به گزارش مشرق، ایلیا داوودی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس، منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران را به روشنی بیان میکند؛ مبنی بر اینکه جغرافیا بستری است برای رویش سرنوشت مشترک. به علاوه، این پیام ترسیمگر یک مرزبندی بنیادین و حیاتی میان ۲ مفهوم «همسایه» و «بیگانه» است؛ این مرزبندی در حقیقت ستون فقرات نظم مطلوب جمهوری اسلامی ایران برای آینده منطقه است؛ نظمی که بر اساس پیوند میان ملتهای پیرامون این آبراه حیاتی بنا شده و راه را بر دخالتهای ویرانگر قدرتهای فرامنطقهای میبندد.
منطق «همسرنوشتی» در برابر امنیت عاریهای
نخستین و عمیقترین لایه در این پیام، تعبیر راهبردی «همسرنوشت» برای توصیف رابطه ایران با کشورهای پیرامون خود است. ایران با چشمی بیدار و نگاهی بلندمدت، دست همکاری خود را به سوی همسایگانی دراز میکند که قرنهاست در کنار هم زیستهاند و هزارههای پیش رو را نیز ناگزیرند در همین اقلیم سپری کنند. منطق این همسرنوشتی ساده اما تکاندهنده است؛ در جغرافیای پیوسته خلیج فارس و دریای عمان، امنیت کالایی نیست که بتوان آن را به صورت تفکیکشده خرید یا فروخت. اگر شعله جنگی در این منطقه افروخته شود، دود آن به چشم همگان خواهد رفت و اگر ثبات برقرار باشد، سفره توسعه و رفاه برای تمام ملتها گسترده میشود.
تنگه هرمز نبض حیات منطقه است؛ بخش بزرگی از تجارت دریایی نفت و انرژی جهان از این معبر میگذرد و هرگونه ناامنی در این پهنه، نهتنها اقتصاد جهانی را دچار شوک میکند، بلکه معیشت و ثبات داخلی کشورهای ساحلی را نیز مستقیماً هدف قرار میدهد. ایران با تاکید بر مفهوم «همسرنوشتی» به همسایگان خود یادآوری میکند که ما اعضای یک خانه هستیم. همسایه، حتی اگر با او اختلاف نظر یا چالش سیاسی داشته باشیم، بخشی از کالبد همین جغرافیاست اما بیگانه، عنصری است که از فرسنگها دورتر با ناوها و سلاحهایش میآید تا برای منافعی که در جای دیگر تعریف شده، در این منطقه سهمخواهی کند.
توهم امنیت تحت سایه ناوهای بیگانه
پرسش بنیادین این است: امنیت این خانه مشترک را چه کسی باید تامین کند؟ پاسخ روشن است: امنیت خلیج فارس حق و تکلیف صاحبان این پهنه است. دهههاست ایالات متحده آمریکا با معرفی خود به عنوان ژاندارم جهانی و ضامن امنیت کشتیرانی، حضور نظامی سنگین خود را در منطقه توجیه کرده اما واقعیت تاریخی، تصویری به غایت متفاوت ارائه میدهد؛ تجربه حضور آمریکا در غرب آسیا موزهای از ویرانی و بیثباتی است. نسخه ضد امنیتی آمریکا همیشه با خود ویرانی زیرساختها، گسستهای اجتماعی و جنگهای نیابتی را به همراه آورده است؛ از اشغال نظامی عراق و افغانستان تا ایجاد زخمهای عمیق در یمن و سوریه و اکنون نیز که تمام منطقه را به آشوب و درگیری کشانده است.
قدرتی که ادعای برقراری نظم دارد، هر بار که وارد منطقه شده، بذر آشوب پاشیده است. چرا؟ چون امنیت آمریکایی بر پایه منافع صنایع نظامی واشنگتن و تثبیت هژمونی در حال زوال آنها بنا شده، نه بر اساس آرامش ملتهای منطقه. حضور بیگانه با ناوگان جنگی، خود بحران است؛ بیگانه در ظاهر حامل امنیت وارداتی است که حتی برای کشورهای منطقه همین نوع از امنیت هم حالا به وجود نیامده است اما اگر هم وجود داشت، باز هم امنیت وارداتی، شکننده و پرهزینه است. این نوع امنیت، در حقیقت ابزاری برای به گروگان گرفتن سیاست خارجی و اقتصاد کشورهای منطقه است تا آنها را همواره محتاج و وابسته نگه دارد.
راهبرد صهیونیستی؛ ویرانی از درون
نقش رژیم صهیونیستی به عنوان متحد استراتژیک آمریکا در منطقه، ابعادی خطرناکتر به خود گرفته است. رژیم صهیونیستی در این جغرافیای وسیع، یک وصله ناهمگون و فاقد ریشه است. بقای این رژیم بر این استراتژی ثابت استوار شده که برای حکمرانی بر منطقه، میان همسایگان جنگ و درگیری و تفرقه بیندازد. صهیونیستها از همکاری میان کشورهای خلیج فارس در هراسند، چرا که نظم و ثبات منطقهای به معنای حاشیهنشین شدن آنهاست.
هدف نهایی رژیم صهیونی این است که کشورهای منطقه را به جان هم بیندازد و از طریق قطببندیهای کاذب، توجهات را از اشغالگری و جنایات خود منحرف کند. آنها میخواهند منطقه را به یک ویرانه تبدیل کنند تا در میان خاکسترهای آن، امنیت دروغین خود را تضمین کنند. کشورهای منطقه بویژه پس از تجربه جنگ کنونی باید به خود آمده باشند که همراهی با طرحهای آمریکا و باز کردن پای رژیم صهیونیستی به این پهنه آبی، هیچ منفعتی برای آنها نخواهد داشت. تجربه نشان داده هرجا پای صهیونیسم باز شده، ناامنی، ترور و تنشهای پیچیده امنیتی دوچندان شده است. این رژیم نه رفیق روزهای سختی است و نه شریک توسعه، بلکه انگلی است که از بحرانسازی تغذیه میکند.
بلوغ قدرت؛ ایران از موضع اقتدار دعوت میکند
تأکید ایران بر صلح منطقهای و همکاری با همسایگان حاصل بلوغ قدرت است. ایرانی که امروز از منطق همسایگی سخن میگوید، همان قدرتی است که در لبههای دانش فناوری، از نانو و هوافضا تا صنعت دفاعی و هستهای، به ترازهای جهانی رسیده است. ایران از موضع اقتدار، دست برادری دراز میکند؛ اگرنه هم توان دفاعی برای دفع هرگونه تجاوز را دارد و هم اراده سیاسی برای ساختن نظم بومی.
قدرت واقعی یعنی توانایی ایجاد نظمی پایدار که در آن، بیگانه حذف شود. ایران با جداسازی ملتهای منطقه از سازوکارهای وابسته به آمریکا، پیامی روشن میفرستد؛ دشمن ما سازوکاری است که ثروت و امنیت شما را قربانی بلندپروازیهای واشنگتن و بقای رژیم صهیونی میکند. همسایگان باید چشمان خود را به روی این حقیقت بگشایند که خلیج فارس بدون حضور بیگانگان، جای امنتری برای تجارت، توسعه و شکوفایی است. نفوذ آمریکا در منطقه دیگر بر پایه رضایت ملتها یا حتی کارآمدی نظامی نیست. امروز، آمریکا برای حفظ حضور خود ناچار به لشکرکشی دائم، تهدید و تحریم است. اینکه آمریکا حالا برای تامین منافعش مجبور شده مدام چنگ و دندان نشان دهد، یعنی مشروعیت خود را از دست داده است. فرسودگی نظامی و هزینههای گزاف نگهداری پایگاهها نشان میدهد دوران دخالتهای بیهزینه به پایان رسیده است. در مقابل، ایران به جغرافیا، تاریخ و مردمی تکیه دارد که قرنهاست در این منطقه ریشه دارند. اکنون کشورهای منطقه میان ۲ گزینه قرار دارند؛ آیندهای با امنیت عاریهای و شکننده که هر لحظه به سیاستهای واشنگتن وابسته است و امکان دارد فروبریزد یا آیندهای با امنیت درونزا که ریشه در تعهد متقابل همسایگان دارد.
خلیج فارس «خانه» ملتهای منطقه است. در هیچ خانهای، غریبهای که از فرسنگها دورتر آمده، خیرخواه صاحبان خانه نخواهد بود. کشورهای منطقه باید بدانند طمع بیگانگان به منابع انرژی و موقعیت ژئوپلیتیک ما تمامنشدنی است و رژیم صهیونیستی برای ماندن خود، به ویرانی دیگران نیاز دارد.
افق آینده مقاومت در خلیج فارس، جنگطلبی نیست، بلکه پایان دادن به منطق جنگسازی بیگانه است. مقاومت یعنی بالا بردن هزینه برای هر کسی که میخواهد امنیت منطقه را بازیچه سیاستهای خود کند. جمهوری اسلامی ثابت کرده هم در میدان بازدارندگی نفوذناپذیر است و هم در میدان دیپلماسی منطقهای، صبور و راهبردی عمل میکند.
نظم پایدار خلیج فارس تنها زمانی محقق میشود که همسایه جایگاه واقعی خود را بشناسد و بیگانه بداند اینجا جای طمعکاری نیست. ایران، مقتدر و مقاوم، مسیری را پیشنهاد میدهد که در آن همکاری جایگزین سلطه شود و امنیت نه از روی عرشه ناوهای هواپیمابر، بلکه از قلب تفاهمات منطقهای بجوشد. خلیج فارس تا همیشه خلیج همسایگی باقی خواهد ماند، مشروط بر آنکه اراده بومی، بر توهم حمایتهای خارجی غلبه کند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۴:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۴