اصلاح طلبان بجای آغاز فعالیت های انتخاباتی برای ۱۴۰۰ باید درباره کارنامه خود در دولت، شورای شهر و شهرداری تهران و همچنین مجلس دهم به افکارعمومی پاسخگو باشند.

سرویس سیاست مشرق - روزانه می‌توان از لابه‌لای گزارش‌ها و عناوین خبری رسانه‌های مکتوب و حتی غیر مکتوب، نکات قابل‌توجهی استخراج کرد؛ موضوعاتی که می‌تواند برای مخاطبین قابل‌استفاده و محوری برای تحلیل باشد، در گزارش روزانه "ویژه‌های مشرق" نکات و تأملات قابل‌استخراج از رسانه‌ها برای مخاطبین عرضه خواهد شد؛ با  «ویژه‌های مشرق» همراه شوید.

*******

**ترامپ سردار سلیمانی را شهید کرد، اما مذاکره با آمریکا مهم تر است!

«قاسم محبعلی» از مدیران وزارت خارجه در دولت اصلاحات در مصاحبه با روزنامه آرمان در پاسخ به این سوال که «رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه اظهار داشته که در صورت پیروزی ظرف چهار هفته با ایران به توافق خواهد رسید؛ اساسا این اظهارنظر صرفا جنبه‌ تبلیغاتی دارد یا ترامپ واقعا برای توافق  برنامه‌ دارد؟» گفت: «در درجه اول می‌توان آن را تبلیغاتی ارزیابی کرد ولی ترامپ امروز در موضع ضعف قرار دارد و این نشانه‌ای از آمادگی برای امتیازدهی است. در صورت  عدم رای‌آوری ترامپ نیازی نیست تا او در دو ماه باقی مانده وارد مذاکره شود و فقط احتمال می‌رود شدت تحریم ها را افزایش بدهد و حتی شاید بحران‌هایی به وجود بیاورد تا وضعیت برای رئیس‌جمهور بعدی دشوار شود. از طرفی می‌توان این امکان را برای ایران تست کرد».

محبعلی در ادامه گفت: «ایران امروز فرصت خوبی برای امتیاز گرفتن دارد زیرا هم ترامپ ضعیف است و هم نگران از دست دادن دور بعدی است ولی همانطور که اشاره کردم در صورتی که ترامپ انتخاب نشود شاید تا ژانویه و زمان انتقال به دولت بعدی کارهای خطرناکی در داخل آمریکا و منطقه خاورمیانه انجام بدهد و دست رئیس‌جمهور بعدی را در پوست گردو بگذارد ولی در صورت انتخاب قطعا از موضع قدرت وارد میدان می‌شود و با اروپا و سایر کشورها برخورد سختی خواهد داشت...از این منظر امروز فرصت تلقی می‌شود، ولی ما فرصت‌ها را از دست داده‌ایم و در فاصله کوتاهی که تا نوامبر باقی مانده فرصتی برای امتیازگیری برای ایران وجود دارد تا چه ترامپ باقی بماند و چه بایدن وارد کاخ سفید شود بتواند این امتیازات را ضمیمه توافق بعدی کند».

این دیپلمات سابق در ادامه گفت: «اگر آقای ترامپ مجددا انتخاب شود از موضعی بسیار قوی و شدیدتر وارد برخورد با ایران می‌شود و چون احتیاجی به رای دور دوم ریاست جمهوری ندارد عملا به سراغ از بین بردن برجام خواهد رفت، ولی در صورت انتخاب آقای بایدن او با اروپا وارد دیالوگ خواهد شد و تفاهمی خواهند داشت تا طرح رئیس‌جمهور فرانسه را فعال کنند و آن باقی ماندن برجام همراه با چند توافق دیگر است. از جمله موارد نامحدود شدن زمان برجام و مذاکره مجدد در مورد غنی سازی، سیاست‌های خاورمیانه‌ای، مساله قدرت دفاعی ایران و همچنین صلح خاورمیانه نیز در این چارچوب مورد مذاکره قرار ‌می‌گیرد. در این صورت آمریکا آمادگی مذاکره و حفظ برجام را مشروط بر این شروط خواهد داشت. بایدن و دموکرات‌ها نیز در صورت پیروزی مدعی خواهند شد که خواستار حفظ برجام با شروطی جدید هستند. و فقط در آن صورت خواهد بود که تحریم‌ها را به تعویق می‌اندازند. در غیراین صورت تحریم‌ها را حفظ می‌کنند».

محبعلی تصریح کرد: «آقای ترامپ و آقای پمپئو سیاست‌های اعضای حزب جمهوری خواه را دنبال نکردند و از برجام خارج شدند. چون این حزب مثل اروپایی‌ها به‌دنبال مذاکراتی در راستای برجام بود و قصد داشت بخش‌هایی را که به زعم آنها جا افتاده به برجام اضافه کنند. ولی با خروج ترامپ از برجام عملا خواسته‌های جمهوری خواهان تامین نشد. می‌توان گفت به‌طور کلی بخشی از جریانات در آمریکا به‌دنبال تکمیل برجام بوده و در این هدف به اروپا نزدیکند».

در هفته های اخیر فعالین اصلاح طلب بارها تاکید کرده اند که باید از فرصت مذاکره با ترامپ استفاده کرده و امتیازگیری کنیم.

این در حالی است که دولت های آمریکا(هم دموکرات ها و هم جمهوری خواهان) به عهدشکنی و زیرپاگذاشتن توافقات بین المللی مشهور هستند.

ایران با دولت اوباما مذاکره کرد و به توافق رسید. اما دولت باراک اوبامای مودب! و باهوش! در اولین روز اجرای تعهداتش، تحریم های جدیدی علیه ایران وضع کرد.

آمریکا به توافق صرفا به عنوان ابزاری برای ستاندن «مولفه های قدرت ساز» طرف مقابل می نگرد. در این میان، رفع تحریم ها هیچ جایگاهی در محاسبات طرف آمریکایی ندارد و صرفا به عنوان وعده نسیه مورد استفاده قرار می گیرد.

اما فارغ ار این قضیه، دولت تروریست آمریکا، قاتل سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی است. پس از اقدام جنایتکارانه دولت آمریکا در به شهادت رساندن سردار سلیمانی، ترامپ در اظهارنظری گستاخانه گفت: «ترور سردار سلیمانی براساس ماده ۲ قانون اساسی آمریکا مجاز بوده است»!  این یعنی تروریسم در قانون اساسی آمریکا گنجانده شده است. برهمین اساس «جنتلمن های پشت میز مذاکره، همان تروریست های فرودگاه بغداد هستند».

قاسم محبعلی پیش از این در اظهارنظری تأمل برانگیز گفته بود: «ترور سردار سلیمانی "معلول ضعف در سیاست منطقه‌ای" ایران است... معتقدم کاری را که سردار سلیمانی پیشتر انجام می‌داد، حالا آقای شمخانی عهده دار آن شده است. او تلاش می‌کند همانند سردار سلیمانی در عراق ایفای نقش کند...می‌دانیم که از مدت‌ها قبل مسئولیت پیشبرد سیاست منطقه‌ای ایران به سپاه واگذار شده و با تغییر دولت و بر سر کار آمدن آقای روحانی نیز این وضعیت ادامه یافت. من معتقدم در هر امری کار را باید به کاردان سپرد. حتی فکر می‌کنم اتفاق ناگواری که در عراق رخ داد و نیروهای آمریکایی ناشی از همین تصمیم بود».

این مقام ارشد وزارت خارجه دولت اصلاحات همچنین پیش از این در مصاحبه با یک رسانه خارجی در اظهارنظری عجیب گفته بود: «فشارهای اقتصادی به ایران کارساز نیست و چرخش اساسی در سیاست خارجی ایران، جز از طریق واردکردن شوک نظامی ایجاد نخواهد شد»!

روحانی چندی پیش با اشاره به تجربه برجام، مذاکره مجدد با آمریکا را «دیوانگی» نامید؛ گویا آقای محبعلی و همفکران وی اصرار دارند که بگویند: «ما ...»

** پایگاه اجتماعی اصلاحات ریزش کرده، اما برادر خاتمی محبوب است!

روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «چرا خاتمی نامزد انتخابات ۱۴۰۰ نیست» نوشت: «بی‌گمان اگر سیدمحمدرضا خاتمی به هر دلیلی و با استفاده از هر ابزاری می‌توانست تأیید خود را از شورای نگهبان بگیرد، یکی از مهم‌ترین شانس‌های ریاست‌جمهوری شمرده می‌شد و نه لزوما او شانس انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ بود که پیش‌تر، بیشتر از امروز شانس داشت زیرا اکنون شرایطی به وجود آمده است که از یک‌سو اقبال مردم برای کنشگری سیاسی کاهش یافته و از سوی دیگر همان دسته‌ای که به‌طور سنتی به اصلاح‌طلبان رأی می‌دادند و از زمره آرای خاکستری شمرده نمی‌شدند هم درحال‌حاضر به دلیل انتقادهایی که به عملکرد دولت دوازدهم و مجلس دهم وجود دارد، میل چندانی به اعتماد دوباره به جریان اصلاحات ندارند و به‌نوعی سرمایه اجتماعی این جریان سیاسی در این مقطع خاص قدری کاهش یافته است اما به گمان بسیاری از فعالان سیاسی هنوز برخی شخصیت‌ها به دلیل صفت شخصی خود سبد رأی قابل‌توجهی دارند و حتی اگر ایشان به‌صورت مستقل هم وارد انتخابات شوند، می‌توانند رأی نسبتا خوبی به دست آورند؛ چه رسد به آنکه جریان و حزب متبوعشان هم از آنها حمایت کنند».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «محمدرضا خاتمی از آن دسته سیاست‌مداران است و هنوز در میان خواص سیاسی و مردم محبوبیت دارد...با توجه به آنچه گفته شد، چندان دور از ذهن نیست که محمدرضا خاتمی از سوی شورای نگهبان برای انتخابات ریاست‌جمهوری تأیید صلاحیت نشود و اگرچه باید او را به‌عنوان یکی از اصلاح‌طلبان بنام و محبوب در میان سرمایه‌ اجتماعی اصلاح‌طلبان شناسایی کنیم، اما از نظر عملی او شانس بالایی برای ورود به عرصه انتخابات ندارد...محمدرضا خاتمی شانسی برای انتخابات ریاست‌جمهوری ندارد و در بهترین حالت می‌توان امید داشت که حمایت او و نیروهایی از جنس او که در شرایط خاص فعلی هنوز از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردارند، در توفیق یک نامزد اصلاح‌طلب مؤثر باشد».

این روزنامه اصلاح طلب اذعان کرده است که به دلیل کارنامه ضعیف دولت روحانی و لیست امید در مجلس دهم، پایگاه اجتماعی اصلاحات ریزش کرده است؛ اما با اینحال اصرار دارد که اشخاصی همچون «محمدرضا خاتمی» در میان مردم محبوب هستند!

اصلاح طلبان بجای آغاز فعالیت های انتخاباتی برای ۱۴۰۰ باید درباره کارنامه خود در دولت، شورای شهر و شهرداری تهران و همچنین مجلس دهم به افکارعمومی پاسخگو باشند.

«محمدرضا خاتمی» در اردیبهشت ۹۶ گفته بود «ما اصلاح طلبان تضمین روحانی هستیم». حالا وی و طیف اصلاح طلب باید درباره این تضمین دادن ها پاسخگو باشند، از تضمین درباره دولت روحانی تا تاکید بر تضمین بودن امضای وزیر خارجه آمریکا در برجام.

اصلاح طلبان بجای این نمایش های انتخاباتی باید به افکارعمومی بگویند که در این هفت سال برای مسکن چه کردند!؟ چند واحد مسکن اجتماعی افتتاح کردند!؟ چرا در دولت اصلاح طلبان، ارزش دلار هشت برابر افزایش یافت!؟ چرا در دولت اصلاح طلبان قیمت سکه ۱۱ برابر گران شد!؟ چرا در دولت اصلاح طلبان اجاره مسکن ۶ برابر گران شد!؟

چرا اصلاح طلبان در سه سال اخیر در شهرداری حتی یک کیلومتر مترو هم نساختند!؟ چرا اصلاح طلبان در هفت سال اخیر حتی یک اتوبوس به ناوگان حمل و نقل شهری تهران اضافه نکردند!؟

چرا اصلاح طلبان در مجلس از قرارداد خسارت بار توتال دفاع کردند!؟ چرا طیف اصلاح طلب در مجلس برای اخذ مالیات از خانه های خالی اقدامی انجام ندادند!؟

چرا اصلاح طلبان در هفت سال اخیر برای مدیریت بازار خودرو کاری نکردند!؟ دولت اصلاح طلبان در هفت سال اخیر در دیپلماسی منطقه ای چه کرد!؟ و...

اکنون زنگ حساب دولت اصلاح طلبان است، اما فعالین این طیف اصرار دارند که در زنگ حساب، انشاء بخوانند.

** رابطه امارات و اسرائیل، تقصیر ایران است

روزنامه آسیا در مطلبی با عنوان «ترس از ایران، امارات و اسرائیل را به هم نزدیک کرد» نوشت: «اماراتی ها برای حفظ امنیت خود به ویژه در مقابل ایران، به دنبال افزایش وزن سیاسی خود هستند. آنها فکر می کنند با این اقدام(رابطه با اسرائیل) می توانند در مقابل ایران قدرتمندتر شوند و ابزاری را در مقابل ایران در دست داشته باشد. ترس از ایران، امارات و اسرائیل را به هم نزدیک کرد».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «امارات مشکل رابطه با اسرائیل را حل کرد. اما در بخش رابطه فلسطین-اسرائیل همچنان از طرف فلسطینی حمایت می کند و این دو تناقضی با هم ندارند. همانطور که ایران و بریتانیا با هم رابطه دارند و یکدیگر را به رسمیت می شناسند، اما ایران در موضوعات بسیاری، منتقد و مخالف اقدامات بریتانیاست».

در روزهای اخیر «علی مطهری» نماینده لیست امید در مجلس دهم و کاندیدای ردصلاحیت شده مجلس یازدهم نیز در توئیتی نوشته بود: «در برقراری رابطه امارات با اسرائیل، گذشته از خیانت حکام امارات، ما نیز مقصر بوده ایم. عرب ها را ترسانده ایم و به دامان اسرائیل سوق داده ایم...».

برخی از فعالین اصلاح طلب اصرار بر «خودزنی» دارند. حکام عربستان و امارات به دلیل تبعیت محض از آمریکا و ریختن دلارهای نفتی در جیب مقامات آمریکایی به «گاوهای شیرده ترامپ» مشهور هستند.

حکام عربستان و امارات در نقش نوچه های ترامپ در منطقه غرب آسیا، هیچ اراده ای از خود ندارند. سران این دو کشور حمایت از گروهک های تروریستی و تجزیه طلب در ایران و حمایت از گروهک های تکفیری تروریستی در منطقه و جنایت علیه مردم مظلوم یمن را در کارنامه خود ثبت کرده اند.

حکام امارات- در نقش نوچه ترامپ- در جدیدترین اقدام ذلیلانه، رابطه رسمی با رژیم جعلی اسرائیل را اعلام کرده اند.

کارشناسان تاکید کرده اند که آنچه اماراتی ها انجام دادند، خوش خدمتی و خوش رقصی انتخاباتی به ترامپ و نتانیاهو بوده است.

برچسب‌ها