سرویس جهان مشرق - با انتشار گزارشهای متعدد دربارهٔ وخامت سریع وضعیت جسمانی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، رقابت برای تصاحب قدرت پس از او به مرحلهای حساس و علنیتر وارد شده است. رسانههای نزدیک به مراکز تصمیمگیری ترکیه در ماههای اخیر، تصاویر و اخبار مربوط به هاکان فیدان، وزیر امور خارجهٔ کنونی و رئیس پیشین سازمان اطلاعات ملی این کشور را به شکل گسترده و هماهنگ پوشش دادهاند.
این پوشش رسانهای گسترده، نشانهای آشکار از شدت گرفتن جنگ قدرت پنهان درون حزب عدالت و توسعه به شمار میرود. پایان دورهٔ قانونی ریاستجمهوری اردوغان در سال ۲۰۲۸ و نشانههای بدتر شدن سلامت او، این رقابت را تسریع کرده است.
هاکان فیدان در حال حاضر یکی از قویترین و محتملترین نامزدهای تصاحب کرسی ریاستجمهوری ترکیه محسوب میشود. او بیش از سیزده سال ریاست سازمان اطلاعات ملی ترکیه را بر عهده داشت و به عنوان «جعبه سیاه» بسیاری از اسرار حساس دولتی شناخته میشد. انتصاب او به وزارت امور خارجه در سال ۲۰۲۳، اقدامی استراتژیک برای فراهم کردن زمینهٔ مشروعیت عمومی، تجربهٔ دیپلماتیک علنی و ایجاد چهرهای قابل قبول برای افکار عمومی ترکیه بود.

فیدان در رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی، به عنوان فردی آرام، محاسبهگر، استراتژیست دقیق و مدیر حرفهای معرفی میشود. برخلاف سبک هیجانی و پوپولیستی اردوغان، او نماد مدیریت مبتنی بر اطلاعات دقیق، برنامهریزی بلندمدت و استفادهٔ هوشمندانه از ابزارهای قدرت به شمار میرود.
تحت رهبری او، وزارت امور خارجه ترکیه تحول عمیقی را پشت سر گذاشت و به مرکزی برای هماهنگی میان دیپلماسی، امنیت ملی و عملیات راهبردی تبدیل شد. بسیاری از مدیران با سابقهٔ اطلاعاتی به این وزارتخانه وارد شدند و رویکرد دیپلماتیک ترکیه را به سمت ترکیبی از نفوذ نرم، ابزارهای فنی پیشرفته و هماهنگی اطلاعاتی سوق دادند. این تغییرات به ویژه در مناطق آفریقا، شمال آفریقا و برخی نقاط بالکان مشهود بوده است.
ریشههای صعود هاکان فیدان و نگاه منتقدان و حامیان وی
هاکان فیدان از مدیران میانی و با سابقهٔ نهادهای امنیتی ترکیه بود که به تدریج به بالاترین سطوح رسید. سالها فعالیت او در سازمان اطلاعات، شناخت عمیقی از ساختارهای داخلی قدرت، شبکههای منطقهای و تهدیدهای امنیتی به او بخشیده است.
هوادارانش معتقدند او قادر است ترکیه را به صورت منظمتر و با آسیبپذیری کمتر اداره کند. منتقدان اما نگران آن هستند که تمرکز بیش از حد بر ابزارهای اطلاعاتی، فضای سیاسی داخلی را محدودتر سازد.
در حال حاضر، دو جریان اصلی در رقابت جانشینی قابل تشخیص است. جریان نخست، حلقهٔ خانوادگی اردوغان است که تمایل دارد قدرت در چارچوب خانواده حفظ شود. نامهایی مانند بیلال اردوغان، پسر رئیسجمهور، و سلجوق بایراکتار، داماد او و مدیر پروژههای موفق پهپادی، در این طیف مطرح هستند. این گروه بر وفاداری شخصی و حفظ میراث خانوادگی تأکید دارد.

به دلیل سالها فعالیت در سایهٔ سازمان اطلاعات، فیدان چهرهای نسبتاً ناشناخته برای افکار عمومی بوده است. منتقدان میگویند او فاقد تجربهٔ کافی در مدیریت اقتصادی، مسائل اجتماعی و ادارهٔ روزمرهٔ کشور است و ممکن است ترکیه را بیش از حد به سمت نظامیگری و امنیتیسازی سوق دهد.
برخی ناظران سیاسی ترکیه معتقدند فیدان حتی از اردوغان هم اقتدارگراتر خواهد بود، چون بر خلاف اردوغان که گاهی تصمیماتش احساسی و پوپولیستی است، فیدان تصمیماتش را به شکل سرد، حسابشده و بدون احساسات اجرا میکند. این ویژگی میتواند منجر به حکومت امنیتیتر و کاهش هرگونه صدای مخالف شود.
همچنین سازمانهای حقوق بشری بینالمللی بارها از او به عنوان یکی از چهرههای اصلی نقض حقوق بشر در ترکیه نام بردهاند. موضوعاتی مانند شنود گسترده، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه در بازداشتگاهها و فشار بر خانوادههای مخالفان از جمله اتهاماتی است که در گزارشهای بینالمللی به فیدان نسبت داده شده است.
جریان دوم، حلقهٔ مدیران امنیتی و نهادهای دولتی است که فیدان و چهرههایی مانند ابراهیم کالین، رئیس کنونی سازمان اطلاعات، را گزینهٔ مناسبتر برای حفظ ثبات رژیم و موقعیت بینالمللی ترکیه میدانند. این محفل، تجربهٔ عملی فیدان در مدیریت بحرانها و شناخت او از مکانیسمهای قدرت را بر روابط خونی ترجیح میدهد.
نکتهٔ مهم و حساس در این رقابت، دسترسی فیدان به اطلاعات محرمانه و گسترده از دوران ریاستش بر سازمان اطلاعات است. این اطلاعات شامل جزئیات حساس دربارهٔ شخصیتهای کلیدی حزب و حلقهٔ نزدیک به خانوادهٔ اردوغان میشود.

چنین قدرتی، او را به بازیگری تأثیرگذار تبدیل کرده اما همزمان میتواند او را به تهدیدی بالقوه برای برخی جریانها بدل کند. برخی تحلیلها حاکی از آن است که تلاشهایی برای حاشیهنشین کردن او از طریق انتصاب به پستهای دیپلماتیک دور از مرکز قدرت وجود داشته باشد.
به عقیده برخی از حامیان وی، اگر هاکان فیدان زمام امور را به دست بگیرد، ترکیه به دوران متحد نزدیک و کلاسیک با کشورهای غربی باز نخواهد گشت. با این حال، انتظار میرود این کشور تحت رهبری او به شکل منظمتر، منسجمتر و با مدیریت اداری و اقتصادی بهتر اداره شود.
آینده ترکیه در صورت روی کار آمدن فیدان و تحولات منطقهای
ترکیه به عنوان کشوری با موقعیت جغرافیایی حساس و ظرفیتهای نظامی و اقتصادی، همواره بر سیاست خارجی نسبتا مستقل تأکید داشته است. در صورت تغییر رهبری به سمت فیدان، این سیاست کلی احتمالاً تداوم خواهد یافت اما با اجرای دقیقتر و کمتر احساسی.
روابط با همسایگان جنوبی و شرقی، از جمله ایران، در چارچوب منافع مشترک اقتصادی، ترانزیت انرژی و امنیت مرزها قابل مدیریت خواهد بود. هر دو کشور همواره بر احترام متقابل به حاکمیت ملی و مخالفت با دخالتهای خارجی در امور منطقه تأکید کردهاند. تداوم همکاریهای عملگرا در حوزههای تجاری و منطقهای، گزینهٔ منطقی برای هر دو طرف به شمار میرود. در سطح گستردهتر، ترکیه تلاش خواهد کرد فعالیتها و حضور خود را در قفقاز، بالکان، آفریقا و غرب آسیا حفظ و گسترش دهد.

در نهایت باید به این مسئله اشاره کرد که ترکیهٔ پس از اردوغان تحت رهبری احتمالی فیدان، کشوری منظمتر از نظر مدیریتی خواهد بود اما همچنان با جاهطلبیهای منطقهای قابل توجه. این ترکیب میتواند چالشهایی برای برخی بازیگران ایجاد کند اما همزمان الگویی از مدیریت متمرکز و سیاست خارجی فعال را به نمایش بگذارد. آیندهٔ ترکیه نه تنها برای مردم این کشور بلکه برای کل معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقهٔ غرب آسیا و اوراسیا تعیینکننده خواهد بود. رصد دقیق تحولات آتی در آنکارا، ضرورتی برای همهٔ کشورهای همسایه از جمله ایران به شمار میرود.





۰۹:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۴