سرویس سیاست مشرق- در میان انبوهی از گزارشها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژههای مشرق» شما را در جریان مسائل مهم و اثرگذار از نگاه روزنامههای کشور قرار میدهیم.
در این ویژهنامه، نگاهی به آخرین مواضع جناحهای سیاسی و تحولات مهم داخلی، خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور انداخته میشود که مخاطبان بامطالعه آن به رهیافتهای مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت، در این بخش با ما همراه باشید.
*********
سینمای ایران در بزنگاههای تاریخی، گاهی یک قدم جلوتر از حافظه جمعی حرکت کرده و تصمیم گرفته تا ماموریت روایتگری ناگفتهها را بر عهده بگیرد؛ برای همین قصهها را از دل سکوت بیرون کشیده است.
سینما همواره نقش راهنما در تاریخ معاصر را داشته است؛ البته در آشوبهای اخیر شاهد آن بودیم که بخشی از هنرمندان با نام «خانه سینما» از اغتشاشات اخیر حمایت کردند؛ روزنامه اعتماد با سفیدشویی این جریان نوشته است:
هنرمند نمیتواند مروج خشونت باشد، آن چیزی که به خانه سینما اتهام زدند و گفتند بیانیه خانه سینما باعث بروز خشونت در جامعه شده درست نیست. صدای مردم بودن و اعتراضات مردم را بیان کردن این با تشویق به خشونت فرسنگها فاصله دارد؛ بیان اعتراض از طریق یک تریبونی مثل اینستاگرام که با سختی زیاد باز میشود چطور میتواند مروج خشونت باشد، چنین اعتراضی به مسالمتآمیزترین شکل ممکن صورت گرفته است!
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است:
صدای مردم بودن و اعتراضات مردم را بیان کردن این با تشویق به خشونت فرسنگها فاصله دارد؛ بیان اعتراض از طریق یک تریبونی مثل اینستاگرام که با سختی زیاد باز میشود چطور میتواند مروج خشونت باشد، چنین اعتراضی به مسالمتآمیزترین شکل ممکن صورت گرفته است.

در حالی که سینما باید گزارش آشوب را به درستی به جامعه منتقل کند، همگونی آن با عناصر ترورریستی قابل توجه و تفسیر است.
راجر واترز، از چهرههای مؤسس گروه راک پینک فلوید، در مصاحبهای که روز جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ در برنامه «بدون سانسور با پیرس مورگان» پخش شد، اعلام کرد با ایده تغییر رژیم در ایران موافق نیست و تأکید کرد که اعتراضات اخیر در کشور را نیز نباید بهعنوان تلاشی برای سرنگونی حکومت تعبیر کرد.
برخی سینماگران ایرانی که خود را مستقل نیرز مینامند؛ به جای دادن بیانیه یک با به صورت کامل این گفتگو را مرور کنند، جایی که پمپئو در شرح آن گفته بود که سربازان موساد در کف خیابانهای تهران هستند!
برخی شواهد نشان میدهد مذاکرات در مرحله فعلی به این نقطه رسیده که ترامپ و کاخ سفید با رویکرد جی دی ونس مبنی بر تمرکز بر حوزه هسته ای موافقت کرده است. در این مرحله برخی اصلاحطلبان با دادن گرای غلط مثل «توافق به هر قیمتی» در حال انحراف از مذاکره عزتمندانه هستند، روزنامه آرمان ملی نوشته است:
سناریوهای مختلفی را میتوان در خصوص مواجهه ایران و آمریکا مطرح کرد: سناریوی نخست؛ «جنگ محدود و سپس توافق» است. بدین صورت که آمریکا با وجود این تعداد از جنگافزارهای نظامی که با خود به خاورمیانه آورده جنگی محدود و هدفمند را علیه ایران آغاز کند تا ایران را مجبور به پذیرش خواستههایش در مذاکرات کند و نهایتا نیز به توافق برسند. این سناریو با یک مشکل بزرگ مواجه است و آن هم اینکه اگر آمریکا بهدنبال حمله محدود باشد، اما پاسخ ایران محدود نخواهد بود و همین امر نیز باعث میشود که آمریکا به جنگی طولانی و فرسایشی کشیده شود.

در پرونده هستهای خط قرمز ایران حفظ حق غنی سازی و خط قرمز طرف مقابل عدم هسته ای شدن ایران است، در این میان سطح مطالبات طرف مقابل برچیده شدن کل چرخه غنی سازی در ایران و همچنین خروج کامل اورانیومهای ۶۰ درصد و تعیین تکلیف اورانیومهای بیش از ۱.۵ درصد است در مقابل به نظر میرسد سطح مطالبات ایران حفظ سطحی از غنی سازی در داخل باشد.
در این مرحله ترامپ تلاش میکند با حفظ سایه جنگ و تهدید تهران را وادار به انعطاف بیشتری کند تا طرفین در نقطه تعادل مشخصی به توافق برسند. به این ترتیب اظهارات وی در مورد بررسی گزینه اعزام دومین ناوگروه به غرب آسیا یا اخبار منتشره در خصوص اعزام تفنگداران نیروی دریایی دلتا فورس به همسایگان شمالی ایران را باید در این فضا تحلیل کرد.
اما نکته قابل توجه آن است که مذاکرات برای ایران فصل پایانی رویارویی با ناتوی غربی نیست، فصلی مقطعی است. با این رویکرد راهبرد مذاکره به هر قیمتی جایی ندارد.





۰۹:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۳