محمد مهدی عبدالله زاده

همین که نشستم، صاحب‌خانه گفت می‌توانم به حمام بروم یا استراحت کنم تا وی دنبال «زائر» برود. دو پسر صاحبخانه نزد من باقی ماندند. همین که جورابم را بیرون از پا درآوردم، احمد با یک حمله آن را گرفت و برد.

به گزارش مشرق؛ محمد مهدی عبدالله زاده در مطلبی که سایت تاریخ شفاهی آن را منتشر کرده است، تجربه یک شب  پذیرایی و میزبانی مردم عراق از زوار ایرانی به تصویر کشیده است که بدون مقدمه شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم:

نزدیک غروب روز دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶ در عمود ۳۵ از نجف به کربلا، ابواحمد راه‌مان را سد کرد. راستش این که قبل از وی نیز سه نفر دیگر از ما خواسته بودند مهمان آنها شویم. حرف همه آنها این بود: «حمامات، وای‌فای، منام موجود، استراحت.» که نپذیرفته بودیم، ولی این آخری چنان برخورد کرد که دیگر نمی‌شد درخواستش را نپذیرفت.

گفتم: «منزل قریب أو بعید؟» گفت: «قریب ولکن سیاره موجود.» من و دو خانمی که همراهم بودند، همراهش شدیم. چند قدمی نرفته بودیم که پا شُل کرد و خم شد و کوله یکی از همراهان را گرفت تا با خودش ببرد. پنجاه متری که رفتیم به ماشین او رسیدیم. ماشین نو و شیکی بود. تنها ۳۰۰ کیلومتر کار کرده بود. گفتم: «السیاره مبارک ان‌شاءالله و کم اشتریت؟» پاسخ داد: «دو هزار دلار.» گفتم: « ما مِهنتک؟» پاسخ داد که بساز و بفروش است. از من پرسید شغلم چیست که به وی جواب دادم: متقاعد أو قاعد. فهمید که بازنشسته‌ام و سری برایم تکان داد. ظاهراً دلش برایم سوخت. (این را آخر شب متوجه شدم، زیرا مکشوف شد در عراق هر شش ماه مبلغ اندکی به هر بازنشسته می‌دهند و برای همین، حقوق بگیران مجبورند تا شصت هفتاد سالگی کار کنند.)

عرض زمین خانه او حدود پنج متر بود، ولی همه چیز طراحی شده و دقیق. حیاط آن در حدود یک متر و نیم بود که در گوشه آن دستشویی و روشویی قرار داشت. اتاقی در حدود سه متر و نیم در پنج متر برای آقایان و راهرویی برای سایر قسمت‌های خانه در ابتدا قرار داشت. دو خانم همراهم به قسمت اندرونی خانه هدایت شدند و من هم به بیرونی.

همین که نشستم، صاحب‌خانه گفت می‌توانم به حمام بروم یا استراحت کنم تا وی دنبال «زائر» برود. دو پسر صاحبخانه نزد من باقی ماندند. یکی از آنها رفت و یک پارچ آب گوارا برایم آورد که چهار لیوان پیاپی از آن را لاجرعه سر کشیدم. همین که جورابم را بیرون از پا درآوردم، احمد دوازده سیزده ساله با یک حمله آن را از دستم قاپید تا ببرد و بشوید. مقاومت بی‌فایده بود و وی کارش را خوب بلد بود.

ابو احمد و پسرش

در حال عوض کردن پیراهن بودم که برادر بزرگ‌تر و نابینای ابواحمد وارد شد. بچه‌های ابواحمد دست عموی‌شان را بوسیدند. احوال‌پرسی کردند و برایش پشتی گذاشته و وی را نشاندند. با راهنمایی احمد و گفتن یاالله به حمام رفتم. چه حمام گرم و تمیزی که خستگی را از تنم شست. وقتی به اتاق برگشتم، ابواحمد با یک گروه سه نفره دیگر وارد شد و با عذرخواهی رفت تا باز هم مهمان بیاورد. این دوستان مشهدی بودند و مشغول کار در بازار مشهد و در نتیجه با زبان محاوره محلی عربی آشنا. به آنها گفتم خداوند شما را رسانده تا بهتر بتوانم با ابواحمد مصاحبه کنم.

طولی نکشید که ابواحمد باز هم با سه زائر دیگر برگشت. آنها تهران زندگی می‌کردند. یکی مهندس بود و دایی وی مغازه‌دار و پسر دایی‌اش نیز آرماتوربند. چای آوردند و من به جمع آقایان گفتم: «کسی حق ندارد صحبت از چای ایرانی کند. همه بگویند: شای عراقی جیّد!» همگی چای عراقی خوردیم. چای عراقی پررنگ است و در استکان‌های کوچک کمر باریک آورده می‌شود که تقریباً برای هر چای تا نیمه پر از شکر می‌شود.

ابواحمد به جمع رو کرد و گفت: ابتدا شام می‌خورید یا حمام می‌روید. دوستان ترجیح دادند تا اول حمام بروند. هر فردی هم که از حمام برمی‌گشت، احمد لباس‌هایش را می‌گرفت تا با ماشین لباسشویی، آنها را بشوید. صحبت با ابواحمد را شروع کردم. یکی از دوستان مشهدی پاکتی از تنقلات را بیرون آورد تا همه از آن بخورند. چند بشقاب آورده شد و به همه تعارف کردند.

ابواحمد در جواب سوالی گفت: ما از قدیم با هم برادر بوده‌ایم، صدام با شروع جنگ برادرکشی راه انداخت. اگر جوانی به سربازی و جنگ نمی‌رفت، ابتدا خانواده‌اش در برابر چشمانش سربریده می‌شدند و سپس خودش هم تیرباران می‌شد. زمان صدام مسافرت ممنوع بود. همه جمع می‌شدند سیگار می‌کشیدند و چای می‌خوردند. آیت‌الله حکیم خدمت بسیار کرده است. هر سال ما از سوم صفر با برپایی موکب و تهیه تدارکات، آماده پذیرایی از زوّار اربعین می‌شویم. بعد از روز اربعین چهل درصد موکب‌ها جمع شده و موکب‌داران و برخی از مردم از سوی نجف به کربلا راهپیمایی می‌کنند. ما در هر سال دو ماه تمام درگیر مراسم اربعین هستیم و به آن افتخار می‌کنیم. می‌بینید که تمام خیابان‌ها و کوچه‌های‌مان خاکی است، لوله‌کشی گاز نداریم و حتی آب خوردن را می‌خریم، ولی بازهم اولویت ما امام حسین(ع) است. بعد از این سفر هر روز مبلغی از درآمدمان را برای اربعین سال بعد اندوخته می‌کنیم تا در هنگام اربعین شرمنده نباشیم.

ابواحمد گوشی‌اش را درآورد و یک متن داخل آن را یکی از برادران مشهدی خواند و به فارسی ترجمه کرد. مطلب چنین بود: در مسیر نجف به کربلا و از میان پرچم‌های مختلف که توسط زائران پیاده حرم حسینی حمل می‌شد، پرچم فرانسه توجه همگان را به خود جلب می‌کرد، به سراغ آن پرچم که رفتند، دیدند زنی مسیحی از فرانسه این پرچم را حمل می‌کند، وقتی از او درباره رفتن به زیارت امام حسین(ع) پرسیدند، گفت: من در زمان اشغال عراق به صورت داوطلبانه به نیروهای ائتلاف ملحق شدم. در یکی از مراسم اربعین امام حسین(ع) از یکی از زائران که به صورت پیاده به کربلا می‌رفت پرسیدم: «آیا از این که از بصره به کربلا پیاده سفر می‌کنی، خسته نمی‌شوی؟» گفت: «حاجتی از خدا دارم و می‌روم تا حاجتم را زیر گنبد حرم امام حسین(ع) از او بخواهم و یقین دارم که خداوند به برکت وجود امام حسین(ع) حاجتم را برآورده خواهد ساخت.» من دچار سرطان سینه شده بودم و پزشکان به من گفتند به محض رسیدن به فرانسه باید تن به عمل برداشتن سینه بدهم، آن روز من نذر کردم اگر از این بیماری شفا یابم با پای پیاده از نجف به کربلا، به زیارت امام حسین(ع) بروم. وقتی به فرانسه رفتم، پزشکان دوباره مرا تحت معاینات پزشکی و آزمایش‌های جدید قرار دادند، اما در کمال ناباوری اثری از بیماری در من ندیدند. اینک که شما مرا میان زائران پیاده می‌بینید، در واقع آمده‌ام که نذرم را ادا کند.

یکی دو ساعت که صحبت کردیم نوبت شام شد. سفره گسترده شد. خورشت، دو نوع برنج، سالاد، ماست و چند نوع میوه در آن، جا گرفت. بعد از شام به دوستان پیشنهاد دادم ساعت ۴ صبح عازم شویم که مقبول نیفتاد و قرار شد ساعت ۵ صبح در ابتدای وقت، نماز بخوانیم و سپس حرکت کنیم، مخصوصاً این که ابواحمد گفت باید صبحانه را در خدمتش باشیم.

آخر شب ابواحمد کاغذ و قلمی آورد تا چند جمله پراستفاده را برایش به فارسی بنویسیم. او گفت دوست دارد فارسی یاد بگیرد تا بتواند بهتر به زوّار خدمت کند. به او گفتم باید بیاید ایران تا فارسی یادش بدهم.

صبح با خامه محلی و مربا از ما پذیرایی کرد. با توجه به این که شب گفته بودم باغ پسته دارم، یک پاکت پسته شور شده به او هدیه دادم و گفتم: این محصولی از باغ خودم است. شماره تلفنم را هم دادم تا هر وقت به ایران آمد به من زنگ بزند تا در خدمتش باشم. بعد با ماشینش، ابتدا برداران تهرانی را به مسیر راهپیمایی رساند و سپس من و همراهانم را. با فرزندان و خودش خداحافظی کردم و عکس یادگاری گرفتیم. خانمش هم برای بدرقه دو خانم همراهم به جلوی در حیاط‌شان آمد.

نظرات

  • انتشار یافته: 56
  • در انتظار بررسی: 11
  • غیر قابل انتشار: 17
  • IR ۱۸:۲۹ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    124 3
    خدایا چرا از بچه های امام حسین پذیرائی نشد ؟
    • IR ۱۹:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
      98 4
      چون چرب و شیرین دنیا باعث شد بسیاری از خواص آن زمان از زیر چتر ولایت خارج شوند.
    • IR ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      3 0
      جواب در زیارت اربعین آمده تغطرس و تردی فی هواه برای این سه کلمه باید یک کتاب نوشت تا مردم بدانند چه می شود تا امامی را شهید کنند
    • IR ۰۹:۱۹ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      0 0
      ممنون که نوشتی ما هفت نقر بودیم تا رسیدیم کاظمین ده باری از ما دعوت شد ولی گفتیم اول زیارت بعد زیارت که آمدیم مردی متشخص و موقر با چهره ای بشاش آمد و خوش آمد گفت و دعوت کرد گفتم قرار است برویم غمگین شد من دیگر تاب نیاوردم و از دوستان خواستم قبول کنند و او به پسرش گفت مارا به خانه ببرد و با یک تویوتای شیک رفتیم و پذیرائی شویم خانه در محله صدر بود آقای کازرانی و دو نوه نازنینش محمد و مهدی
  • حسین NL ۱۸:۴۷ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    عالی عالی عالی #شکرا_للعزاق
  • IR ۱۸:۴۸ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    110 5
    دمشون گرم. کاش معرفت ما نسبت به امام حسین (ع) اندازه اینها بود
    • IR ۱۹:۲۷ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
      اجداد همین ها چه برسر اهلبیت پیامبراسلام آوردند
    • IR ۲۰:۳۵ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
      93 10
      از کجا معلوم اجدادشون جز 72 تن نبودند؟!
    • تندیس NL ۰۹:۲۰ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      8 1
      معرفت جوانان ما از امام حسین ع تا حدی است که امثال شهید حججی از خدا درخواست میکند گوشه ای از مصائب اهل بیت اباعبدالله را به او نشان دهد تا آنجا که اسارت و ذبح سر از قفا و تکه پاره شدن جسد و ماندن عمده بدن شهید بجز یک پا و قسمتی از یکطرف دنده ها و یتیمی فرزند در خردسالی را به او نشان داد. پیکر شهدای مدافع حرم و واکنش خانواده های آنها در این راستا بالاترین حد معرفت حسینی است . به هیئتهای عزاداری سراسر ایران که با علم و بیرق شیعه ناب محمدی نه انگلیسی مزین است نگاه کنید آیا نشانه معرفت حسینی را در این هیئتها نمی بینید و اگر چشمتان به غذا وموکب است آنرا هم در موکب مردم ایران در گذرگاههای مرزی و همچنین تعداد زیاد موکبهای ایرانی در عراق و همچنین موکبهای عزاداری هیئتها در سراسر ایران در ایام محرم و صفر جستجو کنید. به فرموده امام باقر ع و امام صادق ع قم محل نشر معارف اهل بیت عترت و طهارت در آخرالزمان است . اینها را که عرض کردم نه برای نفی حماسه عزیز برادران عراقیمان که همه از یک پیکریم بلکه برای شکر نعمت ولایت چه در ایران و چه در سایر بلاد شیعه میباشد .
    • بیطرف US ۰۹:۵۱ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      5 1
      اجدار ایشان نبودند. اجداد مامورین امنیت ملی بودند
  • محمود IR ۱۸:۵۰ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    142 3
    کاش شهرهای زیارتی خودمون هم همچین انسانهایی پیدا میشدن.
    • IR ۰۲:۳۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      2 1
      کاش انسان پیدا میشد نه همچین انسان هایی!
  • ترابی IR ۱۸:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    43 3
    آقای عبدالله زاده زیارت قبول... از اساتید بنده در دوران دبیرستان بودند. به گردن بنده حق زیادی دارند. ساده و صادق و متواضع.
  • IR ۱۹:۰۴ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    21 2
    قسمت های دیگر این سفرنامه کجاست؟ چگونه پیدایش کنم؟
  • م.ع.م IR ۱۹:۱۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    24 2
    متشکر!تصویرگری روان بهترین هدیه معنوی سفر اربعین است.
  • مریم السادات IR ۱۹:۱۹ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    65 1
    مردم عراق از فردای اربعین، بخشی از درآمدشان را برای اربعین سال بعد کنار می گذارند!
    • هاان RO ۲۱:۲۳ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
      10 46
      یعنی دیگر خوزستان ما را عربستان ننامیده و به القادسیه ثانی فکر نکرده و پرچم ما را در ورزشگاههای خودشان به آتش نمی کشند؟
  • IR ۱۹:۴۲ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    11 39
    اینام عوض میشن. بعدا نگین نگفتم
  • IR ۱۹:۴۹ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    20 1
    خدا قبول کنه
  • کریم شیرازی IR ۱۹:۵۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    21 2
    قدیمترا فکر میکردم تو جنگ ایران و عراق ایران جنگ رو نبرد ولی برنده واقعی جنگ ایران و عراق ایران بود اونم به خاطر وجود مقابر ایمه و امام حسین ع تونستیم از لحاظ فرهنگیو عقیدتی برنده بشیم
  • علی ابراهیمی IR ۱۹:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    6 1
    سلام این متن ادامه هم داره؟ سفرنامست؟ چجور میشه بخش های بیشتری رو ازش خوند؟
  • IR ۲۰:۳۰ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    27 1
    خداگنه وقتی اومدن ایران تو قم و مشهد پوستشونو نکن.جیباشونو خالی نکن.یه لادولا باشون حساب نکن.
  • IR ۲۰:۳۸ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    21 0
    واقعا خدا خیرشون بده سنگ تمام گذاشتن و تمام زندگیشون رو در طبق اخلاص گذاشتن
  • حمید IR ۲۰:۴۱ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    24 1
    سلام به خدا قسم که مردم عراق سنگ تمام کذاشتند برای زوار من خودم در دو شهر عراق میهمان ایشان بودم چنان پذیرایی میکردند که همچون خانواده ای از ایشان بودیم برای مهمان کردن از همدیگر سبقت میگرفتند پیر و جوانشان التماس کنان از مهمانان درخواست مهمان شدن میکردند با بهترین غذاها و نوشیدنیها از مهمانهایشان پذیرایی میکردند و تنها یک خواسته داشتند دعادر حرم حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام خداوند انشاءالله عافیت دنیا و آخرت را نصیب شیعیان عراق و خانواده هایشان عطا بفرماید
    • رضا IR ۱۰:۱۱ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      3 13
      پول ایران بهشون ساخته
  • بهروز IR ۲۰:۴۴ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    26 0
    باسلام ادب احترام خدمت مردم بزرگوار کاشکی شهرهای زیارتی ما مثل مشهد قم مردمانش مثل مردم عراق بودند درس عشق دلدادگی به زوار داشته باشند واقعا اگه این اتفاق بیافته خیلی عالی میشه تو مشهد ماشینتو غیر ازپارکینگ پارک بکنی یکی دوساعت بعد یا ماشینت نیست یا داخلشو خالی کردند واقعا خدمت به زوار عشق میخاد که متاسفانه تو شهرهای زیارتی ما نیست وامثال بازار رضا منتظر هستند زوار برن خرید که سر زوار کلاه بزارند سلام علیک برامارضا وخواهر بزرگوارش
  • IR ۲۱:۰۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    20 1
    مشهدی ها هم اول‌ اینجوری بودند، اما الان...
  • على ۲۱:۲۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    17 2
    خدايا به همين اندازه به ما ايرانيها معرفت بده
    • IR ۰۲:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      2 1
      برای مشهدی ها مدعا کن!
  • ذکریای ناراضی IR ۲۱:۲۷ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    7 49
    خب آخرش که چی؟ مردم رو میزارن سرکار که برید پیاده تا کجا بابا الان دیگه هواپیما و قطارم هیچی ماشین که هست مگه خود آزاری دارین عاخه ولمون کنید بابا
    • IR ۲۳:۳۵ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
      28 5
      تو بخواب تو رختخواب ، به بقیه چیکار داری؟
    • امیر IR ۰۱:۵۴ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      4 2
      خطاب به ذکریای ناراضی ، خوب تو با هواپیما و قطار و ماشین برو، ولی یکم اطلاعاتت را ببر بالا تا بفهمی اصل پیاده روی اربعین چقدر ثواب دارد و چقدر سفارش شده است و حتی از معصوم (ع) حدیث داریم که پیاده روی اربعین جزو یکی از پنج نشانه مومن است، پس مثل بی سوادها و افراد دارای حداقل فهم و شعور اظهار نظر نکن، اگر از کسانی که از این سفر معنوی بازگشته اند بپرسی می توانی بفهمی که اصلاً در طول این سفر چیزی به نام خستگی برای آنها مفهومی ندارد و اصلاً احساس خستگی نکرده اند ، چه برسه به خودآزاری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و همه اینها از برکات و عنایات زیارت سیدالشهداء (ع) است( این سفر با همه سفرها متفاوت است) که امثال تو توان فهمیدنش را ندارید ،چون فهم این مسائل و پیاده روی اربعین لیاقت می خواهد.
    • IR ۰۲:۳۴ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      5 1
      اگر کسی را که مجبور می کردند حق با شما بود برخی افراد هم با هواپیما میان نجف و بعد با ماشین میرن کربلا، مشکلی نیست، هر جور مایل باشید می توانید بیایید شما احتمالا قله ها را با هلیکوپتر فتح می کنید چون آزار ندارید! ههه
    • ناشناس IR ۰۸:۲۹ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      2 1
      جواب شما خاموشی هست.
    • علــی IR ۰۸:۳۱ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      4 2
      میان عاشق و معشوق سرّیست چه داند آنکه اُشتُر میچـــــــــــــراند
  • تقی IR ۲۱:۴۲ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    31 2
    جهت سلامتی ملت شریف عراق که در میزبانی از زائران اربعین حسینی زحمت کشیدند صلوات
  • IR ۲۱:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    17 2
    من سال۹۳ اربعین مهمان کربلا بودم هرقدر از مهمان نوازیشون بگم کم گفتم ازهمه مهمتر عزاداری و مهمان نوازی کودکانشونه که بدام خیلی شگفت انگیز بود . درک بابلی بچهای ۵ سالشون از کربلا و مفهوم مهمان و اربعین برام خیلی جالب بود میزبان ما دو دختر کوچک داشت که به عربی مرثیه میخوندن و مادروبستگانشون هم سینه میزدن . خدا حفظشون کنه و خدا این وحدت و ازما نگیره.
  • IR ۲۳:۱۵ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    20 2
    خداوند دراین مسیر که به ظهور منجر میشود به همه ما توفیق عنایت بفرماید.
  • حمید IR ۲۳:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    22 1
    الهم صلی علی محمد و آل محمد
  • خیام DE ۲۳:۳۳ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۰
    27 3
    سلام دوستان منم امسال اربعین عراق بودم صدرصد صحبت های دوست عزیزم تائید میکنم خدایی مردم نجف و کربلا خیلی مهربون هستن از لحاظ مالی هم شاید وضعشان خوب نباشه ولی هرچی دارن در طبقه اخلاص می زارن آن شاله آقا امام حسین جواب این زحماتشون بده
    • IR ۰۲:۲۹ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
      3 2
      بهش میگن معرفت داشتن، در مشهد مسافر را تیغ می زنند، اینجا مهمان ببین چقدر بی فرهنگی داریم!
  • IR ۰۲:۳۰ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    2 1
    #شکرا_للعزاق
  • IR ۰۷:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    2 0
    سلام میکنم خدمت آقای سید محمد عبود از اهالی شریف بصره که امسال ایام اربعین در کربلا ما را مهمان کرد و پذیرایی شایانی نمود. اجره عندالله
  • علــی IR ۰۸:۲۸ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    4 1
    خداوند ان شاءالله به همه ی نوکران با اخلاص اهل بیت عصمت(ع) اجر دُنیـا و آخرت بده.
  • IR ۰۹:۳۳ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    2 0
    از حق نگذریم ایلام شیعه وبا غیرت خودجوش, پذیرایی خوب داشتن جوانهای شهر وروستایی دور تا دور میدانها داد میزدن اسکان صلواتی خونه ها ومساجد پر بود مردم میدونن موکبهای ورودی,وخروجی اکثرا نذورات مردم بود این فرهنگ مهمان نوازی آنجا هم هست زمان میبره برای زوار عبوری از مهران وایلام جا بیافته وکسی از احساسات مردم سواستفاده نکنه چون فرهنگشان کمی فرق داره در ایلام قلیان کشیدن در مسجد وتکیه بشدت زشت وزننده است بعضی از زوار با خود قلیان به مسجد ها میاوردند که از مساجد بیرونشون کردن اونا نباید ناراحت بشن وباید,به فرهنگ مذهبی مردم احترام بذاریم چرا این نکات را اطلاع رسانی نمیکنیم ?
  • علی ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    3 0
    این همه احترام و مهمان نوازی، از سوی مردم عراق بود. نه مسئولین عراقی!!!!!!!!!!! جسارتاً !،مشهدی‌های عزیز هم چند روز آینده میزبان زوار آقا امام رضا هستند... ببینیم چیکار میکنن؟!
  • رضا IR ۱۰:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    3 1
    باسلام/ امسال من هم توفیق داشتم زیارت اربعین رفتم جهت اطلاع برخی دوستان که هنوز کینه نابجا دارند میگم من د برادرم توجنگ شهید شدن خودم هم پنج بار مجروح شدم اتفاقا امسال خونه یکی از دوستان عراقی رفتیم دو تا از سرباز های جنگ ایران و عراق (البته عراقی ) هم انجا بودن که یاداور می شدن که اگر ما به جنگ نمی امدیم خود و تمام خانوادهمان را بعثی ها می کشتند و خیلی ابراز لطف و محبت کردند ./
  • ۱۰:۳۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    2 0
    اگرچه عده ی زیادی از مردم کوفه با امام حسین علیه السلام جنگیدند ولی بیشتر کسانی که امام را در کربلا یاری کردند نیز اهل عراق بودند نه اهل مدینه!
  • IR ۱۰:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    2 1
    سلام اکنون مردم ایلام بویژه مهران خوب از مهمانان پذیرایی می کنند اما متاسفانه مشهد این طور نیست
  • موسی طیب IR ۱۱:۰۲ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    0 1
    با سلام متن خیلی زیبایی راجع به بخشی اززیبایی های این سفربی نهایت زیبا وکاروانی که بخشی ازخوبان وزیبا فکران عالم درکاروان واردوی زیبای اربعین شرکت می کنندو...اجرکم عندالله ای خدای همه زیبائیها قسمت ما بفرما که دراین نقاشی زیبای جوهره ناب اربعین سال بعد ؛ ماهم نوکری نماییم.آمین
  • زیبا احمدپور از تبریز US ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    3 5
    بحای دوبی و انتالیا و باتومی و فاسدخونه ها باید بریم عراق نه عمان و اردمیت که همه لختن و عرق میخورن
  • IR ۱۲:۳۸ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    4 3
    باید ما مردم ایران بریم آنجا کمک کنیم شهرهایشان را آباد کنند خیلی به ما لطف کردن
  • محمود IR ۱۶:۰۴ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    5 1
    ادم اینهارومیشنوه یاد پذیرائی مفصلی که تو قم ومشهد از آدم میشه می افته یعنی از راننده تاکسی ادم رو میچاپه تا مغازه دارو دست فروش خونه داروهتل داراخرش هم وقتی داری برمیگردی عوارضیا میچاپنت
    • علی حقجو IR ۲۱:۴۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۳۰
      0 0
      تو قم اینطوری نیست . تو قم شاید تخفیف ندن ولی دولا و پهنا هم حساب نمیکنند البته خیلی وقتها هم تخفیف میدن و هم در خونه هاشون غریب نوازی میکنند
  • بیرانوند IR ۱۶:۱۶ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱
    6 1
    دعوتشون نکنید بیان ایران ، میاند مشهد آبرومونا این کاسبا می برند
  • ابوذر زائری امیرانی IR ۰۶:۰۷ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۲
    3 1
    حسین بالاترین زبان مشترک ما است وقتی امام حسین است،دیگر مرزهای جغرافیایی و قومی رنگی ندارد. امام حسین است که ما را با عراق ،لبنان نبجریه ،یمن ، قطیف ، بحرین ، سوریه ، پاکستان ،افغانستان برادر می کند. با عشق حسین است که به میانمار کمک می کنیم ،حسین ما را به مرز انسانیت هدایت

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده