از امید کاذب تا فرسایش روانی؛ سرنوشت مخاطبان منفعل ایران اینترنشنال

یک روانشناس گفت: برخی رسانه‌ها با تکرار روایت‌های منفی، فضای ذهنی مخاطب را در مسیر یأس و بی‌اعتمادی هدایت می‌کنند.

به گزارش مشرق، درسال‌های اخیر، موجی از فضاسازی و جوسازی رسانه‌ای پیرامون برخی تحولات داخلی و منطقه‌ای در فضای مجازی و برخی رسانه‌ها شکل گرفته است. انتشار اخبار تأییدنشده، استفاده از منابع نامشخص و بزرگ‌نمایی برخی رویدادها، بار دیگر موضوع مسئولیت حرفه‌ای رسانه‌ها را در قبال افکار عمومی برجسته کرده است.

جوسازی رسانه‌ای معمولاً با هدف جهت‌دهی به افکار عمومی، ایجاد نگرانی یا بی‌اعتمادی و تأثیرگذاری بر معادلات سیاسی و اجتماعی صورت می‌گیرد. در چنین شرایطی، سرعت انتشار خبر در فضای دیجیتال می‌تواند به گسترش روایت‌های نادرست دامن بزند و مرز میان واقعیت و شایعه را کمرنگ کند.

در همین راستا با حسین محمدی کارشناس ارشد مشاوره و روانشناس گفتگو داشته ایم.

وقتی رسانه‌ها دائماً بر بن‌بست و سیاهی مطلق تأکید می‌کنند، این موضوع چه تأثیری بر امید اجتماعی دارد؟

در بحث مخاطبان رسانه‌ها، می‌توان جامعه مخاطبان را به دو گروه اصلی تقسیم کرد؛ گروه نخست افرادی هستند که تحت تأثیر رسانه‌هایی قرار می‌گیرند که به‌صورت مستمر بر بن‌بست، ناامیدی، بی‌راه‌حلی و رویکردهای صرفاً سیاسی تأکید می‌کنند. این رسانه‌ها با تکرار روایت‌های منفی، فضای ذهنی مخاطب را در مسیر یأس و بی‌اعتمادی هدایت می‌کنند.

در مقابل، گروه دوم شامل مخاطبانی است که از قدرت تحلیل، استدلال و ارزیابی برخوردارند. این دسته از مخاطبان، پیام‌های رسانه‌ای را بدون بررسی نمی‌پذیرند و تلاش می‌کنند با نگاه تحلیلی، واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی را ارزیابی کنند.

مخاطب گروه اول به‌تدریج امید واقعی خود را نسبت به ساختارهای سیاسی و اجتماعی از دست می‌دهد. در عین حال، ممکن است دچار نوعی امید کاذب و آمیخته با توهم نسبت به آینده‌ای مبتنی بر براندازی شود. چنین وضعیتی می‌تواند به هدررفت انرژی روانی و زمان افراد منجر شود. نمونه‌های متعددی از افرادی مشاهده شده‌اند که ماه‌ها و حتی سال‌ها در انتظار شکل‌گیری نظمی جدید باقی مانده‌اند؛ انتظاری که به فرسایش روانی و اتلاف زمان انجامیده است.

در سوی دیگر، مخاطبان تحلیل‌گر با تکیه بر توانایی‌های فردی و ظرفیت‌های اجتماعی خود، مسیر زندگی را فعالانه پیش می‌برند. این گروه به‌جای انتظار برای تحولات ناگهانی، بر توسعه فردی، نقش‌آفرینی اجتماعی و بهره‌گیری از فرصت‌های موجود تمرکز می‌کنند.

وظیفه هر یک از کنشگران حوزه‌های روانشناسی، جامعه‌شناسی، رسانه و روشنفکری آن است که به گسترش مخاطبان آگاه و تحلیل‌گر کمک کنند. افزایش شمار این گروه می‌تواند به تقویت امید اجتماعی واقع‌بینانه، ارتقای سطح تحلیل رسانه‌ای و کاهش اثرگذاری روایت‌های مبتنی بر ناامیدی منجر شود.

توسعه سواد رسانه‌ای و تقویت قدرت تحلیل در جامعه، راهکاری مؤثر برای جلوگیری از اتلاف انرژی روانی و زمانی مخاطبان است؛ مسیری که می‌تواند به شکل‌گیری جامعه‌ای فعال‌تر و مسئولانه‌تر در مواجهه با تحولات سیاسی و اجتماعی بینجامد.

۹۹ درصد رسانه‌های غربی حامی اسرائیل هستند/ بایکوت جنایت های غربیها - ایرنا

این وضعیت تا چه حد می‌تواند افراد را از کنش منطقی به سمت واکنش‌های هیجانی سوق دهد؟

مخاطب نوع اول به‌تدریج قدرت تفکر، تعقل و تحلیل خود را از دست می‌دهد. این گروه بیش از آنکه بر استدلال تکیه کند، تحت تأثیر احساسات و هیجانات القا شده از سوی رسانه‌ها قرار می‌گیرد و بر همان اساس واکنش نشان می‌دهد.

این واکنش‌های هیجانی گاه صرفاً محصول پیام رسانه‌ای نیست، بلکه می‌تواند ریشه در شرایط و تجربیات گذشته فرد نیز داشته باشد. برخی زمینه‌های روانی و زیسته افراد، آن‌ها را مستعد پذیرش پیام‌های احساسی و تحریک‌آمیز می‌کند. در چنین شرایطی، رسانه با بهره‌گیری از فضای هیجانی، مخاطب را به سمتی سوق می‌دهد که درگیر نوعی عملیات احساسی و همراهی با جریان‌های تخریب‌گر شود.

بخشی از این افراد ممکن است پس از فروکش کردن هیجانات، به سرعت دچار پشیمانی شوند. زیرا تصمیم‌ها و کنش‌های آن‌ها نه بر پایه تحلیل عقلانی، بلکه بر اساس تحریک عاطفی شکل گرفته است.

رسانه‌ها در برهم‌زدن تعادل احساسی مخاطب و دور کردن او از قدرت تعقل، نقش و سهم قابل‌توجهی دارند. استفاده از ادبیات احساسی، بزرگ‌نمایی بحران‌ها و تأکید مداوم بر بن‌بست، از جمله ابزارهایی است که می‌تواند قدرت تحلیل را تضعیف کند و زمینه بروز واکنش‌های شتاب‌زده را فراهم آورد.

در این چارچوب، تقویت سواد رسانه‌ای و بازگرداندن مخاطب به مسیر تفکر نقادانه، به‌عنوان راهکاری اساسی برای کاهش اثرگذاری عملیات هیجانی مطرح می‌شود؛ مسیری که می‌تواند به تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر و مسئولانه‌تر در عرصه اجتماعی و سیاسی منجر شود

چه گروه‌هایی بیشتر در معرض آسیب روانی ناشی از این نوع خبررسانی هستند؟

تجربه کاری خود در مواجهه با افراد در سنین، سطوح تحصیلی و جنسیت‌های مختلف است و تأثیر خبرپراکنی‌های هیجانی محدود به گروه خاصی نیست و افراد گوناگون ممکن است تحت تأثیر این نوع روایت‌های رسانه‌ای قرار گیرند.

عامل تعیین‌کننده در مصونیت از مغالطه و جریان‌های احساسی، قدرت تفکر و تحلیل است. گاهی ممکن است فردی با تحصیلات پایین، قدرت تحلیل بیشتری نسبت به فردی دارای مدرک دکترا داشته باشد. بنابراین سطح تحصیلات به‌تنهایی تضمین‌کننده مصونیت در برابر اثرگذاری رسانه‌های هیجانی نیست.

نوجوانان و جوانان را از جمله گروه‌هایی دانست که به دلیل آینده فردی و نقششان در آینده کشور، بیشتر در معرض آسیب خبرهای هیجانی قرار دارند. به گفته این کارشناس، این گروه سنی ممکن است تحت تأثیر فقر یا تهییج هیجانی، واکنش‌های شدیدتری نشان دهند.

در برخی موارد، ممکن است فرد بزرگسال صرفاً دچار افزایش اضطراب یا نگاه احساسی شود، بدون آنکه اقدام خاصی انجام دهد؛ اما نوجوانان و جوانان به دلیل شرایط سنی و هیجانی، آسیب‌پذیری بیشتری دارند و احتمال درگیر شدن آن‌ها در رفتارهای پرخطر بیشتر است.

همان‌گونه که افراد برای سلامت جسمی خود رژیم غذایی را رعایت می‌کنند، لازم است برای سلامت روان نیز الگوی مشخصی در مصرف اخبار داشته باشند. نظام روانی انسان از تحولات اجتماعی و سیاسی جدا نیست و نمی‌توان به‌طور کامل از اخبار فاصله گرفت. آگاهی از تحولات اجتماعی ضروری است و حتی انتقاد از آن‌ها نیز بخشی از فرایند طبیعی جامعه محسوب می‌شود؛ اما مسئله اصلی، «منبع دریافت خبر» است.

آنچه اهمیت دارد این است که اخبار از منابع معتبر دریافت شود، نه از رسانه‌هایی که با دروغ‌پردازی، شایعه‌سازی یا استفاده از تیترهای هیجانی و احساسی به دنبال تحریک افکار عمومی هستند. به گفته وی، نحوه ارائه خبر و چارچوب‌بندی آن می‌تواند تأثیر مستقیمی بر احساسات و تصمیم‌گیری مخاطب داشته باشد.

تقویت سواد رسانه‌ای، کنترل میزان مواجهه روزانه با اخبار و انتخاب آگاهانه منابع خبری بسیار ضرورت داشته و مدیریت مصرف رسانه و تکیه بر تحلیل عقلانی، مهم‌ترین راهکار برای کاهش اثرگذاری عملیات هیجانی و حفظ سلامت روان جامعه است.

آتش تهیه رسانه‌های فارسی‌زبان برای صهیونیست‌ها؛ هراس‌افکنی و القای ناامیدی  - ایرنا

رسانه‌ها برای جذب مخاطب از چه تکنیکی بیشتر استفاده می‌کنند؟

عملکرد برخی شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، از جمله ایران اینترنشنال، مدعی شد که یکی از پرتکرارترین تکنیک‌های مورد استفاده در این رسانه‌ها، ارائه تحلیل‌های مغرضانه و رویافروشی رسانه‌ای است.

در برخی برنامه‌ها و تحلیل‌ها، خشم و نفرت شدید نسبت به حاکمیت در چارچوب روایت‌ها و تفسیرها دخالت داده می‌شود و همین مسئله بر جهت‌گیری تحلیل‌ها اثر می‌گذارد. او همچنین مدعی شد که بخشی از این رویکرد می‌تواند ناشی از وابستگی‌های معیشتی و سازمانی تحلیل‌گران به گردانندگان شبکه‌ها باشد؛ وابستگی‌ای که به گفته او، موجب همسویی تحلیل‌ها با گفتمان‌های خاص سیاسی می‌شود.

مهم‌ترین تکنیک مورد استفاده در این فضا، رویافروشی است. در این الگو ابتدا تصویری جذاب و ایده‌آل از گذشته پیش از انقلاب برای مخاطب ترسیم می‌شود؛ تصویری که به باور وی، می‌تواند گزینشی، اغراق‌آمیز یا فاقد پیچیدگی‌های تاریخی باشد.

آینده‌ای مبهم اما کاملاً آرمانی به تصویر کشیده می‌شود؛ آینده‌ای که در آن همه مشکلات برطرف شده و شرایط اجتماعی و اقتصادی به‌صورت کامل بهبود یافته است. این تصویرسازی دوگانه از گذشته مطلوب و فردای گل‌وبلبل، زمینه‌ساز نوعی خیال‌پردازی سیاسی در ذهن مخاطب می‌شود.

چنین روایت‌هایی می‌تواند مخاطب را در فضای تخیل و امیدهای آرمانی غرق کند؛ فضایی که ممکن است زمینه‌ساز برخی کنش‌های احساسی یا تصمیم‌های هیجانی شود. به باور او، وقتی مخاطب آینده‌ای کاملاً ایده‌آل را قطعی و نزدیک تصور کند، ممکن است به امید تحقق آن، دست به اقداماتی بزند که بر پایه تحلیل واقع‌بینانه شکل نگرفته است. مخاطبان باید میان تحلیل مستند و روایت‌های احساسی تمایز قائل شوند و در مواجهه با تصویرسازی‌های جذاب از گذشته یا آینده، نگاه نقادانه و مبتنی بر داده داشته باشند.

اگر بخواهید در یک جمله به مخاطب ایرانی توصیه‌ای بکنید، در مواجهه با موج اخبار منفی چه باید بکند؟

کسانی که تحت تاثیر رسانه‌ها قرار می‌گیرند، ابتدا باید مطالعه و تحقیق، به‌خصوص در حوزه تاریخ شخصی و تاریخ کشور، باید توان تحلیل و درک شرایط اجتماعی و سیاسی را توسعه دهند. مخاطبی که به این درجه از خودآگاهی و آگاهی تاریخی برسد، می‌تواند با مفاهیم خودآگاهی فردی و ملی مسیر خود و نقش خود در جامعه را بهتر درک کند.

هدف نهایی، کمک به این دسته از مخاطبان است تا حقایق تاریخی، وضعیت موجود و افق آینده به درستی برایشان ترسیم شود و از گرفتار شدن در دام روایت‌های وارونه رسانه‌ها جلوگیری شود. به باور او، تقویت خودآگاهی فردی و ملی، مطالعه تاریخی و تحلیل اجتماعی، مؤثرترین ابزار برای مقابله با اخبار هیجانی و مغرضانه است و می‌تواند جامعه‌ای آگاه‌تر و مقاوم‌تر در برابر دستکاری رسانه‌ای ایجاد کند.

منبع: مهر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 3
  • IR ۱۸:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۲
    1 0
    شبکه بهیونی (بهائی _ صهیونی) حیران عنترنسناس !!!!!!!!

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس