پس از دور دوم مذاکرات، آمریکا ۱۵ تحریم دیگر هم اضافه کرد. پس از دور سوم مذاکرات، آمریکا ۲۸ تحریم جدید دیگر نیز علیه ایران اعمال کرد. پس از دور چهارم مذاکرات نیز آمریکا طبق روال همیشگیاش ۱۸ تحریم دیگر نیز بر شبکه فروش نفت ایران اضافه کرد. پس از دور پنجم مذاکرات آمریکا ۲۶ تحریم دیگر علیه ایران اعمال کرد ولی دولت چهاردهم قرار دور ششم مذاکرات را هم در ۲۵ خرداد گذاشت. این فقط جنگ و حمله به ایران بود که باعث شد دولتمردان چهاردهم از مذاکره منصرف شوند.
مذاکراتی که قرار بود در دولت چهاردهم برای «لغو تحریمها» انجام شود پس از ۵ دور، ۳۱۳ تحریم جدید فقط برای شبکه فروش نفت ایران به ارمغان آورد و در نهایت نیز آمریکا به ایران حمله کرد. آنطور که «آنتونی بلینکن» وزیر خارجه سابق آمریکا مدعی شد و البته هرگز توسط وزارت خارجه ایران تکذیب نشد، در مذاکرات پیش از حمله: «[دولت] ایران پذیرفت که نوع فعالیت هستهای را با غنیسازی زیر یک درصد تطبیق دهد... همچنین ایران مقدمه مذاکره بر سر نگرانیهای غربیها در مورد موشکهای بالستیک را پذیرفته بود!» حتی این عقبنشینیها و اعطای امتیازات گشادهدستانه به طرف آمریکایی نتیجهای نداشت و منجر به حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان برجسته هستهای و نزدیک به ۱۰۰۰ غیرنظامی شد.
دولتمردان چهاردهم تحریمهای بیشتر و جنگ را در ازای عقبنشینی و مذاکره تجربه کردند اما باز هم مدتی پس از پایان جنگ ۱۲ روزه ساز مذاکره را کوک کردند! این بار رهبر انقلاب در ۱ مهر ۱۴۰۴ هشدار دلسوزانه خود را با صراحت و جزئیات بیشتری به مسئولان دادند: «در وضع کنونی، مذاکره با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛... بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است. یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبرانناپذیر هستند... اینکه ضرر دارد، مهمتر است.
طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران میکنیم، چه میکنیم؛ از این حرفها؛ یک خرده مبهم، یک خرده صریح؛ یعنی تهدید: یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد! این تهدید است. خُب قبول چنین مذاکرهای نشانه تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.»
اما حتی این هشدار صریح هم در دولت چهاردهم شنیده نشد و آنها مجددا پای میز مذاکرات با آمریکا رفتند. نتیجه باز هم مثل دفعات قبل بود. کمتر از ۲۴ ساعت پس از اولین دور جدید مذاکرات در ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، آمریکا تحریمهای جدیدی علیه ایران در قالب تعرفه بر شرکای تجاری اعمال کرد. بامداد ۱۸ بهمن دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا فرمانی را در ارتباط با تحریمهای ایران امضا کرد که بر اساس آن، آمریکا میتواند تعرفه اضافی ۲۵ درصدی بر کالاهای وارداتی کشورهایی اعمال کند که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از ایران کالا یا خدمات خریداری میکنند.
همزمان آمریکا تهدید «جنگ» را بالای سر ایران نگه داشت و پس از دومین دور جدید مذاکرات در ۲۸ بهمن از انتقال ۱۵۰ هواپیمای نظامی به اروپا و غرب آسیا خبر داد. حتی رئیسجمهور آمریکا به تهدید مردم ایران نیز پرداخت و نوشت: «اگر توافقی حاصل نشود، آن کشور [ایران] با روز بسیار بدی روبهرو خواهد شد، و متأسفانه مردمش نیز آسیب خواهند دید.»
این در حالی است که رسانههای خارجی از امتیازات قابل توجه ایران به طرف آمریکایی خبر میدهند از تعلیق غنیسازی گرفته تا رقیقسازی و یا ارسال اورانیوم غنیشده ایران به خارج از کشور؛ و البته باز هم وزارت خارجه این ادعاها را تکذیب نکرد. دولتمردان چهاردهم دیگر باید بدانند اگر ارائه امتیازات گشادهدستانهشان در دور قبلی مذاکرات مانع از جنگ شد، تقدیم این امتیازات به طرف آمریکایی نیز مانع از جنگ خواهد شد!
رهبر انقلاب آخرین بار در ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ بر سخنان قبلی خود تأکید کردند و شرایط کنونی را به شکلی دانستند که «جای مذاکره» با آمریکا نمیگذارد: «میگویند بیایید درباره انرژی هستهایِ شما با هم مذاکره کنیم و نتیجه مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید! اگر واقعاً مذاکرهای باید انجام بگیرد - که جای مذاکره نیست - اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجه مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است.»




